« August 2007 | Main | July 2009 »

September 2007 Archives

September 5, 2007

بهترين يادداشت وبلاگ من

معتقدم انتخاب بهترين، آنچنان ساده نيست؛ مخصوصاً وقتی قضاوت در مورد نوشته‌های وبلاگ باشد، آن هم توسط خود بلاگر. وقتی از بازی/مسابقه بهترين پست وبلاگ باخبر شدم، تصميم گرفتم حداقل يکبار عناوين نوشته‌ها را مرور کنم تا شايد توانستم يکی را انتخاب کنم.

هر تيتر تداعی کننده حس و حال لحظه نوشتنش بود. کامنت‌ها که هر کدام داستان خود را دارند. واقعاً بين اينهمه خاطره و احساس‌های تلخ و شيرين چگونه می‌شود بهترين را انتخاب کرد؟
در بين پست‌ها برای گزارش‌ها از جام‌جهانی فوتبال (مخصوصاً بازی فينال) گرفته تا «شمعی برای کودک مرده»، وقت و حتی هزينه زيادی صرف کردم. اين وقت گذاشتن فقط مخصوص تهيه گزارش نبود، بلکه قبل نوشتن خيلی از پست‌ها برای مطمئن شدن از اطلاعات پراکنده‌ام، مطالعه و تحقيق کردم تا مطلبی را اشتباه منتشر نکنم. علاوه بر اين، تمام سعی‌ام بر اين بوده که متن‌ها خالی از غلط‌های املايی و نگارشی باشند. همه اينها باعث شده برای هر پست حداقل دو ساعت وقت صرف کرده باشم.
بيشترين استقبال بازديدکننده و کامنت مربوط به ارايه «راه دور زدن فـيـلـتـر بلاگ‌رولينگ» و پست تکميلی‌اش است؛ البته از بين حدود هفتصد کامنتی که برای اين دو پست گذاشته شده، کمتر از صد کامنت مربوط به خود يادداشت است و بقيه در پی فـيـلـترشـکـن يا عکس‌های پـورنـو يا پيدا کردن شريک جنسی هستند. فکر می‌کنم اين کامنت‌ها بتوانند به عنوان زمينه يک تحقيق اجتماعی از مشکلات جوان ايرانی، مورد استفاده قرار گيرند! با اين حال خيلی از بلاگر‌ها از اطلاعات فنی اين يادداشت استفاده کرده‌اند، که به نظرم مفيدترين پست وبلاگم بوده.

از آنجايی که علاقه خاصی به طنز دارم، با وجود عدم توانايی در طنز نوشتاری، يادداشت‌هايی که حال و هوای طنز را دارند، بيشتر می‌پسندم؛ در پست‌هايی مثل «راز مدال‌های اتمی انيشتن»، «اولين‌های من در خاورميانه» و در واکنش به انتقادها از افتخارات‌نويسی: «در پايان اين هجو نتيجه‌گيری منطقی وجود دارد!» و امثال آن، جدا از غيرجدی بودن آنها، سعی کردم مشکلات اجتماعی و فرهنگی جامعه را به تصوير بکشم.

در مجموع يادداشت‌هايی با موضوع اجتماعی را بيشتر دوست دارم. ولی سؤالی که هميشه از خود کرده‌ام، اين است که، آيا اين يادداشت‌ها تأثيرگذار هم بوده‌اند؟ وقتی صحبت از نفی جنگ و کشتار و تبعيض و شکنجه و اعدام کرده‌ام، چند نفر از افرادی که معتقد و يا به عبارتی طرفدار خشونت و تبعيض هستند، به تفکر واداشته می‌شوند و تحت تأثير قرار می‌گيرند؟
وقتی خواننده‌ها پای پستی که در آن عکس‌هايی از شکنجه بی‌رحمانه و غيرانسانی اراذل توسط مأمورين حافظ امنيت و آسايش جامعه، گذاشته‌ام، می‌نويسند: «اين شکنجه‌ها برای آنها کم هم هست...»، می‌فهمم نه تنها جملات ناقص من در به تفکر واداشتن خيلی‌ها ناتوان است، بلکه حتی تصاوير هم نمی‌توانند وجدان و انسانيت آنهايی که تاکنون امنيت و آسايش اجتماعی را تجربه نکرده‌اند، تکانی دهد. وقتی اقتضای جامعه‌ای برای رسيدن به رفاه و امنيت، زورگويی و کلاهبرداری و دروغ‌گويی است و راه ديگری وجود ندارد، نوشتن من از حقوق برابر بی‌فايده است.

با اين اوصاف فکر می‌کنم بهتر باشد شما هم در انتخاب بهترين يادداشت کمکم کنيد. به نظر شما بهترين مطلبی که در وبلاگم خوانده‌ايد کدام بوده؟ می‌دانم کار ساده‌ای نيست و شايد کمی هم خودخواهی به نظر برسد، ولی انتخاب شما می‌تواند ارزيابی از اين چند سال نوشتنم باشد.

September 13, 2007

حلول روی ماه من

مادر بچه‌ها يک هفته است سر به سرم می‌گذاره، می‌گه داری پير می‌شی! منم عکس اعضای تيم ملی نوجوانان واليبال (قهرمان دنيا) رو نشونش می‌دم و می‌گم تا وقتی اينا نوجوون هستند، من عمراً هيژده سالم بشه، چه برسه به پير شدن. من هنوز اميدوارم برای تيم ملی نوجوانان «اَتل مَتل توتوله» دعوت بشم تا دومين تيم ايرانی باشيم که قهرمان جهان می‌شيم!!!
خلاصه صداشو در نياريد که امروز تولدم بود؛ اگر فيامت (فدراسيون جهانی اتل متل توتوله) بفهمه بخاطر صغر سنی قهرمانی رو ازمون می‌گيره.

با اينحال از تمام اقوام، آشنايان و دوستانی که ضمن تبريک حلول ماه مبارک رمضان، حلول روی ماه منو تبريک گفتند، ممنونم. ولی خداييش خيلی شانس آورديما. اگر هيوده سال پيش (وقتی من به دنيا اومدم) هم ماه رمضون شروع می‌شد، الان آدرس اينجا می‌شد يک رمضون دات کام (1Ramezoon.com)!

September 29, 2007

هانيه و پاپ‌استارز

شبکه‌های تلويزيونی برای جذب بيشتر مخاطب مدام در حال توليد برنامه‌های متنوع با ايده‌های جديد هستند. يکی از اين برنامه‌ها که چند سالی می‌شود در اغلب شبکه‌ها رواج يافته، پيدا کردن افراد با استعداد در زمينه‌های مختلف از بين جوانان و مردم عادی و در نهايت تربيت و آموزش آنهاست در جهت ستاره شدن.
از آنجا که خواننده شدن آرزوی اکثر جوانان است، برنامه‌هايی مانند سوپر استار (Superstar) و پاپ‌استارز (Popstars) که به دنبال پيدا کردن گروه‌های خواننده هستند، با استقبال زيادی همراه می‌شوند. در آلمان هم اين دو برنامه هر سال توسط شبکه‌های اِر تِ اِل (RTL) و پرو زيبن (ProSieben) توليد می‌شود.
نکته جالب اينجاست که اکثر منتخبين اين برنامه‌ها افرادی با اصليت غیرآلمانی هستند؛ که شايد عدم علاقه يا استعداد آلمانی‌ها در خوانندگی دليل اصلی اين مسأله باشد. مثلاً سال قبل در پاپ‌استارز که به دنبال يک گروه دختر سه نفره بودند يک ترک، يک عرب مراکشی و یک آلمانی-ایتالیایی انتخاب شدند. آلبوم‌های اين گروه که مُن‌رُز (Monrose) نام دارد، امسال جزء پرفروش‌ترين آلبوم‌های آلمان قرار گرفته، در صورتيکه اعضای آن يک سال قبل حتی فکر خواننده شدن هم نمی‌کردند.

امسال برنامه پاپ‌استارز علاوه بر گروه خواننده به دنبال يک گروه رقص هم هست که در بين منتخبين آنها اسامی آشنايی مثل مهدی، عزیز، رها، سکينه و هانيه وجود داشت، که البته با کنکاش در مورد آنها فهميدم فقط هانيه ايرانی است.

هانيه، بيست و يک ساله، دانش آموز، ساکن اُفِن‌باخ (Offenbach) است که به رقص‌های ايرانی، هندی، آمريکای لاتين، هيپ هپ و عربی (رقص شکم) آشناست.
در پروفايل هانيه نوشته شده خانواده او در عراق زندگی می‌کنند، که احتمال دارد بخاطر تشابه نوشتاری ايران (Iran) و عراق (Irak) اشتباه نوشته شده باشد.

منتخبين پاپ‌استارز چند هفته‌ای است که برای گذراندن دوره‌های آموزشی در بروکسل (بلژيک) بسرمی‌برند که اتفاقات و حواشی آن در برنامه‌های مختلف تلويزيونی و گزارشات روزنامه‌ها و مجلات، منتشر می‌شود.
مهمترين خبر اين هفته رسانه‌ها در مورد هانيه بود که بخاطر بيماری سرطان مادرش از جمع پاپ‌استارز بيرون آمد تا پيش مادر بيمارش باشد.
هانيه تصميم سختی گرفت. او می‌توانست چند ماه آينده به عنوان يک ستاره با درآمد بالا در آلمان معروف و مشهور شود. ولی حالا بايد زندگی مجلل را فراموش کند و به دنبال آرزوی شغلی ديگرش که کار در موزه بود، برود.

شما جای هانيه بوديد، کدام را انتخاب می‌کرديد؟

About September 2007

This page contains all entries posted to سعید حاتمی in September 2007. They are listed from oldest to newest.

August 2007 is the previous archive.

July 2009 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35