WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « پائيز طلايی |  اهميت حضور برای جنبش حق‌طلبی »
اجتماعی Thursday, October 13, 2005
مجازات اعدام

يکی از بحث‌های مفيدی که از ابتدا در وبلاگ‌ها شکل گرفته و تاکنون ادامه داره، مسائل مربوط به حکم اعدامه، تا جايی که دوستان مسابقه مقاله‌نويسی هم برای اون ترتيب دادند.
هفته گذشته هم به مناسبت ده اکتبر (روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام) بحث‌های جديدی پيرامون اين مسئله شکل گرفت و اکثراً به نفی اعدام پرداختند ولی آقای زهری در يادداشتی از زاويه‌ای ديگر به نفی مجازات اعدام نگاه کردند و دلايل و استدلال‌های مخالفان اعدام رو کافی ندونستند. از اونجا که اين بحث رو مفيد می‌دونم در اون شرکت کردم و به نظرم گفتگوی پرباری با آقای زهری شکل گرفت. سفارش می‌کنم قبل از هر چيز يادداشت آقای زهری و نظرات دوستان ديگه رو در اين مورد بخونيد.
به نظر من، مجازات اعدام رو می‌شه از سه نظر بررسی کرد. اولين اون بحث دينی هست و چون اطلاعاتم در اين زمينه بسيار کمه، چشم بسته نظر اديان رو می‌پذيرم که پس از مجازات مرگ، گناهان مجرم نزد خدا بخشيده می‌شه.
در مقابل بررسی اين مسئله از ديدگاه انسانی و احساسی هست که به نظر آقای زهری برای مخالفت با اعدام کافی نيست و بايد منطقی و با استدلال قوی باشه.
تا اونجا که من از منطق و استدلال فهميدم، برای اثبات چيزی که به خودی خود وجود داره احتياجی به دليل آوردن نيست. زندگی و حيات هم همينطوره و به نظرم کسيکه تصميم به مرگ جانداری می‌گيره، بايد دلايل و استدلال قوی داشته باشه نه کسيکه خواهان ادامه حيات اونه.
اگر هم بخواهيم از لحاظ تبعات اجتماعی و قضايی مجازات اعدام رو بررسی کنيم، باز هم ثابت نشده اين نوع مجازات در کم کردن جرايم نقش داره. در مقابل هرجا حکم اعدام برچيده شده نسبت به گذشته جرم و جنايت بيشتر که نشده، کمتر هم شده. البته به نظر من، صرف برداشتن اين حکم تضمينی برای کاهش جرم در جامعه نيست و تمهيدات اجتماعی و حتی سياسی زيادی رو می‌طلبه.

با اجازه آقای زهری گفتگوی خودمون در قسمت نظرات يادداشت ايشون رو به اينجا آوردم تا شما هم در جريان اون قرار بگيريد و از اطلاعات شما هم بی‌بهره نباشيم. البته قسمتهايی که مربوط به جامعه آرمانی بود رو بخاطر اينکه به اين موضوع ارتباطی نداشت، حذف کردم. اميدوارم حوصله کنيد و در اين بحث شرکت کنيد.

در جواب به يادداشت ايشون نوشتم:
به نظر من، بيشترين مخالفان اعدام اون رو از جانب ارزش‌های انسانی و حقوف بشر نقد می‌کنند.
خود من، تنها دليل مخالفتم با اعدام اينه که هيچ‌کس رو سزاوار تعيين مرگ و زندگی ديگران نمی‌دونم؛ چون همونطور که جان من برای خودم و اطرافيانم باارزش هست، جان ديگران هم با ارزشه و نه قاتل و نه قاضی اين حق رو ندارند که تصميم بگيرند، جان انسانی رو بگيرند.
اگر بگيم قاضی بخاطر سواد و تجربه‌اش اين حق رو داره، در عوض بارها و بارها پيش اومده که قاضی‌ها اشتباه کردند و يا علايق شخصی خودشون رو در حکم دخيل کردند (چيزی که هميشه در کشور ما و اکثر کشورهای جهان رخ داده) در ضمن وقتی اين حق رو برای يک فرد تحصيل کرده (قاضی) قائل می‌شيم، در مقابل يک قاتل هم می‌تونه تحصيل کرده باشه يا تشخيصش برای گرفتن جان ديگری مطابق با قانون، درست باشه. پس اين حق رو داره؟
حالا اين سؤال پيش می‌آد که اگر قاضی حکم اعدام نده، چه تضمينی هست که مردم برای قتل و جرم جری‌تر نشند. اين سؤالی هست که خيلی از قانون‌گذاران و جامعه‌شناسان بهش رسیدند، ولی مشاهده شخصی من دقيقاً خلاف اين تصور هست؛ يعنی کشورهايی که مجازات اعدام ندارند کمترين ميزان جرم و جنايت رو دارند و برعکس در کشورهايی مثل ايران که مجازات مرگ وجود داره، هر روز بيشتر از قبل جنايت انجام می‌شه. پس مجازات اعدام بغير از بحث دينی (بخشيده شدن گناهان بعد از اعدام!!!) هيچ نکته مثبتی نداره و دقيقاً نتيجه معکوس می‌ده.
در مورد مثال شما، اطلاعات من دقيقاً برعکس نتيجه‌گيری شماست؛ يعنی تا بحال جايی نخوندم و نشنيدم که قاتلی صرف اينکه از مجازات اعدام جان سالم بدر برده باشه در زندان قتلی انجام بده ولی تقريباً ماهی يکبار در روزنامه‌های ايران می‌خونم فلان محکوم به مرگ يکی از همبندان خودش رو کشت. از لحاظ منطقی و روانشناختی هم کسيکه همه چيز براش تمام شده است، ترسی از تکرار جنايت نداره.
البته به قول شما تا رسيدن به جامعه آرمانی راه زيادی هست، ولی بالاخره بايد از جايی شروع بشه. حالا اگر اروپايی‌ها و بعضی کشورهای دیگر اين مسئله رو که از ارکان غيرسياسی حقوق بشر هست، جدی گرفتند، جای خوشحالی داره و می‌شه به آينده دنيای بدون خشونت اميدوار بود.

ايشون پاسخ دادند:
...می‌گویی: «هيچ‌کس رو سزاوار تعيين مرگ و زندگی ديگران نمی‌دونم». اين عام‌ترين استدلالی است که مخالفان اعدام مطرح می‌کنند، امّا هرچقدر زیباست، ناکاراست و خيلی ساده می‌شود آن را باطل کرد. تصور کن که "دشمن" به کشور شما حمله کرده است تا آن را تصرف کند. شما از خودت "دفاع" می‌کنی و با او می‌جنگی. بنابراين از سر "ناگزيری" مرگ او را تعيين کرده‌ای. حال ممکن است که عمل شما از لحاظ عرف و اخلاق عمومی کاری پسنديده باشد، امّا از لحاظ محتوايی با استدلالی که می‌گوید «هيچ‌کس رو سزاوار تعيين مرگ و زندگی ديگران نمی‌دونم» در تضاد می‌افتد.
مسئله "سطح سواد" قاضی نيست، بل‌که جايگاهی (داوری) است که او در آن قرار گرفته.
می‌گویی: «کشورهايی که مجازات اعدام ندارند کمترين ميزان جرم و جنايت رو دارند». بر اساس چه برآورد و آماری می‌گویی ميزان جنايت در هند از چين کم‌تر است؟ دنيا که به کشورهای اروپای غربی خلاصه نمی‌شود، می‌شود؟
می‌گویی: «مجازات اعدام بغير از بحث دينی (بخشيده شدن گناهان بعد از اعدام!!!) هيچ نکته مثبتی نداره و دقيقاً نتيجه معکوس می‌ده». مجازات اعدام در کشوری چون آمريکا بر اين استدلال استوار است که کسانی که جان افراد جامعه -از جمله خود زندانيان- را به طور جدّی تهديد می‌کنند لازم است از ميان برده شوند و اصلاً بحث‌شان دينی نيست. گفتم که، بهتر است بحث را به ايران محدود نکنيم.
می‌گویی: «تا بحال جايی نخوندم و نشنيدم که قاتلی صرف اينکه از مجازات اعدام جان سالم بدر برده باشه در زندان قتلی انجام بده». صرف خواندن يا نخواندن شما چيزی را تغيير نمی‌دهد! در آمريکا سريالی پخش می‌شد به اسم "OZ". اين سريال زندگی و روابط زندانيان جنايتکار را به تصوير می‌کشيد. تصور می‌کنم با خط قرمزهای تلويزيون‌های اروپايی، اين سريال را آن‌جا پخش نکرده باشند. به هر رو، اغلب قسمت‌های اين سريال از روی رخدادهای خود زندان گرته‌برداری شده بود. در اين سريال خلاف آن‌چه را می‌گویی می‌شد ديد.
این حرف که «از لحاظ منطقی و روانشناختی هم کسيکه همه چيز براش تمام شده است، ترسی از تکرار جنايت نداره» درست است، امّا برای کسی که در پيش روی خودش مجازات اعدام را نمی‌بيند نيز صادق است. البته محکومين به اعدام را تا اجرای حکم‌شان، اغلب در انفرادی و جاهای مخصوص نگهداری می‌کنند تا به ديگران آسيب نزنند.
می‌گویی: «البته به قول شما تا رسيدن به جامعه آرمانی راه زيادی هست». من اصلاً به "جامعه‌ی آرمانی" اعتقادی ندارم سعيد عزيز. اتفاقاً معتقدم که بهتر است ذهنيت‌های آرمانی را به ذهنيت‌های خردگرا و واقعگرا برگردانيم تا عقلانی‌تر بشود با واقعيت‌های زندگی کنار آمد...

پاسخ دادم:
...در مورد مثال دفاع، خب کسيکه اصل جنگ رو با همون استدلال انسانی قبول نداره، نمی‌تونه تصور اين رو بکنه که در هنگام دفاع از جان و ناموس (!) خودش دست به قتل بزنه. حالا شايد روزی در برابر عمل انجام شده قرار بگيره و چاره‌ای نداشته باشه. ولی اين شخص چون کاری برخلاف باور خودش کرده مسلماً سال‌ها عذاب می‌کشه.
راحت بگويم در هنگام جنگ تمام تلاش خودم رو می‌کنم تا با کسيکه منو دشمن خودش می‌دونه مواجه نشم و در غير اينصورت اگر فرصتی برای دفاع وجود داشته باشه، شايد بشه با روش ديگر هم (مثلاً گفتگو) زنده ماند.
در مورد جايگاه قاضی اولين شرط برای قاضی شدن تحصيلات اوست (آکادميک يا حوزوی) و نه شخصيت قاضی. همانطور هم که دوستان اشاره کردند، قضات مانند هر انسان ديگری دچار اشتباه می‌شوند پس صلاحيت تصميم برای گرفتن جان ديگران (که برگشت دادنی نيست) را ندارند.
معمولاً دولت‌ها از بيان آمار جنايت در کشورشون پرهيز می‌کنند و نمی‌شه بررسی دقيقی از اين مسئله داشت، مخصوصاً کشوری مانند چين که حکومت ديکتاتوری هم داره. البته منظور من کلی بود ولی تا اونجا که با هندی‌ها آشنايی دارم، اکثرشون از لحاظ اعتقادی کشتن انسان‌های ديگر رو غيرممکن می‌دونند در صورتيکه دوستان چينی‌ام نظر ديگری دارند. اين نکته رو حتی می‌شه از ورزش‌های ملی چين هم دريافت که همگی مبارزه‌ای هستند. هرچند نمی‌شه اين نمونه‌ها رو به کل نسبت داد، ولی تا اونجا که شنيدم جنايت در هند بسيار کمتر از چين است.
اينجا می‌شه اين بحث رو هم مطرح کرد که دقيقاً در فرهنگ‌هايی که به حکومت و قاضی اين اجازه داده می‌شود جان شخصی رو بگیره، مردم هم در مقابل اين حق را برای خود محفوظ می‌دارند که در موقع لزوم دست به قتل بزنند. البته از آنجا که حکومت‌ها هميشه آينه ملت بوده‌اند برعکس اين قضيه بيشتر صادق است.
تا آنجا که می‌دانم در اکثر اديان (با کتب الهی) با انجام مجازات، گناهان خطاکار نزد خداوند بخشيده می‌شود. فکر می‌کنم جامعه و حکومت آمريکا هم کم مذهبی نيستند (از ممنوعيت سقط جنين و تکامل ژنتيکی و ازدواج همجنس‌گراها اين حدس رو می‌زنم) ولی اگر اينطور هم نباشه و از لحاظ منطقی و علمی در بعضی ايالت‌ها اعدام انجام می‌شه، فکر می‌کنم باز زمينه مذهبی وجود داره (حضور کشيش در هنگام اجرای حکم).
البته باز تا آنجا که اطلاع دارم در آمريکا هم حکم اعدام سال‌ها پس از صدور آن عملی می‌شه و در اين مدت محکوم به مرگ در بين زندانيان ديگر نگهداری می‌شه. پس فکر نمی‌کنم بخاطر در امان ماندن بقيه زندانيان کسی رو اعدام کنند.
در مورد سريال مورد اشاره هم اطلاعی ندارم، ولی تا جايی که فرصت باشه اخبار جهان رو دنبال می‌کنم و تابحال نخوندم و نشنيدم در آمريکا قاتلی صرف رهايی از اعدام در زندان دست به قتل بزنه. آيا شما شخص خاصی رو در نظر داريد؟
مسلمه اگر همين امروز در کشوری که تاکنون مجازات اعدام داشتند، اين حکم لغو بشه، هيچ تضمينی برای کم شدن جرم و جنايت وجود نداره؛ چون اين مسئله کاملاً اجتماعی و فرهنگی است و همانطور که قبلاً اشاره کردم وظيفه قانون‌گذاران و جامعه‌شناسان هست که جلوی زمينه انجام جرم رو بگيرند و تاکنون هم در اروپا(ی در گذشته وحشی) اين کار انجام شده.
با اينحال باز هم تاکيد می‌کنم از روی اطلاعات محدودی که دارم، در کل کشورها و مناطق و فرهنگ‌هايی که مجازات اعدام وجود نداره، به نسبت جنايت کمتری رخ می‌ده...

آقای زهری نوشتند:
...بحث سواد قاضی و جايگاه و از اين قبيل را درست نگرفته‌ای برادر! آن‌را اگر بازبخوانی شايد به نتايج ديگری رسيدی.
می‌گویی: «معمولاً دولت‌ها از بيان آمار جنايت در کشورشون پرهيز می‌کنند و نمی‌شه بررسی دقيقی از اين مسئله داشت»، امّا فراموش می‌کنی که اين خودت بودی که به آمار جنايت توسل جُستی نه من! در ثانی، اين‌که می‌گویی «تا اونجا که با هندی‌ها آشنايی دارم، اکثرشون از لحاظ اعتقادی کشتن انسان‌های ديگر رو غيرممکن می‌دونند» صحيح نيست، زيرا کشتار قومی-مذهبی در هند قدمتی دارد به درازای تاريخ و بسيار گسترده است و هم‌امروز هم ادامه دارد (سيک‌ها و مسلمانان و الخ). اظهار نظرت در مورد چينی‌ها هم عجيب است، زيرا تجربه‌ی شخصی من می‌گوید که مردم چين بسيار مردم آرام و بی‌آزاری هستند، بر خلاف هندی‌ها که اکثراً متعصب‌اند. همين مسئله‌ی پرده‌ی بکارت یا ازدواج‌های فاميلی در هند همه‌روزه چه خون‌ها که نمی‌ريزد. اين‌که فلاکت و عقب‌ماندگی‌های فرهنگی در يک ملت را به مسئله‌ی لغو حکم اعدام تعميم دهيم ديگر از آن حرف‌های خام است!
این‌که می‌گویی «در فرهنگ‌هايی که به حکومت و قاضی اين اجازه داده می‌شود جان شخصی رو بگیره، مردم هم در مقابل اين حق را برای خود محفوظ می‌دارند که در موقع لزوم دست به قتل بزنند» استدلال محکمی نيست، زيرا در کشورهایی هم که حکم اعدام نيست، جنايت و آدم‌کشی مشاهده می‌شود...

نوشتم:
بحث سواد قاضی رو دوباره خوندم، ولی غير از صحبت از جايگاه قاضی در داوری چيز ديگری نبود که پاسخ آن را قبلاً دادم.
در مورد آمار، من به اطلاعات پراکنده خودم استناد کردم نه آمار رسمی.
والا تا اونجا که از مردم دو کشور چين و هند و دوستی با آنها می‌دونم همانگونه بود که گفتم. مسلماً نمی‌شه به چند تجربه شخصی برای قضاوت در مورد بيش از دو ميليارد و نيم انسان استناد کرد ولی اگر در چند ناحيه از هند درگيری‌های قومی مذهبی وجود داره، نبايد اون رو به کل اين يک ميليارد انسان تعميم بديم. اکثريت هندی‌ها هندو هستند که بخاطر تعاليم مذهبی انسان‌های آرامی هستند. هرچند فقر مهمترين عامل جنايت هست، ولی فرهنگ تأثير بيشتری داره. از لحاظ تاريخی هم هندی‌ها با وجود تمدن کهن هيچگاه جنگ‌طلب نبودند و بغير از درگيری‌های قومی و مذهبی قرن اخير (که مسلماً عامل سياسی داشتند) کمترين ميزان خشونت تاريخی رو داشتند. در مقابل چينی‌ها غير از جنگ‌های داخلی همواره با مغول‌ها و ژاپنی‌ها در جنگ بودند و هنوز نفرت از ژاپنی‌ها در اونها وجود داره. تا جايی که می‌دونم در آمريکا و اروپا چينی‌ها بعد از روس‌ها بزرگترين مافيای جنايی رو دارند. البته اينها اطلاعات ناچيز من هست و حتماً نقص‌هايی داره و خوشحال می‌شم به اونها اضافه بشه.
در تمام جملاتم سعی کردم از کلی‌گويی و مطلق‌گرايی پرهيز کنم و همه جا گفتم جنايت در اينگونه کشورها و فرهنگ‌ها به نسبت کمتر هست. اين نه تنها باور من هست بلکه غير از اين نه جايی خواندم نه جايی شنيدم و شما اولين کسی هستيد که اين مسئله رو مطرح می‌کنيد، وگرنه دليلی نداشت کشورهای ديگه مجازات اعدام رو از قوانين خودشون حذف کنند؛ چون از گفته شما (با وجود اينکه گفتيد نه موافق اعدام هستيد و نه مخالف) برمی‌آيد که تنها راه جلوگيری از جرم و جنايت را اعدام می‌دانيد، نه فرهنگ و حل مشکلات اجتماعی را.
حالا که بحث به اينجا رسيد، از منظر ديگه‌ای به اين قضيه نگاه کنيم. شما می‌گيد برای لغو اعدام استدلال احتياج هست، ولی به نظر من برای خود اعدام هم دليل عقلانی وجود نداره و همه چيز بر پايه احساس (قصاص) يا جلوگيری از تکرار جرم (پاک کردن صورت مسئله) است. در ضمن برای چيزی که طبيعی است و وجود داره (زندگی انسان) استدلال احتياج نيست، بلکه برای عکس آن بايد دليل کافی و مجرد وجود داشته باشه؛ يعنی می‌شه گفت به صورت کلی اعدام اشتباهه، ولی در بعضی موارد با دلايل کافی، تنها راه می‌تونه اعدام باشه. هرچند عقيده و احساس شخصی من کاملاً متضاد با همون موارد خاص هست و فکر می‌کنم مجازات مرگ آخرين راه نيست و نشانه ضعف مجری قانون و حاکمين برای کنترل جامعه است...

نوشتند:
سعيد عزيز می‌گويی: «از گفته شما... برمی‌آيد که تنها راه جلوگيری از جرم و جنايت را اعدام می‌دانيد، نه فرهنگ و حل مشکلات اجتماعی را». نه عزيز، همه‌چيز سياه و سفيد نيست! من همان‌طور که گفته‌ام، در اين مورد به حدّ کافی نيانديشيده‌ام و ايجاد اين بحث هم برای رسيدن یا کمک به فهمی مشخص از اين مقوله است. من اگر استدلال طرفداران اعدام را مطرح می‌کنم به اين خاطر است که نشان دهم استدلال مخالفان اعدام چقدر سست است. بدون مقايسه‌ بين این‌دو نمی‌شود هيچ ارزيابی به‌دست داد. معتقدم اگر جنبشی اجتماعی می‌خواهد فراگير بشود، بايد پايه‌ی تئوريک قوی‌ای داشته باشد. اين جنبش شايد بتواند با برانگيختن احساساتی انسان‌ها تا حدّی اثر بگذارد، امّا اين اثر پايدار نخواهد بود. بنابراين، طرفداران اين جنبش، حال در محدوده‌ی کوچک وبلاگ‌ها را فرا می‌خوانم که کورکورانه چيزی را نپذيرند و طوطی‌وار تکرار نکنند و ژرف پيرامون آن بيانديشند، و یا اگر به ندای وجدان به باوری رسيدند، پايه‌ی استدلالی آن باور را قوی کنند...

پاسخ دادم:
...البته من هم جايی نگفتم تنها راه ريشه کنی جنايت لغو مجازات اعدام هست و سعی کردم به شبهات شما پاسخ بدم. همونطور هم که گفتم برای چيزی که به صورت طبيعی (زندگی انسان) وجود داره، احتياجی به استدلال نيست و برعکس اون احتياج به دلايل و مدارک بی‌شمار داره. پس می‌بينيم استدلال يک نفر قاضی برای حکم اعدام يک انسان از همه لحاظ می‌تونه سست باشه، نه استدلال برای ادامه حیات یک انسان.
اگر هم بخواهيم در مورد تبعات اجتماعی اعدام گفتگو کنيم، باز هم تجربه و آمار محدود (که اکثراً توسط گروه‌های طرفدار حقوق بشر منتشر شده و مسلماً خالی از اشکال نيست) نشون می‌ده اعدام هيچ تضمينی برای اصلاح مجرمان نداره.
البته اشاره کرده‌ايد که نبايد بحث منطقه‌ای بشه، ولی به نظرم بحث اصلی پيرامون مردم ايران می‌گرده؛ چون تا اونجا که می‌دونم در کشوری مثل کانادا يا اغلب کشورهای صنعتی يا در حال توسعه اين بحث کاملاً قديمی شده و اکثريت پذيرفتند اعدام راه حل نيست. حالا به چه طريق و با چه بحث‌هايی حکومت‌ها و مردم به اين باور رسيدند حديث مفصلی است که احتياج به مطالعه زياد داره. ولی وقتی می‌خواهيم به کسی چيزی بياموزيم (مثلاً يک قانون فيزيکی) هيچوقت تمام بحث‌های پيرامون اين قانون رو به او نمی‌آموزيم و خيلی راحت با يک مثال اون رو بيان می‌کنيم و تا وقتی مثال نقض اون وجود نداشته باشه، همه اون قانون رو می‌پذيرند. حالا تا جايی که می‌دونم در هيچ کشوری بعد از لغو مجازات اعدام، آمار جنايت نسبت به قبل بيشتر نشده، اگر شما کشور خاصی رو می‌شناسيد که اينطور هست، بگيد تا نقض اين قضيه ثابت شود و من به شخصه خواهم پذيرفت اعدام می‌تونه در جهت کاهش جرايم، مفيد باشه.
وقتی کشور چين با وجود ثابت ماندن جمعيت هر سال به تعداد اعداميانش که اکنون به بيش از صدهزار نفر (آمار ارايه شده توسط خود حکومت چين، منتشر شده در گزارش سازمان ملل) رسيده؛ خود نشان دهنده ناکارآمد بودن اعدام در کشوری است که از لحاظ اقتصادی و حتی اجتماعی پيشرفت سريعی در اين چند سال داشته. به باور من خود اين عوامل (رفاه اقتصادی و اجتماعی) می‌تونه ميزان زيادی از جرايم رو کم کنه، ولی عملاً می‌بينيم که با وجود مجازات مرگ، اينطور نبوده...

اين گفتگو در اينجا به پايان رسيده ولی اميدوارم با همفکری شما پربار بشه و نکاتی هم از شما بشنويم.


نظر شما چيه؟ (40 پيام)

   Bookmark and Share

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 09:29 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: آرمان Wednesday، 25 Jan، 2006 ساعت 04:16

ببين عزيز اگه اعدام کنن کيرم هم تکون نمی خوره


نويسنده: نسرين Sunday، 23 Oct، 2005 ساعت 08:43

باهات موافقم


نويسنده: سوسن Thursday، 20 Oct، 2005 ساعت 12:35

سلام سعید عزیز ... تو همیشه منطقی قضاوت می کنی اما در مورد اعدام من موافقش هستم! اعدام و تمام تعزیراتی که دین اسلام بر پایه ی قران بنا نهاده شده اند حکمت پنهانی دارند ... حکمتی که کمی اندیشه می خواهد نه احساسات ... اونجا هوا چطوریه؟! هیچ دلت واسه سوسن تنگ نشده؟! یه گپ کوچولول با سوسن؟!


نويسنده: آلیوس Thursday، 20 Oct، 2005 ساعت 11:15

سلام سعید عزیز... من هم دلایل خود را در این رابطه در فانوس در مطلبی نوشتم.

URL: http://lanternblog.com

نويسنده: بتول Wednesday، 19 Oct، 2005 ساعت 08:41

سعید عزیز سلام ..بهت که گفته بودم اگه آپ شدی به ایمیل جدیدم ایمیل بزن من تازه امروز ایمیل batool_karimi123رو باز کردم شرمنده که بت سر نزدم واقعا شرمندم ...خب چیکار کنم تقصیر خودته که حرف گوش کن نیستی...موفق باشی

URL: http://mybloomingflower.persianblog.com/

نويسنده: نیکی Wednesday، 19 Oct، 2005 ساعت 05:49

در حال حاضر به دلیل این که خیلی عصبانی هستم نظرم این هست که نه تنها باید بعضی ها رو اعدام کرد بلکه بایدزجر کش بشند ...البته این عقیده پایداریش فقط تا وقتی هست که عصبانتیم تموم باشه. آرزو کنید زودتر آروم بشم حکم اعدام کسی رو امضا نکنم

URL: http://nikravan.blogspot.com

نويسنده: حميد Wednesday، 19 Oct، 2005 ساعت 04:24

همان طور که ميشد حدس زد blogrolling.mashoo.net هم فيلتر شده و ديگه از اين روش شما هم نميشه استفاده کرد. خيال نداريد کد اين کار را منتشر کنيد تا ديگران هم بتونند استفاده کنند؟


نويسنده: سيما Wednesday، 19 Oct، 2005 ساعت 03:36

سلام. من فقط دریه صورت با اعدام موافقم اونم اعدام یه جانی خطرناک که از همه نظرهای (دینی و احساسی و منطقی) وجودش برای انسانهای دیگه خطرناک باشه. (منظورم کسی که مثلا یه قتل انجام داده نیست! )

URL: http://shahrukhkhan.persianblog.com

نويسنده: rohan Wednesday، 19 Oct، 2005 ساعت 02:39

چون این همه کامنت برام گذاشتی خودم رو مجبور کردم که نوشتت رو بخونم. :دی ... خوب و اما نظر من: بعضی جرم ها هست که باید مجازات خاصی براش در نظر گرفته بشه. مثل قتل عمد. خوب من همیشه فکر می کنم این اعدام چه سودی می تونه داشته باشه؟ در خوش بینانه ترین حالت می شه گفت که یه آدم مریض از جامعه حذف می شه که در کشور ما به هیچ وجه صدق نمی کنه. چون همون طور که الان خودت هم در اخبار می خونی به هر بهانه ای حکم اعدام را صادر می کنند. در کل به نظرم با قوانین عجیبی که تو ایران هست بحث اعدام و مخالفت با اون در ایران باید به طور جداگانه ای مطرح بشه. چون بعضی جرم ها!!! واقعن شوک برانگیز است که براشون مجازات اعدام صادر بشه و بعضی جرم ها(قتل عمد و ..) هست که باید براشون به دنبال مجازات جایگزین گشت... از همه ی این ها که بگذریم اولن این وبلاگ رو که پاک نکردم هر وقت بتونم به ترجمه ها ادامه می دم. اون یکی هم که همه نوشته هاش مونده. پاک نشده. بعد هم من زیاد این دنیا مجازی رو رسمی نگرفتم هر چی به سرم می زنه فقط عمل می کنم. شما به جای این حرف ها یکم عکس به کار ببر که به اندازه یک صفحه مفهوم می رسونه . شاد باشی

URL: http://rohanlife.blogspot.com

نويسنده: بتول Tuesday، 18 Oct، 2005 ساعت 09:06

سلام صبح بخیر مطالبت خیلی زیاد یود کامل نخوندم ولی به هر حال خوش باشی وموفق


نويسنده: علي Tuesday، 18 Oct، 2005 ساعت 05:14

سعید جان یه چیزکی نوشتم در این باره . خوشحال میشم بخونی . در ضمن یه سوال فنی ؟ صفحه من ping نمیشه . اشکال از چی میتونه باشه ؟ ممنونم .

URL: http://www.sefreshab.blogfa.com

نويسنده: کيان Monday، 17 Oct، 2005 ساعت 09:52

درود بر شما با اعدام مخالفم شديد حيوان با حيوان چنين رفتاری ندارد که بعضی انسانها دارند هيچ انسانی چنين حقی را ندارد که برای زندگی فرد ديگری مرگ يا زندگيش را مشخص کند بلکه به جای اعدام بايد ريشه های جرم وجنايت را برداشت به جای پاک کردت صورت مساله موفق باشی بدرود

URL: http://akharinmaslob.persianblog.com

نويسنده: سپیده Monday، 17 Oct، 2005 ساعت 01:51

با اعدام به این دلیل مخالف نیستم که اعدام حکم زشت یا نابرحقیه. یا برعکس بهتره برای خنک شدن دل عذاداران اعدام صورت بگیره... با اعدام مخالفم چون میدونم با اعدام متهم راحت میشه. دیگه تو این دنیا نیست که روزی هزاران هزار بار زجه بزنه و طلب مرگ کنه! بلکه خیلی راحت میمیره! و جزای دنیوی که خیلی خیلی سخته، نمیکشه. عذاب وجدان نداره. چون میدونه که خلاصه! اعدام رو شاخشه! چون کسی که مجرمه، قاتله یا هرچیز دیگه، اگه از مرگ و از جان به عزرائیل دادن یا عقوبت دنیا و آخرت میترسید که این کارو نمیکرد! پس در هرحال بی خیاله. ولی حبس ابد رو خیلی مناسب میدونم. البته به شرط که به متهم نگن حکمت چیه... نگن قراره ده سال اینجا تو زندان بمونی یا پنجاه سال. کلاً بلاتکلیف بذارنش ولی حکم اصلی که حبس ابده برای خود ریاست زندان مشخص باشه. این بلاتکلیفی دیوانه کننده س. از هر نوع اعدام و شکنجه ای بدتره. در ضمن در طول این حبس ابد هر هفته مقداری طعم زنندهء شکنجه های مرگگ آور رو به مجرم بچشونن. و راحتش نذارن. همه چیزو ازش بگیرن. حتی ملاقات با عزیزانش و دیدن یک ذره نور خورشید... یا قدم زدن در فضای آزاد. در حکمش قید بشه که به هیچ عنوان با هیچ پول و چک و سفته و ضامنی آزادی پذیر نیست!
از این چند دلیل اصلی گذشته... یک دلیل دیگه م برای اینکه اعدام مناسب نیست اینه که به توسط اعدام شخص مجرم در دنیای آخرت سریعتر همنشین با مقتولین میشه. در حالی که با گذشتن یک دورهء مثلاً پنجاه ساله، قاتل با مقتول در برزخ پنجاه سال فاصله داره... اگر به فاصلهء نوری و زمانی خاصی در جهان عقبی و برزخ یا دوزخ و بهشت اعتقاد داشته باشیم. فکر نمیکنم مقتولین دلشون بخواد معاصر با قاتل باشن و در یک زمان به حسابشون رسیدگی بشه و بازم وجود اونو در کنارشون در جهان باقی، حس کنن. من به این مسئله که اونجا هم کمی شبیه به این دنیا هست و آدما در اونجا نیز با هم ملاقات کوتاهی خواهند داشت، معتقدم. هر چند نحوهء حسابرسی و ارتباطات روحها با همدیگه فرق داره.


نويسنده: ahmad Sunday، 16 Oct، 2005 ساعت 02:51

i love az khodam dar mikonam


نويسنده: نرگس Saturday، 15 Oct، 2005 ساعت 10:47

جدا از شوخی هر چی فکر میکنم میبینم به جایی نمیرسم یعنی دور از جون نزدیکانم ؛آدم تا یه چیزایی سرش نیاد شاید درک نکنه./با حرف جناب مهندس هم موافقم اون هینه ای مکه برای یه قاتل یا مریض روانی باید سالها استفاده بشه که خیلی جالب نیست مثل فیلم ؛مسیر سبز؛ فکر کنم اگه تماشاچیها میتونستن اون هنر پیشه رو میکشتنش!/ اولین باری که با دوستم رفته بودم امامزاده صالح برا اولین بار یه ماد ر با دخترش اومدن به این ضریح چسبیدن.نمیدونی چقدر حالشون بد بود و چه ضجه هایی میکشیدن.حال همه رو خراب کرده بودند.مادره میگفت دخترم ۳روزه گم شده/دوستم که کنارم نشسته بود بمن گفت وای دقیقا جنازه سوخته یه دخترو نزدیک خونه ما پیدا کردن/ چند ماه بعد تو دادگاه خفاش شب دیدم مادررو .دخترش آخرین قربانی اون مردک بود/مادرش رفت پشت بلندگو و با گریه میگفت قصاص/من هر چی فکر میکنم میبینم جای اونا بودم همینو میخواستم!/ وقتی گلزاری باهاش صحبت میکرد چقدر خونسرد بود یا وقتی که شلاقهای آخرشو قبل اعدام میخورد/بعضیا واقعا ارزش ۱هفته زنده موندنو ندارن./شاید احساسی فکر میکنم ولی گذشت از هر آدمی لیاقتشو نداره./

URL: http://www.sharabenoor.blogspot.com/

نويسنده: امين Saturday، 15 Oct، 2005 ساعت 10:43

راستی يک درخواست ديگه هم داشتم اگرم وقت کردی يک مقايسه ای بين دانشگاه ها يا کلا وضع اموزش زمان >>حکومت شاه خائن که مردما بدبخت وعقب مونده کرد با حالا که ما نوک نوک قله های افتخار وقدرتيم وهمه ی قله ها وتپه ها را فتح کر ديم داشته باشين<< ازت ممنونم.... :-)

URL: http://brokenstate.blogfa.com

نويسنده: نرگس Saturday، 15 Oct، 2005 ساعت 10:40

گردنتو بیار جلو ببینم چقدر طناب میبره شاید خرجت زیاد باشه منصرف بشیم!

URL: http://www.sharabenoor.blogspot.com/

نويسنده: امين Saturday، 15 Oct، 2005 ساعت 10:34

سلام
لطفا راجع به مسئله هسته ای واينکه رژيم فعلی حق استفاده از اونا داره يا نه ی بحثی را بازکنيد تا نظر بقيه را هم بدونيم.
من که همين حالا ميگم کاملا مخالفم...چون....


نويسنده: سعیدی Saturday، 15 Oct، 2005 ساعت 08:57

دیشب خیلی به سئوالت فکر کردم دیدم فقط یه نکته در خصوص اعدام نکردن افراد خطرناک فکرم رو مشغول میکنه ! هزینه سنگین نگهداری اینجور آدمها تو زندانهای خاص که هزینه بالایی داره و اینکه تو کشوری که هر روز یه اتفاق ساده میتونه باعث بشه که زندانی فرار کنه ! نگهداری یه جانی اونم از نوع خطرناکش چقدر میتونه ظلم باشه به مردم ! یاد اون هواپیمایی افتادم که تو یه مرداب سقوط کرد و تمساح ها به لاشه هواپیما که چند نفری توش بودن حمله کردن ! کائیتان با تنها ایلحه موجود در هواپیما به تمساح ها شلیک کرد ! یکی از خانمها ی مدافع حیوانات اسلحه را از کاپیتان گرفت و انداخت تو آب که این حیوانها گناه دارند ! خلاصه تا چند ساعت بعد تموم اون ادمها رو تمساح ها خوردند ! اما کسی جلوی تمساح ها رو نگرفت که این ادمها گناه دارن !!

URL: http://mojepishro.com

نويسنده: سهیک..آخرین ترانه ی باران Saturday، 15 Oct، 2005 ساعت 01:03

سعید جان با درودی گرم..................................***
بررسی و نقد جالبی را مورد گفتگوقراردادی...
من ضمن مخالفت کلی و ریشه ای با مجازات اعدام ..
فکرمی کنم که :
۱- نگرش دینی به مسئله اعدام مربوط می گردد به دوران قبل از خردورزی انسان بنابراین بررسی از منظر دینی به این موضوع شایسته عصرخردورزی نیست
۲- این مجازات ضد انسانی بهردلیل و بهانه و از منظرهرنوع نگرشی مردود و محکوم است..چرا؟
نخست اینکه کشتن یک فرد( مبارزه با معلول) نه تنها هیچ گاه نمی تواند موجبات از بین بردن زمینه پیدایش ورشد جنایت (علت) گردد بلکه نتایج نا خوش آیند دیگری را بدنبال خود دارد(انتقام) که بهره ای جز تداوم دوره باطل تسلسل خشونت به همراه ندارد...
من فکر می کنم که: نخست کم تر انسان سالمی(ازجهت روحی-روانی) حاضرمی شود بهردلیل دست به کشتن هم نوع خود بزند.. ودوم اینکه بفرض آنکه ثابت شد کسی در نهایت سلامتی! دست به کشتن دیگری زده است(که مورد کم یابی است) بایستی او را تا آخرین روزهای عمر به حبس دائم و تو ام با کار نمود
ومحروم کردن یک جانی از حقوق اجتماعی (البته نه در حدمرگ تدریجی) بزرگترین مجازات می تواند باشد.
ولی توام با این کار بایدزمینه های رشد و پیدایش جنایت را از بین برد که عبارتند از...فقر- بی عدالتی- تبعیض- نابرابری حقوقی- امتیازهای طبقاطی- فاصله طبقاتی-زن ستیزی- ووووودیگرعوامل
بنابراین مجازات اعدام یک نوع مبارزه بی نتیجه و سر انجام با معلول است و حاصلی به همراه خود ندارد.
همه با هم درراه لغو این مجازات ضد انسانی و جنون آمیز در گوشه و کنار جهان تلاش کنیم.....سهیک
مبارزه

URL: http://www.tabar.blogsky.com

نويسنده: آرتمیس Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 12:55

مراسم اعدام ( سعید کشون )کی اجرا می شه به من هم خبر بدین .

URL: http://rahro53.persianblog.com/

نويسنده: نرگس Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 12:44

:))///انقدر کامنتها پربار و فلسفیه که نمیدونم چی بگم! باشه دوباره مییام!

URL: http://www.sharabenoor.blogspot.com/

نويسنده: آرش Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 11:47

سعید جان کاری نکن که هر جا که باشی پیدات کنم و خودم دارت بزنم دوست داری هر شب با این ترس در خونتو باز کنی که الان سر بریده بچهتو ببینی یا خانمتو آویزون شده از سقف اطاق خوابتون ببینی محترمانه بهت میگم این کارا تو بزار کنارو ساکت شو می تونی حرفامو جدی نگیری اما بدنا که هم دیگرو ببینیم جدی میگیری ا


نويسنده: سعیدی Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 11:45

منم با خورشید شب و آفتاب پرست و دنیا و یرقان که با آقا خره موافق هستن که باید برای نمونه سعید حاتمی اعدام بشه تا همه ببینند اعدام چه چیز خوبیه موافقم ! لوازم اعدام با قیمت مناسب هم موجود میباشد ! در صورت علاقه یک عدد هول دادن ناقابل از بالای پشت بوم دانشگاه برایتان برسم هدیه ارسال می گردد .

URL: http://mojepishro.com

نويسنده: محمد Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 10:42

سلام.
آقا سعید من با اعدام مخالفم.
ولی بنظرم اگر وجود داشته باشه٫یک ترسی در وجود آدم خلاف کار ایجاد میکنه و شاید مانعی بشه برای جلوگیری از جنایت.
ولی این رو هم قبول دارم که قتلهای غیر عمد هم وجود داره که در این موارد عدالت اجرا نمیشه.
در کل اگر اصل عدالت رعایت بشه و فرهنگ سازی ایجاد بشه٫وجود کمی زور مفید واقع میشه.
خوش باشی.

URL: http://mami23.persianblog.com

نويسنده: لادن Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 08:05

من اعتقاد دارم که کسی رو نبايد به خاطر عقيده و يا اونچه که تو کشور ما سلب امنيت ملی و مخالفت با سیستم يا مثلاْ مواردی مثل سب نبی ...اعدام کرد. من با قصاص از جمله قطع کردن دست و سنگسار هم مخالفم چون با هیچ طریق انسانی نمی شه توجیهش کرد. حتا با اعدام کسی که یک نفر دیگه رو توی شرایط روحی نامتعادل و ناهشیاری مثلاْ حین دعوا یا مستی و ... کشته هم مخالفم . اما شما فکر میکنید با کسی که به چند انسان بدبخت بیگناه تجاوز میکنه و آرامش جسم و روحشون رو تا آخر عمر ازشون سلب میکنه بعد هم سرش رو با غرور بالا میگیره و کاملاْ هم از کاری که کرده خوشحاله باید چکار کرد؟ شما فکر ميکنيد با کسی که از سر هشياری و با توسل به احکام دين!:(مثل تند رو های اسلامی و تروريست ها )دستور قتل آدمها رو صادر ميکنه و تازه خودش رو مقرب درگاه خدا ميدونه و تبليغ کارش رو هم ميکنه و ... راستی راستی بايد چکار کرد؟؟؟


نويسنده: سمیرا Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 07:40

من که میگم وقتی زنده باشه بیشتر شکنجه میشه تا اعدام اصلا یک کمی لطیف باشید راستی بی نام هم نوشته من

URL: http://www.hatamipour.de

نويسنده: بی‌نام Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 07:30

سلام دوست خوبم من به روز شدم / منتظره شما دوستا ن گلم هستم/وصیت عشق یادت نره بخونی / عشق آن نیست که به هم خیره شویم
عشق آن است که هردوبه یک سوبنگریم
برایتان آرزوی بهترینها رو دارم شاد باشید


نويسنده: شهلا Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 05:44

سعید جان من نیز با اعدام مخالفم...

URL: http://21mehr.com

نويسنده: مجید زهری Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 03:49

برخورد مسئولانه‌ی تو سعید عزیز باعث ارتقای بحث می‌شود. به نوبه‌ی خودم تشکر می‌کنم.

URL: http://majidzohari.blogspot.com

نويسنده: بیلی و من Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 03:32

به نظر من قبلا از پرداختن به مسئله اعدام باید مقوله خشونت را بررسید. اعدام یکی از عناصر خشونت است. اگر فرد به نفی خشونت برسد که کاری است بس دشوار دیگر برایش مسئله اعدام خوب و اعدام بد ندارد او اعدام را مغایر با آرمان‌های بشری خود می‌داند، اعدام از منظر او خشونت است. چون که خشونت را در کلیت خویش نفی کرده است. یعنی خشونت را جزء جرء نکرده و هربار جزئی از آن را مورد بررسی و مطالعه قرار بدهد. بلکه خشونت را چه در پوشش مذهب، ایدئولوژی، ناسیونالیست و هر بسته بندی تئوریکی که بخواهند در هر جامعه‌ای اعمال کنند شناخته و آن را در هر شکل و شیوه‌ای نفی می‌کند. سنگسار که باز یکی از عناصر خشونت است از دیدگاه برخی مذهبیون اسلامی بدون اشکال است چرا که در چنین درک دینی خشونت به نوع خوب و بد تقسیم شده است. بنابراین اگر بتوان خشونت را در کلیت‌اش فهمید، دیدن اجزای آن ساده تر خواهد شد‌. مثالی می‌‌آورم: فکر نکنم شما امروز کسی را پیدا کنید که بگوید من عاشق و طرفدار جنگ هستم چون همه می‌دانیم جنگ یکی از وحشی‌ترین نوع خشونتی است که تاکنون بشر مرتکب شده است. اما همین منکرین جنگ‌ اگر وطنشان مورد حمله قرار گیرد، از صمیم قلب در جنگ شرکت می‌کنند و دست به کشتار می‌زنند. آیا چنین تضادی را چگونه می‌شود توضیح داد؟ مگر می شود آدمی که مخالف جنگ است بخاطر سرزمینی که وطنش گفته‌اند آدم بکشد؟ و دست به خشونت بزند. چه رمزی در این رفتار دوگانه وجود دارد؟ جز این‌که باز هم اینجا خشونت تجزیه می‌شود و دیگر جنگ، بد نیست بلکه خوب و بسیار هم شرافتمندانه‌است. حشونت تنها جسمی( فیزیکی) مثل اعدام و جنگ و سنگسار و شکنجه و تجاوز نیست، بلکه خشونت روانی هم هست که گاه چنان ظریف عمل می کند که فرد آن را در نمی‌یابد خشونت در کلام هم هست، در نوشتار هم هست، در توهین بدیگران هم هست، همین کامنت‌های پر از توهین بدیگران نیز یکی از عناصر خشونت است. خلاصه کنم تا ما خشونت را نفهمیم این بحث‌ها هیچ کمکی به حل مسئله نمی‌کند، تنها درک خشونت در کلیت آن است که به فرد اجازه می‌دهد با خودش و با پیرامونش در صلح زندگی کند.

URL: http://www.mebaily.com

نويسنده: پویا Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 01:54

نه...................باید اعدام بشن

URL: http://www.zakon.blogfa.com

نويسنده: سمیرا Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 01:27

میدونی.. به نظرم این موضوع خیلی پیچیده است. من کلا با اعدام و قصاص مشکل دارم ... به نظرم هیچ مجازات خوبی نیست. و با خیلی از نظرات تو موافقم... فکر نمیکنم کسی به خاطرترس از اعدام ادمکشی نکنه یا بر عکس..چون میدونه اعدامی در کار نیست راه بیافته تو خیابون مردم رو بکشه.....از طرف دیگه،چون از وقتی یادمون میاد این رو میدونستیم که حق قصاص داریم و هر کسی در ازای هرکاری که کرده باید همون بلا سرش بیاد و میدونستیم دین رسمی کشورمون این حق رو بهمون داده.. ناخود اگاه تو ذهنمون این مساله شکل گرفته. اینه که گاهی برامون سخت میشه که بپذیریم ما نقشی تو تصمیم گیری برای زنده موندن یا کشتن کسی نداریم.این تو کله ما فرو شده... برای همین گاهی سختمون میشه غیر از این فکر کنیم. مثلا مین مساله بیجه که ازاده گفت.. یا جریان خفاش شب... حتی منی که میگم مخالف اعدامم... اونجا ته دلم فکر میکردم باید این کثافتها رو ..... البته که اون موقع به نظرم اعدام خیلی هم کم بود!. برای همین میگم خیلی پیچیده است. چیزی که به ما اموخته اند و تو کله ما فرو کرده اند و یادمان داده اند این رو حق طبیعی خودمون بدونیم(فکر کن! اعدام کسی رو حق طبیعی خودمان بدانیم!!!).. با چیزی که خیلی از ما خودمان به فکرش افتاده ایم یا به دلایلی بهش رسیده ایم فرق داره... و این باعث میشه گاهی خود درگیری پیدا کنیم تو این موارد...... /ولی بازم من با اعدام مخالفم.تمام!

URL: http://samira5.persianblog.com

نويسنده: آرتمیس Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 01:07

ولی جدا از شوخی سعید جان من در بسیاری موارد با حکم اعدام موافقم جدا از بررسی اجتماعی موضوع و این که چرا یک مجرم به همچه جایی کشیده می شه / باید دید که این اتفاق افتاده مثلا یکی مثل خوشرو که این همه زن و دختر رو مورد تجاوز قرار داد و وحشیانه کشت / اگه اعدام نشه پس باید چی کار کرد ؟ / هم برا خودش خوبه که کمتر زجر بکشه هم برای خانواده های داغدیده که احساس کنند دست کم این نابکار تاوان کارش رو پس داده / حرف زیاده وقت نوشتن کم / قربانت

URL: http://rahro53.persianblog.com/

نويسنده: خورشید شب Friday، 14 Oct، 2005 ساعت 01:03

تو که یا نوشتی یا نوشتن منم با اقا خره موافقم

URL: http://khorshideshab.blogfa.com

نويسنده: آفتاب پرست Thursday، 13 Oct، 2005 ساعت 11:49

راستی من هم با آقا خره و یرقان موافقم!

URL: http://negar76.persianblog.com

نويسنده: آفتاب پرست Thursday، 13 Oct، 2005 ساعت 11:48

من نمیدونم نظر مخالفای اعدام برای مواجه شدن با یه ایکبیری مث همین بیجه چیه؟!! نه خداییش! ببریمش یه گوشه بهش توضیح بدیم که داداش این کاری که تو کردی به جامعه ضرر رسونده؟!! ... والا من هم با آدمکشی از هر نوعش مخالفم. اما بعضی وقتا بدجوری علامت سوال میشم!

URL: http://negar76.persianblog.com

نويسنده: دنیا Thursday، 13 Oct، 2005 ساعت 10:56

منم حمایت می کنم!!

URL: http://mehrvazh.blogspot.com

نويسنده: یرقان Thursday، 13 Oct، 2005 ساعت 10:22

با اقا خره کاملآ موافقم

URL: http://www.yaraghan.persianblog.com/

نويسنده: خره Thursday، 13 Oct، 2005 ساعت 10:16

بابا این سعید حاتمی رو اعدام کنید خیال همه ما رو راحت کنید !

URL: http://agha-khare.blogfa.com

لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, . All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.