WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « مسابقه‌ی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت سوم) |  اهميت حضور برای جنبش حق‌طلبی »
خاطرات Monday, November 20, 2006
وبلاگ و خاطرات

خيلی خاطرات از دوران خردسالی‌ام (دو-سه سالگی) يادم مونده؛ طوريکه همه تعجب می‌کنند. شايد بخاطر اتفاقات مهم اون زمان بوده که اينقدر خوب تو ذهنم نقش بسته. ولی راستش هرچی از اون زمان‌ها به سمت حالا می‌آم، حافظه‌ام کمتر ياری می‌کنه؛ مثلاً يادمه بيست شش سال پيش فلان شب شام چی داشتيم (مزه‌اش هم زير زبونمه) ولی حالا هرچی فکر می‌کنم يادم نمی‌آد ديشب شام چی خوردم!

يکی از دلايل نوشتن وبلاگ ثبت خاطراتم بوده تا يادم نره، ولی متأسفانه خيلی خيلی کمتر از اونی که دلم می‌خواست از خاطراتم نوشتم و هرچی هم می‌گذره خيلی از وقايع رو فراموش می‌کنم. مخصوصاً سفرهام که معمولاً پر از هيجان هستند و شايد برای شما هم جالب باشند.
اول تابستون با خودم قرار گذاشتم شروع کنم به سفرنامه‌نويسی ولی دريغ از يکی. حالا عزمم رو جزم کردم بعد از اين سرتون رو با خاطراتم درد بيارم.

نمی‌دونم شما هم تجربه کرديد يا نه، بعضی وقتها يه بويی، يه صحنه‌ای، يه حسی، آدم رو پرت می‌کنه به سال‌های دور که عمراً همينجوری يادش بياد. جديداً از اين لحظات زياد دارم. خيلی دوست دارم همون موقع يا بعدش بنويسمشون تا دوباره اون پشت مشتا گم و گور نشند، ولی يا وقت نيست يا می‌گم خب مثلاً حس گشنگی که با بوی سنگکی دم دبستان مالک الاشتر نازی‌آباد تو زنگ سوم تحريک می‌شد، چه نتيجه اخلاقی، فرهنگی، هنری، علمی، اقتصادی و ... می‌تونه واسه شما داشته باشه؟ پس بی‌خيال خاطرات بی‌هدف ولی احساسی اون سال‌ها می‌شم. خاطرات با هدف و منطقی (!) جديد هم اينقدر طولانی می‌شند که نوشتنشون دو-سه ساعتی وقت آزاد می‌خواد که اگه داشتيد با قيمت مناسب خريدارم.


   Bookmark and Share

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 11:11

بالای صفحه (UP)  
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده:  علی چاخان Monday، 26 Jan، 2009 ساعت 17:28

پیوند مندلیف وجواده مبارک(اشتی کردن) مندلیف می خواد به ما به همین مناسبت به من (سید محمد)جواده (ابنباته)عباسه ومهدی داوودی و..... همگی به مناسبت اشتی کردن جواد با مندلیف واشتی مندلیف با جواده شام بده یا به مناسبت اشتی مندلیف با جواده به ما ناهار بده . نمی دونی چه لذتی داره اشتی دو تا دوست با هم مخصوصا کسی لذت بیشتر میبره که میره با دوستش اشتی می کنه مثل خودم(سید محمد) که رفتم با جواده اشتی کردم هنوز هم اگه کسی با من قهر کنه اگه ادم باشه میرم با افتخار باهاش اشتی میکنم . من(سید محمد موسوی کهکی ) مندلیف و جواده وعباس ومهدی داوودی و....... همه را دوست دارم


نويسنده: یه آشنا Thursday، 26 Jun، 2008 ساعت 16:13

ببخشید شما عطر فروشی ندارید؟


نويسنده: مقصد Thursday، 15 Nov، 2007 ساعت 03:50

سلام!
این وبلاگ خاطرات فرزند مرحوم مقصدصالح می باشد. اگر لطف کنید میتوانید آنرا به لیستتون اضافه کنید.
باتشکر- پدر داغدار

URL: http://www.maksat.blogfa.com

نويسنده: سایه Saturday، 24 Feb، 2007 ساعت 10:17

عکسهاشم بذار خوشگلم


نويسنده: خاله (آبجی دیروز) Monday، 27 Nov، 2006 ساعت 01:25

دفه اولمه میام اینجا
ولی با سفرنامه موافق ترم
:پی
به من چه :دی هر چی باشه می خونم خدا رو شکر وقت آزاد زیاد دارم
ولی فوروشی نی چون خودم می خوامشون:پی
فعلا
خوشحال می شم تحویل بگیری (چشمک)
یا علی

URL: http://www.abji.blogfa.com

نويسنده: ثریا Sunday، 26 Nov، 2006 ساعت 11:52

همون خاطره های بی منطق و بی نتیجه اخلاقی رو بنویسی جالبتره . بنویس

URL: http://www.sorayyaa.persianblog.com

نويسنده: مریم بانو Wednesday، 22 Nov، 2006 ساعت 06:24

به نظر من خاطره نویسی تو وبلاگ جالب نیست چون به مردم چه ربطی داره 30 ساله پیش چی شده همه از این خاطرات دارن از حال گفتنی بیشتر هست !

URL: http://maryamblog.blogfa.com

نويسنده: دنیا Tuesday، 21 Nov، 2006 ساعت 12:32

انشالله خداوند فرصتی ارزانی دارد بهتون که موفق شویم از خاطراتتان بهرهمند شویم و مشکل فراموشی شما هم حل بشه..

در ضمن چرا شایعه می سازی شما؟ اگه مهرنوش مداد سیاه خودمون بود که حداقل لینک می دادم تا ملت متوجه شن منظورم دقیقا کدوم مهرنوش بوده. این مهرنوش دخترعمومه که خبر ازدواجش را به یک آشنای قدیمی و خانوادگی اطلاع رسانی نمودم!
انشالله دفعه ی دیگه خبر ازدواج مهرنوش مدادسیاه را بنویسم..

URL: http://mehrvazh.blogspot.com

نويسنده: sardar alex mahabad Tuesday، 21 Nov، 2006 ساعت 11:53

na baba inghadrha ham be darde man nakhord bego koja pool hast ta ma ham nazare khob bedem


نويسنده: غلام Tuesday، 21 Nov، 2006 ساعت 04:27

تو ریدی...


نويسنده: آونگ خاطره های ما Tuesday، 21 Nov، 2006 ساعت 03:05

خیاط تو کوزه افتاد !
سعید جان !؟ تو که ۱۸ سالت بیشتر نبود! چطور یادته ۲۶ سال قبل...
سلام
از شوخی گذشته منم بد جور خاطرات کودکی توی حافظه م مونده حتی خاطرات مربوط به دیگران . خانواده م به من میگن آرشیو خاطرات ...
اما حالا !...چند باره که رفتم بانک چک پشت نویسی کنم اسمم رو نوشتم راوی :))

بوی گل و عطر و اینجور چیزها بد جور خاطره زنده می کنه تو درست میگی
و امیدوارم حوصله کنی و بشینی و خاطراتت رو برامون بنویسی
بی تعارف خیلی نوشته هات رو دوست دارم .
احساس می کنم نشستی همینجا و برام تعریف می کنی
از اینها گذشته حالا که دل به دریا زدیم و توبه ی کامنت ننوشتن رو شکستم یه چیزی بگم ؟ اون عکس با موتورت که دومادیت و بچگیت انداختی و با هم در یک پست گذاشتی منو کشته :))
خیلی جالب بود
شاد باشی عزیز و منتظر خاطراتیم


نويسنده: دنیا Tuesday، 21 Nov، 2006 ساعت 02:15

در کامنتدونی مهرواژ هم شرمندگی خودمان را بابت این اشتباه ابراز کردیم.. امیدوارم بر ما ببخشایید که از افراد غیر بلاگی هم نام بردیم! جوونی دیگه.. یه اشتباهاتی گاهی از ادم سر می زنه و ذهن خواننده را منحرف می کنه به اشتباه به سویی دیگر..
دایی عمو جان سعید لینک مهرنوش مدادسیاه هم گذاشتیم که باز اشتباهی متوجهمون نشه و خطایی غیر عمد سر نزنه ازمون..
در ضمن دخترعمویمان بود نه دختر عمه!
به خانوم بچه ها سلام گرم مرا برسانید..

URL: http://mehrvazh.blogspot.com

نويسنده: شهلا Monday، 20 Nov، 2006 ساعت 11:59

تازه به درد امروز ما دچار شدی!!!!!!!

URL: http://21mehr.com

نويسنده: نرگس Monday، 20 Nov، 2006 ساعت 11:36

من از ۱۲ سالگی خاطراتمو نوشتم/ خیلی نکات مثبت برام داشته / ولی نوع خاطره نوشتنم فرق کرده/ الان همین وبلاگ نویسی کمیشو پوشش میده/ سفر به نظرم خیلی در ذهن ثبت میشه ولی بعد از ۲۰ سال که خواستی برای جوجه هات تعریف کنی چی!!!به خانمت خیلی سلام منو برسون:)

URL: http://www.rouzan.com



Copyright © 2003-2005, . All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.