« October 2006 | Main | July 2009 »

November 2006 Archives

November 1, 2006

مسابقه‌ی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت اول)

مسابقه، برنده و بازنده دارد و برای تعيين آنها معيار‌های مشخصی احتياج است. برای نمونه در فوتبال هيچگاه تعداد لگدهای بازيکنان به همديگر معيار برد و باخت نيست، درصورتيکه در ورزش‌های رزمی تنها راه برد، زدن ضربه‌های کاری‌تر به همديگر است. پس قبل از هر مسابقه‌ای بايد فاکتور‌های برد و باخت آن مشخص شود تا شرکت‌کنندگان بدانند هدف اين رقابت چيست و بايد چه تلاشی برای پيروزی انجام دهند.

آيا می‌توان برای وبلاگ هم مسابقه برگزار کرد؟ معيار‌های اين مسابقه چه خواهند بود؟ محتوا يا ظاهر يا مطرح بودن وبلاگ؟ رعايت قوانين و نکات ادبی و نگارشی؟ شخصيت بلاگر؟ نوع رابطه با بلاگر‌های ديگر؟ يا مسائل ديگر؟ قدر مسلم، قضاوت هر کدام از اين معيار‌ها کار ساده‌ای نيست، مخصوصاً مهمترين آن، یعنی محتوای وبلاگ که با تفکر و عقيده افراد رابطه مستقيم دارد. آيا می‌توان به راحتی تفکر افراد را سنجيد؟ چه کسی شايسته قضاوت آن است؟

تا وقتی پاسخی برای اين سؤالات وجود نداشته باشد، برپايی مسابقه وبلاگی کاملاً بی‌معنی خواهد بود.

November 4, 2006

خياط هم افتاد تو کوزه

ديشب حدود ساعت دوازده به وقت اينجا و دو نيم به وقت اهر، يك اهری زنگ زد که چه نشسته‌ای سايت «ليست وبلاگ‌های به روز شده» هک شده. باورش سخت بود؛ آخه نه با کسی دشمنی دارم، نه سوژه جالبی واسه اين کار هستم. از بد روزگار چند روزی هست که اينترنتم خرابه و فقط با سلام و صلوات وصل می‌شه و زود قطع می‌شه. شانس آوردم که بعد از چندبار تلاش وصل شدم و با اين صحنه روبرو شدم. طرف تمام فايل‌هايی که نامشون index داشته رو عوض کرده بود که شامل وبلاگ بيلی و من و دادخواست ضد جنگ هم می‌شد. بقيه فايل‌ها سر جاشون بود. فقط تونستم صفحه اصلی ليست و وبلاگ بيلی و من رو بازسازی کنم و اينترنتم قطع شد. تا صبح هر کاری کردم نتونستم وصل بشم تا جلوی خرابکاری احتمالی بعدی رو بگيرم. البته گويا فعلاً دست از سر ما برداشته؛ ولی فکر کنم خرابکاری بی‌هدف بوده و در ضمن توسط شخص انجام نشده؛ چون تمام فايل‌های index در ساعت ۲۲:۰۴ تغيير يافتند که بعيد هست توسط يک انسان به اين سرعت بيش از بيست فايل در شاخه‌های مختلف عوض بشند.
خلاصه نترسيد، من همينجا هستم، سايت‌ها هم صحيح و سالم و دعا گو. خرابکار هم خرابکار‌های قديم!

November 6, 2006

مسابقه‌ی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت دوم)

رقابت هميشه هيجان‌انگيز است. همینطور ايجاد انگيزه بين شرکت‌کنندگان مفيد و باارزش. ولی در کنار اين فوايد، مشکلات اجتناب‌ناپذير ديگری هم وجود دارند؛ از جمله کدورت بين شرکت‌کنندگان و استفاده از روش‌های غيرمعمول برای غلبه بر حريف.

هر مسابقه‌ای بين رقابت‌گران و طرفداران آنها حساسيت و هيجان ايجاد می‌کند. در نتيجه کوچکترين اتفاق يا حرفی، کدورت و دلخوری به وجود می‌آورد و باعث دسته‌بندی و تفرقه می‌شود. در اين‌صورت رقابت به تخريب تبديل می‌شود و رقبا سعی می‌کنند بجای بهتر شدن، ضعف‌های حريف را شناسايی و مطرح کنند. درست است که اين مقوله با شخصيت و فرهنگ شرکت‌کنندگان رابطه مستقيم دارد ولی متأسفانه می‌بينيم در جوامع مترقی و مسابقات فرهنگی نيز اين مشکل کم و بيش وجود دارد.
با اينحال وقتی شرکت‌کنندگان يک مسابقه از نزديک همديگر را می‌شناسند و باهم روابط دوستانه يا کاری دارند، ميزان دلخوری‌ها و جبهه‌گيری‌ها بسيار اندک خواهد شد. ولی وقتی اين مسابقه از طريق اينترنت باشد و روابط اجتماعی بين اعضاء بسيار کم، قابليت ايجاد کدورت بيشتر است.

مشکل ديگر رقابت به اصطلاح غيرسالم است؛ يعنی رقبا با حيله‌گری از روش‌هايی استفاده کنند که خارج از ضوابط مسابقه است. در ورزش می‌توان استفاده از مواد نيروزا را نام برد که با وجود نظارت‌های بی‌شمار، بين قهرمانان رشته‌های مختلف وجود دارد.
رأی‌گيری اينترنتی به طور واضح راه را برای ايجاد رقابت غيرسالم بوجود می‌آورد. در مرحله اول همين مسابقه اخير وبلاگی، وبلاگ‌هايی بودند که نه تنها رأی بالايی داشتند، بلکه نظرات زيادی مبنی بر بهترين بودن آن وبلاگ به چشم می‌آمد. درصورتيکه وقتی به آن وبلاگ‌ها مراجعه شود، با کمال تعجب تعداد کامنت‌های هر پستشان به اندازه انگشتان دست هم نمی‌رسد. جالب‌تر اينکه وقتی نظرات وبلاگ با نظرات موجود در مسابقه مقايسه شود، نام مشترک به سختی پيدا خواهد شد. قاعدتاً بايد اول خوانندگان ثابت يک وبلاگ در موردش نظر دهند تا غريبه‌ها. حتی جايی با نام من کامنت تعريفی وجود داشت!

اعتقاد دارم ايجاد رقابت بين بلاگر‌ها و ارزش‌يابی وبلاگ‌ها، بسيار لازم و مفيد و حتی آموزنده است. ولی بايد قبل از شروع هر کاری، زمينه‌ها و ايرادات آنرا بررسی کرد. همين‌طور می‌شود از تجربه‌های گذشته استفاده کرد تا ضعف‌های کمتری داشته باشد. مثلاً ايده برگزاری جشنواره و انتخاب وبلاگ برگزيده بسياری از مشکلات را کاهش خواهد داد. البته در اين راه مشکلات بسياری وجود دارد. از جمله تمايل بسياری از بلاگر‌ها برای ناشناس ماندن يا هزينه بالای چنين جشنواره‌هايی و محدوديت‌های داخل ايران برای برگزاری آزادانه آن. با اينحال جشنواره‌های زيادی در ايران برگزار شده، ولی بخاطر محدوديت‌های آنان با استقبال کمی مواجه شده‌اند. با اين وجود انتقادات کمی متوجه آنهاست و اغلب شرکت‌کنندگان از آن‌ها راضی هستند؛ که خود نشانه‌ای از مفيدتر بودن جشنواره نسبت به مسابقه است.

اميدوارم با همفکری بتوانيم به يک نتيجه کلی برسيم. پيشنهاد می‌کنم در کنار انتقادات خود، پيشنهاد‌هايی برای يک رقابت مفيد و همه‌گير وبلاگی داشته باشيد. من هم سعی می‌کنم در پايان، لينک يادداشت‌هايی را که پيشنهادی ارايه داده‌اند را جمع‌آوری کنم تا دنبال کردن و نقد پيشنهادات راحت‌تر انجام شود.

در این رابطه:
دويچه وله، يا ميدانی برای تاخت و تازهای کودکانه (ف.م.سخن)
اندر حکایت مسابقه دویچه‌وله (بيلی و من)
درباره‌ی مسابقه‌ی وبلاگ‌نویسی- وبلاگستان را به آفت نخبه‌گرایی دچار نکنیم (وبلاگ پويا)
مسابقه‌ی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت اول)
مسابقه‌ی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت سوم)

November 9, 2006

پيروزی دموکرات‌ها يا اسلام؟

انتخابات سنا، کنگره و فرمانداری‌های آمريکا با پيروزی دموکرات‌ها و شکست حزب حاکم جمهوری‌خواه همراه بود. اولين واکنش دولت آمريکا، استعفای وزير دفاع بود. به گفته پرزيدنت بوش مهمترين دليل شکست حزبش، سياست‌های آنها در عراق بود.

جمهوری‌خواه‌ها ادعا می‌کنند با سياست‌های نظامی خود در حال مبارزه و ريشه‌کنی تروريست هستند، درصورتيکه به شهادت آمار و اخباری که خود دولت آمريکا منتشر کرده، از زمان روی کار آمدن آنها تعداد قربانيان تروريست افزايش چشمگيری داشته و موج اسلام‌گرايی تندرو و بنيادگرا (Islamic fundamentalist) در کشورهای مسلمان و حتی اروپايی بوجود آمده.

دليل اصلی که حکومت آمريکا برای عدم پيروزی مقابل تروريست‌ها مطرح می‌کند، حمايت کشورهايی مثل ايران و سوريه از تروريست است. بحث بر سر تعريف تروريست در اين مقوله نمی‌گنجد ولی اگر حزب‌الله و حماس بخاطر کشتن شهروندان غيرنظامی اسرائيلی، گروه‌های تروريستی به شمار می‌آيند، ارتش اسرائيل و تندروهای مسلح صهيونيست، تعداد بيشتری از مردم غيرنظامی عرب را کشته و می‌کشند. اگر گروه‌های شيعه در عراق باعث ناآرامی و ترور هستند، گروه‌های سنی بيشتر و شديدتر به اين کار مشغولند و نه تنها با نظاميان آمريکايی مبارزه می‌کنند بلکه با حکومت عراق هم که رابطه نزديکی با حکومت ايران دارد، در جنگ هستند. پس چرا هيچوقت پرزيدنت بوش از حاميان تروريست‌های سنی در عراق، افراطی‌های صهيونيست در فلسطين، طالبان و القاعده در افغانستان يا تروريست‌های اسلام‌گرای سودان و سومالی و چچن، حرفی نمی‌زند؟
با اين وجود و با فرض اينکه ايران منشاء ناآرامی‌ها در عراق است و شکست انتخاباتی حزب حاکم آمريکا به دليل مشکلات آنها در عراق بوده، به سادگی می‌توان نتيجه گرفت که جمهوری اسلامی باعث به قدرت رسيدن دموکرات‌ها در ايالات متحده شده. البته خودم با اين نتيجه‌گيری کاملاً مخالفم؛ چون سياست در دنيای امروز بسيار پيچيده‌تر از يک نتيجه‌گيری ساده و البته منطقی است. با اين حال می‌تواند بازتاب‌های ديگری داشته باشد. از طرفی حکومت ايران در داخل کشور ادعا کند با کمک امام زمان بار ديگر اسلام بر کفر پيروز شده و از طرف ديگر فشارهای حکومت آمريکا بر ايران به عنوان محور شرارت کمتر شود؛ که هر دو حالت برای جمهوری اسلامی برد خواهند بود.

November 13, 2006

مسابقه‌ی وبلاگی؛ خوب يا بد؟ (قسمت سوم)

شنبه شب مسابقه‌ی وبلاگی دويچه وله به پايان رسيد و طی مراسمی در برلين برندگان آن اعلام شد. با اينکه مشتاق بودم در اين مراسم شرکت کنم، ولی همزمانی با مسافرت سه روزه‌ام که از قبل برنامه‌ريزی شده بود، باعث شد نتوانم از اين شانس استفاده کنم تا از نقطه نظرات داوران برای انتخاب‌هايشان آگاه شوم.

در ابتدای اين بحث اشاره کردم که برای اجرا و قضاوت چنين مسابقاتی بايد معيار‌های ارزش‌گذاری، مشخص باشند تا اول شرکت‌کنندگان بدانند چگونه می‌توان رقابت کرد و دوم، قضاوت داوران را سنجيد.
با احترام به برندگان و تقديرشدگان اين مسابقه که اکثر آنها از دوستان هستند و خواننده وبلاگشان می‌باشم، ولی نتوانستم معيار مشخصی برای اين انتخاب‌ها و مقايسه آنها پيدا کنم.
بر خلاف اکثر مسابقات يا جشنواره‌های هنری و فرهنگی يا علمی که فرايند مشخص و خاصی مثل کتاب يا فيلم يا پژوهش، به مسابقه و قضاوت گذاشته می‌شود، خود وبلاگ را نمی‌توان يک فرايند مرتبط دانست. به طور مثال چگونه می‌توان وبلاگی با پنج سال سابقه و يادداشت‌های گوناگون و خوانندگان ثابت را با وبلاگی که يک سال نيز از عمر آن نمی‌گذرد و با وجود مطالب ارزشمندش کمتر شناخته شده است، مقايسه کرد؟ آيا بازه زمانی خاصی برای قضاوت وبلاگ‌ها در نظر گرفته شده؟ آيا داوران يا در اين مسابقه داور فارسی زبان آن، تمام يادداشت‌های وبلاگ‌های منتخب را می‌خوانند؟
نکته ديگر تنوع مطالب اکثر وبلاگ‌هاست و کمتر کسی به صورت تخصصی به موضوعی کاملاً خاص می‌پردازد و معمولاً در لابلای نوشته‌ها به اتفاقات روزمره و نقد و نظر رويدادها پرداخته می‌شود. آيا داوران فقط مقالات يا يادداشت‌های خاصی را می‌سنجند يا نوشته‌های روزمره که همان معنی لاگ (Log) را می‌دهد؟ آيا اتفاقات روزمره مورد قضاوت قرار می‌گيرد يا نحوه بيان آن؟ در روزمره‌نويسی ارتباط (به هر طريقی) با مخاطب مهمتر است يا رعايت نکات ادبی؟

همانطور که می‌دانيد، يک وبلاگ موفق وبلاگی است که بتواند خوانندگان را جذب کند؛ يعنی اگر وبلاگی بهترين مقالات و نوشته‌ها را داشته باشد و خوانده نشود، بود يا نبودش فرقی نمی‌کند. حال چگونه اين برقراری ارتباط به قضاوت گذاشته می‌شود؟ نظر شخصی داور و ارتباط او با بلاگر؟ از روی تعداد نظردهندگان؟ تعداد بازديدکنندگان؟ تعداد لينک‌ها به مطالب يا خود وبلاگ؟ تعداد ايميل‌های دريافتی بلاگر؟

ظاهر يا همان قالب وبلاگ يکی از مهمترين مشخصه‌های وبلاگ‌هاست. دوستی می‌گفت وقتی وارد وبلاگی می‌شود که از رنگ‌های مورد سليقه‌اش در طراحی صفحه استفاده نکرده، رغبتی برای خواندنش ندارد. برای خود من هم خواندن وبلاگ‌هايی که قالبشان ترکيب رنگ مناسبی ندارند سخت است. در کنار طراحی قالب که بيشتر سليقه‌ای است، مسائل فنی وبلاگ و امکانات آن بسيار مهم است. آيا در انتخاب وبلاگ‌ها به اين مسأله که به راحتی قابل سنجش است، توجهی می‌شود؟

با اين شرايط قضاوت چنين مسابقه‌ای بسيار سخت خواهد بود و زمان بسياری برای بررسی تمام وبلاگ‌ها لازم است. البته راه حل آن می‌تواند بيشتر دسته‌بندی کردن مسابقات باشد. به طور مثال وبلاگ‌ها باتوجه به مدت فعاليت، موضوعات جزئی‌تر، شيوه نگارشی (کتابی يا خودمانی) و زمينه‌های تأثيرگذار ديگر، دسته‌بندی شوند. یا درصورتيکه معيار مسابقه بيشتر یادداشت‌های وبلاگ باشند، بهتر است خود بلاگر تعداد مشخصی از نوشته‌هايش را نيز معرفی کند تا خودش نیز آنها را ارزيابی کند. در ضمن زحمت داوران هم کمتر می‌شود.
با اين وجود قبل از همه اينها بايد ابتدا معيار‌ها شناخته و معرفی شوند.

هدفم از شروع اين بحث، زير سؤال بردن مسابقه دويچه وله يا داوری شخص خاصی نبود و فکر می‌کنم تمام اين انتقادات در مورد همه مسابقاتی که تاکنون انجام شده صدق می‌کند. به شخصه لزوم چنين رقابت‌ها و گردهمايی‌هايی را احساس می‌کنم و اعتقاد دارم بايد اساسی‌تر و اصولی‌تر در مورد آن بحث و نقد صورت بگيرد. ولی متأسفانه دوستان بسيار کمی از اين بحث استقبال کردند. با اينحال احساس کردم اين مسائل بايد مطرح شوند تا شايد در آينده مورد استفاده قرار گيرند.

November 20, 2006

وبلاگ و خاطرات

خيلی خاطرات از دوران خردسالی‌ام (دو-سه سالگی) يادم مونده؛ طوريکه همه تعجب می‌کنند. شايد بخاطر اتفاقات مهم اون زمان بوده که اينقدر خوب تو ذهنم نقش بسته. ولی راستش هرچی از اون زمان‌ها به سمت حالا می‌آم، حافظه‌ام کمتر ياری می‌کنه؛ مثلاً يادمه بيست شش سال پيش فلان شب شام چی داشتيم (مزه‌اش هم زير زبونمه) ولی حالا هرچی فکر می‌کنم يادم نمی‌آد ديشب شام چی خوردم!

يکی از دلايل نوشتن وبلاگ ثبت خاطراتم بوده تا يادم نره، ولی متأسفانه خيلی خيلی کمتر از اونی که دلم می‌خواست از خاطراتم نوشتم و هرچی هم می‌گذره خيلی از وقايع رو فراموش می‌کنم. مخصوصاً سفرهام که معمولاً پر از هيجان هستند و شايد برای شما هم جالب باشند.
اول تابستون با خودم قرار گذاشتم شروع کنم به سفرنامه‌نويسی ولی دريغ از يکی. حالا عزمم رو جزم کردم بعد از اين سرتون رو با خاطراتم درد بيارم.

نمی‌دونم شما هم تجربه کرديد يا نه، بعضی وقتها يه بويی، يه صحنه‌ای، يه حسی، آدم رو پرت می‌کنه به سال‌های دور که عمراً همينجوری يادش بياد. جديداً از اين لحظات زياد دارم. خيلی دوست دارم همون موقع يا بعدش بنويسمشون تا دوباره اون پشت مشتا گم و گور نشند، ولی يا وقت نيست يا می‌گم خب مثلاً حس گشنگی که با بوی سنگکی دم دبستان مالک الاشتر نازی‌آباد تو زنگ سوم تحريک می‌شد، چه نتيجه اخلاقی، فرهنگی، هنری، علمی، اقتصادی و ... می‌تونه واسه شما داشته باشه؟ پس بی‌خيال خاطرات بی‌هدف ولی احساسی اون سال‌ها می‌شم. خاطرات با هدف و منطقی (!) جديد هم اينقدر طولانی می‌شند که نوشتنشون دو-سه ساعتی وقت آزاد می‌خواد که اگه داشتيد با قيمت مناسب خريدارم.

November 24, 2006

ما و تعليق فوتبال ايران

چند روزی است منتظر رأی فيفا در مورد فوتبال ايران هستم، ولی وقتی خبر تعليق را خواندم زياد جا نخوردم. ياد چند ماه پيش می‌افتم: جام‌جهانی.

همه ما خوب می‌دانيم جايگاه فوتبال ايران در آسيا و جهان کجاست؛ چون زمين‌های فوتبال، مديريت باشگاه‌ها، نحوه برگزاری مسابقات، بازی تيم‌ها، توانايی‌های بازيکنان (مخصوصاً لژيونر‌ها) و خيلی چيزهای ديگر مربوط به فوتبال مملکت را می‌بينيم. فوتبالی که جوانانش پنج گل از کره‌شمالی می‌خورد، بايد هم از بردن بازيکنان شماره چهل تا پنجاه کره‌جنوبی ذوق کند. باشگاه‌هايی که معروفترين‌شان (پرسپوليس و استقلال) دربدر دنبال زمين تمرين هستند و پول ندارند حقوق بازيکنان را بدهند، مشخصه که بايد بهترين بازيکنانشان را به باشگاه‌های درجه دو اماراتی بفروشند و بهترين و تکنيکی‌ترين بازيکنان ايرانی در اروپا روی نيمکت بشينند.
با اين وجود عجيب بود که ملت هنگام جام‌جهانی توقع داشتند مکزيکی را ببريم که دو دوره از جام‌جهانی ميزبان بوده و بازيکنانش در تيم‌های بزرگ دنيا مهره اصلی هستند. البته وقتی با کارشناسان و مربيان ايرانی حاضر در جام‌جهانی صحبت می‌شد، هيچکدام شانسی برای تيم ايران قائل نبودند ولی جو رسانه‌ها طوری بود که همه ايران را يکی از تيم‌های مرحله دوم می‌دانستند! پشت پرده اين جوسازی با مرور مقالات روزنامه‌ها و اظهارات مسؤولين حکومتی قبل از جام‌جهانی، بيشتر روشن می‌شد. هرچند خيلی از روزنامه‌نگاران بخاطر غرور ملی‌شان با اين جريان همراهی کردند ولی بعضی از آنها مخصوصاً روزنامه کيهان کاملاً هدفمند اين جو را هدايت می‌کردند.

با شکست‌های ايران که از قبل پيش‌بينی می‌شد، همان جريان کاملاً هماهنگ و سريع برای شکست‌ها مقصر پيدا کردند و با وجود هشدار آگاهان، با افتخار و شجاعت مقصران ساختگی آنرا کنار گذاشتند. در تمام اين مدت بازهم به هشدارها بی‌توجه بودند و همه را دسيسه دشمن می‌دانستند تا اينکه اواخر فهميدند قضيه تحريم جدی است و سعی کردند يکی از اشتباه‌های گذشته خود (برکناری رئيس فدراسيون) را به گونه‌ای ماست‌مالی کنند، دريغ از اينکه مشکل اصلی دخالت و سوء‌استفاده حکومت در ورزش بوده و است.
همان‌هايی که بعد از شکست مقابل مکزيک و پرتغال از احساسات ملی جريحه‌دار شده ايرانيان سخن می‌گفتند، حالا پاسخ جوانانی را بدهند که تنها اميدشان تکرار پيروزی در مسابقات آسيايی دوحه مقابل مالديو و هند و هنگ کنگ بود.

متأسفانه هيچ انتظاری از مسؤولان حکومتی برای اصلاح خودکامگی‌ها و سوءاستفاده از قدرتشان نيست، ولی حداقل می‌توان از مردم و مخصوصاً نخبگان جامعه توقع داشت با همراهی کردن آنها، زمينه را برای رسيدن به هدفشان که با منافع ملی کاملاً در تضاد است، مهيا نکنند.

About November 2006

This page contains all entries posted to سعید حاتمی in November 2006. They are listed from oldest to newest.

October 2006 is the previous archive.

July 2009 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35