Live 8
يکی از افتخارات من اينه که هم تو قرن بيستم ميلادی زندگی کردم هم تو بيست و يکم! میتونم زندگی بدون برق و تلفن و ماشين و هواپيما و کامپيوتر رو تجسم کنم. میدونم گاوآهن چيه. بدون تلفن و موبايل و اينترنت زندگی کردم. نداشتن برق و يخچال و نفت (چيزی برای سوزوندن) رو تجربه کردم؛ يعنی با اينکه الان نقصان هرکدوم از اينها مسلماً زندگی رو فلج میکنه، ولی برام فاجعه نيست. اما خيلیها هستند يا يادشون رفته يا از اول همه اين چيزها رو داشتند. بچههامون هم که عمراً بتونن اين مسائل رو درک کنند و فکر میکنن اينا همش تو کتابها و فيلمهاست.
ولی تو همين قرن بيست و يکم، تو همين دنيای ما، روی همين کره خاکی ما، بيشتر از يک ميليارد انسان هستند که در فقر مطلق زندگی میکنند. يعنی اينترنت و تلفن و تلويزيون و ماشين و ... که هيچی، به نون شبشون هم محتاج هستند. میدونيد تو آفريقا روزانه سيزده هزار کودک فقط بر اثر نيش حشرات و نداشتن داروی درمان اون میميرند؟ يادتونه پارسال برای يادبود يک ميليون کودکی که هر ماه بخاطر فقر و بيماریهای ناشی از اون میميرند، تو برلين يک ميليون شمع روشن کرديم؟ میدونيد امسال از اين آمار هيچی کم نشده؟ میدونيد هر چی کشورهای صنعتی پولدارتر و مردمشون مرفهتر میشند، همونقدر هم مردم آفريقا و کشورهای جهان سوم گرسنهتر و فقيرتر؟
فردا اجلاس سران گروه هشت در اسکاتلند برگزار میشه. اين گروه شامل هشت کشور صنعتی (و ثروتمند) آمريکا، آلمان، انگليس، فرانسه، ايتاليا، روسيه، ژاپن و کاناداست که میشه گفت تمام سياستهای کلی دنيا رو اين کشورها تنظيم میکنند. مسلماً سران اين کشورها هميشه منافع خودشون (حکومت و حزبشون) رو در نظر میگيرند که اون هم فقط با پول تأمين میشه. اين پولها هم فقط از طريق تجارت با کشورهای ديگه دنيا بدست میآد. روشنه که وقتی تو اين داد و ستد يک طرف از همه لحاظ (سياسی و اقتصادی و ...) قویتر باشه، عدالتی وجود نخواهد داشت و در خيلی از موارد به زورگويی شبيه هست. مثال ملموس اون اکثر قراردادهای تجاری (نفتی، خودروسازی و ...) که اروپايیها با ايران بستهاند.
پس تو اين تجارت يک طرف فقط سود میکنه و ثروتمندتر میشه و طرف ديگه فقيرتر و نيازمندتر.
بر عکس سياستمداران اين کشورها که فقط و فقط به فکر پول هستند تا حمايتهای سرمايهداران از حزبشون رو جبران کنند، اغلب مردمشون هنوز انسانيت رو فراموش نکردند. خيلی از اونها میدونند تو کشورهای فقير چی میگذره و بدون هيچ چشمداشتی زندگیشون رو وقف اين مردم کردند. سالانه ميليونها دلار از طرف سازمانهای مردمی خيرخواهانه صرف کارهای بشردوستانه در کشورهای جهان سوم میشه. خيلی از پزشکان و معلمان اروپايی هستند که بدون توجه به مسائل مالی به کشورهای فقير میرند و به مردم کمک میکنند. با تمام اينها فقط تونستند درصد خيلی کمی جلوی فقر و بدبختی رو بگيرند؛ چون واقعاً قدرت کمی دارند. ولی میشه با فشار آوردن به حکومتهای ثروتمند کمی از کمکهای اونها هم استفاده کرد.
يکی از بزرگترين کمکهايی که سران اين کشورها میتونند بکنند، بخشيدن بدهیهای کشورهای فقير (که اکثراً افريقايیاند) هست. ولی با اينکه خيلیها در اين مورد گفتند و تو روزنامهها و تلويزيون بحثهای زيادی در اينباره شده، هنوز اين حکومتها زير بار بخشش طلبهاشون نرفتند. تا اينکه اينبار خوانندگان موسيقی دست بکار شدند تا با يک کار جالب مردم رو با خودشون متحد کنند تا شايد سران اين حکومتها به خواست عمومی مردمشون تن بدند.
روز شنبه، در شهرهای بزرگ يا پايتختهای اين هشت کشور، به علاوه در ژوهانسبورگ (پايتخت آفريقای جنوبی) به طور همزمان کنسرتهای موسيقی مجانی توسط گروههای محبوب برگزار شد. استقبال از اين کار به حدی بود که خود برگزارکنندگان هم شگفتزده شده بودند، مثلاً در برلين بيشتر از دويستهزار نفر از اين برنامه استقبال کردند. از اونجا که عکسهايی که از تلويزيون انداختم گوياتر هست، اونها رو اينجا میگذارم.


اين برنامه در يکی از خيابانهای برلين برگزار شد که از يک طرف به ميدان برج پيروزی و از طرف ديگر به دروازه معروف برلين منتهی میشه که مملو از مردم بود.

با شکوه ترين اين کنسرت ها در هايد پارک لندن بود که با استقبال زيادی همراه شد.


با اينکه آمار رسمی فقر در ايران نسبت به اکثر کشورهای جهان سوم وضع بهتری داره و نسبت به سی سال گذشته اين آمار کمتر از نصف شده، ولی همين تعداد هم برای کشوری مثل ايران با اينهمه ذخاير جای تأسف داره. تأسف من وقتی عميقتر میشه که حتی خود ما به اين مسائل بیاهميتيم. اگر بخواهيم از حکومت ايرادی بگيريم، اولين چيزی که به ذهنمون میرسه، بیتوجهی به وضعيت فقراست، ولی وقتی ازمون میخوان که يه کمک کوچيک در اين راه بکنيم، بیشترمون پا پس میکشيم. البته جا داره همينجا باز هم از دوستانی که با «موج پيشرو» همراه شدند تا شايد کودکان بیسرپرست آسيبديده از زلزله فقط يک روز رو شاد باشند، تشکر کنم. ولی دلخورم از کسانی که هميشه نهتنها در کارهای جمعی [نه حرفی] شرکت نمیکنند، بلکه سعی میکنند فعاليتهای ديگران رو هم زير سؤال ببرند.
از اونجا که برای يکی از دوستان و خوانندگان بیشمارشون بدون تحقيق در مورد فعاليتهای موج پيشرو سؤالاتی پيش اومده بود، وظيفه دونستم به عنوان کسيکه به اين گروه اعتماد دارم به اين دوستان توضيحاتی بدم.
من هم مثل شما با اين گروه فقط از طريق سايت و وبلاگشون و نوشتهها و عکسهايی که در اونجا هست، آشنا شدم. ولی وقتی ايران رفتم، با مهندس سعيدی بنيانگذار اين گروه ديدار کردم. با اينکه قبل از اون اعتمادم به اين گروه جلب شده بود، ولی ايشون تمام مدارک مربوط به تحويل هدايا به بچهها رو نشونم دادند. به مقدار کافی هم فيلم و عکس ثبت کردند. مطمئنم در منزل ايشون به روی تمام کسانی که میخواهند اين مدارک رو ببينند باز هست، در ضمن اگر باز هم با ديدن اون مدارک نتونستيد اعتماد کنيد، مطمئنم ايشون از داشتن همسفر خوشحال میشند، میتونيد برای هماهنگی با ايميل ايشون ( mojepishro@gmail.com ) تماس بگيريد. باز هم از دوستانی که همراهی کردند سپاسگذارم.