« June 2009 | Main

July 2009 Archives

July 12, 2009

معجزه‌ی رسانه‌های وطنی

وقتی خبری را می‌شنويم اول باید ببينيم چقدر به مخبر آن اطمينان داريم، بعد اگر به راستگويی او ايمان هم داريم باز لحظه‌ای فکر کنيم.
خبر کشته شدن يک زن در دادگاه درسدن آلمان کاملاً واضح و آشکار است و من متعجب از اينهمه تفسير و مقايسه‌ی بی‌مربوط. يک‌بار خبر را با هم مرور می‌کنيم شايد من اشتباه می‌کنم و می‌شود آن نتايج را گرفت که دوستان عزيز اين روز‌ها برای خود هوا می‌کنند.

حدود يک سال قبل يک مرد روس در پارک به يک زن مصری محجبه توهين می‌کند و او را تروريست می‌خواند. دليلش برای اينکار هر چه بوده، نمی‌تواند توجيهی برای اين تهمت باشد. به همين خاطر (توجه کنيد، به دليل توهين و تهمت) اين خانم به دادگاه شکايت کرده و دادگاه هم به سند شهادت خانواده‌ی زن، آن مرد را مجرم شناخته و به پرداخت جريمه محکوم کرده. لازم نيست دوباره تکرار کنم که توجه کنيد دادگاه شخص توهين‌کننده را مجرم دانسته و حق را به زن مصری داده.
يازده روز قبل (دهم تير) قرار بود در دادگاه تجديد نظر ميزان نهايی اين جريمه مشخص شود که متهم در دادگاه با حمله به شاکی او را با ضربات چاقو جلوی اعضای خانواده‌اش کشته. شوهر زن هم با متهم درگير می‌شود و وقتی پليس حاضر می‌شود آن دو همچنان گلاويز بودند و به اشتباه شوهر زن مورد اصابت گلوله‌ی پليس قرار می‌گيرد.

در همان روز تمامی بخش‌های خبری اين اتفاق را پوشش دادند. اين خبر چنان حيرت‌آور بود که حتی روزنامه‌ی راستگرای شپيگل آنرا با عنوان «همه‌ی ما تحت شوک قرار گرفتيم» منتشر کرد. روز‌های بعد هم اين خبر و تفسير آن موضوع اکثر رسانه‌های آلمانی بود؛ زيرا چنين اتفاقی تاکنون در دادگاه‌های آلمان اتفاق نيفتاده بود، آن هم بخاطر چنين اتهام کوچکی متهم قصد جان شاکی را کند. از همان روز تمامی مراجعان به دادگاه‌ها کنترل بدنی می‌شدند و کميته‌ای مشغول بررسی دلايل اين اتفاق و همينطور نحوه‌ی شليک گلوله به شوهر مقتول، شدند. با اينکه اين اتفاق يک حادثه‌ی جنايی بود، ولی به دليل بی‌سابقگی آن و خارجی بودن مقتول، بيشتر سياستمداران با خانواده‌ی او ابراز همدردی کردند. به طوريکه رئيس حزب سوسيال دموکرات و نايب صدراعظم آلمان ديروز در گردهمايی که برای يادبود مقتول در درسدن برگزار شده بود، به همراه تعداد زيادی از مردم آلمان شرکت کرد. دقت کنيد نه تنها اين اجتماع توسط پليس آلمان سرکوب نشد، بلکه مردم و سياستمداران آلمان هم در آن شرکت کردند.

گل‌های سفيد بر روی پله‌های شهرداری درسدن
REUTERS: گل‌های سفيد بر روی پله‌های شهرداری درسدن (روی پلاکارد: تو در خاطرات خوب می‌مانی)

اين‌که شخصی بخاطر يک شکايت و پرداخت جريمه‌ی نقدی، دست به قتل بزند، آنچنان غيرعقلانی است که بدون تائيد روانپزشکان می‌شد به اختلالات روانی قاتل پی برد. بااينحال انگيزه‌ی راسيستی و نژادپرستانه در توهين اوليه که دادگاه هم آنرا بخاطر شهادت خانواده‌ی زن پذيرفته بود، آشکار است. اما وقتی يک زن خارجی (دقت کنيد خارجی) می‌تواند به همين دليل (دقت کنيد فقط بخاطر توهين) از شخصی شکايت کند (دقت کنيد شکايت) و دادگاه هم به نفع او (دقت کنيد به نفع يک زن خارجی) رأی صادر می‌کند، چطور می‌توان نتيجه گرفت در اين کشور حقوق انسان‌ها ناديده گرفته می‌شود؟ و خارجی‌ها و مسلمان‌ها از حقوق انسانی بی‌بهره هستند؟

راهپيمايی بعد از نماز جمعه
خبرگزاری مهر: راهپيمايی بعد از نماز جمعه تهران

وقتی قاتل که بيکار روسی الاصل است و با ادعای آلمانی بودن اجدادش تابعيت آلمانی گرفته و با عملش نشان داده صحت عقل هم ندارد، به يک نفر توهين می‌کند، چطور می‌توان نتيجه گرفت تمام مردم آلمان يا غرب نژادپرست هستند؟
حالا اين وسط دولت آلمان و غرب چه نقشی ايفا کرده‌اند؟ شايد رسانه‌های وطنی توضيح بهتری برايش داشته باشند، ولی تنها کوتاهی که به نظر می‌رسد عدم جستجوی بدنی مراجعان دادگاه می‌تواند باشد که آن‌هم بخاطر کرامت انسانی و بی‌سابقه بودن اين حادثه، نيازش احساس نمی‌شد. البته شايد بهتر بود مانند کشور عزيز اسلامی‌مان که نه تنها خارجی‌ها بلکه مردم ايران هم حق شکايت از توهين‌ها و تهمت‌ها را ندارند، دادگاه آلمان هم از پذيرفتن شکايت اين زن خودداری می‌کرد تا کار به اينجا نمی‌کشيد!!! و واقعاً چه شعار بامضمونی می‌دهند آنها که مقتول را «قربانی حقوق بشر» می‌دانند؛ زيرا اگر دادگاه برای او حقی قائل نبود و متهم را محکوم و جريمه نمی‌کرد، هيچگاه دست به قتل نمی‌زد!

حالا چه اتفاقی افتاده که بعد از ده روز رسانه‌های وطنی متوجه اين اتفاق شده‌اند و از آن چنان نتايجی گرفته‌اند که با کمی تفکر می‌توان به انگيزه‌های سياسی وغيرانسانی‌اش پی برد. تعجب‌آورتر ادعای رسانه‌ای نشدن اين اتفاق است؛ البته با تأخير ده روزه‌ی اين رسانه‌های فعال، اگر می‌خواستند بايد کمی آرشيو‌های قديمی‌تر را جستجو می‌کردند که يحتمل نخواستند و نمی‌خواهند.
از همه تأسف‌بارتر مقايسه قتل يک زن (حالا اينبار مسلمان) توسط يک فرد بيکار روانی، با تصاوير جان دادن دختری هنگام سرکوب چند هفته‌ای اعتراضات مردم ايران توسط نيروهای حکومتی با دستور بلندپايه‌ترين مقام کشور، است. هر دو قتل هستند، هر دو مقتول هم زن بودند، ولی واقعاً اين عزيزان هر کس سيبيل داشته باشد را پدر خود می‌دانند؟ يعنی يافتن تفاوت اين دو قتل آنقدر پيچيده است که دوستان زحمت کمی تفکر را هم به خود نمی‌دهند؟

اين تفاسير و ادعا‌ها در رسانه‌های کشوری منتشر می‌شود که احتياجی نيست من تک‌تک محدوديت‌های حقوق اوليه انسان‌ها را در آن برای شما بشمارم. لازم نيست يادآوری کنم در اين کشور نه تنها حکومت بين اقوام و مذاهب و حتی شهرها و استان‌ها تبعيض قائل می‌شود، بلکه نحوه‌ی پوشش شهروندان هم دليلی برای تبعيض و حتی بازداشت آنهاست. کشوری که بغل گوششان پليس کشور دوست و برادر چين به جان مسلمانان می‌افتد و در يک روز بيش از صد نفر مسلمان را می‌کشد، ولی حکومت و رسانه‌های وطنی احتياجی به واکنش نمی‌بينند.

پرتاب تخم مرغ به سفارت آلمان
AFP: پرتاب تخم مرغ به سفارت آلمان در تهران

کشوری که دانشجويان باغيرت مسلمانش، بخاطر قتل يک زن مسلمان توسط يک بيمار روانی در آلمان جلوی سفارت آلمان تجمع می‌کنند و برعليه دولت آلمان شعار می‌دهند و تخم‌مرغ پرتاب می‌کنند، ولی به هيچ عنوان اهميتی ندارد در چين مسلمانان توسط و با حمایت نظامی‌های چينی کشتار می‌شوند و مسجد شهر به تصرف نظامی‌ها درمی‌آيد تا از خواندن نماز مسلمانان جلوگيری کنند.
اين است معجزه‌ی رسانه‌های وطنی و فراموش نکنيم بسيار هستند کسانی که بدون اما و اگر و لحظه‌ای تامل و تفکر مو به مو اين معجزه در ذهنشان نقش می‌بندد.

July 16, 2009

اهميت حضور برای جنبش حق‌طلبی

اتفاقات اخير ايران نکات بسيار مثبتی برای جامعه‌ی ما داشته. دلچسب‌ترينش اتحاد و يکپارچگی است که بين معترضان شکل گرفته. ولی از آن با اهميت‌تر بيداری و آگاهی بخش بزرگی از جامعه است. اين آگاهی‌ها که در هرکدام از ما به نحوی تکامل يافته و سبب تغيير نگرش و افکارمان شده، به تنهايی يک امر باارزش و مثبت در جامعه است که در طولانی مدت به نتيجه خواهد نشست. ولی آفت بزرگی هم آنرا تهديد می‌کند، که همان سرخوردگی از بی‌نتيجه ماندن آن در کوتاه مدت است.
به باور من، تنها راهی که می‌تواند از دلسردی مردم جلوگيری کند تداوم حضور يکپارچه و بدون خشونت در انظار عمومی است؛ تا ضمن ادامه‌ی حق‌خواهی و عدم سکوت در برابر ظلم، پاسخی باشد برای آنها که مردم معترض را اغتشاش‌گر و عوامل بيگانه می‌خوانند.

حال فرقی ندارد که اين حضور کجا باشد و يا چه کسی سخنرانی کند و چه بگويد. مهم ادامه‌ی حرکتی است که در برابر دروغ و خيانت و ظلم شکل گرفته. مهم کم هزينه‌تر بودن اين حضور است. مهم رساندن ندای حق‌طلبی و ضد ظلم به مردم ديگر است. و کجا بهتر از مراسم‌هايی که خود حکومت برپا می‌کند و دوربين‌های رسانه‌ها هم آنجا حضور دارند. کجا بهتر از اجتماعات مذهبی که سرکوب و حمله به آن نه تنها هزينه‌ی سنگينی برای حکومت دارد، بلکه باعث آگاهی بخش ديگری از مردم مذهبی به ظلم و بی‌دينی سرکوبگران خواهد شد.
حضور در نمازجمعه‌ی فردا، صرفنظر از اينکه رفسنجانی چه خواهد گفت و چه اتفاقی خواهد افتاد، انرژی جديدی به جنبش سبز می‌دهد که برای تداوم آن بسيار حياتی است.

به نظر من حتی می‌شود از حالا برای ماه محرم و حضور آگاهی‌بخش و اعتراض‌آميز برنامه‌ريزی کرد؛ زيرا علاوه بر مفهوم ضد ظلم حرکت عاشورا، تعداد زياد هيأت‌های عزاداری و مردمی بودن اکثر آنها، فرصت مناسبی برای ادامه‌ی جنبش حق‌طلبانه‌ی مردم است.

About July 2009

This page contains all entries posted to سعید حاتمی in July 2009. They are listed from oldest to newest.

June 2009 is the previous archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35