اعتصاب يک حق اجتماعی
چند روزی است کارگران و کارمندان راهآهن آلمان برای بالاتر رفتن دستمزدها در اعتصاب به سرمیبرند. اين اعتصاب باعث شده منظمترين سيستم حمل و نقل زمينی در دنيا دچار اختلال شود. برنامه حرکت اغلب قطارها لغو شده و مردم سرگردان در ايستگاهها بدنبال وسيلهای برای رسيدن به مقصد میگردند و اکثراً با تأخير زياد سر کار حاضر میشوند.
مشابه اين خبر برای مشاغل مختلف معمولاً در رسانههای ايران منتشر میشود ولی احتمالاً بدون توجه به ماهيت و ميزان تأثير آن از کنارش میگذريم. شايد دانستن دلايل آن خالی از لطف نباشد.
هر چندوقت يکبار نمايندگان اتحاديههای کارگری و کارفرماها برای تعيين سطح دستمزدها با هم مذاکره میکنند و هر کدام پيشنهادی ارايه میدهند. معمولاً با توجه به سرمايهی کارفرما ميزان دستمزد مشخص میشود. ولی ممکن است کارفرما با وجود درآمد کافی با حداقل پيشنهاد اتحاديه موافقت نکند. در اينصورت بعد از مذاکرات طولانی آخرين راه اعتصاب خواهد بود تا کارفرما تحت فشار قرارگيرد و در نهايت با اتحاديه به توافق رسد.
در بعضی موارد مدت زمان اعتصاب حتی به ماه هم میرسد؛ چون با وجود کارگران قراردادی يا آنهايی که عضو اتحاديه نيستند، فعاليت بخش مربوطه متوقف نمیشود و به همين دليل ضرر کمی متوجه کارفرما میشود.
در جوامع متمدن و مترقی اعتصاب به عنوان روش اعتراض يک حق اجتماعی است و هيچگاه فردی به اين دليل مورد بازخواست قرار نمیگيرد، حتی در موردی مانند اعتصاب اخير در آلمان که باعث اغتشاش حمل و نقل عمومی شده و ضررهای مالی زيادی برای کل کشور خواهد داشت.
متأسفانه در کشور ما ايران نه تنها اتحاديهها برای پیگيری مطالبات کارگران و کارمندان به رسميت شناخته نمیشوند، بلکه با هرگونه اعتراض صنفی و اعتصابی با عنوان اخلال در امنيت برخورد میشود. نمونه بارز آن اعتصاب شرکت واحد و معلمان است که علاوه بر مسکوت ماندن خواستههای صنفیشان، تعداد زيادی از آنها با اتهامهای سنگينی مانند اقدام عليه امنيت ملی روانه زندان شدند.
حساسيت حکومت ايران به اين مسأله با شعار عدالت او کاملاً در تضاد است؛ چون هيچگاه يک کارفرما يا مدير که حقوق چند ميليونی دارد نمیتواند وضعيت زندگی يک کارگر را درک کند تا بدون رايزنی با نمايندگان کارگران، دستمزدی مناسب برای آنها تعيين کند. البته نبايد از نقش مخالفين سياسی خارج از کشور در اين حساسيتها به سادگی گذشت. بدبختانه اين گروهها بخاطر ناتوانی در داخل ايران، هرگونه اعتراضی داخل ايران صورت گيرد، آنرا سياسی و در راستای جهتگيری خود تبليغ میکنند که نتيجهای جز فشار و سرکوب ندارد، حتی اگر اين اعتراض صنفی يا اجتماعی باشد.
