|
هفته بیخودی مفرط
تا حالا احساس بیخودی مفرط کرديد؟ همين احساسی که الان من دارم؟ لابد میپرسيد اصلاً اين بیخودی مفرط چيه؟ خب وقتی آدم هيچ کار مثبتی تو زندگيش نکنه، احساس بیخودی مفرط بهش دست میده!
الان دو ماهه يه پروژه گرفتم که تو خونه انجامش بدم! هر دفعه رئيس میپرسه به کجا رسيده، میگم اين هفته که میآد حتماً میشينم پاش و تمومش میکنم. به خودم هم قول میدما، ولی تا چشم رو هم میگذارم، هفته تموم میشه! اين هفته که گذشت هم از اون هفتهها بود که به خودم قول مردونه داده بودم تا پروژه رو تموم کنم، ولی حتی يک دقيقه هم روش کار نکردم. بدمصب بايد تا آخر امسال ميلادی (کمتر از بيست روز ديگه) تحويلش بدم و بیخودی قول دادم.
شايد تنها کار مثبت هفته قبلم، انجام دادن يکی از مشقهام بوده. البته وقتی تو گروه مشق مینويسيم و میبينی بقيه افراد گروه هيچ کاری نکردند و تو دو روز وقت گذاشتی انجامش دادی و دو روز هم به اونها توضيح دادی و البته قانعشون کردی که مشقت درسته، میفهمی چقدر بیخودی واسه يه مشق وقت صرف کردی. از همه بدتر برای بار چهارم امتحان يه درس پايه رو رد شدم! خب درس نخوندی بیکاری بیخودی میری سر امتحان وقت خودت و استادت رو هدر میدی؟ (اينو با خودم بودم) ولی خداييش به کسيکه يه امتحان رو بعد از چهار بار قبول نشده چی بايد گفت؟ يه آدم بیخود مفرط؟ مهراوه جان خوب شو بيا ببين مهندست درس ترم دومش رو هم نمیتونه پاس کنه.
بلند شدم هلک و هلک رفتم خريد، اول اينکه برای بار nام يادم رفته ظرفهای گرويیدار رو که آشپزخونه رو پر کرده، ببرم پس بدم. بعدش يادم رفته میخواستم برای چراغ سوخته آشپزخونه لامپ بخرم! از همه بدتر سفارش مادر بچهها رو که هوس پيتزا کرده بود رو بدون اينکه يادم بره انجام ندادم! همه اينها يعنی يه خريد بیخودی! اين بیخودی مفرط تو همه زمينههای زندگی يخهی (همون يقه) ما رو گرفته! میخوای وبلاگ بنويسی، دو خط مینويسی، بعد بیخيالش میشی و پاکش میکنی. اونوقته که وبلاگ آدم میشه يه وبلاگ بیخودی به روز نشده! صبح تا شب میشينم اخبار بازیهای آسيايی دوحه رو دنبال میکنم. ايران بعد از يک هفته فقط سه مدال طلا گرفته که اگر اونها رو هم نمیگرفت سنگينتر بود؛ چون بحرين چهارتا طلا گرفته! پس نتيجه میگيری که وقت و هيجانت رو بیخودی صرف پیگيری نتيجهها کردی.
از همه بدتر اينکه دو ساعت وقت میگذاری سبزیپلو با ماهی درست میکنی، بعد میگی بزار قورمه سبزیای که چند روزه تو يخچال مونده رو هم بخوری. به يک ساعت نمیکشه که نتيجه تمام زحماتت گلاب به روتون، به همراه کلی باد وارد چاه توالت میشه و تا صبح از دل پيچه خوابت نمیگيره.
اينجورياست که زندگی بیخود مفرط من کماکان ادامه داره!
نظر شما چيه؟ (25 پيام)
|