بهترين يادداشت وبلاگ من
معتقدم انتخاب بهترين، آنچنان ساده نيست؛ مخصوصاً وقتی قضاوت در مورد نوشتههای وبلاگ باشد، آن هم توسط خود بلاگر. وقتی از بازی/مسابقه بهترين پست وبلاگ باخبر شدم، تصميم گرفتم حداقل يکبار عناوين نوشتهها را مرور کنم تا شايد توانستم يکی را انتخاب کنم.
هر تيتر تداعی کننده حس و حال لحظه نوشتنش بود. کامنتها که هر کدام داستان خود را دارند. واقعاً بين اينهمه خاطره و احساسهای تلخ و شيرين چگونه میشود بهترين را انتخاب کرد؟
در بين پستها برای گزارشها از جامجهانی فوتبال (مخصوصاً بازی فينال) گرفته تا «شمعی برای کودک مرده»، وقت و حتی هزينه زيادی صرف کردم. اين وقت گذاشتن فقط مخصوص تهيه گزارش نبود، بلکه قبل نوشتن خيلی از پستها برای مطمئن شدن از اطلاعات پراکندهام، مطالعه و تحقيق کردم تا مطلبی را اشتباه منتشر نکنم. علاوه بر اين، تمام سعیام بر اين بوده که متنها خالی از غلطهای املايی و نگارشی باشند. همه اينها باعث شده برای هر پست حداقل دو ساعت وقت صرف کرده باشم.
بيشترين استقبال بازديدکننده و کامنت مربوط به ارايه «راه دور زدن فـيـلـتـر بلاگرولينگ» و پست تکميلیاش است؛ البته از بين حدود هفتصد کامنتی که برای اين دو پست گذاشته شده، کمتر از صد کامنت مربوط به خود يادداشت است و بقيه در پی فـيـلـترشـکـن يا عکسهای پـورنـو يا پيدا کردن شريک جنسی هستند. فکر میکنم اين کامنتها بتوانند به عنوان زمينه يک تحقيق اجتماعی از مشکلات جوان ايرانی، مورد استفاده قرار گيرند! با اين حال خيلی از بلاگرها از اطلاعات فنی اين يادداشت استفاده کردهاند، که به نظرم مفيدترين پست وبلاگم بوده.
از آنجايی که علاقه خاصی به طنز دارم، با وجود عدم توانايی در طنز نوشتاری، يادداشتهايی که حال و هوای طنز را دارند، بيشتر میپسندم؛ در پستهايی مثل «راز مدالهای اتمی انيشتن»، «اولينهای من در خاورميانه» و در واکنش به انتقادها از افتخاراتنويسی: «در پايان اين هجو نتيجهگيری منطقی وجود دارد!» و امثال آن، جدا از غيرجدی بودن آنها، سعی کردم مشکلات اجتماعی و فرهنگی جامعه را به تصوير بکشم.
در مجموع يادداشتهايی با موضوع اجتماعی را بيشتر دوست دارم. ولی سؤالی که هميشه از خود کردهام، اين است که، آيا اين يادداشتها تأثيرگذار هم بودهاند؟ وقتی صحبت از نفی جنگ و کشتار و تبعيض و شکنجه و اعدام کردهام، چند نفر از افرادی که معتقد و يا به عبارتی طرفدار خشونت و تبعيض هستند، به تفکر واداشته میشوند و تحت تأثير قرار میگيرند؟
وقتی خوانندهها پای پستی که در آن عکسهايی از شکنجه بیرحمانه و غيرانسانی اراذل توسط مأمورين حافظ امنيت و آسايش جامعه، گذاشتهام، مینويسند: «اين شکنجهها برای آنها کم هم هست...»، میفهمم نه تنها جملات ناقص من در به تفکر واداشتن خيلیها ناتوان است، بلکه حتی تصاوير هم نمیتوانند وجدان و انسانيت آنهايی که تاکنون امنيت و آسايش اجتماعی را تجربه نکردهاند، تکانی دهد. وقتی اقتضای جامعهای برای رسيدن به رفاه و امنيت، زورگويی و کلاهبرداری و دروغگويی است و راه ديگری وجود ندارد، نوشتن من از حقوق برابر بیفايده است.
با اين اوصاف فکر میکنم بهتر باشد شما هم در انتخاب بهترين يادداشت کمکم کنيد. به نظر شما بهترين مطلبی که در وبلاگم خواندهايد کدام بوده؟ میدانم کار سادهای نيست و شايد کمی هم خودخواهی به نظر برسد، ولی انتخاب شما میتواند ارزيابی از اين چند سال نوشتنم باشد.




