WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « کسانی بايد باشند... |  اهميت حضور برای جنبش حق‌طلبی »
اجتماعی Friday, June 17, 2005
داستان انتخابات هفتاد و شش و هشتاد و چهار

هشت سال از دوم خرداد هفتاد و شش می‌گذره. کمتر کسی اون روزها رو فراموش کرده، هيچ‌کس فکر نمی‌کرد خاتمی رئيس‌جمهور بشه، حتی رئيس ستاد تبليغاتش. کسی در مخالف بودن رهبر، رئيس‌جمهور وقت (رفسنجانی)، مجلس (به رياست رقيب خاتمی، يعنی ناطق نوری)، قوه قضاييه، شورای نگهبان و وزارت کشور (دست‌اندرکاران انتخابات) و صداوسيما با خاتمی هيچ شکی نداره و نداشت. تمام روزنامه‌ها هم به غير از سلام و تا حدودی همشهری در جبهه مخالف خاتمی بودند. ولی سوم خرداد در کمال ناباوری اعلام شد خاتمی با کسب اکثريت مطلق آرا رئيس‌جمهور ايران شده!
تقريباً همه دليل پيروزی خاتمی رو می‌دونيم، ولی همون روزها برای من اين سؤال پيش اومد که چطور با وجود مخالفت کل حکومت، خاتمی شد رئيس‌جمهور؟ اگر وزارت کشور در شمارش آرا مثل هميشه تقلب می‌کرد (طبق گفته رفسنجانی) چه اتفاقی می‌افتاد؟ وقتی خود طرفداران خاتمی انتظار پيروزيش رو نداشتند، چه کسی می‌خواست اعتراض کنه؟ فوقش هم کسی اعتراض می‌کرد، آيا روزنامه‌ای بود که بنويسه؟ وبلاگ و اينترنت هم که نبود. صداوسيما هم که تا همين الانش خاتمی رو رئيس‌جمهور نمی‌دونه. فقط دو جواب وجود داره، يا حکومت اونقدر دموکراته که به قدرت رسيدن مخالفش رو می‌پذيره، يا اينکه از اول مخالفتی نبوده و مثل همه کشورهای دموکرات همه اينها بازی‌های انتخاباتی برای رأی دادن مردم بوده!
هر چی بود، همونطور که خيلی از طرفداران روشنفکر خاتمی توقع داشتند، اين هشت سال تحولات سياسی و اجتماعی زيادی رخ داده، که در اون‌ها بحثی نيست. همه ما تو اين هشت سال خيلی عوض شديم، خيلی از تابوها برامون شکسته شده. ديگه می‌شه تو چشم رئيس‌جمهور نگاه کرد و ازش انتقاد کرد، حتی بعضی وقت‌ها مثل روز دانشجو پارسال بهش فحش داد. ديگه رئيس‌جمهور کشور به صورت لميده به صندلی دوخته نشده و می‌تونه از پله‌ها هم پايين بياد، با خبرنگارها حرف بزنه و باهاشون عکس بندازه. ديگه اگر يه دختر پسر تو خيابون با هم قدم بزنند، بعد از چند روز بازداشت و دادگاه و شلاق، به عقد هم در نمی‌آيند. کسی که يه روزی با زنجير می‌زد تو سر زن‌هايی که چند تارموشون بيرون بوده، حالا می‌آد فيلم می‌سازه و دنبال دلايل فحشا می‌گرده. ديگه اگه تو فلان دانشگاه سخنرانی فلان روشن‌فکر باشه، کسی جلوی دانشگاه چوبه‌دار درست نمی‌کنه. ديگه اگه کسی مخالف فکر کنه، جسد تيکه‌تيکه شده‌اش پيدا نمی‌شه، و خيلی ديگه‌های ديگه.
هشت سال گذشت. شايد اين پيشرفت‌ها برای اون‌ها که تو بطن تحولات هستند محسوس نباشه، ولی منی که سالی يکبار می‌آم ايران، انتظار اينهمه تغيير رو ندارم. مسلمه تمام اين تغييرات مثبت نيست، ولی بايد بپذيريم که دوران گذر از هر مرحله، هزينه‌های زيادی داره و من به شخصه فکر می‌کنم می‌شد با اتحاد و همکاری تمام ما اين نکات منفی هم به حداقل برسه.
امروز بجايی رسيديم که بايد دوباره مردم کسی رو انتخاب کنند. کسی که چهار سال بشود شخص اول اجرايی، ولی مردم ديگر انگيزه‌ای برای رأی دادن نداشتند. از طرفی مخالفين حکومت هم برای نشان دادن مخالفت‌های مردم، از آنها می‌خواستند رأی ندهند. مسلماً نمی‌شد مثل هشت سال قبل مردم را به صحنه کشيد. يعنی «داستان يک ظالم قوی هيکل اخمو که مخالف دموکراسی و آزادی است در برابر يک مظلوم خنده‌روی نحيف که شعار گفتمان و تساهل و تسامح می‌دهد»، تکراری شده. در ضمن چه کسانی می‌توانستند در اين داستان نقش اول را بازی کنند؟
دکتر مهرعليزاده- کسانی که می‌خواهند خارج از حزب بازی يک مدير موفق را انتخاب کنند، گزينه‌ای دارند که از نزديکان خاتمی هم هست و هرجا مديريت کرده، موفق بوده و کارنامه خوبی هم دارد.
حجت الاسلام کروبی- گزينه قشر مذهبی مخالف جريان راست (اصول‌گراها) و کسانی که دوست دارند ماهی پنجاه هزار تومان بگيرند، رئيس سابق مجلس (دوره ششم) و شخص اول جامعه روحانيون مبارز خواهد بود.
دکتر احمدی‌نژاد- با اينکه فقط شهردار تهران بودن دليل رجل سياسی بودن محسوب نمی‌شود، ولی بايد کسی می‌بود که نماينده قشر شديداً مذهبی و اصول‌گرا می‌شد (هرچند که برای اين گروه رأی دادن وظيفه شرعی و الهی محسوب می‌شود) احمدی‌نژاد با اينکه بين افراد سياسی و مخصوصاً دولت مخالفين زيادی دارد، ولی مديريت مطلوب او در شهرداری تهران و رجايی‌گريش از دلايلی هستند که آرای او را زياد کرده‌اند.
دکتر لاريجانی- سال‌ها مديريت صداوسيما و همراهی علنی با سياستمدران راست (اصول‌گرا)، لاريجانی را منتخب آنها کرده.
دکتر خلبان قاليباف- چند سالی است اکثر سربازان دانشگاه رفته، جذب نيروی انتظامی می‌شوند. تک‌تک آنها شاهد مديريت قوی و مسئولانه سردار قاليباف بودند و بعنوان مبلغ او در جامعه عمل می‌کنند. با اينکه هيچگاه فعاليت سياسی نداشته، ولی خوش لباسی و چهره‌اش باعث شده جوانان زيادی او را کانديد خود بدانند. همينطور کسانيکه اعتقاد دارند ايران را فقط با نظامی‌گری می‌توان مديريت کرد.
دکتر معين- وزير مستعفی علوم (در دولت خاتمی) و عضو جبهه مشارکت (اولين حزب با تشکيلات سازمانی در ايران) نماينده اقشاری است که اعتقاد دارند می‌شود از داخل حکومت اصلاحات انجام داد، در ضمن گزينه کسانی است که از تحريم انتخابات منصرف شده‌اند و نمی‌خواهند کسی مانند رفسنجانی يا قاليباف رئيس‌جمهور شوند.
حجت الاسلام رفسنجانی- رئيس مجلس و رئيس جمهور سابق که يکی از سه فرد قدرتمند ايران محسوب می‌شود، احتياجی به تبليغات در روستاها و شهرهای کوچک نداشت ولی با تمام توان در تهران و شهرهای بزرگ برای خود تبليغ کرد تا توجه بسياری از جوانان را کسب کند. احتمال رئيس‌جمهور شدن او بسيار زياد است.

مثل هميشه تمامی اين اشخاص توسط شورای نگهبان تاييد شدند. وقتی زواره‌ای که سالها عضو شورای نگهبان که يک نهاد سياسی است و در دوره‌های قبلی هم برای رياست‌جمهوری صلاحيتش تاييد شده، رد صلاحيت می‌شود، پذيرفتن صلاحيت احمدی‌نژاد و قاليباف نشان دهنده اين است که شورای نگهبان با تنظيم‌کنندگان داستان انتخابات همراه است. برعکس خيلی از دوستان که تاييد صلاحيت معين را فراقانونی می‌دانند، ولی اينطور نبود. طبق قانون انتخابات شورای‌نگهبان موظف است اسامی تاييد صلاحيت شده‌ها را در اختيار وزارت کشور قراردهد و اين ليست غيرقابل تغيير است، حتی اگر کسی اشتباهی از قلم افتاده باشد. اينبار هم کاملاً اينطور بود، فقط اول ليست در اختيار صداوسيما قرار گرفت تا داستان هيجان بيشتری داشته باشد و يک طرف پدروارانه و برای مخدوش نشدن آزادی و دموکراسی، خواهان تجديد نظر شورای نگهبان شود و طرف ديگر به عنوان کسيکه حکومت او را قبول ندارد، شناخته شود، سپس ليست تصحيح شده به وزارت کشور ارايه شد.
ولی نه معين نه کروبی و نه هيچکدام از جريان چپ (اصلاح‌طلبان) نمی‌توانستند مثل خاتمی شعار «سلام بر سه سيد فاطمی، خمينی، خامنه ای، خاتمی» را داشته باشند. شعاری که باعث شد کسانيکه نه خاتمی را می‌شناختند و نه آزادی و دموکراسی را، به او رأی دهند. تعداد آنها کم نبود، حدود هفتاد درصد جمعيت کشور! پس چگونه جريان چپ می‌توانست در حکومت بعدی نقش داشته باشد؟ تنها گزينه حضور رفسنجانی بود. وقتی از جريان راست (اصولگرا) سه نامزد وجود دارد، شانس رفسنجانی بيش از هر کسی است. اطرافيان او که هسته مرکزی کارگزاران (از احزاب اصلاح‌طلب) هستند، اين مطلب را خيلی خوب می‌دانستند. درضمن از ماه‌ها پيش اروپا (و حتماً آمريکا) در اين مورد توجيه شدند و علناً از مدت‌ها پيش رفسنجانی را طرف اصلی خود می‌دانند.
امروز روز جمعه، روز انتخابات است. تمام خبرگزاری‌ها از شرکت بالای مردم در ساعات اوليه گزارش می‌دهند. پس نويسنده اين داستان هم با شناخت کاملی که از ما داشته، موفق بوده و فردا قسمت آخر آن خواهد بود، و شروع داستان ديگری.
به اميد روزی که خود ما انتهای اين داستان را تعيين کنيم و اين تنها زمانی رخ می‌دهد که ما آگاه باشيم، زيرا آزادی بدون آگاهی معنا ندارد.


نظر شما چيه؟ (5 پيام)

   Bookmark and Share

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 03:13 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: نسیم Saturday، 18 Jun، 2005 ساعت 08:25

من هم علامت سوال

URL: http://kavirms.special.ir

نويسنده: مهرنوش Saturday، 18 Jun، 2005 ساعت 01:34

فکر ميکنم تمام مطلبو تو خط آخر گفتی ! نميدونم حتی قشر تحصيل کرده جامعه و کسانی که خودشون رو روشنفکر ميدونن خيلی احساساتی رفتار کردن !!!! احساس همه لجبازيه اما نميدونن نفس عمل ايراد داره . پس کاری ميکنن که يا نبايد انجام بشه يا در صورت انجام شدن ظرافت عمل خاصی ميخواد . به هر حال منکه نسبت به هيچکدوم از آقايون احساس خاصی ندارم چون اعتمادی بهشون ندارم و .... واقعا اميدوارم آگاهی پيدا کنيم

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: من Saturday، 18 Jun، 2005 ساعت 01:30

2 خرداد همه راهنمای چپ می زدند ، ولی توی این 8 سال دیدیم که همه به راست پیچیدن ، فک کنم توی این مدت یاد گرفته باشیم که معین و خاتمی و بقیه ، فقط بوی دموکراسی میدن . شاید تنها تفاوتی که رفسنجانی با خاتمی و معین و امثالهم داره ، این باشه که امثال خاتمی وقتی خدمت مقام رهبری میرسن ، داد و هوار و مخالفت می کنن ولی وقت ِ عمل ، کاری رو می کنن که رهبر خواسته بر عکس رفسنجانی که همیشه در ظاهر امر با رهبر موافق ِ اما کاری رو می کنه که می خواد !!! ....... راستی آقای حاتمی ، خیلی خوشحالم که دوباره وبلاگتون راه افتاد :)


نويسنده: شهلا Friday، 17 Jun، 2005 ساعت 04:48

ـ؟ـ؟ـ؟ـ؟ـ؟ـ؟ـ؟ـ؟

URL: http://www.21mehr.com

نويسنده: سميرا Friday، 17 Jun، 2005 ساعت 04:01

سلام.. معين شعار ( درود بر ۳ مرد ايران زمين.. مصدق ، خاتمی ، دکتر معين ) رو داره! .. حالا کمی معنای ازادی و دموکراسی را ميدونيم... اميدوارم اين جريان ادامه پيدا کنه و يه روزی بشه که دموکراسی رو واقعا تجربه کنيم!

URL: http://samira5.persianblog.com

لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, . All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.