|
المپيک آتن

اين شونسده، هيوده سالی که از عمرم ميگذره، هر وقت بازيهای المپيک بوده يه شور و حال ديگهيی داشتم. مخصوصاً از تماشای افتتاحيه و اختتاميه المپيک، يه حس خوبی بهم دست میده. وقتی تو زمين يه استاديوم، از تمام کشورهای دنيا کلی آدم، با رنگها و نژادها و عقايد و افکار مختلف، کنار هم هستند و دارند شادی میکنند، به فکر میافتم که چی میشد اگه اين زمين ورزشی به اندازه کل دنيا بود. 
ديشب وقتی گروههای ورزشی عراق، افغانستان و فلسطين وارد زمين شدند همه استاديوم تشويقشون کردند، اونها هم بدون اينکه به فکر جنايات دولتهای امريکا و اسرائيل تو کشورهاشون باشند، در کنار آمريکايیها و اسرائيلیها آغاز المپيک رو جشن گرفتند. ورزشکاران کره جنوبی و شمالی دست در دست هم با يه پرچم رژه رفتند، بدون اينکه به فکر دشمنی دولتهاشون با هم باشند. ديشب مراسم افتتاحيه المپيک مثل همه دورههاش، پر از صحنههای زيبا بود. 
اکثر ما داستان المپيک رو میدونيم، و میدونيم فلسفه وجود اون صلح و آرامش و دوستيه، ولی واقعاً چرا انسانها نمیتونند هميشه و با همه، دوست باشند و به افکار و خواستههای هم احترام بگذارند؟ چرا تو عراق يه نفر از احساسات و عقايد مذهبی مردم برای به دست آوردن قدرت استفاده ميکنه (مثل ايران خودمون) و در برابر آمريکاييها که ادعای دموکراسی و روشنفکری تو دنيا دارند (بازم مثل خيلیها تو ايران خودمون) تنها راه رو نابودی و کشتن کسانی میدونند که تنها جرمشون سادگی و اعتقادات دينی و مذهبيشونه؟ و خيلی چراهای ديگه، که نه تنها نمیتونيم بهشون پاسخ بديم، بلکه خودمون هم اونها رو رعايت نمیکنيم، و هميشه شعار داديم. 
ديشب کاروان ورزشی (!؟) ايران که گويا همشون بابای ورزشکارها بودند به همراه حضور نمادين يک جنس مخالف!!! خيلی مرتب و اتو کشيده رژه رفتند. ولی نکته منفی اونها، حمل پرچم ايران به دست کسی بود که اصلیترين قاعده المپيک رو زير پا گذاشته بود.
آرش ميراسماعيلی، جودوکار ايرانی که از شانسهای ايران برای کسب مدال بود، طبق قرعه، در دور اول بايد با يک اسرائيلی مسابقه ميداد، ولی طبق سياستهای حکومت جمهوری اسلامی ايران، از مسابقه دادن با يک انسان ديگه سر باز زد؛ چون نماينده يک کشور که با حاکمان فعلی ايران مشکل داره، بود. و اين يعنی پايمال کردن فلسفه المپيک که سياست و حکومت رو جدا از ورزش و رابطه انسانها میدونه. حالا شايد اين مسئله بعد از بيست و چند سال تو ايران جا افتاده باشه که چون حکومت اسرائيل رو قبول نداريم، پس نبايد باهاشون مسابقه ورزشی بديم، منم کاری به درست يا غلط بودن اين کار ندارم، ولی اين کار مخالف منشور المپيکه و باعث سر افکندگی؛ چون کسی که به شعار المپيک احترام نگذاشته، پرچمدار کشورمون شده...
با اينحال برای تمامی ورزشکاران ايرانی آرزوی موفقيت دارم؛ چون پيروزی اونها باعث افتخار ملیمونه. ديشب گزارشگر تلويزيون آلمان، موقع رژه رفتن گروه ايران، از حسين رضازاده که تقريباً تو تمام دنيا شناخته شده است، به عنوان قهرمان رشته وزنهبرداری نام برد.
خلاصه اينجوری با المپيک و مسابقات کشتی و وزنهبرداری، يه دو هفتهيی سر کارم!!!
راستی اين ستون موجسواری تو اينترنت رو ديده بوديد؟ يه دو ماهی هست راه انداختمش و سعی میکنم لينکهای خبری خوب و جالبی توش بزارم، ولی گويا کمتر مورد عنايت قرار گرفته. لطفاً اگر انتقاد يا پيشنهادی در مورد اون (و البته همه چيز، از خودم گرفته تا يک سعيد و...) داريد حتماً بهم بگيد. البته غير از گلايه اينکه چرا بهمون سر نميزنی. مطمئن باشيد اگر آپديت کرده باشيد، حتماً مطلبتون (حتی نظرهای ديگران) رو خوندم، ولی نمیدونم چرا نظرم نمیآد. میدونم کار خوبی نيست و خيلی از دوستان که به من محبت داشتند به همين خاطر ديگه من رو (يا شايد نظر دادن برای نوشتهام رو) فراموش کردند. از همه بيشتر شرمنده دوستان خوب ديگهيی هستم که زحمت میکشند و بدون چشم داشت اينکه من هم براشون نظر بدم، من رو مورد لطف و محبت قرار میدند. باز هم ازتون ممنونم.
نظر شما چيه؟ (59 پيام)
|