« May 2006 | Main | July 2009 »

June 2006 Archives

June 10, 2006

من و خرس و دوچرخه و جام‌جهانی

والا اگه خرس هم ما رو می‌خورد، هيچ کدومتون نمی‌فهميديد، همونطور که يه دزد از خدا بی‌خبر چرخ‌های دوچرخه‌ام رو دزديد و هيچکس نفهميد.
از تعميرات خونه که عمر نوح پيدا کرده بگير تا درس و مشق و کار و جام‌جهانی، دلايل خوبی واسه ننوشتن هستند؛ هرچند که هستم.

ولی خداييش ديروز آلمان آلمان هميشگی نبود. اضطراب و هيجان تو چهره مردمان موج می‌زد. اکثراً ترجيح دادند تو جمع فوتبال افتتاحيه رو تماشا کنند. هر گوشه و کناری يه پرژکتور و چند تا ميز و آبجو و کباب و انواع و اقسام آدم با لباس سفيد و پرچم سه رنگ ديده می‌شد. ديگه وقتی خانوم پرفسور که يه عمر تلويزيون رو تحريم کرده بود، تو خونه‌اش با پرژکتور فوتبال پخش می‌شه! از بقيه چه انتظاری می‌ره؟
منم تا ساعت پنج کلاس داشتم (شيش بازی شروع می‌شد) واسه همين سر کار نرفتم. بعد از کلاس تو سالن اصلی دانشکده که يه مانيتور بزرگ داره فوتبال پخش می‌شد و بعد از اون پارتی تابستونی. يه خوک درسته رو هم داشتند کباب می‌کردند و بساط آبجو و عرق‌خوری مفت هم براه بود، ولی بر نفس اماره غلبه کردم و اومدم خونه تا کنار خانواده باشم [من ديگه اهل زندگی شدم!].

ملت فکر کردند فرانس (همون بکن‌بائر خودمون) پسر خاله منه که بليت بازی‌های ايران و از مرحله‌های بعدی يه بازی و فينال رو دارم. نه تنها خدا تومان پولشو دادم بلکه خدا تومان ديگه هم بايد بدم و برم تا شهرهايی که بازی هست (فقط فينال و يه بازی از يک چهارم تو برلين هستند). برای بازی فردا هم نمی‌دونم چطوری برم. آخرش فکر کنم اتو بزنم؛ چون با قطار ارزونترينش نود يورو می‌شه. سفارت و مجاهد و کمونيست و اصلاح‌طلب و سلطنت‌طلب (خدا رو شکر اين يکی تو اروپا کمه) فرقی ندارند، همشون در این مورد خاص قابل تحملند! اگر هيچ کدوم از اينا نشد مجبورم به يه نامسلمون پول بدم که منو با خودش ببره!

راستی از بلاگرها کسی غير امير عليزاده استاديوم نيست؟

بازم از همه کسانيکه تو اين مدت مزدوج شدنمون رو تبريک گفتند ممنونیم.

June 15, 2006

بازی ايران مکزيک

با يه مصيبتی رفتم نورنبرگ و اومدم که خدا می‌دونه. دوشنبه ساعت چهار صبح رسيدم خونه، گفتم سريع عکس‌ها رو بيارم رو کامپيوتر و گزارش رو بنويسم. از شانس کچلم «اومدم ابروش رو درست کنم...» تا همين لحظه خواب و خوراک نداشتم تا کامپيوتر مثل روز اول بشه. داستان اينم مثل ماجرای نورنبرگ رفتنم و دوچرخه و خرس بمونه واسه سر فرصت! فعلاً گزارش مصور بازی رو تو بلاگ‌نيوز ببينيد.

عجب بازی کرد اين آلمان. با اينکه اصلاً از فوتبال آلمانی خوشم نمی‌آد، ولی اينقدر که اينا خودشون رو کشتند، اگر نمی‌بردند سر خورده می‌شدند!
اين سامی الجابر سن بابای علی دايی رو داره، ولی بازم گل می‌زنه.
صحبت از علی دايی شد، من موندم چرا کسی به جواد نکونام گير نمی‌ده که کمتر از دايی دويد، يا برهانی که ده دقيقه تو زمين بود، داشت نفس‌نفس می‌زد!؟
ولی خودمونيم خيلی پر رو هستيم. يکی نيست بهمون بفهمونه فوتبال ما کجا فوتبال مکزيک کجا؟ اونا بيست سال پيش تو کشورشون جام‌جهانی برگزار کردند، ما هنوز يه استاديوم درست و حسابی نداريم. بيست هزار نفر از مکزيک به عشق تيم کشورشون بدون بليت مسابقه از مکزيک اومدند دم در استاديوم تيمشون رو تشويق می‌کردند، اونوقت بعضی از هموطنان ما بليت پنجاه يورويی‌شون رو هزار يورو می‌فروختند!
همين چند ماه پيش که برزيل تو جام کنفدراسيون‌ها از مکزيک باخت، اينقدر بهش انتقاد نکردند که به تيم ايران می‌کنند! آدم شکش می‌بره، نکنه ما از برزيل هم سرتريم؟ ولی اگر بدون ور اومدن رگ‌های ملی (که حق مسلم ماست!) به بازی نگاه کنيم، نيمه اول مکزيک بد بازی کرد و نيمه دوم بازی خودشو انجام داد. نمی‌دونم چرا اونا که می‌گند ايران نيمه دوم دفاعی بازی کرد، نمی‌گند اگر تيم به نتيجه مساوی راضی بود، چرا از اول دفاع نکرد؟ جواب راحته، کافيه ده دقيقه فوتبال بازی کرده باشيد تا بدونيد هر تيمی که ضعيف‌تره خود به خود توپ در اختيار حريفش خواهد بود. جون بچه‌هاتون يه کم واقع‌گرا باشيد.

June 25, 2006

مکزيک يا آرژانتين، مسأله اين نيست!

ديشب که بازی آرژانتين و مکزيک رو می‌ديدم، کلی حرص خوردم! آخه اگه ايران مکزيک رو می‌برد و با پرتغال مساوی می‌کرد و آخرش آنگولا رو سوراخ می‌کرد، الان ديگه مجبور نبوديم با آرژانتين بازی کنيم! آهان! يادم نبود، ما مکزيک رو نبرديم! ولی اگه نيمه دوم پرفسور قلابی تيم ملی [صفتی که کيهان به برانکو می‌ده] تيم رو دفاعی نمی‌کرد!!! ديشب حتماً آرژانتين رو می‌برديم!!! تو دور بعد هم که آلمان جلوی ما سوسکه!!!
زياد تعجب نکنيد، اينا حرف من نيست. ديشب که بازی رو می‌ديدم، سعی کردم خودم رو جای اونايی بگذارم که مثل رئيس‌جمهور محبوبشون! فکر می‌کنند همين که زير توپ بزنی، می‌ره تو گل و بعد می‌بری! صد البته خيلی از اين آدم‌ها (آره! خود شما رو می‌گم) اسم رئيس‌جمهور که می‌آد، ترش می‌کنند. ولی خب وقتی اسم ايران وسط باشه، هرچی اون و معاونش و نماينده‌های مجلس هفتم و روزنامه کيهان بگند، حجته و بی‌چون و چرا چشمهامون رو می‌بنديم و از ته دل می‌پذيريم. البته پيش خودمون بمونه‌ها، خيلی از اين بنده خداها، فرق منچ و فوتبال رو نمی‌دونند، ولی خب نمی‌شه که اظهار نظر نکنند.
آخيش، يه کم از حرفامو زدم. هرچند حرف زياده، مخصوصاً وقتی از نزديک خيلی چيزها رو ببينی.
راستی اگه هنوز عکس‌های بازی ايران و آنگولا رو نديديد:
عکس‌هايی از مسابقه
عکس‌هايی از حاشيه‌های نيمکت ذخيره تيم ملی
عکس‌هايی از حاشيه بازی
عکس‌هايی از تماشاچيان

June 29, 2006

آلمان يا آرژانتين؟

والا اولين‌بار که مسابقات فوتبال رو پی‌گيری کردم، جام‌جهانی ۱۹۸۶ مکزيک بود که آرژانتين قهرمان شد. اين قهرمانی و حضور مارادونا عجوبه فوتبال تو اين تيم، باعث شد هميشه فوتبال آرژانتين رو بيشتر دوست داشته باشم و به عبارتی طرفدار اين تيم شدم.
به نظرم فقط تو آمريکای جنوبی هست که فوتبال بازی می‌شه و تيم‌های اروپايی و مخصوصاً آلمان و فرانسه بيشتر شطرنج بازی می‌کنند تا فوتبال.
تو ستاره بودن بازيکنان برزيلی شکی نيست ولی احساس می‌کنم برزيل خيلی خودخواهانه فوتبال بازی می‌کنه.
هيچوقت علاقه‌ای به بازی آلمان‌ها نداشتم. ولی از شما چه پنهون، اين مملکت وطن ما شده. نمی‌شه نسبت به برد و باختش بی‌تفاوت بود. همين که می‌بينی يه برد يا باخت چه تأثيری در اقتصاد و سياست و روابط بين آدم‌های جامعه داره، دلت می‌خواد کشوری که توش زندگی می‌کنی يا بهش تعلق داری، بازنده نباشه.
حالا موندم فردا چی کار کنم؟ از برد کدومشون بايد خوشحال بشم؟ از موقعيت‌های کدومشون دادم هوا بره؟ بهم حق بديد، مسلماً اگر ايران هم با آرژانتين بازی می‌کرد همين حس رو داشتم.

About June 2006

This page contains all entries posted to سعید حاتمی in June 2006. They are listed from oldest to newest.

May 2006 is the previous archive.

July 2009 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35