|
ای ساربان آهسته رو!
از اونجا که اين شتر فيلترينگ دم در خونه ما هم نشسته، گفتم برای ساربان اين قافله يه ايميل بفرستم، که اگر تا حالا مطالب پرنو تو وبلاگم داشتم و خودم نمیدونستم، ازش باخبر بشم و براش تبليغ کنم تا شما هم فيض ببريد!
والا مادر گرامی نگران شده که گل پسرش رفته فرنگستون با وجود زن و بچه، منحرف شده و تو اينترنت چيزای ناموسی منتشر میکنه. بابامون هم فکر کرده يحتمل با گروهکهای ضدانقلاب (!؟) و منافقین کوردل و اينا بده بستونی-چيزی دارم و میگه فعلاً فکر ايران اومدن نکن که حال و حوصله تو راه زندان و دادگاه سکته کردن رو ندارم! حالا ما هرچقدر بگيم باباجون، من هنوز پام تو گيليمه و فقط فيلترينگمون هوشمند شده، میگن «ما هوشنگ-موشنگ نمیشناسيم؛ تا نباشد چيزکی، مخابرات نکند فيلترها»!
خلاصه عمو ساربان، خودت اگه بچه نداری، ايشالا يه روز داشته میشی. حالا فرض کن بچهات اون سر دنيا، خبر نداره کی فيلتره، کی فیلتر نيست، بعد يه غلطی میکنه به دو سه نفر که قبلاً غلط کردند به دو سه نفر ديگه که اونها هم قبلترش غلط کردند و الی آخر، لينک میده!!! حالا يکی بياد بخاطر همه اين غلطها، در وبلاگش يه تابلوی ورود ممنوع بزنه که «اين سايت بخاطر عدم رعايت قوانين جمهوری اسلامی مسدود میباشد»! حالا از قاچاقچی گرفته تا قاتل، همه شامل اين عدم رعايت قوانين میشند. خب برادر (يا خواهر) من، اونوقت چه حالی بهت دست میده؟ شب خوابت میبره؟ تازه ماشالا جوونی، مثل بابای من هشتاد ساله نيستی. پس جون همون بچهات، اينا رو به مبتکرِ هوشمندِ هوشمندکردن فيلترينگ بگو تا يه فکری بکنه؛ چون اونی که بخواد از فيلترينگ رد شه و مطالب غيراخلاقی منو بخونه، بلده چه جوری اين کارو کنه. اين وسط فقط يه برچسب میخوره به من که يه عده چپچپ نگاهم میکنند و يه عده ديگه هم مثل يه قهرمان رو دست بلند!
نظر شما چيه؟ (15 پيام)
|