|
امنيت اجتماعی يا امنيت پمپبنزين!؟
بله! کی گفته ما آزادی نداريم!؟ تا زمانی که پمپبنزين آتش بزنيم و خيابان ببنديم يا احياناً به سفارت انگليس پاره آجر پرت کنيم، کسی نمیتواند جلوی خواست و اراده ملی مردم غيور را بگيرد. ولی زبانم لال اگر چند تار مو يا پوست بدن ضعيفهای نمايان باشد، امنيت ملی و اجتماعی به خطر میافتد! اگر در وبلاگتان به وبلاگ ديگری که به وبلاگ ديگر و الی آخر لينک داده، لينک دهيد، اشاعه فحشا کردهايد و بدون هيچ محاکمهای فيلتر میشويد و از حقوق اجتماعی خود يعنی نوشتن محروم! ولی مطمئن باشيد اگر خواست و اراده ملی به آتش زدن پمپ بنزين باشد، هيچ کس جلودار شما نيست. 
عکس بالا مربوط به کويت يا يک کشور فاسد و لاابالی غربی نيست؛ کشور عزيزمان ايران است. البته جای نگرانی يا احياناً خوشحالی (از انقلاب و اين حرفها) نيست؛ فقط دولت عدالتمحور ديشب تصميم گرفته از بامداد امروز بنزين را سهميهبندی کند و نيروی محترم انتظامی هم در راستای فعاليت بيش از اندازه برای طرح امنيت اجتماعی و خستگی ناشی از آن، ديشب حس و حال برقراری امنيت در پمپبنزينها را نداشته. البته چون از امروز صبح طرح تشدید برخورد با بدحجابی به صورت گستردهتر و با حضور نيروهای بيشتر شروع میشود، تمرکز مأمورين زحمتکش معطوف به اين طرح بوده و قادر نبودند به مسائل انحرافی مثل تخريب و آتشزدن و غارت و اینا فکر کنند! پانوشت:صحبت از مثبت يا منفی بودن طرح سهميهبندی بنزين نيست. واکنش مردم نسبت به اقدام انقلابی دولت و عدم اطلاعرسانی کافی هم طبيعی است. کاملاً واضح است کسانيکه آفتابه به دست برای دريافت دو ليتر بنزين در صف بودند، از جزئيات جدول سهميهبندی آگاهی نداشتند؛ چون با توجه به این جدول و شرايطش، مشکل خاصی برای کسانی که بصورت عادی از خودرو شخصی استفاده میکنند، پيش نخواهد آمد. با تمام اينها آتش زدن و تخريب اموال عمومی و خصوصی، هيچ توجيهی ندارد و در تمام دنيا جرمی از اين واضحتر نيست. حال چرا پليس يک کشور با وجود حضور سريع نيروهای ضدشورش و مقابله با تجمعهای آرام و محدود مانند تجمع زنان يا معلمان، توانايی یا اراده کنترل و مقابله با چنين اعمال خشونتآميز و خلاف قانون را ندارند، جای سؤال است. هرچه در اخبار و رسانهها هم گشتم، خبری از اين سؤال يا پاسخگويی مسؤولين انتظامی نبود.
|