|
فينال جامجهانی
هميشه تماشای فوتبال برام لذت بخش بوده، مخصوصاً وقتی که هيجان اون زياد باشه؛ مثل بازیهای حذفی يا در نهايت فينال. از طرفی تماشای فوتبال تو استاديوم با جلوی تلويزيون زمين تا آسمون فرق داره. تو تلويزيون فقط میتونی اونجا رو ببينی که کارگردان میخواد. حالا که فينال جامجهانی همين بيخ گوشمون بود، حيف بود اين موقعيت رو از دست میدادم. خلاصه رفتيم و جای همگی، مخصوصاً طرفداران ايرانی-تيفوسی ايتاليا خالی بود. بيشتر از ۵۰۰ تا عکس گرفتم که تعداديش رو تو بلاگنيوز گذاشتم: عکسهايی از مسابقه فينال جامجهانی عکسهايی از حاشيه فينال جامجهانی قبل از ورود به استاديوم المپيک برلين، بازار سياه بليت داغ داغ بود، بطوريکه خيلیها وسوسه شدند و بليت خودشون رو فروختند. مثلاً يک عده جوون ايرانی که از سوئد اومده بودند و به قول خودشون خرج سفرشون اينجوری دراومد! دو هزار يورو کم پولی نيست! هرچند هميشه میشه پول در آورد ولی فينال جامجهانی ۲۰۰۶ فقط يکباره. استاديوم المپيک بخاطر اينکه متعلق به هرتابرلين آبیپوش هست، همه چيزش آبيه، حتی پيست دووميدانیاش. حالا که دو تيم آبیپوش هم فيناليست بودند، ديگه نورعلینور شده بود! البته میشد تشخيص داد فرانسویها بيشتر بودند. تا اونجا که ديدم ۵ تا ايرانی ديگه هم با تريکو ايران بين تماشاچيان بودند. آخر بازی هم آقايی با تريکو آرژانتين به فارسی خواست ازش عکس بگيرم. پس میشه گفت بيشتر از ده ايرانی تو استاديوم بودند. بازی ضعيف تيری آنری صدای تماشاچيان بیطرف رو درآورده بود، در مقابل هر وقت زيدان يا ريبری پا به توپ میشدند حتی ايتاليايیها هم نيمخيز میشدند. در واقع هرجا اين دو بازيکن بودند، توپ هم بود يا برعکس. صحنه ضربه سر زيدان به سينه ماتراتزی نه تنها از چشم داورها دور مانده بود، بلکه تماشاچيان هم اين صحنه رو نديدند و همين باعث شد همه فکر کنند زيدان بیدليل اخراج شده. حتی خود ايتاليايیها هم که نمیدونستند قضيه چيه با لبخند موذيانه و چشمک زدن و هيس هيس گفتنشون فرانسویها رو تحريک میکردند. به همين دليل داور و ماتراتزی و بوفون که پیگير اخراج زيدان بود تا انتهای مراسم هو شدند. مثل هر فينالی صحنه شادی ايتاليايیها و اشک فرانسویها پايان بازی بود.
نظر شما چيه؟ (20 پيام)
|