|
هفت، هفت، پنج
پنج سالی هست که رو سقف واگنهای متروی برلين تلويزيون نصب کردند تا علاوهبر پخش آگهی، اخبار رو منعکس کنه. فردای روز يازده سپتامبر (معروف) که داشتم ميرفتم سر کار، تو مترو، ته واگن ايستاده بودم و اين تلويزيونه داشت اخبار مربوط به عمليات تروريستی رو پخش میکرد. وقتی عکس اسامه بنلادن رو نشون داد، متوجه بقيه مسافرها شدم؛ يک لحظه به اون نگاه میکردند و يک لحظه به من تا شايد تشابهی بين ما دو تا پيدا کنند! اول خندهام گرفت ولی ديدم بهتره فرار کنم بعد برم به حال خودمون گريه! احتمالاً اگر ايستگاه بعد پياده نمیشدم، يکيشون به پليس زنگ میزد که: «بيایيد گرفتيمش!» صبح که خبر انفجارهای لندن رو شنيدم، ترجيح دادم بیخيال دانشگاه و کار بشم و بشينم تو خونه. حدسم هم درست بود! تدابير امنيتی تو برلين چند برابر شده...
من از کسانی هستم که مخالف صددرصد توهم توطئهاند، ولی هميشه نگاه میکنم که از يک اتفاق چه کسی بيشترين نفع رو میبره و نتيجه میگيرم که اين اتفاق زير سر اون بوده. از صبح تا حالا هر چی اخبار و تفسير شبکههای مختلف تلويزيونی رو ديدم، بيشتر و بيشتر مطمئن شدم که اين عمليات توسط خود ابرقدرتهای اقتصادی و سياسی برنامهريزی شده. نمیتونم باور کنم تونی بلر بخاطر کشته شدن پنجاه انسان (تا الان سی و هفت نفر اعلام شده) با بغض حرف بزنه. اگر آقای بلر اينقدر انساندوست هستند، چرا هيچوقت بخاطر کشته شدن روزانه پنجاه انسان بیگناه تو عراق و افغانستان اظهار ناراحتی نکرده؟ شايد رنگ خون آدمها فرق داره! تيکهتيکه اخبار منو ياد يازده سپتامبر میاندازه. فقط اينبار هر دقيقه اصطلاح «بَربَر» رو میشنوم. جالب بدونيد برعکس اون چيزی که ما از قوم بربر میدونيم، تو کتابهای تاريخ اروپايی، قوم بربر همون ايرانیها هستند. حالا وقتی میشنوند «عمليات تروريستی بربرگونه»، تنها چيزی که به ذهنشون میرسه، نام ايرانه. ايرانی که رئيسجمهورش هم تروريسته؛ چون تو يه عکسی، يکی که ريش داره کنار گروگانهای سفارت آمريکا در تهران ايستاده! تو يه عکس ديگه هم پشت آيتالله محلاتی (فرمانده سپاه در ابتدای جنگ) ايستاده! يه (!) خبرنگار ايرانیالاصل فرانسوی هم به يکی از نمايندگان مجلس اتريش گفته: «رئيسجمهور آينده ايران قبل از ترور رهبر حزب کُمله کردستان تو وين بوده!» از همه اينها میشه نتيجه گرفت که ايران مهد تروريسته و اگه فردا آمريکا و انگليس به ايران حمله کردند دلايل محکم دارند و مردم اين کشورها هم که نمیخواند دوباره منفجر بشند هيچ مشکلی از بابت پرداخت هزينههای اين جنگ نخواهند داشت! تازه اسامه بنلادن هم که تو افغانستان تحت سلطه آمريکا که نيست، تو کشور دوست و برادر پاکستان هم نيست، تنها جايی که میتونه باشه، تو ايرانه، پس پيش به سوی نابودی بربريت و تروريست [ايرانیها]. يادش بخير، پنج شيش سال پيش. تو دنيا ترور نبود، اگر هم بود ربطی به کله سياه بودن و اسلام نداشت. يه «ارتش آزادیخواه ايرلند» بود که میگفتند مخوفترين سازمان تروريستی دنياست، ولی نمیدونم چرا بدون اينکه آمريکا و انگليس به ايرلند حمله کنند ديگه اونها ترور نمیکنند. عوضش يه گروه دوست و برادر (واسه آمريکايیها) تو افغانستان بود که تا میشد حال شورویها رو گرفت، ولی يه دفعه شد ضد آمريکايی! از اون موقع تا حالا روزی نيست که تو يه گوشه دنيا کسی توسط مسلمونهای کله سياه ترور نشه. حتی وقتی افغانستان و عراق هم آزاد (!؟) شد، روز به روز اين تروريستها جنايتکارتر و بربرتر (!) شدند. حتماً فردا میشنويم تنها راه نابودی تروريسم، آزادی ايرانه.
اين انفجارها هر چی بود، افکار عمومی جهان رو از خواسته بخشش بدهیهای کشورهای فقير به لزوم ريشهکنی تروريسم، تغيير داد. يعنی بجای اينکه ابرقدرتهای سياسی و صنعتی از طلبهاشون چشم پوشی کنند، يه چيزی هم روش میگيرند تا با بربرها مبارزه کنند. دلم به حال تمام قربانيان بازیهای سياسی میسوزه، چه اونها که جونشون رو از دست میدند، چه اونها که انسانيتشونو.
نظر شما چيه؟ (27 پيام)
|