|
هواپيما در حياط
بيشتر هواپيماهايی که میخوان تو فرودگاه کلن-بن بشينند از نزديکی خونهی ما فرمون رو کج میکنند. ما همش میترسيديم تسمه فرمون يکيشون ببره و مستقيم بياد اينورا!
حالا امروز اين ترسمون به واقعيت پيوست! ظهر که داشتم مشقهامو مینوشتم، يهو صدای انفجار اومد و وقتی به بيرون نگاه کردم ديدم از آسمون داره خرت و پرت میريزه پايين و پشت سرش يه هواپيمای تک موتوره! البته اين هواپيماهای کوچيک واسه خودشون چتر نجات دارند و نزديک زمين چترش باز شد و فرتی افتاد همين پشت تو حياط همسايه! 
شانسی که آورد (آوردیم؟ آوردند؟) رو خونه نيفتاد و از همه مهمتر بخاطر بارندگی کسی تو حياط نبود. در ضمن تو بيست متری جايی که سقوط کرده يه مهد کودک هست. جالبتر اينکه تا بخودم بيام و دست به تلفن ببرم و شمارهی ۱۱۰ رو بگيرم، به سه دقيقه نکشيد که پليس و بعدش آتشنشانی و آمبولانس اومدند. البته خلبان سطحی مجروح شده بود، ولی تا چند ساعت پليس خيابونهای اطراف رو بسته بود و همينطور هلیکوپتر (بالگرد فعلی) بالا سرمون میچرخيد. 
با اينکه تلفات سانحههای هوايی در برابر زمينی (مثلاً تصادف ماشين) واقعاً ناچيز هست، ولی خيلیها از پرواز با هواپيما میترسند. منم با اينکه زياد (مخصوصاً اين چند ماه) با هواپيما سفر میکنم، يکی از کابوسهام سقوط هواپيماست. آخريش همين چند وقت پيش بود که خواب ديدم يه هواپيمای مسافربری جلو چشمام آتيش گرفت و افتاد پايين. البته اخبار سقوط هواپيما (همين اواخر تو اسپانيا و قرقيزستان) و برنامههای تلويزيونی کم تأثير نيستند. حادثه هيچگاه خبر نمیکنه، مهم اينه که تا وقتی نفس میکشيم، قلبها و چشمهامون رو پاک نگه داريم و بجای کينه و دورويی پشت نقاب تعارف، دلهامون رو بشوييم.
نظر شما چيه؟ (16 پيام)
|