|
کله گندهها در آلمان و مخالفانشان
اگه تو اين غربت و مخصوصاً پايتختش يه چرخی بزنید قول میدم با يه رئيس جمهوری، وزيری، چيزی يا خيلی بدشانس باشید يه هنرپيشه يا ورزشکار، برخورد میکنید. مثلاً تو رستوران يا کافه نشستید، میبينید تيريپ ميز بغل دستيتون به آدم معمولی نمیخوره، يه کم دقت کنید میبينید، ای بابا طرف فلان وزيره. حتی يکبار که با دوچرخهام تو قسمت مخصوص دوچرخه قطار نشسته بودم، هانس کريستين شتروبله (Hans-Christian Stroebele) نماينده حزب سبزها که چند دوره است مستقيم وارد مجلس آلمان میشه، با دوچرخه در و داغونش روبروم نشسته بود. هيچکی هم نمیرفت بهش نامه بده و اين حرفا!
از اين چيزا تو دهات ما که همون شاهعبدالعظيم آلمانه، خيلی بيشتر پيش میآد. مخصوصاً دانشگاه پتسدام که تو کاخهای پارک سنسوزی (Sanssouci) قرار گرفته. يه روز میبينی مايکل جکسون داره تو حياط (Campus) دانشگاه واسه خودش میگرده، يه روز هم مثل ديروز وزيرهای امور خارجه گروه هشت (کشورهای صنعتی) را میآورند دم در خونه ما و چشم آدم را به جمال مبارک رايس و اينا روشن میکنند.
البته چون اينا هرجا برند مخالفان جهانیسازی قبلش اونجا هستند، کل پتسدام يه جورايی حکومت نظامی بود و تا ظهر دانشگاه تعطيل. با اينحال تظاهرات چپها برعليه جهانیسازی انجام شد و اتفاقاً درگيری با پليس هم پيش اومد. وقتی تصاوير درگيریها را از تلويزيون میديدم، ياد تصاوير نوشته قبلی افتادم. هرچند از ديد من خشونت غيرقابل دفاع است، ولی رفتار پليس آلمان منطقی به نظر میرسه. بارها شاهد بودم در چنين تظاهراتی پانکها (چپهای تندرو) رودرروی پليس با فرياد به اونها فحش میدند. با اين وجود معمولاً (مسلماً هميشه اينطور نيست) پليس عکسالعملی نشون نمیده تا زمانی که کسی رفتار خشونتآميزی (مثل زدوخورد يا پرتاب سنگ) بروز بده. اونوقت او را معمولاً با خشونت از بين جمعيت بيرون میکشند و معمولاً روی زمين میخوابانند و دستبند میزنند و بعد سوار ماشين میکنند.
چند نفر از دوستان پای يادداشت قبلی و نوشتههای دوستان ديگر، اين رفتار را با رفتار پليس ايران یکی دانسته بودند. هرچند تفاوتها کاملاً آشکار هست، ولی بد نيست برای روشن شدن اين دوستان به اين تفاوتها اشاره کنم:
- اين دستگيرشدگان در حال انجام خشونت و جرم (از ديد پليس) دستگير میشوند نه در خانه و رختخواب. - جرم اين افراد برای پليس کاملاً مشهود است، نه اينکه فقط بر اساس سابقهدار بودنشان آنها را مجرم بدانند. - رفتار خشن پليس فقط تا بستن دستبند و کنترل متهم ادامه دارد، نه مانند پليس ايران به متهم دستبسته لگد بزنند. - از لحظه بازداشت، متهم حق داشتن وکيل را داراست. در ايران اين مسأله با وجود تاکيد در قانون، بيشتر مانند لطيفه است! - کوچکترين بد رفتاری توسط مأموران قابل پیگرد قضايی است. اگر هم در مجازات خاطی کارشکنی شود، معمولاً فشار مطبوعات نسبتاً آزاد و افکار عمومی اجازه ادامه آنرا نمیدهد.
با وجود چنين ملاحظه کاریهای پليس، طبق آمار و تحقيقات کارشناسان اجتماعی، افراد مورد خشونت پليس واقع شده، به شدت ضداجتماع و خشن شده و معمولاً مرتکب جرمهای بزرگتری نیز میشوند.
البته حتماً در موارد بالا استثناءهايی وجود دارد که رسانهای نشدهاند، ولی مسأله اينجاست که در ايران استثناءها دقيقاً عکس هستند و افراد خاصی هستند که با وجود جرمهای سنگين (قتل و تجاوز و اخلال در امنيت عمومی) هيچ برخوردی با آنها صورت نمیگيرد و اگر هم محاکمه شوند با احترام کامل (از سوی پليس و دادگاه!!!) بیگناه شناخته میشوند!
نظر شما چيه؟ (9 پيام)
|