WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « شمعی برای کودک مرده |  هواپيما‌ها دست از سرمان برنمی‌دارند »
روزمره Monday, August 30, 2004
المپيک هم تموم شد

يک کم بيشتر از دوهزار و خورده‌يی سال پيش، تو اونجايی که الان اسمش يونانه، هر شهر برای خودش قدرتی تشکيل داده بود و ارتشی داشت. اين ارتش‌ها هم برای اين بودند که هی با هم جنگ کنند و هر کی زورش بيشتر باشه، نه‌تنها خونه برادرشون‌اينها، بلکه خونه خود اون يکی‌هارو رو سرشون خراب کنه و بابا و مامان اون يکی‌ها رو بکشه. اون موقع‌ها نه موشک شهاب سه بود، نه ماهواره جاسوسی، نه بمب اتم و نه امريکا! اينا همينطور که تو چشم‌های هم نگاه می‌کردند شمشير رو می‌کردند تو شيکم هم و نه‌تنها برادراشون‌رو، بلکه خود اون يکی‌ها رو می‌کشتند. مسلماً هيچ کدوم از اونها هم همديگر رو به رسميت نمی‌شناختند، نه ظالمه، نه مظلومه. اگه غير اين بود که اصلاً جنگی نميشد. ولی همينا چون آسمونشون يه رنگ بود، و هنوز وبلاگ و نظر دادن و تعداد نظرات، کشف نشده بود، هر چند سال يک بار اينها دور هم جمع ميشدند و بجای اينکه شمشير کنند تو دل همديگه (و بعضی وقتها تو دل برادراشون) وزنه بلند می‌کردند تا ببينند کی قوی‌تره، می‌دويدند تا ببينند کی سريعتره، پرت می‌کردند که ببينند کی پری‌تره!!! خلاصه بعضی وقتا می‌شد اون مظلومه که معمولاً برادراش رو اون ظالمه می‌کشته، قوی‌تر و سريعتر و پری‌تر از اون ظالمه بود که همين چند وقت قبلش، همينطور که تو چشمای مظلومه زل زده‌بود، خونه‌شون رو رو سرشون خراب کرده بود.

اين داستان بالايی، فقط افسانه نبود و واقعيت داشت. يعنی اون آدمای وحشی دو هزار و خورده‌يی سال پيش هم که گفتگو تمدنها نداشتند، وقتی اسم صلح و شاخه زيتون می‌اومد، دست از سر کچل هم و برادراشون بر می‌داشتند و تو ميدون ورزش و با قدرت جسمی و فکرشون برتری‌هاشون رو به هم نشون می‌دادند. صد و چهار سال پيش هم که اون آقاهه اومد المپيک رو اختراع کرد، فکر می‌کرد آدمای قرن بيستم هم می تونند مثل آدمای قرن منفی چندم باشند!

خلاصه ديشب المپيک هم با تمام زشت و زيبايی‌ها و اشک و لبخندهاش تموم شد و شيطان بزرگ مثل هميشه با پول نفت ما! بيشترين مدال طلا رو مستکبرانه تصرف! کرد. چين هم جای جد بزرگوارش (شوروی سابق) رو حفظ کرد، تا بقيه کشورها پشت سر غرب و شرق باشند و جمهوری اسلامی ايران هم پيشاپيش جهان اسلام همراه با اسلواکی بعد از اتيوپی! در جايگاه بيست و نهم ايستاد. البته ترک‌های لائیکِ سکولار که از اسلام فقط گوشت خوک نخوردن و بقيه چيزای اسلامی رو ياد گرفتن! رو جزو کشورهای مسلمون نشمردم! خلاصه از نظر تعداد مدال (دو طلا، دو نقره و دو برنز که می‌شه شيش تا) بعد از المپيک سال ۱۹۵۲ در هلسينکی (سه نقره و چهار تا برنز که می‌شه هفت تا) بيشترين مدال‌رو داشتيم و از نظر تعداد مدال طلا هم بعد از المپيک سيدنی (سه طلا و يک برنز) باز هم بيشترين بوده، و اين خودش جای اميدواری و خوشحالی داره (به خدا منظورم اين نبود که خدايی نکرده تو ورزش پيشرفتی کرديم؛ محض اطلاع گفتم!)

جالبترين نکته، نگرفتن مدال طلا تو کشتی بود، که ورزش اول مملکته. بهترين نتيجه رو هم تيم تکواندو (ورزش اول کره!) داشت که با دو ورزشکار دو مدال (يک طلا و يک برنز) گرفت. البته ورزشکارهای رشته‌های کشتی فرنگی، جودو، بکس، شنا، دوچرخه‌سواری و تيراندازيه (با «های» تأنيث) مقامهای اول تا چندم رو کسب کردند؛ منتها از آخر! نکته خيلی خيلی جالبی که تو چشم ميزد! باخت‌های الکی قهرمانان جهان بود، که می‌شه با دو نگاه (خوشبين و بدبين) بهشون نگاه کرد. خوشبينانه است اگر بگيم حريفان ديگه برای الميپک آماده‌تر بودند! و بدبينانه است اگر فکر کنيم که کنترل دوپينگ، چقدر جدی بود و تمام ورزشکارهای ايرانی قبل از اعزام به آتن، آزمايش دوپينگ داده بودند. البته نمی‌خوام بقول مامانم، ايمانم رو به باد بدم، ولی ماشالا تو ايران تو هر بقالی داروهای نيروزا پيدا می‌شه. استفاده از انواع قرص‌های محرک تو اکثر ورزش‌ها (از بدنسازی گرفته تا فوتبال) کاملاً عادی و طبيعی هست. اينها رو نگفتم که يعنی کشورهای ديگه خيلی پاک و پاکيزه هستند، ولی خب استعمار که فقط اين نيست که تو کشورهای ديگه سرباز خالی کنند؛ همين‌که بازار مصرف خوبی برای انواع مواد شيميايی مضر، باشيم؛ يعنی مستعمره کشوری مثل آلمان هستيم، که اگر تو خود آلمان دم مرگ هم باشی دکتره برات دارو تجويز نمی‌کنه.

از اينها که مدال گرفتند، يه جوری دلم واسه يوسف کرمی (تکواندو کار برنزی) سوخت و به نظرم مستحق طلا بود. من فقط مسابقه با حريف استراليايی‌اش که قهرمان المپيک سيدنی بود، رو ديدم و به نظرم سرعت پاهاش فوق العاده بود و حريفش رو کلافه کرده بود.

برنزی ديگه ايران، عليرضا حيدری بود که نسبت به بقيه کشتی‌گيرهای صاحب‌نام ايران خوب کشتی گرفته بود. با اينحال اگر تو بازی با حريف ازبکی (نيمه نهايی) اون سه امتياز، يک امتياز بود، بازم اون مسابقه رو می‌باخت. رضايی و جوکار هم تو کشتی، دو تا نقره گرفتند که ضربه‌فنی شدن يه صد و بيست کيلويی تو فينال، يه جورايی تو ذوق می‌زد. از اونور طلای هادی ساعی تو تکواندو هم خيلی چسبيد.

با اينکه قهرمانی رضازاده از قبل قابل پيش‌بينی بود، ولی کلی کيف داشت که باز يک ايرانی قويترين [مرد يا نامرد فرق نمی‌کنه] المپيکی باشه. می‌شه ادعا کرد خيلی‌ها ايران رو با رضازاده می‌شناسند، نه با اسامه‌بن‌لادن و موشک شهاب سه و بمب اتم و محور شرارت!

موقع مسابقه چند تا عکس ازش گرفتم که اينجا (کليک کنيد) می‌تونيد ببينيدشون. ولی جالبترينشون چهره مربيان رضازاده موقع بالا بردن وزنه ۲۶۳.۵ کيلويی بود.

علاوه بر ورزشکاران ايرانی که با اسم ايران مسابقه دادند، ايرانی‌های ديگه‌يی تو تيم کشورهای ديگه بودند، مثل کامران پنجوی از تيم وزنه‌برداری انگليس. يا انوشيروان نوريان که تو المپيک سيدنی برای تيم بکس ايران بازی می‌کرد و همون موقع به استرليا پناهنده شده بود، اينبار برای استرليا مسابقه داد.

خلاصه اين المپيک هم تموم شد و تا چهار سال ديگه تو پکن، کی زنده است کی مرده. لطفاً از دادن همچين نظری اکيداً خودداری نمائيد:

نويسنده: آخر بلاگر

دوشنبه، ۳۲ شهریور، ۱۰۰۰ ساعت ۲۵:۶۷

همونطور که همه می‌دونيم، الميپک هم تموم شده و اصلاً احتياجی به اين نبود که اين مطلب رو سعید حاتمی بنویسه تا مظلوم نمايی کنه! در ضمن بهتر بود پولی که برای اين مسابقات خرج شده بود رو می دادند به مردم گرسنه ايران تا برند وبلاگ بسازند تا ما هم بريم واسشون نظر بديم که اونها هم بياند واسه ما نظر بدند. هر کی هم بيشتر از من تو وبلاگش نظر داره، اصلاً هيچی نمی‌فهمه و من خوشگلترين و پولدارترين و بهترين و خوبترين و با شعورترينم

URL: http://akharesh.com


نظر شما چيه؟ (34 پيام)

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 06:05 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: کوروش Monday، 06 Sep، 2004 ساعت 08:47

khasteh nabashi dadashi to donya taki 1done hasti matalbet hamishe tasir gozareh hamishe piroz o payandeh/ bdrood

URL: http://koroosh77asadi.persianblog.com

نويسنده: سيما Sunday، 05 Sep، 2004 ساعت 12:43

ميگم اين نشريه ی ( برای ايرانی ) بايد چيز جالبی در بياد.... چرا واسش تبليغ نميکنی؟؟ خیلیا هستن که میتونن براش مطلب بنویسن. ميخوای من تبليغات راه بندازم؟؟!! من که دست به تبليغم خوبه اين يکی هم روش....!!؛)

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: اميد Sunday، 05 Sep، 2004 ساعت 10:23

سلام آقا سعيد گل گلاب . ما چاکريم . من فقط از المپيک اين رو ميدونم که يه بازی برای خواب کردن ما هست . ورزش خودش خيلی خوبه اما موقعی که اين قدر پيش ميره که برزيل بدهکار ترين کشور دنياست ولی ورزشش بهترين هست بايد يه کم فکر کرد . بايد يه کم فکر کرد موقعی که ميبينيم با ورزش جوری مغزشون رو خوردن که پول ندارن شلوار بپوشن ميرن بليط بازی های باشگاهيشون رو ميخرن . اين کشور ها با ورزش سرشون زير آبه . ورزش خوبه اما برای اونايی که عقلشون کار ميکنه . اما حالا از اقتصاد هم گذشته شده وسيله ی جنگ . از بين بردن شعور ها . خواب کردن مردم تا نفهمن دارن تو دنيا چه غلطی ميکنن . مردم رو با المپيک سر گرم ميکنن بعدش هر غلطی دلشون ميخوات ميکنن . بسه من ديگه برم يا علی...

URL: http://etresib.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Sunday، 05 Sep، 2004 ساعت 08:40

چرا اين يارو نصف کامنت منو خورد ؟؟

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Sunday، 05 Sep، 2004 ساعت 08:38

>> ـــــــــ ببينم مگه بغير از استفاده از عکس خوشگلی هم تو موفق بودن وبلاگ تاثير ميذاره ؟؟

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: متين Sunday، 05 Sep، 2004 ساعت 08:14

اين قالبه يه کم دگرگون شده مبارکه ..!!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: sima Saturday، 04 Sep، 2004 ساعت 12:18

rasti chera matni neveshti ke Zohre khoshesh nayomade??!! shokhi ba aabjiye man nadashtima!!!;) /// ye doone ham ye doonest!!!:d

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: sima Saturday، 04 Sep، 2004 ساعت 12:04

ooooooooh !! ozaa kheyli kharabe!! omran beshe ba in vaz sadr neshin shod!!!:(( //// injoori nemishe bayad ye fekre asaasi kard....

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: sima Saturday، 04 Sep، 2004 ساعت 11:54

update! ( manzooram in bood ke to update kon na inke man update kardam!!!) :d

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: محمد (حرف هایی از دل زمان) Saturday، 04 Sep، 2004 ساعت 11:35

سلام :) راستی تموم شد ... با تمام خوبی ها و بدی هاش ... ولی فکر کنم خوبيهاش بيشتربود :)

URL: http://weblog.simianama.com

نويسنده: سيما Friday، 03 Sep، 2004 ساعت 10:32

با (يه غريب آشنا )درباره ی لباس ورزشکارای ايرانی موافقم! تيم ملی هر کشوری يه لباس مخصوص داره ولی ما همچنان.....///

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: آرمین گیله مرد Thursday، 02 Sep، 2004 ساعت 08:11

سلام .. متاسفانه وزنه برداری رو زنده نشون ندادند و کشتی و تکواندو هم وقتی نشون دادند که من نبودم ...قشنگترین و هیجان انگیزترین بازی که من دیدم فینال والیبال خانمها بود که خیلی از بازیشون خوشم آمد .... در ضمن روسیه و اوکرایین با هم بیشتر از آمریکا طلا گرفتند و تاجایی که بیاد دارم چندین کشور دیگر هم که قبلا عضو شوروی بودند هم طلا گرفتند ...منطور این هست که چین نوه شوروی نیست بلکه اگر اینطوری ببینیم توله های شوروی با همدیگر هنوز بیشترین مدال طلا و حتی مدالها را گرفتند ... زنده باد هلند ؛-)

URL: http://gilehmard.blogspot.com

نويسنده: يه غريب آشنا Thursday، 02 Sep، 2004 ساعت 05:16

سلام نكته جالبي من در المپيك ديدم همون روز اول بود و افتتاحيه كه گروه اعزامي ايران با اون تركيب نامنظم و لباسهاي رنگ و روفته و قيافهاي اخمو توي چشم مي زدن طفلكي هاي مادر مرده فكر مي كردي از سفر قندهار اومدن شايد هم دم دروازه يونان براي ورود به المپيك با ارتش يويان جنگ كرده بودن به هر حال هميشه معتقد بودم كه لباس انسان بخشي از شخصيت انسان هست و متاسفانه اين همه ادعا هايي كه ما داريم راجع به آريايي بودن و وامدار زيبايي نسل آريا رو به اثبات نرسوندن و تا المپيك بعدي ما رو خجالت زده

URL: http://www.loolo.persianblog.com

نويسنده: سيما Wednesday، 01 Sep، 2004 ساعت 06:37

اين ساعت و روزی که اين نظر داده منو کشته !!!

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: سيما Wednesday، 01 Sep، 2004 ساعت 06:30

الان داشتم يه نگاه به مشقهای عقب مونده م ميکردم ديدم بازم يه دعوای جانانه رو از دست دادم!!!! نميشه يه بار ديگه تکرار کنيد منم بپرم وسط....؟!!!! قول ميدم طرف هيچکسو نگيرم فقط طرف خودمو بگيرم!!!!دی://// راستی يه زمانی اين بغل يه چيزايی بود که هی اسم يکی ميرفت بالا و ميومد پايين و ايميل ميخواست و از اين چيزا!!! تازه ميخواستيم تو مسابقه شرکت کنيما!! چرا ورش داشتی پس؟!!!///

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: سيما Wednesday، 01 Sep، 2004 ساعت 06:24

سلام. من از کل بازيهای المپيک فقط مسابقه های شنا رو تماشا کردم!! چون شيرجه های باحالی ميزدن!!! مسابقه ی رضازاده رو هم نگاه کردم چون خوب بالاخره وظيفه ی ملی ميهنی ايجاب ميکرد مسابقه ی اولين کسی رو که اين دوره واسمون طلا آورد رو ببينيم ديگه....!! نکته ی جالب مسابقه ها اين ايميلهای فورواردی بود که تند تند بچه ها ميفرستادن و عکسهای باحالی از المپيک توش بود! از بين عکسهايی هم که گرفتی اونی که مال مربيهای رضازاده بود جالبه. ولی دمش گرم....!! بالاخره با همين يا ابوالفضل گفتناش کلی افتخار کسب کرد!! يکی از روزنامه های اينجا يه کاريکاتور ازش کشيده بود که با يه دست قرآن رو بلند کرده و با دوتا انگشت هم وزنه رو برده بالا!!! خلاصه يه چند سالی بود که واسه برنده شدن تو مسابقه ها اينقدر جيغ و داد نکرده بودم . ولی ايندفعه بازم خيلی حال داد چون ديگه به کل از مدال گرفتن نااميد شده بودم!!//// و اين نشون ميده که ایران واقعا در ورزش پيشرفت چشمگيری داشته!!!!!

URL: http://hysteria.persianblog.com

نويسنده: mehdi.daftareshgh Wednesday، 01 Sep، 2004 ساعت 02:23

salam , khoobi? webloget ghashange, pishe manam bia, montazeram , movafagh bashi........va ama dar morede meveshtatoonam begam ke hameye matalebesh jaleb bood.....

URL: http://www.daftareshgh.persianblog.com

نويسنده: مانته آنا Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 12:51

درود بر شما ... چه بغض ها که نکرديم چه اشکها که نريختيم ..چه غرور هايی که لگد مال نشد ... و چه ها که بايد حالا حالا ها بکشيم .... همشون قابل تقديرن چه مدال بگير چه اونا که اخر شدن .. وای به حال خنجر به دستان به ظاهر پاسدار ايران

URL: http://adak.persianblog.com

نويسنده: مانته آنا Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 12:50

درود بر شما ... چه بغض ها که نکرديم چه اشکها که نريختيم ..چه غرور هايی که لگد مال نشد ... و چه ه۹ا که بايد حالا حالا ها بکشيم .... همشون قابل تقديرن چه مدال بگير چه اونا که اخر شدن .. وای به حال خنجر به دستان به ظاهر پاسدار ايران

URL: http://adak.persianblog.com

نويسنده: متين Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 10:49

ای داد بیداد من جواب سوالتو ندادم ببخشین . نکته جالب ریش بافته وزنه بردار آمریکایی بود که البته دوره قبل هم به همین نحو بود .
یه نکته جالب دیگم چسب لباس رضازاده بود که هر بار هی کنده میشد !!
نکته جالب بعدی این بود که تو تیر اندازی آخر نشدیم !!
جالب ترین نکته اینه که من نه تونستم شنا رو ببینم و نه ژیمناستیک !!
و از همه جالب تر اینه که فقط وزنه برداری رو دیدم !!
و یه چیز جالب هم که البته نکته نیست : من داشتم رضا زاده میدیدم که مامان اومد تو هال و گفت : اوا شمام دارین وزنه برداری نگاه می کنین؟ منم گفتم : وزنه برداری نیس که . چیز ملیه !!!
مامان سعی کرد به این شوخی وقیحانه من نخنده اما نتونست !!! :دی!!
راستی اومدن در رو دیدن گفتن بعدا میان تو خونه لکه برداری میکنن نیاز نیست ببرن !!!
من امروز خودمو کشتم شاید چون بحث خوشگلترین مطرح شد !!!نمیدونم والا !!

طفلی اونایی که تازه داشتن به صدر جدولت میرسیدن!!!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: عليرضا فرمد Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 09:07

وبلاگ شما هميشه زيباست نمی تونم تعريف نکنم. در مورد ورزشکار ايرانی که چند سال قبل برای ايران در سيدنی بازی می کرده و اين دوره برای استراليا بازی ميکنه، حقيقتش وقتی خوندم اوقم گرفت، يه جوری حالم به هم خورد! فکر کنم در کنار خيلی چيزهايی که در قديم بوده و حالا نيست که شما از اونها نام بردين بايد غيرت و مردانگی و وطن دوستی را هم اضافه کنيم تا مجموعه مان کامل شود. واقعا خيانت در هر شکل آن و از سوی هر کس زشت است.
باز هم از لاگتون تشکر می کنم.


نويسنده: متين Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 09:03

من اول شدم ديگه نه ؟!!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: متين Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 09:03

سلام . همشو خوندم ولی در مورد نوشتت نظری ندارم ! اما اون عکسه که خانومه از ذوقش پريده بغل آقاهه خيلی باحاله و حس خوب ذوقناکی داره و عکس بعديش هم خيلی قشنگه و اين عکس آخريه هم که پرچمها هستن معرکس .
اون آخر بلاگر هم که جدا آخرشه به خصوص با اون تاريخ و ساعتی که نظر داده !!!! ( خدايی چه چيزايی به فکرت ميرسه !! )
در ادامه نظرم هم ميخواستم از خودم تعريف کنم که ديگه تو زودتر فهميدی و نذاشتی و گفتی نگو و اکيد باش و خوددار !!
من ميرم يه جای ديگه خودنمايی ميکنم اصلا !! از الان بگم فردا اومدی گفتی با تو نبودم بيا همين جا خودنمايی کن من نيستما !!!! ( شايدم بودم ـ به هر حال وبلاگ پر بيننده ای داری اگه موقعيت باشه غرور رو ميذارم کنار و بر ميگردم و از خودم تمجيد ميکنم !!! )
در ضمن امروز صبح نشستم نظرات ۴ تا پست آخرتو خوندم ودر جريان جنگ جهانی چهارم قرار گرفتم . من که از خدام بود تو وبلاگم از اين خبرا بشه !!
الانم ميخوان ميخوان در کمدم رو که با نردبوم زخمی شده چون پارسال بابام از روش افتاده بود ببرن رنگ کنن و من با سر شونه نکرده و لباس گل منگلی و صورت نشسته و خواب بايد اتاقمو ترک کنم و رو سر مريم خراب بشم .
اه ! اين همه بی ربط گفتم که بگم من خوشگلتر...... نه ! ولش کن ! نميگم ! تا الان جلو خودمو گرفتم و نشون دادم چه باشعو....
خدافظ !!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: پيمان Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 08:59

سعيد جان سلام . من يه وبلاگ جديد برای دل خودم زدم تا تو موج پيشرو از خودم ننويسم ! آدرسش بالا هست دلم ميخواد يه سر بهم بزنی و نظرت رو بنويسی . از بابت اورکات هم ازت سپاسگذارم. در ضمن يه وبلاگ بنام اساتيد روحی جهان هست به اين آدرس یه سر بزن جالبه آدرسش http://shahparak1.persianblog.com/

URL: http://payman1349.persianblog.com/

نويسنده: دختردريا Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 02:09

سلام....به کلبه ما هم یه سری بزن بد نیستا....موفق باشی

URL: http://squeen.persianblog.com

نويسنده: دختردريا Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 02:08


چه لطيف است حس آغازي دوباره ،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس ....
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز ....
روز ميلاد.....
روز علی !
روزي كه مولایمان...آغاز شد !

URL: http://squeen.persianblog.com

نويسنده: ميترا Tuesday، 31 Aug، 2004 ساعت 01:01

عکس های جالبی گرفتی خصوصا اون عکسی که مربوط به مربيان رضازاده است شايد اکثر مردمی که اون لحظه شاهد وزنه برداری رضا زاده بودند در يه همچين حس و حالی بودند چه جالب می شد اگه از همه عکس می گرفتند D:
نکته جالبی که اشاره کرده بودی این بود که شاید حالا خیلی ها ایران رو با قوی ترین مرد جهان می شناسند نه با موشک و ...
به اميد روزي که نام ایران همراه با موفقيت های علمی و ورزشی و هنری باشه و اونچه که واقعا ارزشه باعث آوازه کشورمون بشه.

URL: http://lovemelody.persianblog.com

نويسنده: شهلا Monday، 30 Aug، 2004 ساعت 10:17

وای چه با حال آدم اینجا بیاد و هی پیام بنویسه آخه میدونی نیاز به نداریم(چشمک)به هر حال برای من که این گزارشهای تو خوب بود چون زیاد تلویزیون نمیدیدم و اینجا خبر ها و عکسها رو در یافت میکنم..... عــــــــــالی بود......

URL: http://www.nejaat.com

نويسنده: ميکايیــــــــــــل Monday، 30 Aug، 2004 ساعت 09:38

عرض کنم که:جالب ترين چيزی که تو اين المپيک ديدم اجتماع مردم اردبيل دم در خونه رضازاده اينا بود که در نوع خودش بی سابقه بود(!)

URL: http://badobarann.persianblog.com

نويسنده: رز Monday، 30 Aug، 2004 ساعت 08:53

سعيد حاتمی خوب بود تو هم ميرفتی المپيک ياد ميگرفتی سياستو قاطی المپيک نکنی..اين پست که همش حال گيری بود ..خوشمان نيامد

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: حامين Monday، 30 Aug، 2004 ساعت 08:28

جون من ميبينی چه نظر خوشگلی داده! ايول اخر بلاگر~

URL: http://Haminpersia.persianblog.com

نويسنده: حامين Monday، 30 Aug، 2004 ساعت 08:27

جون من ميبينی چه نظر خوشگلی داده! ايول اخر بلاگر~

URL: http://Haminpersia.persianblog.com

نويسنده: تاريخ شفاهی Monday، 30 Aug، 2004 ساعت 07:18

من می خواستم اول بشم ! قبول نيست ! بعضيا جلو استتوسشون بيزی می زنن اگه بهش پی ام داده بودم من اول بيدم ! انوشيروان نوريان خيلی جالب بو

URL: http://shafahi.persianblog.com

نويسنده: شهلا Monday، 30 Aug، 2004 ساعت 07:15

هورااااااا اول شدم......

URL: http://www.nejaat.com

لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.