وقتی خبری را میشنويم اول باید ببينيم چقدر به مخبر آن اطمينان داريم، بعد اگر به راستگويی او ايمان هم داريم باز لحظهای فکر کنيم.
خبر کشته شدن يک زن در دادگاه درسدن آلمان کاملاً واضح و آشکار است و من متعجب از اينهمه تفسير و مقايسهی بیمربوط. يکبار خبر را با هم مرور میکنيم شايد من اشتباه میکنم و میشود آن نتايج را گرفت که دوستان عزيز اين روزها برای خود هوا میکنند.
حدود يک سال قبل يک مرد روس در پارک به يک زن مصری محجبه توهين میکند و او را تروريست میخواند. دليلش برای اينکار هر چه بوده، نمیتواند توجيهی برای اين تهمت باشد. به همين خاطر (توجه کنيد، به دليل توهين و تهمت) اين خانم به دادگاه شکايت کرده و دادگاه هم به سند شهادت خانوادهی زن، آن مرد را مجرم شناخته و به پرداخت جريمه محکوم کرده. لازم نيست دوباره تکرار کنم که توجه کنيد دادگاه شخص توهينکننده را مجرم دانسته و حق را به زن مصری داده.
يازده روز قبل (دهم تير) قرار بود در دادگاه تجديد نظر ميزان نهايی اين جريمه مشخص شود که متهم در دادگاه با حمله به شاکی او را با ضربات چاقو جلوی اعضای خانوادهاش کشته. شوهر زن هم با متهم درگير میشود و وقتی پليس حاضر میشود آن دو همچنان گلاويز بودند و به اشتباه شوهر زن مورد اصابت گلولهی پليس قرار میگيرد.
در همان روز تمامی بخشهای خبری اين اتفاق را پوشش دادند. اين خبر چنان حيرتآور بود که حتی روزنامهی راستگرای شپيگل آنرا با عنوان «همهی ما تحت شوک قرار گرفتيم» منتشر کرد. روزهای بعد هم اين خبر و تفسير آن موضوع اکثر رسانههای آلمانی بود؛ زيرا چنين اتفاقی تاکنون در دادگاههای آلمان اتفاق نيفتاده بود، آن هم بخاطر چنين اتهام کوچکی متهم قصد جان شاکی را کند. از همان روز تمامی مراجعان به دادگاهها کنترل بدنی میشدند و کميتهای مشغول بررسی دلايل اين اتفاق و همينطور نحوهی شليک گلوله به شوهر مقتول، شدند. با اينکه اين اتفاق يک حادثهی جنايی بود، ولی به دليل بیسابقگی آن و خارجی بودن مقتول، بيشتر سياستمداران با خانوادهی او ابراز همدردی کردند. به طوريکه رئيس حزب سوسيال دموکرات و نايب صدراعظم آلمان ديروز در گردهمايی که برای يادبود مقتول در درسدن برگزار شده بود، به همراه تعداد زيادی از مردم آلمان شرکت کرد. دقت کنيد نه تنها اين اجتماع توسط پليس آلمان سرکوب نشد، بلکه مردم و سياستمداران آلمان هم در آن شرکت کردند.

REUTERS: گلهای سفيد بر روی پلههای شهرداری درسدن (روی پلاکارد: تو در خاطرات خوب میمانی)
اينکه شخصی بخاطر يک شکايت و پرداخت جريمهی نقدی، دست به قتل بزند، آنچنان غيرعقلانی است که بدون تائيد روانپزشکان میشد به اختلالات روانی قاتل پی برد. بااينحال انگيزهی راسيستی و نژادپرستانه در توهين اوليه که دادگاه هم آنرا بخاطر شهادت خانوادهی زن پذيرفته بود، آشکار است. اما وقتی يک زن خارجی (دقت کنيد خارجی) میتواند به همين دليل (دقت کنيد فقط بخاطر توهين) از شخصی شکايت کند (دقت کنيد شکايت) و دادگاه هم به نفع او (دقت کنيد به نفع يک زن خارجی) رأی صادر میکند، چطور میتوان نتيجه گرفت در اين کشور حقوق انسانها ناديده گرفته میشود؟ و خارجیها و مسلمانها از حقوق انسانی بیبهره هستند؟

خبرگزاری مهر: راهپيمايی بعد از نماز جمعه تهران
وقتی قاتل که بيکار روسی الاصل است و با ادعای آلمانی بودن اجدادش تابعيت آلمانی گرفته و با عملش نشان داده صحت عقل هم ندارد، به يک نفر توهين میکند، چطور میتوان نتيجه گرفت تمام مردم آلمان يا غرب نژادپرست هستند؟
حالا اين وسط دولت آلمان و غرب چه نقشی ايفا کردهاند؟ شايد رسانههای وطنی توضيح بهتری برايش داشته باشند، ولی تنها کوتاهی که به نظر میرسد عدم جستجوی بدنی مراجعان دادگاه میتواند باشد که آنهم بخاطر کرامت انسانی و بیسابقه بودن اين حادثه، نيازش احساس نمیشد. البته شايد بهتر بود مانند کشور عزيز اسلامیمان که نه تنها خارجیها بلکه مردم ايران هم حق شکايت از توهينها و تهمتها را ندارند، دادگاه آلمان هم از پذيرفتن شکايت اين زن خودداری میکرد تا کار به اينجا نمیکشيد!!! و واقعاً چه شعار بامضمونی میدهند آنها که مقتول را «قربانی حقوق بشر» میدانند؛ زيرا اگر دادگاه برای او حقی قائل نبود و متهم را محکوم و جريمه نمیکرد، هيچگاه دست به قتل نمیزد!
حالا چه اتفاقی افتاده که بعد از ده روز رسانههای وطنی متوجه اين اتفاق شدهاند و از آن چنان نتايجی گرفتهاند که با کمی تفکر میتوان به انگيزههای سياسی وغيرانسانیاش پی برد. تعجبآورتر ادعای رسانهای نشدن اين اتفاق است؛ البته با تأخير ده روزهی اين رسانههای فعال، اگر میخواستند بايد کمی آرشيوهای قديمیتر را جستجو میکردند که يحتمل نخواستند و نمیخواهند.
از همه تأسفبارتر مقايسه قتل يک زن (حالا اينبار مسلمان) توسط يک فرد بيکار روانی، با تصاوير جان دادن دختری هنگام سرکوب چند هفتهای اعتراضات مردم ايران توسط نيروهای حکومتی با دستور بلندپايهترين مقام کشور، است. هر دو قتل هستند، هر دو مقتول هم زن بودند، ولی واقعاً اين عزيزان هر کس سيبيل داشته باشد را پدر خود میدانند؟ يعنی يافتن تفاوت اين دو قتل آنقدر پيچيده است که دوستان زحمت کمی تفکر را هم به خود نمیدهند؟
اين تفاسير و ادعاها در رسانههای کشوری منتشر میشود که احتياجی نيست من تکتک محدوديتهای حقوق اوليه انسانها را در آن برای شما بشمارم. لازم نيست يادآوری کنم در اين کشور نه تنها حکومت بين اقوام و مذاهب و حتی شهرها و استانها تبعيض قائل میشود، بلکه نحوهی پوشش شهروندان هم دليلی برای تبعيض و حتی بازداشت آنهاست. کشوری که بغل گوششان پليس کشور دوست و برادر چين به جان مسلمانان میافتد و در يک روز بيش از صد نفر مسلمان را میکشد، ولی حکومت و رسانههای وطنی احتياجی به واکنش نمیبينند.

AFP: پرتاب تخم مرغ به سفارت آلمان در تهران
کشوری که دانشجويان باغيرت مسلمانش، بخاطر قتل يک زن مسلمان توسط يک بيمار روانی در آلمان جلوی سفارت آلمان تجمع میکنند و برعليه دولت آلمان شعار میدهند و تخممرغ پرتاب میکنند، ولی به هيچ عنوان اهميتی ندارد در چين مسلمانان توسط و با حمایت نظامیهای چينی کشتار میشوند و مسجد شهر به تصرف نظامیها درمیآيد تا از خواندن نماز مسلمانان جلوگيری کنند.
اين است معجزهی رسانههای وطنی و فراموش نکنيم بسيار هستند کسانی که بدون اما و اگر و لحظهای تامل و تفکر مو به مو اين معجزه در ذهنشان نقش میبندد.