WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « آدرس جديد ضد فيلتر بلاگ رولينگ |  اهميت حضور برای جنبش حق‌طلبی »
اجتماعی Sunday, November 6, 2005
حسن ساواکی و سفيهه‌اش

فرش فروشی بابام تو بازار اول نازی‌آباد جلوی منبع آب شهرداری بود. هميشه فرش‌ها رو دو طرف رو هم تا می‌کرديم تا اگر خريداری خواست فرشی رو ببينه وسط بازش کنيم، واسه همين دو طرف مغازه جای گرم و نرم (رو فرش‌ها) واسه نشستن بود و از طرفی چون سرگذر بود بهترين جا واسه آدم‌های بيکار برای ديد زدن و آمار گرفتن! از طرفی اون موقع‌ها چت و وبلاگ و اس‌ام‌اس نبود و هر کی حوصله‌اش سرمی‌رفت می‌اومد اونجا می‌نشست و داستانی، خاطره‌ای، بحثی، جکی، چيزی تعريف می‌کرد. صبح‌ها بيشتر بازنشسته‌ها و کارگران شهرداری می‌اومدند، بعد از ظهرها هم کارگرها و کارمندها که تازه از سر کار می‌اومدند، عصرها هم بازاری‌ها. منم که از چهار پنج سالگی‌ام پاتوقم اونجا بود و پای ثابت گفتگوها.
خونه حسن آقا تو ميدون پشت مغازه ما بود و تو يه کارخونه‌ای کار می‌کرد. همیشه ساعت چهار تا از سر کار می‌رسيد، می‌اومد اول دم مغازه سيگاری (يک سيگار) می‌کشيد و بعد وارد می‌شد و تا آخر شب از حضورش استفاده می‌برديم. اين حسن آقا زمان شاه ساواکی بود و به همين خاطر به حسن ساواکی معروف بود. برخلاف فيلم‌های بيست و دو بهمنی که ساواکی‌ها آدم‌های بی‌دين و ايمونی هستند، هرچی ساواکی می‌شناسم از اون مذهبی‌های شيش موتوره هستند. حسن آقا هم يه شيعه خالص بود و از طرفی باغيرت و ناموس‌پرست.
هميشه تو صحبت‌هاش يه سفیهه‌ای بود که من فکر می‌کردم صفيه رو اشتباه تلفظ می‌کنه. ولی بهش نمی‌اومد اينقدر متجدد باشه که جلوی نامحرم اسم زن و بچه‌اش رو بياره. بعدها فهميدم منظورش «سبيه» بوده و اينهمه سال بخاطر غيرت و ناموسش دخترشو سفيه (نادان) خطاب می‌کرده.

حالا هرچقدر برای من بی‌اهميت باشه که دوستان خوار، مادر ما رو مورد لطف الکترونيکی (ايميلی و کامنتی) خودشون قرار بدند، ولی فکر می‌کنم هنوز راه طولانی مونده تا زنان و دخترانمون رو چيزی غير از سفيهه و منزل و خانواده و بچه‌ها و... بدونيم.

چهار، پنج سال پيش که وبلاگ فارسی پا گرفت، وبلاگ‌های زنانه محلی شده بود واسه خالی شدن عقده‌های جنسی ما آقايون. کمتر وبلاگی تونست تو اون فضا دوام بياره. خيلی‌هاشون ترجيح دادند مهمترين مشخصه وبلاگ يعنی قسمت نظرخواهی رو ببندند و هيچ ايميل يا طريقه تماسی بجا نگذارند؛ چون به‌غير از فحش يا نامه‌های عاشقانه (مخ زنانه) چيزی نصيبشون نمی‌شد. همين نشون دهنده نگاه صرفاً جنسی ما به زنان بود؛ يعنی حتی ورود اونها به محيطی مثل اينترنت و وبلاگ هم از جانب ما آقايون سخت بود و هميشه سعی می‌کرديم (و هنوز هم می‌کنيم) با حقير کردن اونها جلوی اين برابری حداقل رو هم بگيريم.
ولی امروز کمتر شاهد اين رفتارها هستيم، که نتيجه خواسته و هدف والای زنان بلاگری است که در برابر تمام اين مشکلات ايستادگی کردند و به راهشون ادامه دادند. خيلی از اونها رو می‌شناسيم و احتياجی به معرفی ندارند.
به نظر من مهمترين عامل ارتقا فرهنگی جامعه به بحث و گفتگو گذاشتن معضلات اجتماعی است. زنان زيادی در وبلاگ‌هاشون مشکلات زنان در جامعه ايران رو به نقد و بحث گذاشتند کردند ولی بخاطر پراکنده بودنشون، اثر لازم رو ندارند. ولی مدتيه به پيشنهاد راوی وبلاگ «آونگ خاطره‌ها» و همکاری آقای دکتر سيف و خانوم بيتا، وبلاگ گروهی «راهيان سپيده» راه‌اندازی شده تا محلی باشه برای تبادل بحث و نظر در مورد مشکلات اجتماعی زنان ايران. برای اين دوستان آرزوی موفقيت می‌کنم و اميدوارم با همراهی همه کسانی که دغدغه اينچنينی دارند، روزی بين تک‌تک ما زن و مرد از حقوق يکسان برخوردار باشند.


   Bookmark and Share

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 06:33

بالای صفحه (UP)  
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: احمد Friday، 27 Aug، 2010 ساعت 15:33

خیلی ممنون


نويسنده: هرمز مميزی Wednesday، 31 Oct، 2007 ساعت 06:28

سلام
البته آرزوی برابری حقوق زن و مرد آرزوی خوبی است ولی کافی برای تحقق نمی باشد

URL: http://hmomayezi.persianblog.ir

نويسنده: سالار Sunday، 17 Dec، 2006 ساعت 10:37

افتضاح


نويسنده: م.ج Monday، 18 Sep، 2006 ساعت 02:21

دمت گرم


نويسنده: مسعود Thursday، 02 Mar، 2006 ساعت 11:16

آرزوی موفقيت

URL: http://www.razbagha.com

نويسنده: امير جلالی Thursday، 29 Dec، 2005 ساعت 10:15

خسته نباشيد

URL: http://amirqi.blogfa.com

نويسنده: پارسا Monday، 28 Nov، 2005 ساعت 11:43

در جامه‌هاي نيمه‌عريان دختران خردسال، نشانه‌هايي است براي آنانکه بينديشند.


پس هرگاه که يکي از آنان را راه‌رونده در کنار مادر باحجاب‌ش ديدي، بدان که خواست‌هاي مادر، در جامه‌ي فرزند متجلي شده است.


آيا پس نمي‌انديشيد؟

URL: http://www.girbedeh.com

نويسنده: اریا Monday، 14 Nov، 2005 ساعت 11:55

http://phrskqu.daemon.sh/books/Shafi%
20Zadeh/Shafizadeh.pdf
دانلود این کتب رو به همه توصیه میکنم برای پی بردن به حقایق انقلاب 57 حتما این کتاب را بخوانید

URL: http://sokoot-n.blogspot.com/

نويسنده: اریا Monday، 14 Nov، 2005 ساعت 11:44

و اين نگاه به پايان نميرسد
مگر انديشه های ا سلامی و مذهبی از بين بروند ويا دگرگون شوند

URL: http://sokoot-n.blogspot.com/

نويسنده: شهرزاد Friday، 11 Nov، 2005 ساعت 03:11

شما بسيار فهميده و باشعور می انديشی. چون تو در اين ويران سرا فراوان باد.مرسی

URL: http://www.barsavoush1977.persianblog.com

نويسنده: سرزمین رویایی Thursday، 10 Nov، 2005 ساعت 11:28

سعید نازنین:
تلاش هایت را برای بلاگستان قدر می دونم. مخصوصن برای بلاگ رولینگ.
اما یک کم بی توجهی می کنی به طراحی سایت ها.
مخصوصن بلاگ نیوز خیلی طراحی ضعیفی داره.
اینو از سر دوست داشتنت گفتم ها!
موفق باشی.
همیشه مطالب خوبتو می خونم

URL: http://dreamlandblog.com

نويسنده: بتول Thursday، 10 Nov، 2005 ساعت 07:41


سلام.... به نظر من با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شه..ما فقط بلدیم حرف بزنیم وقتی پای عمل پیش می یاد قایم می شیم ...یادمه پارسال تو آموزشگاه یه استادداشتیم(همه بهش می گفتن استاد ولی دور از جون هر چی استاده) خیلی بد درس می داد هیچ کس چیزی به اون صورت درس یاد نمی گرفت همیشه پشت سرش بد می گفتیم هر وقت بحثش می شد همه عصبی می شدند وحسابی کله هاشون داغ می کرد ودادوبیداد می کردند ....خلاصه یه روز یکی ازبچه های کلاس گفت با غیبت کردن وحرف زدن چیزی درست نمی شه بیا اعتراض کنیم وبه خانم نگین(مسئول اموزشگاه) بگیم ..که من پیشنهاد دادم وگفتم بیا روی برگه همه حرفامون رو بزنیم وبعد همه امضا می کنیم وبرگه رو به خانم نگین می دیم اینجوری دادو بداد الکی نمی شه که هیچی حرفمون رو هم بهتر می فهمه رو برگه حرفامون رو نوشتیم وقتی نوبت امضا کردن رسید از یه کلاس سی نفری فقط چهار نفر امضا کرند یکی گفت من امضا بلد نیستم ویکی گفت من انگشت می زنمو...خلاصه هر کسی یه جور دررفت ...توی جامعه هم همین جوریه موقع عمل پا پس می کشن حالا هم اگه هزار تا وبلگ نویس هم بیاد در مورد آزادی زنان واین جور چیزا حرف بزنه به درد نمی خوره چون فقط حرف می زنیم با حرف زدن چیزی درست نمی شه الان نزدیک سی ساله که تلوزیونهای ایرانی تو آمریکا ضد ایران حرف می زنند تو این سی سال که حرف زدند چیزی درست شد ???یه بار گفتی که اگه دیکتاتور های کوچیک باهم جمع بشند می شه یه دیکتاتور بزرگ اصلا ما با هم همبستگی داریم که بشیم یه دیکتاتور بزرگ ..ونوشتی که خانمها اینقدروبلگ نوشتند واینقدر ایستادگی کردند که الان به عنوان یه وبلگ نویس قبولشون داریم ... دنیای اینترنت با دنیای واقعی فرق می کنه نمی شه با هم مقایسه شون کردمثلا من اگه تنهایی می خواستم این کار رو بکنم و وبلگ نویسی خانوما رو عادی کنم می تونستم ...می تونستم ده هزار تا وبلگ با اسمهای مختلف بسازم .تقریبا می تونستم به هدفی که دارم برسم..چون توی اینترنت یه نفر می تونه چند نفر بشه ولی توی جامعه یه نفر نمی تونه چند نفر باشه یه نفر یه نفره تازه آدمهای دور وبر هم جرات ندارند که حمایتت کنند بعضی ها هم هستند که نه تنها حمایتت نمی کنند بلکه برای منافع خودشون بهت ضربه هم می زنند...یه نمونه کوچیکش رو بگم دبیرستان خودمون ما یه سال دم عید قرار گذاشتیم روز آخر مدرسه نریم ومدرسه رو زود تعطیل کنیم با همه هم حرف زدیم وهمه هم موافقت کردن ... ما هم مدرسه نرفتیم ولی چهار تا از بچه های خود شیرین که می خواستند بگند خیلی بچه های خوبی هستند رفتند مدرسه وبرای بقیه غایب گذاشتند بعد از عید وقتی رفتیم مدرسه مدیر دبیرستانمون اومد سرمون وهرچی از دهنش در اومد به ما گفت بعد هم دونمره از انضباتمون کم کرد توی جامعه پر از ادمای خود شیرینه... سر همین قضیه جمع کردن ماهواره های خونه ها چقدر از این همسایه ها همسایه بقلیش رو که کلی باهاش سلام علیک داشتند لو داد برای اینکه بگه ما خیلی خوبیم وکلی مثبتیم

URL: http://myblooming_flower.persianblog.com

نويسنده: خاطراتچی Thursday، 10 Nov، 2005 ساعت 06:02

با توجه به گسترش سریع وبلاگ ها و وبلاگ نویسی در ایران٬ به نظر می رسد که پیش از رسوخ اين واژه در بين توده مردم٬ می بايد معادلی فارسی برای آن يافته و آن را ترويج نمود.متاسفانه فرهنگستان زبان و ادب فارسی هنوز واژه ای برای این حوزه طراحی نکرده است و حتی برای واژه اینترنت عین واژه انگلیسی را مصوب نموده است. اخیرا در برخی از سایت های اینترنتی واژه هایی همچون "تارنگاشت" و "تارنويس" پیشنهاد شده ٬ولی با توجه به بار منفی واژه "تار" ٬ این واژگان چندان مناسب به نظر نمی رسد. بنظر می رسد که می توان با استفاده از ريشه فارسی "فرا " که به گستردگی و فراگیری شبکه اینترنت اشاره دارد ٬ واژگانی فارسی نه تنها در حوزه وبلاگ ها بلکه در حوزه گسترده اینترنت ارائه نمود. با استفاده از ریشه فوق می توان واژگان زیر را ارائه نمود:

وب لاگ: فرانوشت٬ وب لاگ نويسان : فرا نويسان ٬سايت اينترنتی :فرا نگار ٬شبکه اينترنت: شبکه فرانما٬ايميل : فرا نامه ٬گروه های اینترنتی: فرا گروه ها٬ وب گردی : فرا گردی

تا پيدا کردن جايگزينی مناسب تر٬ فعلا به صورت آزمایشی از اين واژگان هم در اینجا و هم در فرانوشت خودم استفاده می کنم. لطفا اگر واژگان مناسب تری به نظرتان می رسد٬ارائه نمایید تا ازآن بهره گیریم. و در صورتی که اساسا با ایده استفاده از واژگان فارسی موافق نیستید ٬ باز هم نظرتان را ارائه فرمایید. اگر این واژگان را منا سب یافتید٬لطفا شما نيز آنها را بکار گرفته و ترویج نمایید.
با تشکر
خاطراتچی

URL: http://irwa.blogfa.com/

نويسنده: نيکی Thursday، 10 Nov، 2005 ساعت 01:14

نمیشه لطفا آپ پلیز بیته

URL: http://nikravan.blogspot.com

نويسنده: خدابیامرز Wednesday، 09 Nov، 2005 ساعت 09:54

سلام علیکم

بیچاره حسن!

بیچاره زنهایی که به قول یک خانوم عزیز، هر وقت می خواهیم چیزی رو تحقیر کنیم یک اسم آلت زنانه جلویش می آوریم. متاسفانه حالا همه چیز ما تبعیض آمیز است حتا زبان. راستش من فکر می کنم همانطور که خیلی از بلاها چون زن هستند سرشان می آید، خیلی از مراعات ها هم به همین دلیل است. به هر حال این هم یک نگاه جنسیتی است: لیدیز فیرست!

URL: http://AORTA.SPECIAL.IR

نويسنده: محمد Wednesday، 09 Nov، 2005 ساعت 09:45

سلام اقا من خیلی وقته میگم که زن و مرد نداریم و هر دو ادمند اخه این چه مریضیه که مردا زنارو میکوبن زنا هم مردارو هر دو هم تا حدی مقصرن باید همه به هم احترام بزارن تا بشه زندگی کرد موفق باشی

URL: http://pesarekoohestan.persianblog.com

نويسنده: شاهزاده ی سرطانی Wednesday، 09 Nov، 2005 ساعت 08:09

بابا آقا سعید ما بیشتر. ( چی بیشتر؟ ) منظورم لوس بودنه. ممنون از تبریکت گل پسر و دیگه اینکه امیدوارم باز هم ببینیم همدیگر رو تا خاطرات اون مدلی داشته باشیم. فرنگ خوش میگذره. آقا ما تمام پستهای شما رو میخونیم ولی چون بازدید کنندگان ( به زنم به تخته رنگ و روت واشده ) شما خیلی زاید مشتاقان کامنتهای عدیده ای میگذارند و من اون وسط مسطا گم میشم ترجیح میدم با دماغ آیزون برم خونه و بگم : مامان اینا منو بازی نمیدن!!! ایشا... شما هم یه مهندس خفن بشی و بیای آی تیه فرشای خدا و حلجی و ملت رو بگیری!

URL: http://mahoordad.persianblog.com

نويسنده: احسان Wednesday، 09 Nov، 2005 ساعت 04:29

سلام جناب حاتمی عزیز ممنونم که لطف کردید اما بنده لینک شما رو هم در وبلاگ قبلی و هم فعلی گذاشته ام.به هر حال ممنون.

URL: http://blog.sedighi.ir

نويسنده: یک فنجان قهوه تلخ Wednesday، 09 Nov، 2005 ساعت 02:31

نه داداش ، الکی شایعه پراکنی نکن . نه ما سامان رو می گیریم نه سامان ما رو ... / در ضمن فکر میکنم امروز این رفتارهائی که توی فضای مجازی میگی چندان هم کم نشده ! یا شکلش عوض شده یا ما بهش عادت کردیم ! ...

URL: http://maghsad.persianblog.com

نويسنده: آرش کهن دوست Wednesday، 09 Nov، 2005 ساعت 01:57

سلام
خوبی خیلی جالبه
موفق باشی و سربلند
در عین حال حالا که اینطوری شد خوب و خوش و شاداب باشی

URL: http://margezaman.blogfa.com/

نويسنده: محمد Tuesday، 08 Nov، 2005 ساعت 11:05

سلام.
این نشونه ضعف فرهنگی ماست.
یک جور عقده درونی.
موفق باشی.

URL: http://mami23.persianblog.com

نويسنده: آفتاب پرست Tuesday، 08 Nov، 2005 ساعت 09:55

من ضمن اینکه با خانم نسیم موافقم که باید چشمامونو بشوییم ولی به نظرم خانوما هم باید یه کم افکارشونو همپای شستشوی چشمی آقایون بشویند! میدونی مهندس؟ یه کم سستی از جانب خود ماهاس! یه کم تنبلی، یه کم اهمال، یه کم تکیه ی زیادی به عرف جامعه و ... خلاصه همه و همه باعث میشه ما بشیم همون سفیهه ای که دوست ساواکی بابات میگفته!!! اما در هر حال این وبلاگا ابزار خیلی خوبی شد برای همون اهداف والا. باهات موافقم. ولی حیف که فقط چند درصد از جامعه بهشون دسترسی دارن. بازم همین غنیمته.

URL: http://negar76.persianblog.com

نويسنده: بی تا Tuesday، 08 Nov، 2005 ساعت 05:57

ممنون از لینک و معرفی.

URL: http://khanumhanna.blogspot.com

نويسنده: لی لی Tuesday، 08 Nov، 2005 ساعت 03:49

اما واقعا ساده نیست ! وقتی نصف ایمیلهات پیشنهاد سکس باشه و نصف کامنتهات تهدید ! برای پست آخرم یک دوست بسیجی پیام گذاشتن. کسی که تا ۳ ماه پیش ندیده می خواست برای هدایتم خواستگاریم کنه حالا هر چی فحش نثارم کرده ! به نظرت چرا پسرها این طور رفتار می کنند (جوابم رو بصورت «خب دخترها هم ...» نده که من معتقدم دختر ها و پسرها رفتارهای مشابهی دارند) . اما کجا دیدی یک دختر تو وبلاگت پیغام بذاره میشی باهام بخوابی ؟؟؟؟؟؟ خلاصه وقتی یک دختر میخواد هر چی دلش میگه بنویسه باید واقعا نظرخواهیش رو بعد از خوردن دیازپام بخونه !!

URL: http://lilian-teddy.blogspot.com

نويسنده: دیوونه Tuesday، 08 Nov، 2005 ساعت 03:07

امید که روزی به جای دیدن پیراهن و رونمای جنسیتی مرد یا زن ، انسان را ببینیم.

URL: http://diuvaneh.blogfa.com

نويسنده: برگ سبز Tuesday، 08 Nov، 2005 ساعت 01:22

من نیامدم که ادامه بحث را با شما دنبال کنم اما گفتید من حتی جواب سوالهاتون را هم ندادم پس اینجا کمی بی احتیاطی کردید جواب سوالهای خصوصی را در همان جایی که مطرح شده می گذارند پس برید جایی که سوالتون را به شکل کامنت گذاشتید تا جوابتون را بگیرید . موفق باشید و بدانید من اگر انسانیت و وجدان و از این حرفها داشتم الان اینجا نبودم .

URL: http://qi-news-2005.blogfa.com/

نويسنده: vahidoo Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 12:40

همیشه با این مسئله که بعضی ها چشمشون فقط بعضی جاها رو میبینه مشکل داشتم

URL: http://www.vahidoo.com

نويسنده: فرشاد Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 12:33

با سلام
اینجانب با نظر شما کاملآ مخالفم شاید هم موافق! اصلآ هر چه خودتان صلاح بدانید اینطور بهتر است نه شما از دست من ناراحت می شوی نه من از شما و دیگران از ما و آدمی باید دلش صاف باشد و خار . مادرها هم مهم هستند و و تا جای ممکن باید در قبال آنها غیرت از نوع ترکی به کار برده شود و مجله زنان نه!
بهتر است تا زنگ نخورده از لینکی که به ما دادید تشکر کنیم و نصیحت برادرانه شما را هم گوش کردیم و قرار است مودب شویم و فکر نکینیم معروف شده ایم وهمیشه فکر کنیم که آدم معروفی نیستیم...
پستهای وبلاگتان بسیار ارزنده است... امیدواریم که بمانی خداحافظ تا هفته آینده

URL: http://farshadonline.blogfa.com

نويسنده: نسیم Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 11:43

باید چشمها بشوییم و جور دیگر به زنان بنگریم

URL: http://kavirms.special.ir

نويسنده: ناصر Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 10:13

سلام
ياد اون روزها بخير!! يادت رفت بنويسی که حسن اقا کارت چتر بازی هم داشت.


نويسنده: مسعود Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 08:46

آرزوی موفقیت.

URL: http://www.RAZBAGHA.COM

نويسنده: امين Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 07:29

خوب بود ممنون.از ماکه گذشت ولی...

URL: http://brokenstate.blogfa.com

نويسنده: خره Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 07:17

ای زن ذليل ! ای مزدور مزد بگير استکبار ! (جامعه نسوان )
می خواهی باز هم پسران مملکت اسلامی را از راه بدر کنی !
مگه نيايی تهرون
(آی آی !! نکش ! نکش خانم با شما نبودم که ! شما سرور مايی ! جامعه زنان آلمان رو می گفتم ! !
ببین ما رو با زنمون انداختی به دعوا ! خدائیش تو برای از بین بردن کانون گرم خانواده حرف نداری ! حالا زن ما بره اونجا عضو بشه من چه خاکی به سرم بریزم ! !!!
ای بر پدر آدم دروغگو صلوات !

URL: http://agha-khare.blogfa.com

نويسنده: محمود Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 06:14

در جامعه ما سران به خاطر حفظ خود حاضر شده اند بی بند و باری را رواج و حتی جوانان مظلوم را فريب دهند به نظر ميرسد اگر جوانان عزيز کمی تعمل و تعقل نمايند آينده بهتری برای خود و خانواده خواهند داشت البته به شرط اينکه آب در آسياب سودجويان و خوارج نريزند.


نويسنده: نيکی Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 03:53

حالا مثلا منظورت منم بودم ؟؟؟؟؟؟چی چی گفتی؟؟؟

URL: http://nikravan.blogspot.com

نويسنده: روحان Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 02:30

مرسی داش. ما تشکراتمون رو تو وبلاگمون هم کردیم. وبلاگ جالبی هم داریدا

URL: http://rohanlife.blogspot.com

نويسنده: شهلا Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 02:17

حرف حسابت که جواب نداره سعید جون...

URL: http://21mehr.com

نويسنده: mah Monday، 07 Nov، 2005 ساعت 01:58

البته من با این قضیه که زنو مرد یکسانن -صرفا این جمله -مخالفم.دلایل خاص خودمم رو دارم ... که لزومی به بیانش نمی بینم ولی به امید خدا ۱۰۰ سال دوم زندگی دید برخی از آقایون نسبت به این مسئله بهتر خواهد شد . سخت نگیر جان برادر ...


نويسنده: سمیرا Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 11:35

سلام! دیگه سفیهه نشنیده بودم!.../میگم این خواست و هدف والای زنان بلاگر که میگی... منم بازیم؟! اقا جدا ممنون! شرمنده میکنین!!!!/ من هم امیدوارم....

URL: http://samira5.persianblog.com

نويسنده: یلدا Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:55

سلام......وب جالبی دارید.......شاد باشید تا همیشه........

URL: http://shereshabeyalda.persianblog.com

نويسنده: آونگ خاطره های ما Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:40

سلام سعید آقا . از لطف شما ممنون . من هم برای شما آرزوی موفقیت دارم . شاد باشید . راوی

URL: http://www.aavang.blogfa.com/

نويسنده: حامین Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:23

وبلاگ فارسی حالا زنانه یا مردانه! مهم نیست! مهم ایرانی بودنه که افتخاری ست بس ....!!!!!!!!

URL: http://Haminpersia.persianblog.com

نويسنده: اهری Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:22

حامین جان معذرت میخوام که باعث شما شدم

URL: http://bagheman.com

نويسنده: اهری Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:21

البته من در جوونیام اینجا اول شده بودم ولی چون جایزه نداشت! ننوشتم اول شدم

URL: http://bagheman.com

نويسنده: حامین Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:20

ای بابا نشد که بشه! و این آغازی است برای ضایع شدن!!

URL: http://Haminpersia.persianblog.com

نويسنده: حامین Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:19

اول شدن رو عشق است!

URL: http://Haminpersia.persianblog.com

نويسنده: اهری Sunday، 06 Nov، 2005 ساعت 07:19

سلام . منم بنوبه خودم آرزوی موفقیت برایشان دارم .

URL: http://bagheman.com



Copyright © 2003-2005, . All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.