|
من و مادر زنم
به گزارش واحد مرکزی خبر «مردی با بيل مادر زنش را کشت»! هر روز از فک و فاميل و آشنا، تو تلویزيون و راديو و روزنامه و صف شير، کلی از اين خبرها میشنويم. پس قاعدتاً يه رازی در اين رابطه (داماد و مادر زن) وجود داره. از اونجا که حدود پنجهزار کليومتر از مادر زنم دورم، نمیشد برآورد درستی کرد که چند مرده حلاجم! ولی حالا که يکماهی مادر زن عزيز [اين عزيز هم برای زنه هم مادرش] مهمون ما بودند، الان میتونم با افتخار بگم نه من ايشون رو با بيل کشتم نه ايشون منو از پنجره پرت کردند بيرون! در تمام اين يکماه کلی بهش زحمت داديم و تمام کارهای خونه گردنش بود، جوری که چند شب از گردن درد خوابش نبرد. الان هم ظرفشستن يادمون رفته هم غذا پختن! خلاصه نه تنها يکماه از کارهای خونه مرخص بودم، بلکه از يک آزمايش الهی هم سربلند بيرون اومدم. البته به هرکی گفتم، میگفت بگذار برگرده ايران و چند وقت بگذره تا اگر سمی چيزی به خورد هم داديد، اثرش معلوم بشه! حالا با گذشت يکهفته از رفتنش، میتونم ادعا کنم بهترين مادر زن دنيا رو دارم (البته فعلاً همين يکی رو دارم!) و اون هم بهترين داماد دنيا رو داره (هنوز باجناق ندارم). يه موقع چشممون نزنيدا!
پس نوشت: حالا من گفتم چشممون نزنيد، قرار نشد تو بهترين بودنمون حرف بياريد. خب تا وقتی من فعلاً همين يه مادر زن رو دارم و خودم هم تنها دامادم، هرچی دليل و مدرک بياريد، بازم نمیتونيد از ما بهتر رو پيدا کنيد.
نظر شما چيه؟ (16 پيام)
|