|
روزگار غريبی است نازنين
بعد از اشغال کويت توسط عراق و جنگ خليج، چند سالی تو خاورميانه خبر خاصی نبود. بغير از جنگهای داخلی يوگوسلاوی دنيا داشت آروم و بیسر و صدا میچرخيد. اگر هم مثلاً تو رواندا مردم کشت و کشتار میشدند، کک کسی نمیگزيد. ولی گردش روزگار از يازده سپتامبر سال دو هزار و يک ميلادی، عوض شد. طالبان و القاعده که تا ديروز رفيق و دوست آمريکا بودند، شدند دشمن درجه يک. افغانستانی که شوروی (همسايه شمالیاش) با اون عظمت سالها نتونسته بود کامل تحت تسلط خودش قرار بده، در عرض چند روز توسط آمريکا و متحدانش اشغال شد. صدام سالها بهترين و مطمئنترين شريک آمريکا و اروپا و شوروی (بعداً روسيه) تو منطقه بود، بطوريکه وقتی بخاطر سرکشی (اشغال کويت در سال ۱۹۹۱) شکست سختی از آمريکا خورد، باز هم بر عراق حکومت میکرد. حتی تو همون سال به دستور صدام تعداد زيادی از مردم جنوب عراق قتلعام شدند و صدای هيچکس هم درنيومد. ولی درست زمانی که بعد از سالها تحريم اقتصادی عراق، کرک و پر صدام هم ريخته بود، شد خطری برای امنيت جهانی و با وجود مخالفتهای روسيه و آلمان و فرانسه، باز هم در عرض چند روز توسط آمريکا و انگليس اشغال شد. دنيا فکر میکرد حالا که آمريکا چپ و راست ايران خيمه زده، حکومت ايران آسه میره و میآد تا گربه شاخش نزنه. ولی همه چيز به ظاهر برعکس پيشبينیها اتفاق افتاد. گسترش تروريسم در عراق اشغال شده، قدرت گرفتن گروههای مورد حمايت ايران در عراق، رئيسجمهور شدن يک اصولگرای تندرو در ايران، پيروزی حماس (اصلیترين دشمن مسلح اسرائيل) در انتخابات فلسطين و کلاً قدرت گرفتن اسلامگراها در کشورهای خاورميانه نشون میده حضور نظامی آمريکا در منطقه اونطور که میخواست نتيجه نداده. ولی جالب اينجاست که آمريکا در برابر تمام اين تحولات واکنش چندانی نشون نداده. مدتهاست که خبر پرونده اتمی ايران، تيتر اول اخبار رسانههاست. درسته که من به عنوان يک ايرانی اين اخبار رو دنبال میکنم و در بعضی موارد در موردش فکر میکنم، ولی آيا بقيه شهروندان اروپايی و آمريکايی هم اين اخبار رو دنبال میکنند؟ به نظر من الان تو ذهن اکثر غربیها نام ايران با بمب اتم گره خورده، بطوريکه خيلیهاشون ايران رو خطر جدی برای صلح جهانی میدونند. با اينکه از نگاه سياستمداران، رفتن پرونده اتمی ايران به شورای امنيت فقط يک تهديد برای جلوگيری از برنامه تسليحات هستهای ايران است، ولی برای مردم عادی دنیا نشانهای جز خطرناک بودن ايران نداره. در ضمن تحريم اقتصادی بيش از اينکه به حکومت ايران ضربه بزنه و تحت فشار قرار بگيره، بخاطر گرون شدن قيمت نفت، به اقتصاد سرمايهداری دنيا لطمه وارد خواهد کرد. پس اونها به دنبال راه حل پرسودتر و راحتتری برای خودشون خواهند بود. جالبتر از همه جريان کاريکاتورهای پيامبر اسلام و خوشونتهای اخير با موضعگيریهای رئيسجمهور ايران و همينطور مناقشه پرونده هستهای ايران همزمان شده و اين ذهنيت رو بوجود آورده که مسلمونهايی که طاقت چاپ چند کاريکاتور رو ندارند، حالا میخواند به بمب اتم هم مسلح بشند. هر چی حساب و کتاب میکنم نمیفهمم چرا بعد از شش ماه که از چاپ اين کاريکاتورها میگذره، حالا مسلمونها دقيقاً طوری رفتار میکنند که در نهايت يه چهره خشن و ضد انسانی از اسلام بجای میگذاره. جنگ وحشتناکه، ولی وقتی گسترده و طولانی بشه سالهای سال مرگ و فقر و بدبختی گريبانگير مردم میشه و سياستمداران از پناهگاهها مردم رو جلوی توپ و تانک میفرستند تا عمر حکومتشون چند روزی بيشتر بشه. کارخانههای اسلحهسازی هم هر روز بيشتر از قبل مشتری پيدا خواهند کرد. با اين اوضاع حس خوبی ندارم. بوی جنگ میآد، نه از اون جنگهای يکی دو هفتهای و ماهی، نه از اونا که با شکست يه سپاه و لشگر تموم میشه، از اون جنگها که سالها طول میکشه، از اونا که تمام مردم خاورميانه درگيرش خواهند بود. فقط میتونم اميدوار باشم همچين اتفاقی نيفته.
نظر شما چيه؟ (20 پيام)
|