|
دزدی دردسر داره، سر شکستنک داره
بعضیها فکر میکنند دزدی فقط از ديوار مردم بالا رفتنه. يا بازم بعضیها دليل دزدی رو فقر مالی میدونند، ولی هميشه اينطوریها هم نيست. هرکس بدون اجازه و اطلاع صاحب چيزی، از اون استفاده کنه دزدی کرده و يه دزده. حالا فرق نمیکنه ماشين باشه يا عکس و نوشته وبلاگ. از اونجا که تو مملکت ما دزدی يکی از مشاغل رسمی و پر افتخار محسوب میشه (مثلاً دزدها مثل بقيه کسبه محترم ماليات پرداخت نمیکنند) به دليل غير رسمی بودن وبلاگ و اغلب ناشناس بودن بلاگرها، اتحاديه صنفی ربايندگان، به دزدی از وبلاگها جواز کسب نمیده و همين مسئله باعث مشکلاتی برای اينگونه دزدان عزيز شده. به همين دليل از تمامی امت مسلمان و هميشه در صحنه ايران اسلامی تقاضا میشود به مناسبت فرا رسيدن ايام الله محرم فجر و در سوگواری يکی از اين دزدان محترمه که به کاهدان زده، با شدت بيشتر بر سر و سينه خود بکوبند و در اعتراض به بازداشت و شکنجه اين دزده به مدت پنجاه سال جمعهها اعتصاب کنند و سر کار خود نروند. البته اگر نشد، لااقل اعتراض خود را با روشن کردن چراغها بعد از غروب آفتاب به جهانيان نشان دهند!
ته نوشت: هميشه و همهجا گفتم که مخالف گرفتن آزادی از يک انسان (حتی خلافکار و مجرم) هستم، ديگه چه برسه به شکنجه و آزار دادنش. وقتی خوندم شخصی در بندرعباس بخاطر يادداشتی در يک مجله محلی، بازداشت و شکنجه شده، متأسف شدم. ولی زمانیکه فهمیدم ايشون يادداشت طنز ف. ميم. سخن رو بدون حتی يکبار مطالعه و به خيال علمی و بهداشتی بودنش (!!!)، به اسم خودش تو مجله چاپ کرده، کمی از داغ دلم خنک شد. هر وقت میبينم جايی بدون ذکر منبع نوشته يا عکسی رو از جای ديگه برداشته و به اسم خودش کرده، با تمام وجود حرص میخورم. اينکار اونقدر وقاحت خودش رو از دست داده که خيلی از رسانههای بزرگ هم اينکار رو میکنند، چه برسه به مطبوعات محلی که به قول آقای حکيمی پنجاه خریدار هم ندارند. تأسفآور وقتيه که حتی خود ما هم نسبت به اين دزدیها واکنش نشون نمیديم و در بعضی مواقع خوشحال هم میشيم که يادداشتمون فلان جا چاپ شده. به غير از اين نکته، اين ماجرا نشون میده با شخصيت و نام واقعی نوشتن، چقدر دردسر و حتی خطر داره و کسانیکه با نام خودشون مینويسند چقدر دست به عصا و تحت فشار هستند. جالب اينجاست دوستان خارجنشينی که جز مداحی و روضهخونی حقوقبشر داخل ايران مطلبی ندارند تا بنويسند و سعی هم میکنند ناشناس بمونند، حتی يکبار هم از مسائل کشور محل اقامت خودشون نمینويسند و با افتخار برای ملت اون سر دنيا نسخه میپيچند (همين ملتی که بخاطر يه يادداشت طنز يک هفته میريزند تو خيابونها و خواستار اعدام مسؤول چاپ اون میشند). هرکی هم زير علامت اين سروران به زنجيرزنی و سينهزنی نپردازه و مثل اونها به زمين و زمان ايران (دقت کنيد فقط ايران) فحش نده، میشه مزدور و مواجب بگير. اينجاست که بايد به حال و آينده مردممون اميدوار (!!!) بود.
نظر شما چيه؟ (18 پيام)
|