با گذشت ده روز از انتخابات در آلمان هنوز مشخص نيست چه کسی و چه حزبی حکومت آينده را بدست خواهد گرفت. همونطور که در يادداشت قبل هم اشاره کردم، اتحاد احزاب راستی دموکرات مسيحی و سوسيال مسيحی با رنگ مشخصه سياه بيشترين آرا را کسب کردند، ولی برای تشکيل دولت احتياج به کسب اکثريت کرسیها در مجلس فدرال را دارند، بنابراين بايد با احزاب ديگر ائتلاف کنند.

آلمان هم مثل اکثر کشورهای دموکرات فقط دو حزب قدرتمند چپ و راست داره، ولی برعکس آمريکا معمولاً به تنهايی قادر به تشکيل دولت نيستند و ناگزير به ائتلاف با احزاب کوچکترند. بنابراين هر کدوم از اونها برای خود مؤتلف سنتی دارند که از لحاظ فکری و سياسی تقريباً به هم نزديک هستند. ولی اينبار ترکيب مجلس طوری شکل گرفته که هيچکدام از اين ائتلافها امکانپذير نيست. نمودار زير ترکيب مجلس رو نشون میده.

گزينههای ائتلاف برای تشکيل حکومت
ائتلاف چپها (قرمز-قرمز-سبز): احتمال آن بسيار کمه؛ چون حزب Linke.PDS تصميم نداره در حکومت باشه و میخواد نقش اپوزيسيون رو در مجلس ايفا کنه. اگر هم تصميم اونها عوض بشه، اين ائتلاف ضعيف و شکننده خواهد بود؛ چون در آينده اگر تعدادی از نمايندگان اين احزاب تغيير موضع بدند يا مشکلی براشون پيش بياد، تصويب لوايح و طرحها برای اين احزاب مشکل خواهد بود.
ائتلاف چراغ راهنمايی (قرمز-زرد-سبز): اين ائتلاف هم قدرت لازم رو نداره؛ چون يکی از احزاب راستی با دو حزب چپ اختلافات زيادی با هم خواهند داشت و همينطور در مجلس قاطعيت لازم رو ندارند.
ائتلاف جامائيکا (سياه-زرد-سبز): از اونجا که پرچم جامائيکا به رنگ اين احزاب هست، اين اسم انتخاب شده. اين اولين گزينهای بود که خانوم مرکل به عنوان نامزد صدراعظمی بررسی کرد، ولی اختلافات اساسی سبزها با احزاب راستی بسيار بود و عملاً اين ائتلاف با شکست مواجه شد. سبزها بر اساس ايدولوژیشون به مسائل زيستمحيطی اهميت زيادی میدند. برچيده شدن تمام نيروگاههايی که سوختشون انرژی هستهای است و جلوگيری از زبالهسازی و مصرف ظروف يکبار مصرف يکی از اصلیترين خواستههای سبزهاست که راستها با اون مخالفند. در زمينه سياست خارجی هم سبزها معتقد به صلح و راههای مسالمتآميز هستند در صورتيکه راستها دنباله رو سياستهای آمريکا خواهند بود. پيوستن ترکيه به اتحاديه اروپا هم يکی از اصلیترين اختلافات اين احزاب است بطوريکه راستها مخالف صد در صد اون هستند.

ائتلاف بزرگ: حکومت دو حزب قوی با هم، ضعفها و فوايد زيادی داره. مهمترين فايده اون تشکيل يک دولت قوی هست که میتونه به راحتی تمام طرحهای خودش رو اجرا کنه، ولی در مقابل چون مخالفين اين حکومت قدرت چندانی ندارند؛ میتونه باعث خودکامگی دولتمردان بشه. اين مشکل از همين حالا نمود پيدا کرده.
يکی از اصلیترين مشکلات بر سر راه اين ائتلاف تعيين صدراعظم هست. به طوريکه آقای شرودر که در اين انتخابات نسبت به دوره قبل شکست سختی خورده، میخواد خودش صدراعظم باشه. نمودار زير درصد افزايش يا کاهش آرا نسبت به دوره قبل انتخابات (سال ۲۰۰۲) رو نشون میده، که نهتنها آقای شرودر رأی کمتری نسبت به خانوم مرکل داره، بلکه از محبوبيت او بين طرفدارانش هم بسيار کمتر شده.

اين خواسته آقای شرودر بيانگر نکات ظريفی از دموکراسی است که همه مردم آن را پذيرفتهاند. اول اينکه يک سياستمدار فقط به فکر خدمت به مردم نيست و حزب و مقام برای او مهمتر هستند؛ چون اگر غير اين بود فرقی نمیکرد که آقای شرودر صدراعظم باشه يا معاون صدراعظم، مهم اين بود که در حکومت هست و میتونه برای مردم طرحهای خودش رو اجرا کنه، ولی ايشون تنها راه ائتلاف با حزب راستی خانوم مرکل رو داشتن مقام بالاتر میدونه. با اينکه از نظر مردم و رأی اونها خانوم مرکل رأی بيشتری آورده. پس الزاماً در يک کشور دموکرات مردم تصميم گيرنده اصلی برای تعيين حکومت و شخص اول اون نيستند و اين کار رو به خود سياستمداران محول میکنند.
نکته بعدی نحوه انتخاب نمايندگان و احزاب هست. در زير نقشه آلمان و گزينش نمايندگان از جانب مردم نشان داده شده.

نماينده مناطقی که با سياه مشخص شدهاند از حزب راست Union هستند و قرمز مربوط به حزب چپ سوسيال دموکرات. در کل آلمان فقط در يکی از مناطق برلين يک نفر از سبزها و در سه منطقه ديگر از شرق برلين، سه نفر از حزب دموکرات سوسياليست (PDS) مستقيم به مجلس راه پيدا کردند.
رأی مردم برای انتخاب حزب هم دقيقاً همينگونه است. بنابراين مردم در آلمان فقط دو گزينه برای حکومت دارند و چند حزب ديگر هيچگاه نتوانستند قدرت بگيرند. با اين تعاريف اگر کسی بخواد با اين سيستم و قانون وارد مجلس بشه اول بايد عضو يک حزب بزرگ باشه (يعنی تابع دستورات اون حزب باشه) و بعد حزب تصميم بگيره که او رو کانديد خودش کنه. در ضمن فقط احزابی میتونند در انتخابات شرکت کنند که قانون اساسی آلمان رو پذيرفته باشند.
البته در اين سيستم برخلاف سيستم انتخابات آمريکا راه برای ورود نمايندگان احزاب کوچک به مجلس باز گذاشته شده؛ يعنی اگر حزبی در کل بيشتر از پنج درصد رأی بياره میتونه غير مستقيم به مجلس نماينده بفرسته.