WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « رأی من شمرده می‌شود؟ |  اهميت حضور برای جنبش حق‌طلبی »
سياسی Monday, June 8, 2009
آيا رأی مردم به نفع نظام است؟

خيلی از ما با اين سؤال که «آيا رأی من، تائيد نظام است؟» مواجه شديم و با روش خودمان به آن پاسخ مثبت يا منفی داده‌ايم. من به دلايل زير اعتقاد دارم، رأی مردم بيانگر رأی آری به نظام نيست:

۱- ادعای نظام
اکثر کسانيکه به اين شعار ايمان دارند، دليلشان ادعای نظام (بيشتر از همه رهبر و صدا و سيما و روزنامه‌ی کيهان) است که معمولاً اين نکته را تکرار می‌کنند. آيا واقعاً هر چه اينها می‌گويند و ادعا دارند بدون کم و کاست و اما و اگر می‌پذيريم؟ يا فقط اين مورد استثناء است؟ اتفاقاً بيشتر موافقان اين ادعا خود قربانی ادعا‌ها و اتهامات همين نظام و دستگاه‌ها هستند و بخاطر آن لحظات زيادی از عمر خود را در زندان گذرانده‌اند و آواره‌ی غربت شده‌اند. پس بايد کمی در مورد اين ادعا تأمل کنيم و براحتی آنرا نپذيريم.

۲- تداوم نظام
بسياری بر اين باورند که رأی دادن باعث تثبيت و محکم شدن پايه‌های نظام خواهد شد. اين حرف اگر سی سال پيش زده می‌شد بسيار قابل باورتر بود تا اکنون که اينهمه انتخابات با ميزان ناچيز و حداقلی مشارکت، در اين نظام برگزار شده. آيا در زمان جنگ که ايران سخت‌ترين و ضعيف‌ترين دوران خود را می‌گذراند و در تمام دنيا متحدی نداشت و رهبر فعلی ايران با مشارکت فقط پنجاه و چهار درصدی مردم به رياست جمهوری برگزيده شد، عمر نظام به سر آمد و ثباتش از بين رفت؟ بعد از دوره‌ی ششم (شانزده سال پيش) که فقط پنجاه درصد مردم رأی دادند، آيا اتفاقی افتاد؟
همه‌ی اينها به کنار، انتخابات خرداد هفتاد و شش که هشتاد درصد مردم شرکت کردند چه پيامدی برای نظام داشت؟ نمونه‌اش هجده تير هفتاد و هشت بود که هنوز داغ آن بر دل نظام مانده و آنرا فراموش نمی‌کنند. آيا خروش جوانان در آن چند روز بخاطر پشت گرمی آنها از همان رأی‌ها نبود؟ آيا مقالاتی که در نقد حکومت و حتی امام خمينی در روزنامه‌ها چاپ می‌شد را نمی‌توان نتيجه‌ی آن پشتوانه‌ی هشتاد درصدی دانست؟ ولی وقتی همان مردم بخاطر بسياری مسائل دلسرد شدند و حضورشان کمرنگ شد، دوباره خفقان و سانسور و دروغ و عوام فريبی جامعه را فرا گرفت. چرا نمی‌شود اين شواهد را در نظر گرفت؟ چرا نمی‌توان يکی از علل دوره‌ی خفقان سال‌های شصت و چهار تا هفتاد و شش را مشارکت کمتر از پنجاه و چهار درصدی مردم در آن سالها بدانيم؟

۳- مشروعيت نظام
شرکت در انتخابات مشروعيت به نظام نيست و يک حق (هرچند محدود) است. مانند حقوقی که يک کارمند از دولت می‌گيرد. آيا کارمندی که برای دولت کار می‌کند، چون مجبور به پذيرفتن ضوابط تعريف شده‌ی نظام و دولت است، به نظام مشروعيت می‌دهد؟ اگر اينگونه باشد که تمام مردم داخل ايران به نحوی به نظام مشروعيت می‌بخشند و به آن کمک می‌کنند. هر خريدی که در ايران انجام می‌شود، چون مالياتش به گونه‌ای به جيب دولت می‌رود؛ يعنی داريم نظام را ياری می‌دهيم تا با آن پول‌ها برای خودش اعتبار کسب کند و بگويد که رأی شما رأی به نظام است؟
اگر اينگونه است، تنها راه اين است که در بيابان چادری بزنيم و مانند انسان اوليه زندگی کنيم که هيچ نفعی به نظام نرسد! البته می‌شود هم به خارج ايران مهاجرت کرد، ولی آيا شما کسی را می‌شناسيد که بخاطر اين مسأله ايران را ترک کرده باشد؟ يا دليل اصلی مهاجرت‌ها تنگناهای اجتماعی و سياسی و اقتصادی بخاطر نااميدی و ناتوانی در اصلاح و تغيير اساسی است؟ اگر اينگونه است، نبايد اين حق را برای ديگران قائل شويم که از تنها وسيله برای تغيير اوضاع (هرچند ناچيز) که همان انتخابات محدود است، استفاده کنند؟ از ديد من ناجوانمردانه‌ترين کار، اتهام مشروعيت دادن نظام و تثبيت آن، به کسانی است که به اميد تغيير می‌خواهند رأی دهند.

۴- دسيسه‌ی نظام
اينکه بگوييم تمام حکومت يکدست است و انتخابات نمايشی برای گرم کردن حضور مردم در صحنه، به باور من مغلطه‌ای بزرگ است. مهمترين نکته اين است که اگر تمام جهان را بگرديم نمی‌توانيم دو نفر را که در تمام مسائل موافق هم باشند پيدا کنيم. پس بپذيريم درون حکومت و نظام‌های ايدئولوژيک هم اختلافات حتی عميق‌تر از نظام‌های ديگر وجود دارد؛ زيرا از ايدئولوژی می‌توان برداشت‌های متفاوت داشت. به همين دليل است که می‌بينيم هر چهار کانديدا همديگر را به فاصله از خط امام و رهبری متهم می‌کنند.
شايد اين حرف که تمام کانديداها برای سياه‌کاری مردم آمده‌اند و يک نفر از قبل تعيين شده انتخاب خواهد شد، تا دوازده سال پيش صادق بود، ولی امروز می‌بينيم اختلافات و تلاش برای پيروزی در اين افراد آنچنان فاحش است که «نن جون» کروبی (*) هم متوجه آن می‌شود. اين تلاش‌ها به حدی رسيده که احمدی‌نژاد بيست و شش سال قبل از خود که تقريباً تمام عمر نظام است، زير سؤال می‌برد و فساد دولت‌های قبلی را برملا می‌کند. رقبا هم دروغ‌ها و خيانت‌های او به ملت را رسوا می‌کنند. يعنی کل سی سال، حکومت ايران جز فساد و دروغ نبوده. عجبا از اين دسيسه که تيشه به ريشه‌ی خود می‌زند تا تثبيت شود!

۵- سکوت علامت رضاست
نه تنها در فارسی، بلکه در بقيه فرهنگ‌ها هم سکوت علامت رضاست. اگر من نوعی رأی ندهم، از کجا می‌شود فهميد که بخاطر بی‌تفاوتی بوده يا ضديت؟ نتيجه‌ی اين سکوت و گذشتن از حق شرکت در انتخابات چيست و چه بوده؟ آيا منجر به پيروزی فردی که رأی‌های مشخص دارد، نمی‌شود؟ آيا با اين فرد موافقيم؟ آيا می‌خواهيم اين فرد چهار سال رئيس‌جمهور کشورمان باشد؟ می‌خواهيم چهار سال، بعد از نام ايران نام ايشان باشد؟ اگر با ايشان موافقيد و می‌خواهيد ايشان پيروز شود، بهترين کار رأی به ايشان است و بعد سکوت يا تحريم.
باز هم تکرار می‌کنم از ديد من تحريم انتخابات اصطلاحی بی‌معنی است؛ زيرا رأی ندادن هم يک انتخاب است و کسيکه رأی نمی‌دهد به نوعی در اين انتخابات شرکت کرده و همانطور که گفتم با حساب سرانگشتی به پيروزی فردی که شانس بيشتری دارد، کمک می‌کند.

(*) کروبی در مناظره با احمدی‌نژاد ياد آور شد که نن جونش هم گرانی را متوجه می‌شود.

در همين زمينه بخوانيد:
انتخاب، مسأله اين است
رأی من شمرده می‌شود؟
با وضع موجود مشکلی ندارم، ولی...
احمدی نژاد؛ آيا مسأله فقط اوست؟
برای «تغيير» به «اميد» رأی می‌دهم


نظر شما چيه؟ (11 پيام)

   Bookmark and Share

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 11:59 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: ناصر Tuesday، 09 Jun، 2009 ساعت 10:30

ونباید فراموش کنیم که همین تحریم در دوره قبل یکی از دلایلی بود که باعث شد کاندیدای طرف مقابل انتخاب بشه.همینطور تغییر ودگرگونی هم یک شبه اتفاق نخواهد افتاد و به قول ارمنیها گاماس گماس البته با مناظره هایی که دیدیم قدم بزرگ وخوبی بود


نويسنده: يك صداي بي‌صدا Tuesday، 09 Jun، 2009 ساعت 06:09

سلام

من خودم تا همين ديروز جزء «تحريمي‌ها» بودم...اما كسي كه بسيار مورد احترامم است از من عين همين پرسش‌ها را پرسيد...گمان نمي‌كنم در مقابل حرف حساب بتوان جوابي داد!
پس از تمامي دوستاني تقاضا دارم توجه كنند كه با «تحريم» به تكرار چهار سال گذشته رأي خواهند داد

URL: http://www.1sedda.blogspot.com

نويسنده: هرمز ممیزی Tuesday، 09 Jun، 2009 ساعت 05:49

سلام دوست عزیز

منطقی نگاشته اید و با حال و هوای امروز کشور هماهنگی دارد . تحریم زمانی تاثیر دارد که تحریم کننده بتواند عدم حضور مردم را به نمایش بگذارد !

URL: http://hmomayezi.persianblog.ir

نويسنده: بی‌نام Tuesday، 09 Jun، 2009 ساعت 03:58

Hey, great post, very well written. You should post more about this.


نويسنده: شیدا Monday، 08 Jun، 2009 ساعت 22:45

با رای دادن و بودن و حضور موافقم

URL: http://sheydashirazi.blogfa.com/

نويسنده: ترانه Monday، 08 Jun، 2009 ساعت 17:20

من هم از تحريميها بودم ولی استدلالای شما نظرمو عوض کرد . اما به کی رای بديم وقتی هرکدوم يه جاشون پيسی داره ؟


نويسنده: نیم من Monday، 08 Jun، 2009 ساعت 16:15

آقا سعید خیلی‌ ممنون مستدل و گویا

به:فانوس دریا:
قرصاتو پشتو رو خوردی؟ اصلا معلوم هست چی‌ داری میگی‌؟


نويسنده: خاطره Monday، 08 Jun، 2009 ساعت 14:57

ولی بد نیست یه مدت دیگه طول بکشه چند تا دیگه مناظره...
کلی همه چی رو بشه و ما بخندیم!!!!!
در بودنش که شکی نداشتیم از رو شدنش بخندیم!

URL: http://khaterehkh.blogsky.com/

نويسنده: خاطره Monday، 08 Jun، 2009 ساعت 14:55

وقتی قضیه سال ۷۶ یا۸۰ باشه حق با توئه
و شاید امسال هم
اما خوب مثلا ۴ سال قبل اینطور نبود
البته بهتره فراموش نکنیم این کاندیدا ها توسط همین نظام تائید می شوند
امیدوارم هرچی خیره پیش بیاد

URL: http://khaterehkh.blogsky.com/

نويسنده: فانوس دریا Monday، 08 Jun، 2009 ساعت 13:51

وای خدای من/ ببخشید/ اول سلام و علیک سلام

من بازم هیجان زده شدم منوببخشید تو رو خدا .....
وای خدای من دعای من زودتر از دعای من مستجاب شد ای خدا ای ول مرثی خدا جون آخیش الهی شکر که شما آلمان هستین الهی صدهزار بار شکرت ...
حداقل یه هموطن ایرانیه من اینجا نیست که ببینه اینجا چه خبره ... سعید جان اگه از من می شنوی اونجا سعی کن پیشرفت کنی شما هرجور که بخوای به این مملکت خدمت کنی نمی ذارن ... باور کن اگه ۹۰٪ این مملکت راضی باشن به این حکومت ... فقط این حکومت به نفع آدمهای بادمجون دور قابچین هستش فقط وفقط ببخشید سعید جان من رک صحبت می کنم ... اما من نمی خوام سکوتم علامت رضا باشه به هیچ وجه ابدا واصلا خب وقتی کسی نیست که رای بدیم چیکار باید بکنیم سعید آقا ...؟؟؟؟؟؟
پس توی این همه دسیسه و دغل وکلک آدم به کی اعتماد کنه ؟؟؟؟ سعید جان
من مشروعیت نظام را قبول ندارم ولی موافق اسلام هستم پیامبرم را دوست دارم به مکه احترام می ذارم ومعتقدم که خدا وجود داره اما مشروعیت این حکومت را قبول ندارم منه یه نفر چکار می تونم انجام بدم سعید جان ما توی این ایران زندگی می کنیم کار می کنیم پس به زورم که شده از ما مالیات می گیرن بله درسته یعنی ما به مشروعیت نظام معتقدیم معنیش یعنی این ... اما سعید جان ما مال این آب وخاکیم پس کجا زندگی کنیم ؟؟؟ اگه حرف بزنیم علی یارت دستگیریم دیگه .... بیچاره خانواده اقوام همه درگیر و الی آخر...
سعید جان درد ها زیاده اگه شیرهای به خواب رفته ایران بیدار بشن وضع فرق می کنه ... همه شیرهای ایران خوابیدن... سعید جان
ببخشید بازم فکر می کنم سرتون رو درد آوردم معذرت می خوام سعید جان هرجا که هستی برات آرزوی موفقیت وشادی رو دارم سربلند وپیروز باشی

URL: http://www.fanoose-darya.blogfa.com

نويسنده: آفتاب‌پرست Monday، 08 Jun، 2009 ساعت 12:47

من نمي‌دونم اخه استراتژي اين تحريمي ها چيه؟ به خدا گيجم مي كنن. اعصاب‌م داغونه. ولي سعي مي كنم با شلوغ بازي تو خيابون خودمو آروم نكنم. بنويس سعيد. تو رو خدا بازم بنويس. نمي دوني اينجا چه خبره. وحشتناكه. نمي دوني آدم با فشاري داره روز رو شب مي كنه وشب هم بدون هيچ اطميناني خواب به چشمش نمي‌اد.

URL: http://negar76.persianblog.ir

لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, . All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.