|
آمار جرايم تهران
وقتی طرح ارتقای امنيت اجتماعی و مرحله دوم آن برخورد با اراذل و اوباش شروع شد، بسياری از جمله خودم با نحوه رفتارهای پليس با متهمان و جوسازیهای حکومتی آن طرح که همراه با اعدام نمايشی عدهای بود، مخالف بوديم. متأسفانه افرادی تحت تأثير همان جوسازیها خيال میکردند با اين روشها امنيت به جامعه باز خواهد گشت و با اين برهان ما را متهم به حمايت از خلافکاران میکردند. اين اتهامها کماکان در پای آن يادداشتها يا در رسانههايی مانند کيهان ادامه دارد، در حاليکه با توضيحات بسيار سعی کردم تفهيم کنم که هرگونه خشونت از طرف پليس باعث خشن شدن جامعه و بدتر از آن خلافکاران خواهد شد و مشکلات امنيتی جامعه ريشهایتر از زندانی يا سر به نيست کردن تعدادی خلافکار است. وقتی ديدم گفتگو و ارايه دلايل جامعه شناسی برای برخی از حاميان خشونت در جامعه، آب در هاون کوبيدن است و آنها هم هيچ دليلی جز انشاءالله و ماشاءالله برای اين طرح ندارند، ابراز اميدواری کردم که بزودی شاهد کاهش آمار جرم و جنايت در جامعه شويم تا لااقل بدينگونه آن برخوردها توجيه شود. خوشبختانه هفته قبل فرمانده انتظامی استان تهران خبر از کاهش آمار جرايم در ماه رمضان تهران نسبت مدت مشابه ماه قبل از آن داد. تا اينجای خبر حتماً برای جوزدگان طرح امنيت اجتماعی شادیآفرين است، ولی کافيست فقط نگاهی کوتاه به آمار ارايه شده بياندازيم تا به عمق فاجعه امنيتی در شهری مانند تهران که از لحاظ سطح فرهنگی و اقتصادی شهروندان، بالاتر از بقيه مناطق ايران است، پی ببريم. در ضمن فراموش نکنيم در چند ماه گذشته بسياری از خلافکاران در راستای همان طرح دستگير و اعدام شدهاند تا عبرتی هم برای بقيه باشد. پس با وجود همه اين بگير و ببند و بکشها، فقط بيست درصد از جرايم نسبت به ماه قبل کاهش يافته؟ اگر بگوييم پليس در آن طرح فقط همين بيست درصد از خلافکاران را بازداشت کرده، آيا باز هم میشود گفت طرحی موفقيتآميز بوده؟ البته فراموش نکنيم که در آن روزها خشک و تر با هم سوخته میشد و بسياری با جرايم اندک فقط بخاطر سکونت در محلی خاص، گرفتار خوشونت بیرحمانه پليس و زندان میشدند. پس مطمئناً آن طرح اگر به درستی و با مطالعه اجرا میشد، بايد بسيار بيشتر از اينها جرايم را کاهش میداد.
نکته ديگری که در اين خبر به چشم میخورد، متناقض بودن آمار ارايه شده از جانب يک شخص در يک خبر است. فرمانده پليس صحبت از ۸۲۴ جرم و بازداشت ۱۹۱ نفر در تهران دارد. عجيب اينکه در یک سطر پايينتر کشف جرايم از جانب پليس را ۷۰ درصد عنوان میکند. با هيچ فرمول رياضی نمیتوان به اين حساب و کتاب رسيد. نسبت جرايم و بازداشتها ۲۳ درصد میشود که با درصد ارايه شده بسيار تفاوت دارد. اگر بگوييم همه جرايم منجر به بازداشت افراد نمیشود، مطمئناً از سيستم انتظامی در ايران بیخبريم. خود من در نوجوانی بارها به دلیل نشستن در پارک يا هنگام راه رفتن در خيابان به جرم بیاساس مزاحمت بانوان بازداشت شدهام. حالا عجيب خواهد بود جرايمی مانند دزدی، توزيع مواد مخدر يا مشروبات الکلی، ضرب و شتم يا کلاهبرداری منجر به بازداشت افراد نشود. حتی اگر فرض کنيم هر مجرم چند جرم انجام داده بعد بازداشت شده، نمیتوان ادعا کرد ۷۰ درصد کشف جرم داشتيم؛ چون در اينصورت بايد همان بار اول مجرم دستگير میشد. در نظر بگيريد بسياری از جرايمی که در جامعه شکل میگيرند به دليل عدم اطمينان مردم به پليس يا گزارش نمیشوند يا بخاطر بیتوجهی پلس اصلاً ثبت و پیگيری نمیشوند. به طور مثال چندی پيش دزد به منزل يکی از آشنايان دستبرد زده بود و وقتی ايشان به پليس مراجعه کرده، بخاطر اينکه عملاً پیگيری آن برايشان غيرممکن بود، از ثبت شکايت خودداری کرده بودند. يا اگر برای خود شما اتفاقی مانند جيببری يا کيفقاپی يا حتی زورگيری رخ دهد، آيا آنرا از طريق پليس پیگيری خواهيد کرد؟ در کنار اينها اکثر غريب به اتفاق جرايم جنسيتی از قبيل تجاوز يا سوءاستفاده به خاطر مسائل ناموسی اصلاً مطرح نمیشوند. پس اين تعداد جرايم با واقعيت بسيار متفاوت است.
اين تناقض آشکار کل آمار ارايه شده را زير سؤال میبرد و نشان میدهد چقدر اين اعداد و ارقام از واقعيت دور هستند. برای نمونه کافيست تعداد اخبار بخش حوادث خبرگزاری ايسنا مربوط به قتل افراد در ماه رمضان را شمرده و با عدد ۸ مقايسه کنيد. مسلماً هيچکدام از مقتولان بعد از چند روز زنده نشدهاند که در آمار نيروی انتظامی نيامدهاند. البته توجه کنيد قتل همان هشت نفر طی يک ماه فقط در يک شهر رقم بسيار وحشتناکی است؛ آماری که شايد در کل کشوری مانند آلمان يا فرانسه با جمعيتی بيشتر از ايران هم رخ ندهد. حالا به اين ارقام تعداد قتلهای شهرهای محروم و فقير؛ مخصوصاً شهرکهای حاشيهای را اضافه کنيد تا به عمق فاجعهای که خود مسؤولين انتظامی به آن معترف هستند پیببريد.
آيا قاتلين نمیدانستند چوبهی دار در انتظار آنهاست؟ آيا آن دزد و متجاوز و زورگير يادشان نبود رفقايشان با لگد و آفتابه در دهان بازداشت شدند؟ مطمئن باشيد آنها هم مثل من و شما اينها را فراموش نکردهاند، بلکه اشکال بسيار عمقیتر و ريشهایتر از حذف صورت مسأله است.
نظر شما چيه؟ (14 پيام)
|