|
انتخاب قانونگذار يا ...؟
در برنامههای صدا و سيما برای انتخابات مجلس هشتم چند سؤال کليشهای از مردم وجود دارد که تقريباً هيچ کدام از پاسخها معقول و منطقی به نظر نمیرسند.
اصلیترين و معروفترين سؤال همان «چرا در انتخابات شرکت میکنيد؟» است و پاسخ هم جز «وظيفه شرعی و ملی بودن شرکت در انتخابات يا مشت محکم بر دهن استکبار»، جملهی ديگری نيست. اگر انتخاب کردن وظيفه باشد، ديگر انتخاب آگاهانه نيست. در سيستم دموکرات يا ترجمه جديد ايرانی آن؛ مردم سالار دينی، انتخاب نماينده مجلس برگزيدن افراد شايستهی قانونگذار با ايدههای کارا و مفيد است نه وظيفه و تکليف اجباری و نه رينگ بکس.
سؤال جديدی که خبرنگاران صدا و سيما از مردم میپرسند «مشخصات يک نماينده» است. حقيقتش تا به حال نشنيدم کسی پاسخ دهد «آشنايی نماينده با قانون» که مهمترين مشخصهی نمايندگان مجلس با وظيفه قانونگذاری است. همين است افرادی برای مجلس انتخاب میشوند که چند ماه اول آغاز به کارشان فقط صرف فراگيری قانون اساسی میشود، که اغلب هم بینتيجه است. برخلاف تصور اکثریت که شورای نگهبان اغلب ايرادات سياسی و شرعی از قوانين مجلس میگيرد، در مجلس هفتم که از لحاظ سياسی با شورای نگهبان همراستا بود، اکثر طرحها و لوايح برگشت داده شده، ايرادات قانونی داشتند که نشان از بیتوجهی قانونگذار به قانون اساسی است.
اگر اين روزها به تبليغات نامزدهای مجلس دقت کنيد، مخصوصاً در شهرهای کوچک به وضوح قانون جديد تبليغات انتخاباتی را زير پا میگذارند. تراکتهای عکسدار و يا نام کانديداها در مغازهها و يا بر روی ماشينها نصب است. کاروانهای تبليغاتی هم بدون هيچ مشکلی در خيابانها و حتی جادههای بين شهری در حرکت هستند. تقلبهای انتخاباتی از جمله خريد و فروش رأی به راحتی در شهرهای کوچک انجام میشود. تمام اينها مواردی است که قانون منعشان کرده، وگرنه مواردی چون تخريب رقيب و تهمتزنی که جنبهی اخلاقی دارد، کاملاً عادی مخصوصاً توسط صدا و سيما انجام میشود. آيا واقعاً کسانيکه خود در ابتدای کار قانون را زير پا میگذارند، میتوانند قوانين عادلانه و به نفع مردم تصويب کنند؟ حال اينکه التزام عملی تمام اين افراد قانونگريز به اسلام و ولايت فقيه با دقت تمام به تائيد رسيده.
در نظامهای مردم سالار (دموکرات) دينی يا غير دينی، نماينده مجلس هيچگاه خادم يا خدمتگذار مردم نبوده و نمیتواند باشد. خدمتگذار مردم شهرداریها و ادارات و بيمارستانها و بانکها و حتی فروشگاهها هستند. نمايندگان مجلس افرادی آشنا به قانون و مشکلات و خواستههای مردمند که وظيفهشان طرح و تصويب و نظارت بر انجام قوانين منطبق بر نيازها جامعه است. به طور مثال اکثر نمايندگان مجلس آلمان شغل اصلیشان وکالت است و با زير و خم قوانين و دفاع از حق موکلانشان کاملاً آشنا هستند.
همانطور که در ابتدا اشاره شد انتخابی که وظيفه و تکليف يا اثبات چيزی باشد، به احتمال زیاد اشتباه خواهد بود. اگر هم انتخاب با شناخت باشد بايد ديد آيا اين شناخت در راستای هدف انتخاب (در اينجا قانونگذار) است يا خير. اگر دلايل و اهداف رأیدهندگان در انتخابات جمعه همان است که در مصاحبههای صدا و سيما با مردم به نمايش گذاشته میشود، ارزش و اعتبار آن به عنوان انتخابات مجلس جداً زير سؤال خواهد رفت و فقط رفراندوم دوبارهای خواهد بود برای جمهوری اسلامی ايران.
نظر شما چيه؟ (49 پيام)
|