« January 2007 | Main | July 2009 »

February 2007 Archives

February 11, 2007

باد منو نبرده!

دبيرستان که می‌رفتم معمولاً دو-سه هفته اول دو در بود، ولی سال چهارم اين دو-سه هفته به پنج-شش هفته کشيد و هنوز حس مدرسه رفتن نبود! تا اينکه روز قبل سيزده آبان، ياسين مغانی به اين نتيجه رسيد که واسه يه دانش آموز زشته روز خودش هم مدرسه نره. بنابراين قرار شد لااقل سيزده آبان بريم مدرسه تا دانش‌آموز بودن خودمون رو رسماً اعلام کنيم. البته وقتی صبح رفتيم مدرسه و نيم ساعت سر صف مجبور به تحمل برنامه ويژه شديم، از کار خودمون پشيمون گشتيم!

خلاصه زشته من بعد از چهار هفته سکوت، سالروز شکوهمند بيست و دو بهمن وبلاگ ننويسم. ولی باور کنيد گرفتار بودم. وقتی می‌گم گرفتار يعنی تو اين يکماه طولانی‌ترين خوابم پنج ساعت بوده. همين دو شب پيش فقط يک ساعت خوابيدم. دليلش هم کار و درس و مشق و بلاگ‌نيوز بود. گفتم بلاگ‌نيوز، منتظر خبرهای فوق العاده در مورد بلاگ‌نيوز باشيد. بلاگ‌نيوز نسخه دو، با شعار هر وبلاگ يک بلاگ‌نيوز به زودی در خدمت همه خواهد بود.

اين چند هفته حتی وقت نشد صله ارحام کنم و از حال و روز فک و فاميل باخبر بشم. وبلاگ هم که نمی‌نوشتم تا لااقل اونا از من با خبر بشند. با هر کی هم که تلفنی حرف می‌زدم قبل از پرسيدن حال خودم، می‌پرسيد چرا وبلاگ نمی‌نويسی!

از درس و مشق که نپرسيد. پنج‌شبه و جمعه دو تا امتحان نوشتم و فردا هم آخرين امتحانمه. در ضمن جمعه هم يه سمينار داشتم که مجبور شدم تا صبح بيدار بمونم و اسلايد‌هاشو درست کنم. البته نمی‌دونم چطور از زحمات مادر بچه‌ها که بيشتر از خودم نگران درس و مشقمه، تشکر کنم. خداييش با اينکه خواب رو با هيچ چيز عوض نمی‌کنه، تا صبح پا به پای من بيدار موند و کمکم کرد. همين بی‌خوابی و کار دقيقه نود، باعث شد سر سمينار يه جا اسلايدها رو قاطی کنم و وقتی حرف‌هام برای اون اسلايد تموم شد تازه فهميدم رو اسلايد اشتباهی اينهمه توضيح داده‌بودم! البته با پررويی ادامه‌اش دادم!

همه اينها رو گفتم که بدونيد من هنوز هستم، فقط طبق معمول با کمبود وقت که اينبار از وقت وبلاگم زدم، ولی قول می‌دم جبران بشه.

February 22, 2007

بنز يا پيکان؟

شما اگر بدونيد تو اين شش سال چه فسفرهايی برای اين بنز سوزوندم و چه شب‌هايی تا صبح سر کار موندم و چقدر حرص خوردم، عمراً ديگه سوار همچين ماشينی نمی‌شيد و با خيال راحت همون پيکان خودمون رو انتخاب می‌کنيد که کارگره يادش رفته پيچاشو سفت کنه!

والا ما گفتيم درس و مشق و امتحان که تموم شد سرمون خلوت می‌شه تا به رتق و فتق امور آنلاينی و آفلاينی برسيم ولی شانسمون زد و يه پروژه که قبلاً روش کار کرده بودم احتياج به تست‌های جديد داشت. از طرفی چون بقيه افراد تيم قبلی يا مرخصی بودند يا پروژه‌ی ديگه‌ای داشتند، بايد با تيم جديد کار می‌کردم و راه و چاه يادشون می‌دادم.
علاوه بر همه اين گرفتاری‌ها طبق معمول کار با هزار تا مشکل روبرو می‌شد. نمی‌دونم اين ملت تو قسمت طراحی سيستم‌ها چی کار می‌کنند که مدل‌هاشون اينقدر اشکال داره. خداييش اگه ما نبوديم (من هم جزو ما هستم) بنز و پيکان فرقی با هم نداشتند! خلاصه که اين دو هفته، شونزده ساعت در روز کار کردم شايد کلکش کنده بشه. ديگه فکر می‌کردم ديروز تموم بشه که تا دو نصف شب هم تموم نشد و دست از پا درازتر اومدم خونه. بدبختی همچين از آسمون بارون می‌اومد که تا به ايستگاه قطار برسم موش آبکشيده شدم. نصف شب هم اگر بخوای از وسايل نقليه عمومی استفاده کنی، مسير سه ربع، سه ساعت طول می‌کشه. اينجوری شد که امروز صبح رسيدم خونه. حالا بعد از ظهر می‌رم و اميدوارم ديگه امروز ختم به خير بشه. البته کارهای ديگه هنوز هست؛ مثلاً اون پروژه که بايد آخر سال پيش ميلادی تموم می‌کردم که هنوز شروع هم نکردم!

خلاصه در حسرت دو روز تعطيلی و استراحت موندم ولی اينقدر کار عقب و جلو مونده دارم که فکر می‌کنم آرزو به دل از اين مملکت برم.

About February 2007

This page contains all entries posted to سعید حاتمی in February 2007. They are listed from oldest to newest.

January 2007 is the previous archive.

July 2009 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35