« May 2007 | Main | July 2009 »

June 2007 Archives

June 3, 2007

فوتبال زنان و مردان ايران

روز جمعه (اول ژوئن) قرار بود تيم فوتبال زنان ايران مقابل تيم فوتبال ب‌اس‌فا ال-درسيم‌اسپور (BSV AL-Desimspor) محله کرويتسبرگ (Kreuzberg) برلين يک بازی دوستانه انجام دهد که در واقع پاسخ ميزبانی ايران در سال گذشته بوده.

ارديبهشت سال قبل با هدف گسترش ورزش زنان، برای اولين‌بار در حضور پنج‌هزار زن تماشاگر در ورزشگاه آرارات تهران، اين دو تيم به تساوی دو-دو دست يافتند و قرار بود جمعه گذشته بازی برگشت در برلين انجام شود که با وجود تدارک همه جانبه برگزاری اين بازی از جمله اجاره ورزشگاه و تبليغات و پيش‌فروش بليت، فدراسيون فوتبال ايران در روز پنج‌شنبه (يعنی يک روز قبل از مسابقه) به بهانه مشکل تهيه بليت پرواز، خبر از لغو سفر تيم ملی فوتبال زنان ايران داد.
متأسفانه مسؤولين فدراسيون فوتبال ايران با اين عملکرد، نه تنها نشان دادند هيچگونه اعتقادی به نظم و برنامه و تعهد ندارند، بلکه باعث برهم ريختن نظم و برنامه ديگران هم می‌شوند. علاوه بر خود باشگاه آلمانی که متحمل هزينه زيادی شد، بسياری از آلمانی‌ها و ايرانيان مقيم برلين برای اين مسابقه که در نوع خود بی‌نظير و برای اولين بار بود، از قبل بليت خريده و برای اين روز برنامه‌ريزی کرده بودند و بخاطر اطلاع‌رسانی دير طرف ايرانی، در زمان برگزاری ديدار از لغو آن مطلع شدند.
قابل توجه است که اين باشگاه در محله مهاجرنشين کرويتسبرگ برلين از سال ۱۹۹۳ فعال است و نوزده تيم فعال در مسابقات فوتبال رده‌های مختلف برلين دارد. اغلب بازيکنان اين باشگاه را مهاجرين و بيشتر ترک‌ها تشکيل داده‌اند. پايه‌گذاران و اکثريت هيأت مديره آن نيز ترکيه‌ای هستند.

فوتبال مردان
خبر خوب اينکه مسابقه تيم ملی فوتبال ايران بدون مشکل تهيه بليت پرواز به مکزيک انجام شد! البته اين مسابقه بيشتر برای اثبات حرف رضا عنايتی در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان بود که در انتقاد از علی دايی گفته بود «جنازه من هم به مکزيک گل می‌زند». البته ديشب وقتی با دروازه‌بان مکزيک تک‌به‌تک شده بود، يادش افتاد که الان جنازه نيست و نبايد گل بزند!
سال قبل بعد از بازی ايران و مکزيک بدون استثناء همه از عملکرد تيم ايران انتقاد می‌کردند و ادعا داشتند که ايران می‌توانست مکزيک را ببرد. البته من هم در «خواستن و توانستن» ترديدی ندارم و نداشتم ولی بعد از چند سال تماشای فوتبال ايران و بازی با توپ پلاستيکی و چند باری هم بازی در چمن، می‌دانم فوتبال نود دقيقه است و تفاوت فوتبال ايران و مکزيک چقدر.
آن‌روزها وقتی می‌گفتم تفاوت فوتبال ايران و مکزيک حداقل دو گل است، به مزاج خيلی‌ها خوش نمی‌آمد. وقتی هم رگ ناسيوناليستی قلمبه شود، مگر می‌شود با هزار دليل و برهان خلاف آن گفت! اثبات حرفم را به آينده موکول کردم، ولی نمی‌دانستم هنوز يکسال نگذشته، در برابر تيم جوان (از مربی گرفته تا بازيکنان) مکزيک، با اختلاف چهار گل می‌بازيم. لطفاً نگوييد بازيکنان لژيونر ما نبودند! مگر برای مکزيک بودند؟ اتفاقاً پارسال غير از تيموريان که هنوز لژيونر نشده بود، بقيه تازه آسيب‌ديدگی‌شان بهبود پيدا کرده بود. در ضمن اگر فوتبال ايران روی همين چند بازيکن می‌گردد، پس اختلاف فوتبال ما بايد بسيار بيشتر از دو گل باشد.
هيچ شکی نيست که جذابيت فوتبال به غيرقابل پيش‌بينی بودن آن است و روی کاغذ نمی‌توان برای آن فرمول نوشت ولی اين اصل که هر تيمی بد بازی کند تيم مقابل بازی را در اختيار می‌گيرد، هميشه پابرجاست. به نظرم اشتباهی که دوستان در نقد مسابقه سال گذشته ايران برابر مکزيک داشتند اين بود که فکر می‌کردند نيمه اول ايران خوب بازی کرده و نيمه دوم بد؛ در صورتيکه اگر منصفانه نگاه کنيم، نيمه اول مکزيک بد بازی کرد و نيمه دوم ايران بازی هميشگی‌اش را ارايه کرد. برای اثبات حرفم آمار (مثلاً تعداد پاس‌های صحيح) همان بازی در دو نيمه را با بازی‌های ديگر تيم ملی (بغير از بازی ديشب) مقايسه کنيد.

فوتبال پرسپوليس
پنج شنبه آخر وقت از لغو ديدار فوتبال زنان ايران باخبر شدم، به همین خاطر برنامه‌ام را تغيير داده و جمعه بعدازظهر رفتم سر کار. از اونجا که دلم فوتبال می‌خواست و بازی سپاهان و پرسپوليس بود، تعقيب اون از طريق گزارش آنلاين ايران‌اسپرت به دلم نمی‌چسبيد و با رياضت تمام از طريق پخش آنلاين شبکه سه، شبح بازی را ديدم و با اينکه تيم محبوبم باخت، ولی از هيجان بازی لذت بردم. البته نپرسيد پس کارم چی شد؛ چون مجبور شدم تا نصفه شب بمونم سر کار!

June 8, 2007

اجلاس سران گروه هشت در آلمان

اجلاس سران هشت کشور صنعتی (Group of Eight) شامل ايالات متحده، انگلستان، آلمان، فرانسه، ايتاليا، ژاپن، کانادا و روسيه، با وجود مخالفت‌های بسيار، در سواحل دريای شرق (آدرياتيک) نزديکی بندر روستوک در شمال آلمان به پايان رسيد.

اين نشست که همه ساله بصورت دوره‌ای در يکی از کشورهای عضو برگزار می‌شود، به منظور مشورت و گفتگو درباره موضوعات مهم جهانی است. ولی در واقع به محلی برای تصميم‌گيری درمورد جهان تبدیل شده؛ زيرا حدود دو سوم تجارت جهانی در اختيار اين کشورهاست و چهار کشور از پنج عضو دائم و دارای حق وتو شورای امنيت (به‌غير از چين) از اعضاء‌ی اصلی G8 هستند.

يکی از مهمترين مباحثی که در اين اجلاس مطرح شد، نصب سيستم دفاع موشکی در کشورهای چک و لهستان توسط آمريکا به بهانه جلوگيری از حمله موشکی و اتمی ايران به اروپا بود که روسيه با آن مخالفت می‌کرد. تا جايی که برخی کارشناسان از احتمال وقوع دوباره جنگ سرد بين روسيه و آمريکا (شرق و غرب) خبر می‌دادند.

سياستمداران و صاحب‌نظران حکومت ايران اين اختلاف را حمايت روسيه از ايران ارزيابی می‌کردند. ولی با وجود همکاری و فروش گسترده (و بعضاً گران) تجهيزات نظامی و هسته‌ای روسيه به ايران، هيچگاه اين کشور در جهت منافع حکومت ايران رفتار نکرده؛ نمونه بارز آن تصويب قطعنامه‌های شورای امنيت برعليه ايران است. روز گذشته پوتين رئيس‌جمهور روسيه در ملاقات با بوش رئيس‌جمهور آمريکا با ارايه طرح پيشنهادی خود، پرده از دليل مخالفت خود با طرح آمريکا برداشت.
پوتين معتقد است اگر آمريکا نگران موشک‌های ايرانی است، می‌تواند سيستم دفاع موشکی خود را در نزديکی مرز‌های ايران داخل جمهوری آذربايجان نصب کند.

به وضوح می‌توان فهميد مقصود او از مخالفت با طرح آمريکا نه حمايت از ايران، بلکه تضيعف تهديد موشکی روسيه به اروپاست؛ به عبارت ديگر اگر سيستم دفاع موشکی در کشورهای چک و لهستان مستقر شوند، موشک‌های روسی ديگر تهديدی برای کشورهای اروپای غربی نيستند و درصورت شليک در مسير خود به سمت غرب، توسط موشک‌های ضد موشک رديابی و خنثی می‌شوند. در ضمن با اين طرح روسيه نيز از تهديدات موشکی ايران در امان خواهد بود.
با اين وجود بوش هم از طرح روسيه استقبال کرده و قول بررسی آنرا داده.


مخالفت با اجلاس گروه هشت
بزرگترين ايرادی که به اين اجلاس گرفته می‌شود، تصميم‌گيری سران هشت کشور که فقط سيزده تا چهارده درصد جمعيت زمين را شامل می‌شوند، برای کل مردم دنياست. از آنجايی که اين هشت کشور هرکدام به نحوی ابرقدرت هستند، تصميم‌های آنها استعمارگرايانه خواهد بود، نه در جهت رفاه و آسايش کشورهای ديگر.
مشکل بعدی آسيبی است که اين کشورها به دليل صنعتی بودنشان به محيط زيست و طبيعت می‌زنند که نتيجه آن تغييرات شديد جوی و گرمای بيش از حد زمين و طوفان‌های شديد چند سال گذشته است. متأسفانه اين کشورها هيچ حرکت مثبتی در جلوگيری از آلوده شدن محيط زيست ندارند، تا جاييکه حتی آمريکا از امضاء‌ی توافق‌نامه کيوتو که به منظور کاهش توليد گاز‌های گلخانه‌ای (متان، دی اکسيد کربن و ...) است، خودداری می‌کند.
در اين بين آلمان به دليل حضور هفت ساله حزب سبزها در حکومت، قدم‌های کوچکی برداشته. از جمله تعطيل کردن نيروگاه‌های اتمی و جايگزين کردن انرژی‌های طبيعی (مانند استفاده از توربين‌های بادی) برای توليد برق است.

ديروز گروه صلح سبز (Greenpeace) برای نشان دادن اعتراض خود به عدم پايبندی حکومت‌های کشورهای صنعتی به مسائل زيست محيطی، با قايق قصد نزديکی به ساحل محل برگزاری اجلاس را داشت که قايق‌های تندروی پليس مانع اين کار شدند. تعقيب و گريز اين قايق‌ها که توسط کانال‌های مختلف پخش می‌شد، بيشتر به فيلم‌های پليسی شبيه بود!

در اين بين پليس برای جلوگيری از حرکت قايق‌های صلح سبز، آنها را زير می‌گرفت که منجر به مجروح شدن سرنشينان قايق‌ها شد. البته در تصاوير کاملاً مشخص بود که يکی از قايق‌ها خود را تسليم پليس کرده بود ولی قايق پليس با خشونت به روی قايق آنها آمد. عکس‌ها کاملاً گويا است.











فيلم اين تصاوير در شبکه دوم آلمان و همينطور يوتيوب قابل دسترس است.

June 16, 2007

ای ساربان آهسته رو!

از اونجا که اين شتر فيلترينگ دم در خونه ما هم نشسته، گفتم برای ساربان اين قافله يه ايميل بفرستم، که اگر تا حالا مطالب پرنو تو وبلاگم داشتم و خودم نمی‌دونستم، ازش باخبر بشم و براش تبليغ کنم تا شما هم فيض ببريد!

والا مادر گرامی نگران شده که گل پسرش رفته فرنگستون با وجود زن و بچه، منحرف شده و تو اين‌ترنت چيزای ناموسی منتشر می‌کنه. بابامون هم فکر کرده يحتمل با گروهک‌های ضدانقلاب (!؟) و منافقین کوردل و اينا بده بستونی-چيزی دارم و می‌گه فعلاً فکر ايران اومدن نکن که حال و حوصله تو راه زندان و دادگاه سکته کردن رو ندارم!
حالا ما هرچقدر بگيم باباجون، من هنوز پام تو گيليمه و فقط فيلترينگمون هوشمند شده، می‌گن «ما هوشنگ-موشنگ نمی‌شناسيم؛ تا نباشد چيزکی، مخابرات نکند فيلترها»!

خلاصه عمو ساربان، خودت اگه بچه نداری، ايشالا يه روز داشته می‌شی. حالا فرض کن بچه‌ات اون سر دنيا، خبر نداره کی فيلتره، کی فیلتر نيست، بعد يه غلطی می‌کنه به دو سه نفر که قبلاً غلط کردند به دو سه نفر ديگه که اونها هم قبل‌ترش غلط کردند و الی آخر، لينک می‌ده!!! حالا يکی بياد بخاطر همه اين غلط‌ها، در وبلاگش يه تابلوی ورود ممنوع بزنه که «اين سايت بخاطر عدم رعايت قوانين جمهوری اسلامی مسدود می‌باشد»! حالا از قاچاقچی گرفته تا قاتل، همه شامل اين عدم رعايت قوانين می‌شند. خب برادر (يا خواهر) من، اونوقت چه حالی بهت دست می‌ده؟ شب خوابت می‌بره؟ تازه ماشالا جوونی، مثل بابای من هشتاد ساله نيستی.
پس جون همون بچه‌ات، اينا رو به مبتکرِ هوشمندِ هوشمندکردن فيلترينگ بگو تا يه فکری بکنه؛ چون اونی که بخواد از فيلترينگ رد شه و مطالب غيراخلاقی منو بخونه، بلده چه جوری اين کارو کنه. اين وسط فقط يه برچسب می‌خوره به من که يه عده چپ‌چپ نگاهم می‌کنند و يه عده ديگه هم مثل يه قهرمان رو دست بلند!

June 21, 2007

تأثيرگذارها

شرمنده از دوستانی که برای نوشتن تأثیرگذارها دعوتم کردند و من تا حالا پاسخ نداده بودم. بخصوص مينوی عزيز که هميشه به من لطف داشته. يکی از دلايل تأخير در نوشتن چنين مطلبی، نداشتن پاسخ آنطور که انتظار می‌رفته؛ یعنی ليست کردن اسامی، بوده.
يادم نمی‌آید اولين بار کی ضرب‌المثل معروف لقمان حکيم را شنيدم. ولی بدون اينکه خودم بدانم از همان کودکی، معمولاً از بی‌ادبان، بيشتر ادب آموختم. مثلاً دلیل معتاد نشدنم به مواد مخدر، بخاطر تذکر‌های هميشگی پدر و مادر يا برنامه‌های هشدار دهنده تلويزيون نبوده، بلکه از نزديک ديدن زندگی دوستان و آشنايان معتاد باعث شد ضررهای اين عمل برایم ملموس شود. البته تأثيرگذاری خانواده و دوستان و معلم‌ها و استادها در رشد فکری و شخصيتی غيرقابل انکار است؛ بطوريکه از هر کدامشان در زمينه خاصی نکته‌ای آموختم. با اينحال برای من، تأثير مثبت رفتار منفی افراد بسيار بيشتر بوده.
البته دقت من فقط معطوف به ناهنجاری افراد نيست و هميشه سعی کرده‌ام از محيط پيرامون نکته‌ای بياموزم. اين دقت در رفتار ديگران به نوعی مشکل‌ساز هم شده. مثلاً سر کلاس درس بجای گوش دادن به درس، رفتار استاد (نحوه بيان و برخورد با مشکل) و عکس‌العمل ديگران برايم جالب‌تر است! صد البته اين توجيه تنبلی‌ام در درس نيست!

با اين تفاصيل اگر بخواهم از تأثيرگذارهایم نام ببرم، مثنوی هفتاد من خواهد شد، ولی شايد شنيدن داستان يکی از بزرگترين تأثيرگذارها در زندگی‌ام که هيچگاه فراموشش نمی‌کنم، خالی از لطف نباشد.
زمستان چهار سال پيش که هنوز تنها زندگی می‌کردم به شدت بيمار شدم (چيزی شبيه آنفولانزا) به طوريکه حتی توانايی بلند شدن از جايم را هم نداشتم تا يک ليوان آب بنوشم، چه رسد به آماده کردن غذا. همين باعث ضعيف‌تر شدنم شده بود. دوست هم نداشتم از کسی درخواست کمک کنم.
چند روز بعد که بهتر شده بودم و توانايی راه رفتن پيدا کردم، برای کاری ضروری به برلين رفتم. وقت برگشتن با چند ثانيه تأخيرم، قطار را از دست دادم و مجبور شدم نيم ساعت در ايستگاه قطار بمانم. خستگی و بيماری طاقتم را گرفته بود و در دل به زمين و زمان فحش می‌دادم. در همين حال صدای خنده و شادی دو کودک توجه‌ام را جلب کرد. هيچگاه آن تصوير از يادم نمی‌رود؛ دو کودک معلول، يکی نشسته روی ويلچر و ديگری با دو عصای زيربغل در حال بازی و شادی بودند.
با وجود معلوليت‌شان و سختی در راه رفتن، چنان از ته دل می‌خنديدند و شاد بودند که از خودم خجالت کشيدم. من بخاطر چند روز بيماری و ناتوانی که می‌دانستم روزی تمام می‌شود، صبرم را از دست داده بودم و از زندگی می‌ناليدم، حال اين دو کودک که حتماً تا آخر عمر همينگونه خواهند ماند، با تمام توان از کوچکترين لحظات خودشان لذت می‌بردند.

بعد از اين ماجرا هميشه در شرايط سخت، چهره خندان اين دو کودک برايم تداعی می‌شود و سعی می‌کنم اميد و صبرم را از دست ندهم.

June 27, 2007

امنيت اجتماعی يا امنيت پمپ‌بنزين!؟

بله! کی گفته ما آزادی نداريم!؟ تا زمانی که پمپ‌بنزين آتش بزنيم و خيابان ببنديم يا احياناً به سفارت انگليس پاره آجر پرت کنيم، کسی نمی‌تواند جلوی خواست و اراده ملی مردم غيور را بگيرد. ولی زبانم لال اگر چند تار مو يا پوست بدن ضعيفه‌ای نمايان باشد، امنيت ملی و اجتماعی به خطر می‌افتد! اگر در وبلاگتان به وبلاگ ديگری که به وبلاگ ديگر و الی آخر لينک داده، لينک دهيد، اشاعه فحشا کرده‌ايد و بدون هيچ محاکمه‌ای فيلتر می‌شويد و از حقوق اجتماعی خود يعنی نوشتن محروم! ولی مطمئن باشيد اگر خواست و اراده ملی به آتش زدن پمپ بنزين باشد، هيچ کس جلودار شما نيست.

عکس بالا مربوط به کويت يا يک کشور فاسد و لاابالی غربی نيست؛ کشور عزيزمان ايران است. البته جای نگرانی يا احياناً خوشحالی (از انقلاب و اين حرفها) نيست؛ فقط دولت عدالت‌محور ديشب تصميم گرفته از بامداد امروز بنزين را سهميه‌بندی کند و نيروی محترم انتظامی هم در راستای فعاليت بيش از اندازه برای طرح امنيت اجتماعی و خستگی ناشی از آن، ديشب حس و حال برقراری امنيت در پمپ‌بنزين‌ها را نداشته. البته چون از امروز صبح طرح تشدید برخورد با بدحجابی به صورت گسترده‌تر و با حضور نيروهای بيشتر شروع می‌شود، تمرکز مأمورين زحمتکش معطوف به اين طرح بوده و قادر نبودند به مسائل انحرافی مثل تخريب و آتش‌زدن و غارت و اینا فکر کنند!

پانوشت:
صحبت از مثبت يا منفی بودن طرح سهميه‌بندی بنزين نيست. واکنش مردم نسبت به اقدام انقلابی دولت و عدم اطلاع‌رسانی کافی هم طبيعی است. کاملاً واضح است کسانيکه آفتابه به دست برای دريافت دو ليتر بنزين در صف بودند، از جزئيات جدول سهميه‌بندی آگاهی نداشتند؛ چون با توجه به این جدول و شرايطش، مشکل خاصی برای کسانی که بصورت عادی از خودرو شخصی استفاده می‌کنند، پيش نخواهد آمد.
با تمام اينها آتش زدن و تخريب اموال عمومی و خصوصی، هيچ توجيهی ندارد و در تمام دنيا جرمی از اين واضح‌تر نيست. حال چرا پليس يک کشور با وجود حضور سريع نيروهای ضدشورش و مقابله با تجمع‌های آرام و محدود مانند تجمع زنان يا معلمان، توانايی یا اراده کنترل و مقابله با چنين اعمال خشونت‌آميز و خلاف قانون را ندارند، جای سؤال است. هرچه در اخبار و رسانه‌ها هم گشتم، خبری از اين سؤال يا پاسخگويی مسؤولين انتظامی نبود.

About June 2007

This page contains all entries posted to سعید حاتمی in June 2007. They are listed from oldest to newest.

May 2007 is the previous archive.

July 2009 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35