|
مسابقهی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت دوم)
رقابت هميشه هيجانانگيز است. همینطور ايجاد انگيزه بين شرکتکنندگان مفيد و باارزش. ولی در کنار اين فوايد، مشکلات اجتنابناپذير ديگری هم وجود دارند؛ از جمله کدورت بين شرکتکنندگان و استفاده از روشهای غيرمعمول برای غلبه بر حريف.
هر مسابقهای بين رقابتگران و طرفداران آنها حساسيت و هيجان ايجاد میکند. در نتيجه کوچکترين اتفاق يا حرفی، کدورت و دلخوری به وجود میآورد و باعث دستهبندی و تفرقه میشود. در اينصورت رقابت به تخريب تبديل میشود و رقبا سعی میکنند بجای بهتر شدن، ضعفهای حريف را شناسايی و مطرح کنند. درست است که اين مقوله با شخصيت و فرهنگ شرکتکنندگان رابطه مستقيم دارد ولی متأسفانه میبينيم در جوامع مترقی و مسابقات فرهنگی نيز اين مشکل کم و بيش وجود دارد. با اينحال وقتی شرکتکنندگان يک مسابقه از نزديک همديگر را میشناسند و باهم روابط دوستانه يا کاری دارند، ميزان دلخوریها و جبههگيریها بسيار اندک خواهد شد. ولی وقتی اين مسابقه از طريق اينترنت باشد و روابط اجتماعی بين اعضاء بسيار کم، قابليت ايجاد کدورت بيشتر است.
مشکل ديگر رقابت به اصطلاح غيرسالم است؛ يعنی رقبا با حيلهگری از روشهايی استفاده کنند که خارج از ضوابط مسابقه است. در ورزش میتوان استفاده از مواد نيروزا را نام برد که با وجود نظارتهای بیشمار، بين قهرمانان رشتههای مختلف وجود دارد. رأیگيری اينترنتی به طور واضح راه را برای ايجاد رقابت غيرسالم بوجود میآورد. در مرحله اول همين مسابقه اخير وبلاگی، وبلاگهايی بودند که نه تنها رأی بالايی داشتند، بلکه نظرات زيادی مبنی بر بهترين بودن آن وبلاگ به چشم میآمد. درصورتيکه وقتی به آن وبلاگها مراجعه شود، با کمال تعجب تعداد کامنتهای هر پستشان به اندازه انگشتان دست هم نمیرسد. جالبتر اينکه وقتی نظرات وبلاگ با نظرات موجود در مسابقه مقايسه شود، نام مشترک به سختی پيدا خواهد شد. قاعدتاً بايد اول خوانندگان ثابت يک وبلاگ در موردش نظر دهند تا غريبهها. حتی جايی با نام من کامنت تعريفی وجود داشت!
اعتقاد دارم ايجاد رقابت بين بلاگرها و ارزشيابی وبلاگها، بسيار لازم و مفيد و حتی آموزنده است. ولی بايد قبل از شروع هر کاری، زمينهها و ايرادات آنرا بررسی کرد. همينطور میشود از تجربههای گذشته استفاده کرد تا ضعفهای کمتری داشته باشد. مثلاً ايده برگزاری جشنواره و انتخاب وبلاگ برگزيده بسياری از مشکلات را کاهش خواهد داد. البته در اين راه مشکلات بسياری وجود دارد. از جمله تمايل بسياری از بلاگرها برای ناشناس ماندن يا هزينه بالای چنين جشنوارههايی و محدوديتهای داخل ايران برای برگزاری آزادانه آن. با اينحال جشنوارههای زيادی در ايران برگزار شده، ولی بخاطر محدوديتهای آنان با استقبال کمی مواجه شدهاند. با اين وجود انتقادات کمی متوجه آنهاست و اغلب شرکتکنندگان از آنها راضی هستند؛ که خود نشانهای از مفيدتر بودن جشنواره نسبت به مسابقه است.
اميدوارم با همفکری بتوانيم به يک نتيجه کلی برسيم. پيشنهاد میکنم در کنار انتقادات خود، پيشنهادهايی برای يک رقابت مفيد و همهگير وبلاگی داشته باشيد. من هم سعی میکنم در پايان، لينک يادداشتهايی را که پيشنهادی ارايه دادهاند را جمعآوری کنم تا دنبال کردن و نقد پيشنهادات راحتتر انجام شود.
در این رابطه: دويچه وله، يا ميدانی برای تاخت و تازهای کودکانه (ف.م.سخن) اندر حکایت مسابقه دویچهوله (بيلی و من) دربارهی مسابقهی وبلاگنویسی- وبلاگستان را به آفت نخبهگرایی دچار نکنیم (وبلاگ پويا) مسابقهی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت اول) مسابقهی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت سوم)
نظر شما چيه؟ (2 پيام)
|