|
مسابقهی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت سوم)
شنبه شب مسابقهی وبلاگی دويچه وله به پايان رسيد و طی مراسمی در برلين برندگان آن اعلام شد. با اينکه مشتاق بودم در اين مراسم شرکت کنم، ولی همزمانی با مسافرت سه روزهام که از قبل برنامهريزی شده بود، باعث شد نتوانم از اين شانس استفاده کنم تا از نقطه نظرات داوران برای انتخابهايشان آگاه شوم.
در ابتدای اين بحث اشاره کردم که برای اجرا و قضاوت چنين مسابقاتی بايد معيارهای ارزشگذاری، مشخص باشند تا اول شرکتکنندگان بدانند چگونه میتوان رقابت کرد و دوم، قضاوت داوران را سنجيد. با احترام به برندگان و تقديرشدگان اين مسابقه که اکثر آنها از دوستان هستند و خواننده وبلاگشان میباشم، ولی نتوانستم معيار مشخصی برای اين انتخابها و مقايسه آنها پيدا کنم. بر خلاف اکثر مسابقات يا جشنوارههای هنری و فرهنگی يا علمی که فرايند مشخص و خاصی مثل کتاب يا فيلم يا پژوهش، به مسابقه و قضاوت گذاشته میشود، خود وبلاگ را نمیتوان يک فرايند مرتبط دانست. به طور مثال چگونه میتوان وبلاگی با پنج سال سابقه و يادداشتهای گوناگون و خوانندگان ثابت را با وبلاگی که يک سال نيز از عمر آن نمیگذرد و با وجود مطالب ارزشمندش کمتر شناخته شده است، مقايسه کرد؟ آيا بازه زمانی خاصی برای قضاوت وبلاگها در نظر گرفته شده؟ آيا داوران يا در اين مسابقه داور فارسی زبان آن، تمام يادداشتهای وبلاگهای منتخب را میخوانند؟ نکته ديگر تنوع مطالب اکثر وبلاگهاست و کمتر کسی به صورت تخصصی به موضوعی کاملاً خاص میپردازد و معمولاً در لابلای نوشتهها به اتفاقات روزمره و نقد و نظر رويدادها پرداخته میشود. آيا داوران فقط مقالات يا يادداشتهای خاصی را میسنجند يا نوشتههای روزمره که همان معنی لاگ (Log) را میدهد؟ آيا اتفاقات روزمره مورد قضاوت قرار میگيرد يا نحوه بيان آن؟ در روزمرهنويسی ارتباط (به هر طريقی) با مخاطب مهمتر است يا رعايت نکات ادبی؟
همانطور که میدانيد، يک وبلاگ موفق وبلاگی است که بتواند خوانندگان را جذب کند؛ يعنی اگر وبلاگی بهترين مقالات و نوشتهها را داشته باشد و خوانده نشود، بود يا نبودش فرقی نمیکند. حال چگونه اين برقراری ارتباط به قضاوت گذاشته میشود؟ نظر شخصی داور و ارتباط او با بلاگر؟ از روی تعداد نظردهندگان؟ تعداد بازديدکنندگان؟ تعداد لينکها به مطالب يا خود وبلاگ؟ تعداد ايميلهای دريافتی بلاگر؟
ظاهر يا همان قالب وبلاگ يکی از مهمترين مشخصههای وبلاگهاست. دوستی میگفت وقتی وارد وبلاگی میشود که از رنگهای مورد سليقهاش در طراحی صفحه استفاده نکرده، رغبتی برای خواندنش ندارد. برای خود من هم خواندن وبلاگهايی که قالبشان ترکيب رنگ مناسبی ندارند سخت است. در کنار طراحی قالب که بيشتر سليقهای است، مسائل فنی وبلاگ و امکانات آن بسيار مهم است. آيا در انتخاب وبلاگها به اين مسأله که به راحتی قابل سنجش است، توجهی میشود؟
با اين شرايط قضاوت چنين مسابقهای بسيار سخت خواهد بود و زمان بسياری برای بررسی تمام وبلاگها لازم است. البته راه حل آن میتواند بيشتر دستهبندی کردن مسابقات باشد. به طور مثال وبلاگها باتوجه به مدت فعاليت، موضوعات جزئیتر، شيوه نگارشی (کتابی يا خودمانی) و زمينههای تأثيرگذار ديگر، دستهبندی شوند. یا درصورتيکه معيار مسابقه بيشتر یادداشتهای وبلاگ باشند، بهتر است خود بلاگر تعداد مشخصی از نوشتههايش را نيز معرفی کند تا خودش نیز آنها را ارزيابی کند. در ضمن زحمت داوران هم کمتر میشود. با اين وجود قبل از همه اينها بايد ابتدا معيارها شناخته و معرفی شوند.
هدفم از شروع اين بحث، زير سؤال بردن مسابقه دويچه وله يا داوری شخص خاصی نبود و فکر میکنم تمام اين انتقادات در مورد همه مسابقاتی که تاکنون انجام شده صدق میکند. به شخصه لزوم چنين رقابتها و گردهمايیهايی را احساس میکنم و اعتقاد دارم بايد اساسیتر و اصولیتر در مورد آن بحث و نقد صورت بگيرد. ولی متأسفانه دوستان بسيار کمی از اين بحث استقبال کردند. با اينحال احساس کردم اين مسائل بايد مطرح شوند تا شايد در آينده مورد استفاده قرار گيرند.
|