WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « سال نوی مسيحی؟ |  باير لورکوزنی شدن ما »
عمومی Saturday, January 19, 2008
مسئلهٌ: چرا کربلا شمال کوفه است؟

واقعه کربلا و روز عاشورا برای اغلب غريب به اتفاق ايرانيان (چه داخل و چه خارج ايران) و شيعيان، بسيار عزيز و محترم و البته حساسيت برانگيز است. نکته اساسی اينجاست که خرافات و تحريفات در مورد اين واقعه به راحتی مورد پذيرش جامعه قرار می‌گيرد ولی وقتی سؤالی پيش می‌آيد، با واکنش تند و حتی برخورد فيزيکی مواجه می‌شود.
نمونه بارز آن، قمه زنی است که با وجود فتوا و حکم شرعی مراجع تقليد مبنی بر حرام بودن آن، هنوز در بعضی مناطق صورت می‌گيرد. افراد قمه زن که بعضی را از نزديک می‌شناسم، اکثراً پايبند به نظام و رهبری هستند، ولی در اين مورد، حکم شرعی و حکومتی رهبر برايشان اهميت ندارد.

همه‌ی اينها مقدمه‌ای بود برای طرح سؤالی که سالهاست برايم پيش آمده و هنوز جوابی برای آن پيدا نکرده‌ام. با توجه به حساسيت اغلب جامعه، قصدم بی‌احترامی به احساسات کسی و زير سؤال بردن اين واقعه نيست، بلکه روشن شدن اين سؤال واقعاً ساده است.

همانطور که همه می‌دانيم، بعد از خليفه شدن يزيد ابن معاويه و بيعت مردم با او، حسين ابن علی با دعوت مردم کوفه، به همراه خانواده و اطرافيانش (هفتاد و دو نفر) از مدينه به سمت اين شهر حرکت می‌کنند. ولی مردم کوفه تحت فشار ابن زياد (حاکم منصوب يزيد) به امام حسين پشت کرده و لشگر يزيد در کربلا راه را بر کاروان امام می‌بندند و واقعه عاشورا رخ می‌دهد.
با اين شرح و در نظر گرفتن اينکه شهر مدينه در عربستان، جنوب کوفه عراق قرار گرفته، کربلا بايد منطقه‌ای بين اين دو شهر و نزديک کوفه باشد. در صورتيکه کربلا شمال کوفه است.

در اين عکس (نقشه گوگل) بين اين سه شهر خط کشيده‌ام. کاملاً مشخص است که کربلا در فاصله حدود صد کيلومتری شمال کوفه قرار گرفته و به هيچ عنوان مابين مدينه و کوفه نيست. در آن دوران که با اسب و شتر مسافرت می‌کردند، طی کردن صد کيلومتر تقريباً يک روز طول می‌کشيد.
تنها پاسخی که می‌تواند وجود داشته باشد، گذشتن راه مدينه به کوفه از کربلا باشد. کسی را نمی‌شناسم که در مورد راه‌های آن دوران آگاهی داشته باشد، ولی منطقی نيست در زمين هموار و سوار بر شتر و اسب، کسی منطقه را دور بزند و راه چند صد کيلومتر دورتر را انتخاب کند.
اگر کاروان امام از کوفه گذشته است، چرا هيچ جا سخنی از آن نيامده؟ اگر هم راه کوفه بسته شده و امام می‌خواسته در آن اطراف باشد، چرا صد کيلومتر دورتر و چرا در شمال؟

بارها اين سؤال را از افراد آگاه در اين زمينه که سالهاست ذکر مصيبت کربلا می‌کنند پرسيده‌ام و هيچگاه جوابی نيافتم. اکثر آنها از طرح اين سؤال برآشفته‌اند و حتی تهديد کرده‌اند! هنوز نمی‌فهمم که کجای اين سؤال اشکال دارد و قاعدتاً هر که يکبار نقشه عراق را ببيند بايد متوجه اين تناقض بشود.
کسانی هم که پاسخ مرا با آرامش داده‌اند، اغلب تاکيد داشتند که چگونگی حادث شدن عاشورا مهم نيست، مهم نفس آن است!!! شنيدن اين نکته از روحانيون سرشناس و شناخته شده، تعجب آور، ولی حتماً قابل تعمق است.

پی‌نوشت:
آنطور که يکی از دوستان با استناد به کتاب «ارشاد کافی» نوشته: حر در کربلا راه کوفه را نبسته، بلکه در مکانی به نام ذوحسَمَ؛ که از آنجا امام تغيير مسير می‌دهد و به سمت کربلا حرکت می‌کند.
به دوستان پيشنهاد می‌کنم، در منابع شناخته شده مانند ويکی‌پديا اين نکات را اصلاح کنند؛ چون در آنجا هم اشاره شده که راه امام در کربلا بسته شده.
در مورد مبداء حرکت از مکه يا مدينه هم بحثی شده که در ماهيت سؤال تفاوتی ايجاد نمی‌کند؛ چون قاعدتاً مسير مکه به کوفه از اطراف مدينه می‌گذشته.
از دوستان بابت وقتی که برای روشن شدن موضوع گذاشته‌اند، تشکر می‌کنم.


نظر شما چيه؟ (53 پيام)

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 13:43 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: سید Thursday، 10 Jul، 2008 ساعت 10:40

باسلام.
قبل هرچیز از سعید بخاطر این وبلاگ ازش تشکر کنم.
دیدم همه نظرشونو دادند گفتم منهم نظر بدم.
قبل از هر چیز یه سوال از اونهایی که میگن تعصب و فلان ...
اگه کسی بخواد خدای نکرده به ناموستون جسارتی بکنه چه رفتاری با اون فرد می کنید؟
...آدم اگه بخواد پای اعتقادش بایسته و میدونه اعتقادی که داره درسته این کجاش میشه تعصب؟حالا کربلا هم یک اعتقاده اونهم یک اعتقادی که همه جهان شیعه و کلا اسلام به آن مدیون هست.اعتقادی که حتی غیر مسلمونا بهش پایبندند ارمنیا که روز تاسوعا رو محترم میشمرند و حتی در خود نیویورک و در محله منهتن روز عاشورا رو به نام حسین دی یعنی روز حسین دارند و برای اون روز احترام خاصی قائلند...
در زیارت عاشورا (که به قولی ازجانب خود خدا بر قلب پیامبر نازل شده و قولی دیگر که ازجانب امام محمد باقر
به دست ما رسیده)می خوانیم که بابی انت و امی یعنی پدر و مادرم فدای تو یا به عبارتی من که خودم هیچ پدر و مادرم به فدات که در دنیا آدم از اونها بالاتر نداره فدای تو...
حالا کاری هم به این نداریم که امام حسین چرا ۱۰۰ کیلومتر یا ۷۰ کیلومتر شمال کوفه کشته شد اصل واقعه و ماجرا مهم است که چرا و برای چه امام حسین خودش و خانواده اش رو اینطوری بخطر انداخت؟
و به قول حضرت امام محرم و صفر است که اسلام را زنده نگهداشته است.
باتشکر
کوچیک همه نوکرای
باحال و مخلص
امام حسـیــن

E-mail

نويسنده: میثم Tuesday، 10 Jun، 2008 ساعت 16:48

سلام بهتر نیست به جای سوال ها تمام نشدنی کمی به اصل موضوع پرداخت شما که خودتون گفتید که قصد خدایی ناکرده انکار واقعه کربلا رو داشته باشید.

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش

از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد


نويسنده: مجتبی Wednesday، 19 Mar، 2008 ساعت 13:25

سلام: سوال جالبی بود ولی ای کاش شما که نقشه گوگل را دیدید به نقشه راههای فعلی هم توجه میکردید.حتی در دنیای امروز هم مسیر مدینه به کوفه از کربلا می گذره چون عربستان در قسمت مرکزی بیابان خشکی داره که حتی الان هم گذر از اونها سخته و جاده های اصلی از اون عبور نمیکنند.یه بار به نقشه راههای اصلی گوگل مراجعه کن.


نويسنده: نوید Wednesday، 19 Mar، 2008 ساعت 12:53

اه


نويسنده: rahi Wednesday، 19 Mar، 2008 ساعت 12:52

salam cheghadr matlabe cherti bod .pasokhesho daram baratoon


نويسنده: بی‌نام Sunday، 17 Feb، 2008 ساعت 07:57

قدرت طلبی چه کارها نمیکند


نويسنده: مهدی Friday، 25 Jan، 2008 ساعت 18:41

صاحب سایت نمیتونه پیامهای بد رو برداره ؟ یا شاید اینجا تعطیل شده ! شایدم برای بیرون کردن افراده ! ( مشکوکه ، سیاسیه ؟)


نويسنده: لازم دارم Wednesday، 23 Jan، 2008 ساعت 12:52

سلام آیا کسی رو سراغ دارید که با من سکس کند توجه خوشگل باشه که ابم میاد کیف کنه جات خالی یک آبی دارم


نويسنده: نازخاتون Wednesday، 23 Jan، 2008 ساعت 03:00

سعيد جان سلام. اميدوارم خودت و همسر گرامی خوب باشيد. راستش من سوالی داشتم که اصلا ربطی به موضوع اين پست نداره:) من هر چقدر تلاش می​کنم از طريق سايت "وبلاگ​های به روز شده" پينگ کنم موفق نمی​شوم. شما می​دونيد اشکال از کجاست؟ ممکن راهنمايی کنيد لطفا. ممنون...

URL: http://nazkhatoun.com

نويسنده: زندونی Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 22:07

اطلاعاتم کافی نیست نمی تونم نظر بدم!
منم یه پست جدید گذاشتم راجع به عاشورا اگه وقت کردین خوشحال می شم سر بزنین و نظرتونو بگین

فعلا (بای)

URL: http://www.zenduni.blogfa.com

نويسنده: آرمین گیله‌مرد Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 18:01

سلام .. سعید جان مشکل در اینجاست که چندین جواب دارد که ناخوشایند هستند (بخصوص در دایرة المعارف اسلامی سنی‌ها) بنا به دلایلی (بعضی ناخوشایند برای گوش شیعه و بعضی درست شده برای شیعیان) راه صاف را نرفت.
البته یک دلیل دیگر در عضبانی شدن هم هست. انسانی که خود را در ظاهر دانا و همه چیز دان معرفی میکند تا از وضعیت سوءاستفاده کند، بخصوص وقتی این «دانای‌اش » به رسمیت شناخته شده و دیگر نباید خراب شود، وقتی چواب نمیداند و وضع خطرناک میشود تند و تلخ جواب میدهد تا رد گم کند ...

URL: http://gilehmard.blogspot.com

نويسنده: محمد Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 17:22

این رو هم بگم که مرح کردن هر ساله این واقعه نه فقط از جنبه دلسوزی بلکه از این جهت هست که ما از امام حسین یک درس بگیریم و اون این که همیشه حرف حق رو بیان کنیم و زیر بار حرف زور نریم...
چیزی که این روزها کمتر رعایت میشه.
این چند روز به این نکته خیلی فکر کردم که واقعه کربلا و عاشورا می‌تونه بزرگترین جنایت تاریخ به حساب بیاد.
اینجا ما یک وظیفه داریم.دینی که حسین همه لشگر و دارائی خودش رو وقف اون کرده رو ما باید در حفظش تلاش بیشتری کنیم.این همیشه به عنوان یک شعار بوده ولی چرا هیچ وقت از حرف به عمل در نیومده؟
از آقای حاتمی تشکر می‌کنم

URL: http://mami23.persianblog.ir

نويسنده: محمد Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 17:13

با پی‌نوشت موافقم.
منطقی به نظر می‌رسه.

URL: http://www.mami23.persianblog.ir

نويسنده: مهدی Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 14:32

جناب بينام :
آيا ايشان ميخواستند در کوفه حکومت خودمختار و مستقل ايجاد کنند ؟ ( که البته باز هم جنگ لازم بود ) يا ميخواستند مجوز استانداري منطقه رو از يزيد بگيرند؟( که باز هم بيعت لازم بود ) يا ميخواستند . . . . آنچه که مسلم است اينکه ايشان قصد بيعت با يزيد نداشتند وبا نامه هاي کوفيان روانه آنجا شدند . . . خوب اگر قصد بسيج نيرو و جنگ نداشتند شما بفرمائيد چه قصدي داشتند ؟ در ضمن لشگر حر نيز از جمله قواي دشمن بود که در پاسخ خود تکرار کرديد!)
متشکرم


نويسنده: نرجس Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 12:56

تا جایی که می دونم و خوندم امام حسین از مدینه به کوفه نرفت از مکه رفت
چون اصل حرکت امام حسین بر این مبنا بود که در ایام حج و قبل از روز عید قربان به طرف کوفه رفت....


نويسنده: بی‌نام Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 09:30

مريم خانوم اشکال شرعی نداره اشکال عقلی داره.
شما از قم بخوای بری ميدون وليعصر تهرون بعد تو چهار راه وليعصر راهتو ببندند ميری تجريش؟ اگه هم رفتی يا اونجا کاری داری يا جا ديگه ميخوای بری که تجريش تو راهشه.
اين آقا هم ميگه اين کار بيحکمت نبوده ولی ملت بجای دوزار فکر کردن به اين مسله و دروغهايی که تحويل ملت داده ميشه اومدن بازم روضه خوندن. اگه دقت کنيد از تو همين روضه ها هزارتا تناقض درمياد.


نويسنده: مریم آرامیان Tuesday، 22 Jan، 2008 ساعت 08:42

حتمن دلش خواسته یه کم بیشتر راه بره، مگه اشکال شرعی داره؟


نويسنده: سمیرا Monday، 21 Jan، 2008 ساعت 20:20

dar pasokh be agha ya khanoome binam
bayad begam ke parsal dar amrika sabet shod ke in gheseye afarineshe donya dar 6 va ya 7 rooz hghighat nadarad va chennan ke gofte shod ghese hast!!!
amma fek mikonin adamhayii ke ta´asobateshoon ro nemitoonan kenar bezaran (mazhabiyoon) che kar kardan ye mooze barpa kardan ke dar oon adam va haza dashtan az daste daynasor haa sib migereftand , dar hali ke har bacheye 7 ya 8 salle i midoone ke ensan hamrahe ba daynasorha bar rooye zamin nemitooneste bashe!!!!!!
resheteye khode man physike va dar oon toye physike zarat be rahati afarinesh tard mishe... va dige ham dar in mored ba shoma bahsi nadaram......
har ke be rahe khodd

E-mail

نويسنده: تو را میسپارم به مینای مهتاب Monday، 21 Jan، 2008 ساعت 18:25

سلام جناب حاتمی

سعیتون مقبول.
اونقدر ماشالله اینجا همه صاحب نظرن که من ترجیح دادم نوشته ی شما و کامنتاتونو بخونم و هیچ حرفی نزنم !

در پناه امنترین سایبان هستی

URL: http://hura-sh.blogfa.com

نويسنده: بی‌نام Monday، 21 Jan، 2008 ساعت 18:04

پاسخ به خانم سمیرا،

من دانشمندانی می شناسم که در علوم طبیعی در سطح جهان معروف هستند و به این قصه ها هم معتقدند مثل این ریاضی دان جوان:
http://www.math.princeton.edu/~eeftekha/
که دوره تحصیلات تکمیلیش رو در آمریکا بوده و در هاروارد درس داده و با استدلال ریاضی قطعا آشنایی داره.
دوست دارم از سند و مدرک هایی که این قدر بدیهیند و معروفند، بیشتر بدانم.


نويسنده: بی‌نام Monday، 21 Jan، 2008 ساعت 17:55

جواب آقا مهدی،

قطعا هدف امام حسین «بسیج کوفیان و جنگ بر علیه یزید» نبود. شاهد این موضوع در بسیاری از جاهای این واقعه، از حرکت از مکه تا شهادت، دیده می شه.
در همان واقعه رویارویی با لشگر حر، عده ای از ایشان خواستند که با لشگر حر وارد جنگ شوند ولی ایشان از شروع جنگ بیزاری جستند.


نويسنده: مهدی Monday، 21 Jan، 2008 ساعت 08:43

سؤالی که در اینجا مطرح میشود اینست که : مگر امام حسین برای بسیج کوفیان و جنگ بر علیه یزید حرکت نکرده بودند ؟ پس چرا پس از مواجهه با اولین لشگر از جنگ منصرف شدند ؟
( پیشتر از پاسخ و رعایت ادب و برخورد منطقی تشکر میکنم )


نويسنده: سمیرا Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 21:02

jalebe,
kasi be in tavajoh nemikone ke tamame daneshmandane jasoor tammame in ghese ha ro ba sanad va madrak rad kardan, ma hanooz too sale 2008 darim dar morede 1400 sale pish bahs mikonim, vaghean kare dige ii joz bazi ba kalamat vojood nadare, taaajobi nist ke mamlekatemoon jahane sevome va dare naboood mishe!!!!!!!!!!!!!

E-mail

نويسنده: zorba Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 16:31

میشه جواب من رو هم بدی؟؟؟!!!! :) سلام سعید جان.

URL: http://shaly.persianblog.ir/

نويسنده: بی‌نام Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 13:44

پاسخ طولانی...
۱)فرموده اید که:
«...قمه زنی است که با وجود فتوا و حکم شرعی مراجع تقليد مبنی بر حرام بودن آن...». آیا می دانید که عده ای از علما این موضوع را بالقوه حرام نمی دانستند و نمی دانند؟
۲) فرموده اید که:
«...افراد قمه زن که بعضی را از نزديک می‌شناسم، اکثراً پايبند به نظام و رهبری هستن...». من خود موافق ولایت فقیه نیستم ولی اون طیفی که من می شناسم، اکثرا، این گونه که گفتید نیستند.
۳) فرموده اید که:
«...همانطور که همه می‌دانيم، بعد از خليفه شدن يزيد ابن معاويه و بيعت مردم با او، حسين ابن علی با دعوت مردم کوفه، به همراه خانواده و اطرافيانش (هفتاد و دو نفر) از مدينه به سمت اين شهر حرکت می‌کنند...»
چیزی که من می دانم متفاوت با فرمایشات شماست. اولا حسین بن علی با هفتاد و دو نفر نبودند. تعداد یاران حضرت در صحنه کربلا هفتاد و دو نفر بود و خیلی از کسانی که با ایشان بودند، در صحنه کربلا حضور پیدا نکردند. ثانیا همان طور که دوستان گفتند، امام از مکه حرکت کردند.
4) فرمودید که: « ... لشگر يزيد در کربلا راه را بر کاروان امام می‌بندند و واقعه عاشورا رخ می‌ده...». این جمله و تفسیرتان از موضوعات نشان می دهد که شهود شما از چگونگی وقوع اتفاقات درست نبوده. جریانات داستان از این قرار است که حر بن یزید، در دو روزی کوفه، راه را بر امام بست و بعد از جریاناتی به ایشان اجازه ادامه مسیر به کوفه را نداد و پس از مکالمه ای به ایشان گفت که می توانید راهی را بروید که نه به مدینه ختم شود و نه به کوفه و امام راه سومی را برگزیدند. با این شرح هیچ دلیلی ندارد که کربلا بین مکه و کوفه باشد.
5) فرموید که: «اگر هم راه کوفه بسته شده و امام می‌خواسته در آن اطراف باشه...». در هیچ جای وقایع کربلا چنین چیزی نیامده که هدف از این حرکت قرار گرفتن در نزدیکی کوفه بودن، بوده. چنان چه در ظهر همان روزی که حر امام را می بینند، امام خطاب به همراهان خود و حر می فرماید "ايها الناس من نيامدم به سوي شما مگر بعد از آنكه نامه‌هاي متواتر و پيكهاي شما پياپي به من رسيده و نوشته بوديد كه البته بيا به سوي ما كه امامي و پيشوائي نداريم شايد كه خدا ما را به واسطه تو بر حق و هدايت مجتمع گردانند، لاجرم بار بستم و به سوي شما شتافتم اكنون اگر بر سر عهد و گفتار خود هستيد پيمان خود را تازه كنيد و خاطر مرا مطمئن گردانيد و اگر از گفتار خود برگشته‌ايد و پيمانها را شكسته‌ايد و آمدن مرا كارهيد من به جاي خود بر مي‌گر دم".


نويسنده: reza Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 10:23

از جوابهای افراد متدین
میتوان فهمید سطح درک و هوششان چقدر است
این آقا میگه حسین از جنوب اومد چرا در صد کیلومتری شمال کوفه جنگ شد
اینا میگن حر راه رو بست

E-mail

نويسنده: شکوری Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 08:47

هی ميگيد حر راهو بست. اينو که خودش نوشته. مگه پرسش اين بود؟

((اگر کاروان امام از کوفه گذشته است، چرا هيچ جا سخنی از آن نيامده؟ اگر هم راه کوفه بسته شده و امام می‌خواسته در آن اطراف باشد، چرا صد کيلومتر دورتر و چرا در شمال؟))


نويسنده: فرناز Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 07:12

سلام
راستش الان دقیقا اطلاعات دقیق ندارم ولی می دانم که امام حسین چندین بار مجبور شد تغییر مسیر بدهد که یکی از دلایل تغییر مسیر بستن راه توسط حر هست . دلیل دیگر خبر کشته شدن ابومسلم ...
به هر حال علت اینکه چنین سوالاتی پیش می یاد اینه که مدتها است دیگه اصل جریان عاشورا رت کسی تعریف نمی کنه
لطفا هر وقت جواب قطعی این سوال را پیدا کردی توی وبلاگت بگذار و ما را هم خبر کن

URL: http://farab22.blogfa.com

نويسنده: مريم بانو Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 06:55

سلام .احتمال زیاد فید وبلاگ من rss است

URL: http://maryambanoo.com

نويسنده: mohammad Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 00:39

one more thing: Imam hossein was around the river.
Why did not he just dig a hole and get the water from there? Even at that time it was very obvious that near a water body, water table is very close to surface!


نويسنده: مسعود Sunday، 20 Jan، 2008 ساعت 00:34

همه اينها که جواب دادند يه طورايی همون پاراگراف اولو به نمايش گذاشتند . همچين برخرد کرديد که اين بابا از خير سوالشم گزشته . يکی به من بگه امام حسين تو کربلا دنبال چی ميگشته ؟ اگه حر راهو بسته چرا همونجا نمونده و رفته به سمت شمال ؟ اونم اينهمه دور ؟ تو اين عکس کجا کربلا تو صحراس که هی ميگن صحرا ی کربلا ؟


نويسنده: بهروز ط Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 23:23

منظورتون از حدود ۱۰۰ کیلومتر، همان ۷۰ کیلومتر (۴۴ مایل) است؟
این ۱۰۰ کیلومتر، همان است که بعدا شده چند صد کیلومتر؟
آیا شما فکر کردید به فاصله مسیر مستقیم بین مکه و کوفه که بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر است؟

آیا شما فکر می کنید؟
___________________
پاسخ
دوست عزيز و محترم، شما که به اين خوبی فکر می‌کنيد (!؟) ای کاش توجه می‌کرديد اين خطوط مستقيم هستند و برای نمايش نام شهرها تا کنار آنها کشيده شدند. در ضمن طی کردن همين به قول شما هفتاد کيلومتر هم سه روز طول کشيده.
اگر کمی به جملات عنايت می‌کرديد، بدون تفکر هم می‌شد فهميد که اگر مسير مکه به کوفه از کربلا می‌گذشته، حتی اگر خطوط صاف (هفتاد کيلومتری) را هم محاسبه کنيد دست کم سيصد کيلومتر راه دورتر می‌شده که می‌شود يک سوم همان هزار کيلومتر.
در آخر توجه شما را به پاسخ دوستان ديگر جلب می‌کنم تا لااقل بدون بازی با اعداد، مانند من اطلاعاتتان افزايش يابد.


نويسنده: آقا امين Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 21:34

جالب بود ... عجب سوالايي به ذهنت مي رسه ها!!! جواب رو هم كه برو بچ دادن!!!!

URL: http://aghaamin.blogfa.com

نويسنده: حر Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 20:42

آيا آدم عاقل قبول مي كند كه پس از حددود ۱۴۰۰ سال عين ديالوگ هائي كه رد و بدل شده بدست ما رسيده؟
كمي فكر كنيد و با عفلتان بينديشيد و نه با احساستان آنوقت شما هم خواهيد فهميد كه در اين داستان به صورتي هنرمندانه بسيار غلو شده. حال اگر متعصبي نادان عصباني شود بدا به حالش.


نويسنده: پویا Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 19:06

واقعاً آدم متاسف ميشه ميبينه که افراد بعضاً اينقدر تند و زننده نظر دادن راجع به نوشته اين دوست.
اصلاً گيرم که کلاً اين دوست مطالعه نداشته....سؤالشو اينجا نوشته.....راجع به هرچی ميشه سؤال کرد...از خود خدا
گرفته تا هر چيز ديگه.....
بد بختيه ما تو اين مملکت از همين طرز فکرمونه...به خيال خودمون مسلمونيم...يک سری
مسائل رو تابو ميکنيم و...

E-mail

نويسنده: siamak Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 18:24


khoda nakone ba in karat bekhay baine shiye ekhtelaf bendazi
bacheha rast migan, age 2rooz mineshty ketab mikhondi inhame chert nemigofty inja

E-mail

نويسنده: بی‌نام Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 18:17

سلام !
خواستم جواب شما را داده باشم اما دیدم دوست دیگری با مشخصه ی بی نام قصه ی حر را تعریف کرده که واقع ماجرا همین است

E-mail

نويسنده: ۸۵۸۵۸۸۸ Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 17:51

توضیح بیشتر در این لینک


حرّ پس از رویارویی با سپاه امام حسین علیه السلام، می‌خواست آنها را به سمت کوفه حرکت دهد، ولی امام به شدت امتناع می‌کرد. در همین اثنا اسب سواری از دور پیدا شد. مسلح بود و از کوفه می‌آمد. همین که به حر رسید سلام کرد بدون آن که به امام حسین و اصحابش سلام کند.
بعد نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد به حر داد که مضمون آن چنین بود:« وقتی نامه من به دست تو رسید، حسین را نگاه دار؛ کار را بر او سخت کن و او را در بیابانی خشک و بی آب نگه دار! من به قاصد گفته‌ام از تو جدا نگردد تا خبر بیاورد فرمان مرا اطاعت کرده‌ای. والسلام.»
حرّ خدمت امام آمد و نامه را برایش خواند. امام به او فرمود:« بگذار در « نینوی » و یا « غاضریات » و یا « شفیه » فرود آییم.»
حر گفت:« ممکن نیست؛ زیرا عبیدالله این نامه‌رسان را برای من جاسوس گذاشته است.»

زهیر گفت:« به خدا سوگند، چنان می‌بینم که پس از این، کار سختتر گردد. ای پسر رسول خدا! اکنون نبرد با این سپاه برای ما آسان‌تر است از جنگ با آنهایی که بعد از این می‌آیند. بعد از آنها کسانی خواهند آمد که ما توان مبارزه با آنان را نداریم.»
امام فرمود:« من جنگ را شروع نمی‌کنم.»
سپس به حر فرمود:« کمی جلوتر برویم.»
پس همراه حر و سپاهش مسافتی راه پیمودند تا به زمین « کربلا » رسیدند.

منابع:

* قصه کربلا، ص 207.
* کامل ابن اثیر، ج 4، ص 51.
* ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 84.
* مقتل الحسین مقرّم، ص 191.

E-mail

نويسنده: بعد از همه Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 17:47

دوست عزيزم ۸۵۸۵۸۸۸ سلام
...
امام عليه السلام حجشان را براي بيعت نكردن با يزيد و جلوگيري از نزاع در مكه كه حرم امن الهي است نيمه كاره رها نمودند و به سوي كوفه ادامه مسير دادند نه به سوي مدينه
....... ايشان وقتي از مدينه براي حج خارج شدند فرمودند كه اين سفر بدون بازگشت است
... موفق باشيد

E-mail

نويسنده: بعد از همه Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 17:42

سلام
خوشحالم كه توي متنت نوشتي كه اين فقط سواله و اميدوارم واقعا همين طور بوده باشه
......
دوستان همه نوشتند كه اصلا امام از مدينه تشريف نبردند بلكه از مكه عازم كوفه شدند
...
وبعد در ميانه راه حر مانع ايشان شد و ...
موفق باشي دوست عزيز

E-mail

نويسنده: حمید رضا Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 17:35

اگر به جای خانوم بازی و پارک ورزش و مهدی کافر می رفتی مطالعه می کردی حتما جواب می گرفتی

URL: http://www.parsanegar.com/

نويسنده: ۸۵۸۵۸۸۸ Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 17:12

این ستیا که نوشته است «« برادر عزیز امام حسین روز ۸ ذی الحجه از مکه به سمت کوفه حرکت کرد نه از مدینه و ان هم اول محرم»»
باید عرض کنم امام برای انجام حج به مکه رفته بود ولی ساکن مکه نبود ،‌ماه محرم هم که ماه انجام اعمال حج نیست لذا به محل سکونت خود می خواست بازگردد که شهر مدینه بود ،‌و امام به محل سکونت دائمی خود که مدینه بود می خواست بازگردد
در مورد تاریخ ها ،‌تاریخ ورود به کربلا دوم ماه محرم بوده است
تاریخ حرکت از مکه به طرف کوفه هم هشتم ماه ذی الحجه بوده است
سوال دیگری هم بود بفرمایید

E-mail

نويسنده: ستیا Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 17:04

برادر عزیز امام حسین روز ۸ ذی الحجه از مکه به سمت کوفه حرکت کرد نه از مدینه و ان هم اول محرم


نويسنده: کمال Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 17:01

معمولا کاروان ها برای اینکه از قریه ها رد بشن این کار رو می کردن. ناصر خسرو برای اینکه بره مکه به جای عبور از مرکز ایران از تبریز و ارومیه رفت

URL: http://kamalsh.wordpress.com

نويسنده: حمید Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:59

ساسان جون دمت گرم

واقعا که درست گفتی باید جمله ات رو با طلا بنویسن


نويسنده: خاطره Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:56

من اون موقع نبودم!

URL: http://khaterehkh.blogsky.com/

نويسنده: فریدیوس Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:26

راستش نویسنده های زیادی هستن که به این مسله توجه کردن مثل شجاع الدین شفا، اگه دقت کرده باشی دشت کربلا اولا در اون تاریخ مسیر اصلی تجاری و کاروانی برای حرکت به سمت ایران تلقی می شده، جایی که در اون دوران پایگاه اصلی شیعیان و طرفداران امام حسین بوده. دوما اینکه کربلا در مسیر حرکت به رود فرات قرار داره، در واقع لشکر یزید واقعا راه رو به امام بسته و حد فاصل همراهان امام با رود فرات قرار گفته یعنی اینکه مسیر حرکت امام به سمت رود بوده و به طور اولی میگن که به سمت ایران. به لحاظ جغرافیای تو این شکی نیست. جریان کوفه اگر هم واقعی بوده باشی عموما نسبت به این مسله فرعی ایه، این واقعیت قضیه است. حالا چرا امام داشته به اون سمت می رفته ممکنه می خواسته رهبری شیعیان ایران رو بدست بگیره یا ... ، حیف که پایان این جور مسایل هیچوقت خوش نیست.


نويسنده: ۸۵۸۵۸۸۸ Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:22

این لینک منظورم است ظاهرا سیستم کامنت شما لینک را درست نمی گیرد

E-mail

نويسنده: بی‌نام Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:19

این لینک هم دقیقا همین مساله را توضیح داده است
امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در « ذوحسَمَ » به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد:« به سوی مدینه باز گردید.» اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد.
حسین علیه السلام به حر فرمود:« مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می‌خواهی؟»
حرّ گفت:« غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می‌گفت، من نیز می‌گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی‌توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم.»
امام حسین فرمود:« از من چه می‌خواهی؟»
گفت:« می‌خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم.»
فرمود:« به خدا من همراه تو نخواهم آمد.»
حرّ گفت:« من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت.»

این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت:« من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می‌کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه‌ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره‌ی شما مرتکب گناهی نشوم.»
اینجا بود که امام علیه السلام از راه « قادسیه » (که به کوفه می‌رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند.

منابع:

* ارشاد مفید، ج 2، ص 81.


نويسنده: ساسان Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:10

دوست عزیزم٬
دلیل این مسئله را باید از کمپانی هند شرقی و شعبه نجف آن بپرسی!
موفق باشی


نويسنده: ۵۵۷۵۵ Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:08

خیلی بعید است شما این سوال را واقعا از کسی پرسیده باشید چون نقشه گوگل تازه چند سالی است که آمده است و شما این چند سال را در آلمان بوده اید لذا چگونه ممکن است این سوال را از کسی پرسیده باشید؟ یعنی از عالم دینی پرسیده باشید شما که تمام این مدت را آلمان بوده اید ؟ قبل از چند سال قبل هم که نقشه گوگل نیامده بود لذا خیلی بعید است شما توانسته باشید سوال را از کسی بپرسید
پاسخ هم که خیلی ساده است در تمام روضه ها هم گفته می شود اول حر بن یزید ریاحی مانع ورود حضرت به کوفه می شود ،‌امام حسین علیه السلام می گوید خوب پس اجازه بده به مدینه باز گردم حر بن یزید ریاحی باز هم قبول نمی کند امام حسین می گوید پس اجازه بده به راه سومی برویم که نه طرف کوفه باشد نه طرف مدینه حر قبول می کند و حدود سه روز این مسیر را می روند
این تمام مطلبی است که هر ساله در ایام محرم در روضه خوانی ها گفته می شود سوال دیگری نیست؟
___________________
پاسخ
دوست عزيز و محترم (aalam)، نقشه عراق قرن‌هاست موجود است و فکر می‌کنم اولين بار بيست سال پيش در زمان جنگ ايران و عراق که تلويزيون ايران نقشه عراق را هر روز نمايش می‌داد، اين سؤال برايم پيش آمده و تا پنج سال پيش که حضورم در ايران مصادف با محرم بود، تقريباً از هر روحانی يا مداحی که برخورد داشته‌ام، اين سؤال را پرسيده‌ام و پاسخی نگرفته بودم؛ البته اگر هنوز من را به دروغ‌گويی متهم نمی‌کنيد.
از آنجا که در همينجا مشخص شده اين سؤال برای افراد ديگری هم وجود داشته، بهتر نبود با آرامش و بدون تهمت زدن و سناريو ساختن، پاسخ خود را بدهيد؟ قرار نيست همه کس همه چيز را بدانند. آيا واقعاً مطرح کردن اين سؤال ساده يعنی ايجاد شبهه؟ واقعاً شما که به اين خوبی تمام جزئيات اين جريان را می‌دانيد، از آن ياد گرفته‌ايد که هر کس سؤالی مطرح کند، او را دروغگو بدانيد؟
در هر حال از شما بابت اطلاعاتی که داده‌ايد ممنونم.

E-mail

نويسنده: ghasem Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 16:04

salam,,,

mekhastam pasokhe soaleto ke chera karbala balatar az koufe hast ro bedam,,,,,,lotfan be man mail bezan ta daleele in kare imam ro bedam,,khoshhal meehsam behet javabe saheeh ro bedam,,,

baradare to:ghasem

E-mail

نويسنده: بی‌نام Saturday، 19 Jan، 2008 ساعت 15:54

چون حر در ابتدا مانع ورود امام به کوفه شدند وامام مجبور شدند از کربلا به کوفه بروند.


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.