WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « فوتبال ما و جام ملتهای آسيا |  هم شاه منی هم ماه منی »
روزمره Saturday, August 14, 2004
المپيک آتن

اين شونسده، هيوده سالی که از عمرم ميگذره، هر وقت بازيهای المپيک بوده يه شور و حال ديگه‌يی داشتم. مخصوصاً از تماشای افتتاحيه و اختتاميه المپيک، يه حس خوبی بهم دست می‌ده. وقتی تو زمين يه استاديوم، از تمام کشورهای دنيا کلی آدم، با رنگها و نژادها و عقايد و افکار مختلف، کنار هم هستند و دارند شادی می‌کنند، به فکر می‌افتم که چی می‌شد اگه اين زمين ورزشی به اندازه کل دنيا بود.

ديشب وقتی گروه‌های ورزشی عراق، افغانستان و فلسطين وارد زمين شدند همه استاديوم تشويقشون کردند، اونها هم بدون اينکه به فکر جنايات دولتهای امريکا و اسرائيل تو کشورهاشون باشند، در کنار آمريکايی‌ها و اسرائيلی‌ها آغاز المپيک رو جشن گرفتند. ورزشکاران کره جنوبی و شمالی دست در دست هم با يه پرچم رژه رفتند، بدون اينکه به فکر دشمنی دولت‌هاشون با هم باشند. ديشب مراسم افتتاحيه المپيک مثل همه دوره‌هاش، پر از صحنه‌های زيبا بود.

اکثر ما داستان المپيک رو می‌دونيم، و می‌دونيم فلسفه وجود اون صلح و آرامش و دوستيه، ولی واقعاً چرا انسانها نمی‌تونند هميشه و با همه، دوست باشند و به افکار و خواسته‌های هم احترام بگذارند؟ چرا تو عراق يه نفر از احساسات و عقايد مذهبی مردم برای به دست آوردن قدرت استفاده ميکنه (مثل ايران خودمون) و در برابر آمريکاييها که ادعای دموکراسی و روشن‌فکری تو دنيا دارند (بازم مثل خيلی‌ها تو ايران خودمون) تنها راه رو نابودی و کشتن کسانی می‌دونند که تنها جرمشون سادگی و اعتقادات دينی و مذهبيشونه؟ و خيلی چراهای ديگه، که نه تنها نمی‌تونيم بهشون پاسخ بديم، بلکه خودمون هم اونها رو رعايت نمی‌کنيم، و هميشه شعار داديم.

ديشب کاروان ورزشی (!؟) ايران که گويا همشون بابای ورزشکارها بودند به همراه حضور نمادين يک جنس مخالف!!! خيلی مرتب و اتو کشيده رژه رفتند. ولی نکته منفی اونها، حمل پرچم ايران به دست کسی بود که اصلی‌ترين قاعده المپيک رو زير پا گذاشته بود. آرش ميراسماعيلی، جودوکار ايرانی که از شانس‌های ايران برای کسب مدال بود، طبق قرعه، در دور اول بايد با يک اسرائيلی مسابقه ميداد، ولی طبق سياست‌های حکومت جمهوری اسلامی ايران، از مسابقه دادن با يک انسان ديگه سر باز زد؛ چون نماينده يک کشور که با حاکمان فعلی ايران مشکل داره، بود. و اين يعنی پايمال کردن فلسفه المپيک که سياست و حکومت رو جدا از ورزش و رابطه انسانها می‌دونه. حالا شايد اين مسئله بعد از بيست و چند سال تو ايران جا افتاده باشه که چون حکومت اسرائيل رو قبول نداريم، پس نبايد باهاشون مسابقه ورزشی بديم، منم کاری به درست يا غلط بودن اين کار ندارم، ولی اين کار مخالف منشور المپيکه و باعث سر افکندگی؛ چون کسی که به شعار المپيک احترام نگذاشته، پرچمدار کشورمون شده... با اينحال برای تمامی ورزشکاران ايرانی آرزوی موفقيت دارم؛ چون پيروزی اونها باعث افتخار ملی‌مونه. ديشب گزارشگر تلويزيون آلمان، موقع رژه رفتن گروه ايران، از حسين رضازاده که تقريباً تو تمام دنيا شناخته شده است، به عنوان قهرمان رشته وزنه‌برداری نام برد. خلاصه اينجوری با المپيک و مسابقات کشتی و وزنه‌برداری، يه دو هفته‌يی سر کارم!!!

راستی اين ستون موج‌سواری تو اينترنت رو ديده بوديد؟ يه دو ماهی هست راه انداختمش و سعی می‌کنم لينکهای خبری خوب و جالبی توش بزارم، ولی گويا کمتر مورد عنايت قرار گرفته. لطفاً اگر انتقاد يا پيشنهادی در مورد اون (و البته همه چيز، از خودم گرفته تا يک سعيد و...) داريد حتماً بهم بگيد. البته غير از گلايه اينکه چرا بهمون سر نميزنی. مطمئن باشيد اگر آپديت کرده باشيد، حتماً مطلبتون (حتی نظرهای ديگران) رو خوندم، ولی نمی‌دونم چرا نظرم نمی‌آد. می‌دونم کار خوبی نيست و خيلی از دوستان که به من محبت داشتند به همين خاطر ديگه من رو (يا شايد نظر دادن برای نوشته‌ام رو) فراموش کردند. از همه بيشتر شرمنده دوستان خوب ديگه‌يی هستم که زحمت می‌کشند و بدون چشم داشت اينکه من هم براشون نظر بدم، من رو مورد لطف و محبت قرار می‌دند. باز هم ازتون ممنونم.


نظر شما چيه؟ (59 پيام)

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 05:08 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: لیـــــنکدون Sunday، 29 Aug، 2004 ساعت 07:58

حال کرديم ولی اگه بيای تو وبلاگ من از اين هم بهتره

URL: http://linkdoooon.persianblog.com

نويسنده: علي حسني Tuesday، 24 Aug، 2004 ساعت 03:22

حدود نيم ساعت کامنت های اين قسمت را خوندم و واقعا لذت بردم و کمی هم ناراحت شدم:
اين که همه اين دوستان با نوشته هاشون نشون ميدن که به دنبال فهم و کمالات هستند جای خوشوقتی است و اينکه برخورد های اونها با هم و نتونستن کنترل کردن احساساتشون و تحمل يکديگر را نداشتن و اينکه همه مون از بحث منطقی عاجزيم واقعا نا راحت کننده س! اگر من به عنوان يک روحانی سبب چنين نگرش و تربيتی شده باشم به حال خودم تاسف می خورم. واقعا ما مثل ثروتمندانی هستيم که از هزينه کردن درست دارايی مون عاجزيم. اينطور نيست؟
در وبلاگم به بحث در باره برخی زمينه های چنين برخوردهايی پرداخته ام

URL: http://14abdollah.persianblog.com/

نويسنده: اميرطلا Monday، 23 Aug، 2004 ساعت 05:25

بهرحال من از شما (جناب فرمد) و صاحب وبلاگ‌ (سعيد حاتمی عزیز) معذرت می‌خوام و اگر توهينی شد (که البته متقابل بوده!!! :)) ببخشيد...باقی بحث رو اگر مايل بوديد به ايميل ارجاع می‌دهم...اگر هم مايل به بحث با امثال من نيستيد، باميد خير....

URL: http://brokenview.persianblog.com

نويسنده: اميرطلا Monday، 23 Aug، 2004 ساعت 05:20

دوست گرامی جناب فرمد...جالبه!! تعريف جديد برخورد دگماتيک رو هم فهميديم!!! همين که من از شما آدرس خواستم و شما برای من (و همه) سابقه تحصيلی (آن هم با ذکر رتبه به رتبه و نام دانشگاه، که لابد برای خود و امثال خودتان بسيار مهم است!!) آورده‌ايد، نشان از کمی خود کم بينی دارد که مصداق ((آفتاب آمد دليل آفتاب)). چه نياز به بحث اضافی! شما که تحصيلات بسيار عاليه‌تان!!! و دانشگاههای بسيار معتبرتان!!! را به رخ می‌کشيد و به ديگران انگ دگم و .... می‌زنيد، وای به حال بی‌سوادان!!! البته معتقدم شعور به سواد نيست، ولی ظاهراْ نظر شما بر خلاف اينه! (از اينکه بعنوان پشتوانه حرفهاتون به سوابق تحصيلی اشاره می‌کنيد، نه مستندات و منطق، می‌توان به همين نتيجه رسيد!!) .... خیلی علاقمند بودم که قابلیت بحث داشته باشید و افتخار حضور بدهید تا بیش از این وبلاگ سعید عزیز رو محل بحث و جدل نکنیم....باميد آن روز....در ضمن اين روش بحث که من فهميده‌ام و شما همه نفهم!!! روش خوبی نيست و مانند اربابان فلسطيني تروریستتان (دکتر سروشتان نظری در اينباره ندارند؟!!) روشی اتکتيو و مهاجمانه است....کمی هم با ما بی‌سوادان که اندک سوادمان را از کتاب پاره های کنار خیابان يافته‌ايم نيز همقدم شويد....پايدار باشيد و آزاد!

URL: http://brokenview.persianblog.com

نويسنده: دنیا Monday، 23 Aug، 2004 ساعت 01:47

نمی خواستم ديگه جواب بدم.. ولی خيلی خنده داره اگه تصور کنيم که حرفهای شما با احساسات دخترا را بازی می کنه.. احتمالاْ منظور از دختر من بايد بوده باشم.. که یاد گرفتم حرفم را بزنم..
نمی دونم چرا در اين بحث اصلاْ جنسيت و احساس و اين حرفها قاطی شده.. کاش ياد می گرفتيم در کمال منطق از عقايدمون دفاع کنيم و نظرمون را در کمال آرامش ابراز کنيم..

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: هادی Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 12:58

من که خيلی دلم ميخواست المپيک را از نزديک ببينم که هنوز برام مهيا نشده.البته به ديدن افتتاحيه المپيک هم خيلی تمايل داشتم آخه تلويزيون ايران نيستی ببينی که چطور داره با اعصاب بينندهاش بازی ميکنه....بابا يکی نيست بگه يا حداقل نشون نديد يا اين مسخر ه بازيهائی که در مياريد اخه چيه؟اين کار را بکنن خيال ميکنن مردم ديگه نميبينن....يکی از دوستام نهران دانشجو هست ميگفت فورا بعد از مراسم افتتاحيه المپيک سی دی اون اومد تو بازار برای فروش....پست بعدی وبلاگمو اختصاص ميدم به المپيک آتن...همينجا ازت دعوت ميکنم بخونی...موفق باشی...هادی

URL: http://farzandebahar.persianblog.com

نويسنده: هادی Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 12:54

سلام سعيد جان خسته نباشيد.....يه ايميل براتون زدم و يه خواهش ازتون کردم.ازتون ميخوام اگه براتون زحمتی نيست ايميل منو بخونيد.و جوابش را برام بفرستيد.من منتظر ايميل شما هستم...دستتون درد نکنه.منتظرم.بای

URL: http://farzandebahar.persianblog.com

نويسنده: س.حاتمی Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 12:48

سلام...اينکه سياست چيزی حاليش نميشه و بودن تو جامعه در قالب زيپ و باقی القضايا ..بی طرفانه نظر دادن هم عالميه برا خودش ..ديگه ورزشم در قرن صلح ودوستی(!) بر طبق فرمول---> پا را از حد فراتر نگذاريد ومثال اينها فرمايشی.. نوبرانه است ..بود ..شد ..گشت.. گرديد ولی هست و به نمايش دراومده!!

E-mail

نويسنده: هادی Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 12:26

سلام دوباره سعيد جان.ميگما يه دعوتنامه ارکات برات فرستادم.خوشحال ميشم شما هم به جمع ارکاتی ها بپيوندی...راستی يه سری مقاله دارم درباره ارکات مينويسم تو سايت جديد آموزشی خودم.اگه دوست داشتی يه نگاه بيانداز...اولين قسمت اين سری مقالات را نوشتم و گذاشتم تو سايت....اينم يو آر ال سايت......http://arshia.amozeshonline.com
........موفق باشی....هادی

URL: http://farzandebahar.persianblog.com

نويسنده: اميرطلا Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 12:00

در ضمن جناب عليرضا خان فرمد، سعی کنيد کمی به مطالعه تاريخ بپردازيد و کمی هم وسعت ديد خود را از کتابهای دينی و تاريخ دبيرستان و راهنمايی فراخ تر کنيد تا منصفانه‌تر قضاوت کنيد!! تمامی حرفهايی که در مورد ظلو ستم و مظلوميت و غصب و .... اسرائيل و .... می‌زنيد، کاملاْ رنگ و بو از آن چيزی دارد که همه ما در مدرسه خوانده‌ايم و همه روزه هم صدا و سيمای مملکت گل و بلبلمان در مغز همه فرو می‌کند!! پس کار شاقی نکرده‌ايد!!! تفکراتی را که ساده‌انگارانه بلعيده‌ايد، برای نمايش وسع بلعتان در مقابل ديگران قی می‌فرمائيد! اميدوارم از حرفهای من ناراحت نشويد (که نبايد هم بشويد!!! چون هويت مشخصی از خود نشان نداده‌ايد!! چه بسا صميمی‌ترين دوست من هم باشيد ولی با اسم و نام و نشان مستعار بحث کردنُ نشان از چيزی ندارد جز بزدلی و ترس از ناتوانی در دفاع از ابراز فضل‌هايتان...) - پايدار باشيد و نه چون امثال من گوسفند و مقلّد!!!!

URL: http://brokenview.persianblog.com

نويسنده: اميرطلا Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 11:53

خيلی خوشحالم که يک انسان بسيار فهميده!!! با پز آگاهی و وجدان بيدار پيدا شده تا از حقوق مردم مظلوم!!! جهان دفاع کنه! و مانند منِ گوسفند!! دنباله روی مردم ديگه دنيا نباشه!!! دوست عزيز آقای فرمد!! اگر من مثل گوسفند دوست دارم از ديگران (یعنی یک جمع و گروه) در يک حرکت انسانی و جمعی تقليد کنم، لااقل از يک جمع تقليد می‌کنم!!! نه از يک فرد (مثل مرجع تقلید) که شما مانند چوپانتان به او متوسليد و احکام شرعيه و جهاد را از ايشان استفسار می‌کنيد!!! لااقل اگر منطفتان را قابل دفاع می‌دانيد، غير از نامتان(که احتمالاْ مستعار نيز هست) آدرس ايميل يا وب پيج هم بگذاريد!!! اگر من يا ديگران جوابی به شما می‌دهيم، با نام و مشخصات کامل است! وگرنه ناشناس آمدن و فحش دادن بسيار آسان است! چون دوست ندارم وبلاگ دوستمان بيش از اين با نظرات من و شما مزين شود عرض می‌کنم و می‌دانم که شما کماکان بی‌نام و نشان خواهيد آمد....

URL: http://brokenview.persianblog.com

نويسنده: عليرضا فرمد Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 10:48

ايميل من : alirezafarmad@yahoo.com
در ضمن يه وبلاگ خبری دارم که فقط توش خبرهای جالب ميره : http://recentlook.blogspot.com

E-mail

نويسنده: عليرضا فرمد Sunday، 22 Aug، 2004 ساعت 10:40

دوست گرامی آقای امير طلا،
جا دارد به دولت اسرائيل و ملت عزيز!! اين کشور تبريک بگويم که دوستان و طرفدارانی اين چنين سينه چاک دارد که اينگونه بر سر هر صدای مخالفی برمی انگيزند و چه ملت مظلومی است ملت فلسطين که در حدود ۶۰ سال آوارگی و بدبختی کشيده اند و این همه کشته داده اند و در عین حال اين چنين قافيه را در نزد جهانيان باخته اند.
متاسفم که بحث بر سر مسابقات المپيک و ورزشکار اسرائيلی سر از هويت بنده در آورد و حتی تهمت بازی با عواطف دختران به من زده شد. نمی دانم چرا بعضی ها به جای شنيدن حرف منطقی صرف نظر از پذيرفتن يا نپذيرفتن، به سراغ نام و نشانی گوينده می روند. این همان برخورد دگماتیک است که دکتر سروش به شدت از آن پرهیز می دهد. من که در اين وب لاگم فقط با اسمم شرکت کردم تهمت بازی با عواطف دختران خوردم اگر تلفن و آدرس می دادم ديگر چه می شنيدم!؟! اگر کسی به شما چیزی گفت ولی بقول شما ناشناس ماند این از بزدلی است؟ ولی مٍن باب اينکه خيال دوستان از اين بابت راحت شود:
من عليرضا فرمد متولد ۱۳۵۱ تهران هستم، ليسانس کامپيوتر از دانشگاه شريف و فوق لیسانس از دانشگاه تهران، و هم اکنون در آمريکا هستم. نشانی ايميل من هم در ياهو در اين کامنت گذاشتم. در ضمن در ارکات هم می تونيد با سرچ کردن صفحه منو پيدا کنيد. وبلاگ هم در حال حاضر ندارم، وگرنه حتما آدرسشو می دادم. اگر کسی شماره شناسنامه منو می خواهد با من تماس بگیره.

و اما در جواب دوستمون آقای امير طلا، من در اين زمينه کتاب تاريخ زياد خواندم، در اينترنت هم در اين مورد زياد خواندم، ولی منظور شما از کتابهای تاريخ که می فرمائيد رو نفهميدم، اگر کتاب خاصی مد نظرتان هست معرفی کنيد تا من هم بخونم، بعد ژست روشنفکری مدرن از نوع غربزده بگیرم، راستش من هم از ژستش خیلی خوشم می آد. شاید در یک کتاب تاریخ اینگونه باشد که اسرائیلیها ساکنین اصلی فلسطین بوده اند و بعد فلسطینیهای خونخوار به آنها حمله کردند. هر چند داستان اسرائيل آنقدر تاريخی نيست که نياز به کتابهای تاريخ و بقول شما قی کردن باشد، کافيه شما اخبار روزمره رو از هر خبرگزاری که خودتون قبول دارين دنبال کنيد، خودش يه تاريخه. فکر نمی کنم سن من و شما از حوادثی مثل کشتار صبرا و شتیلا، کشتار جنين يا بمباران مرکز سازمان ملل در لبنان خيلی فاصله داشته باشه. کشتار روزمره فلسطينيها رو ميتونيد در سايت رویترز با عکس و توضيح مفصل ببينيد.

E-mail

نويسنده: يه نگران Saturday، 21 Aug، 2004 ساعت 10:43

نميدونستم اينجا برای سعيد حاتميه الان فهميدم مال عليرضا فرمند بدونه ادرسو ايميله . ادم زنده وکيل وصی نميخواد . سهراب ميگه : دهان گلخانه فکر است . نتيجه ميگيريم هر چی از دهنتون در مياد رابطه مستقيم با فکر شما داره . خوشهالم که برای ديگران لو رفتيد.

E-mail

نويسنده: دنیا Saturday، 21 Aug، 2004 ساعت 09:35

ترجيح می دم آقای عليرضا ديگه جواب شما را ندم!

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: عليرضا فرمد Saturday، 21 Aug، 2004 ساعت 01:37

نکته ششم رو يادم رفت:
۶ - اگر با شما صحبت می کنم نه از اين نظر است که بخواهم با شما از در درستی وارد شوم. منظورم اين است که ديگران بخوانند، بقول معروف به در میگیم که دیوار بشنوه. چون وبلاگ آقا سعید خواننده زیاد داره بنابراين بقول معروف جای مناسبی است برای تضارب آراء، همين.


نويسنده: thatsme Saturday، 21 Aug، 2004 ساعت 01:32

سلام
اگر ممکنه آدرس وبلاگ نرگس رو برام بذار


نويسنده: عليرضا فرمد Saturday، 21 Aug، 2004 ساعت 01:31

خانم دنيا(حالا ديگه مطمئنم شما خانم هستيد):
۱ - من با شما دوستانه صحبت کردم چرا که در وبلاگ دوستمون سعيد هستيم و در درجه بعد ایرانی هستیم، ولی از هيچ دری وارد نشدم من جمله در دوستي.
۲ - من متوجه هر چی دلتون خواست بگيد نشدم چون چيزی اصلا درباره شما نگفتم.
۳ - اگر گفتم که مطمئن نيستم خانم هستيد يا آقا، اين مطلب در جواب دوستی بود که گفته با عواطف دخترها بازی نکنيد. من منظورم اين بود که نمی دانم شما خانم هستيد يا آقا.
۴ - من در صحبتهايم چيزی نگفتم که در ارتباط با خانم يا آقا بودن شما باشه که به شخصيت شما بر بخوره.
۵ - احساس می کنم شما از خانم خود کمی ناراحت هستيد، در اين زمينه در منطقه لوس آنجلس دکتر خوش نامی هست به نام دکتر هولاکويی که هر روز هم از راديوي ۶۷۰ برنامه داره، ایشون دکتر روانپزشک هستند. می تونيد با ايشون تماس بگيريد و باهاشون صحبت کنيد، انشاءالله درست ميشه.


نويسنده: دنیا Friday، 20 Aug، 2004 ساعت 12:50

آقای عليرضا سعی نکنيد از در دوستی وارد بشيد و هرچی دلتون خواست را بگيد!! فکر نمی کنم هيچ مراوده و دوستی بين من و شما باشه! همونطور که شما آزاديد که نظرتون را بگيد من هم اين حق را دارم! حداقل من این جسارت را دارم که آدرس ای میل و وبلاگم را زیر گفته هام می ذارم .. شما كه منو دوست! خطاب می کنید این حق را ندارید که شخصیتم را زیر سوال ببرید..
نظر شما قابل احترام و محترمه اما دلیلی نداره که من قبولش کنم.. همونطوری که شما هم می تونید نظر من را قبول کنید یا نکنید! پس اگه جوابی دارید و با منطق می تونید نظر منو نقض کنید بفرمائید.. ولی اینکه بحث اصلی را فراموش کنید و به فرع بچسبید اصلاً درست نیست!! گیرم که من دختر هم نباشم! چه ربطی به نظر و عقیده ام داره؟! من با هر اسم و نشانی که اینجا نظرم را عنوان کنم، مهم حرفیه که زده می شه. نه موضوعی که هیچ ربطی به موضوع نداره..
شما همیشه عادت دارید وقتی حرفی ندارید و دلیل قانع کننده ای نمی تونید ارائه کنید چیزهای دیگه را قاطی کنید؟!
سعید جان واقعاً ازت عذرمی خوام و شرمنده ام که توی کامنتهایی که باید به یک موضوع دیگه بپردازه به این آقا!! پاسخ می دم.. باز هم معذرت..

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: دنیا Friday، 20 Aug، 2004 ساعت 11:45

يعنی چی آخه؟!! اسرائيل و المپيک را کشوندی به جنسيت من؟!

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: عسل Friday، 20 Aug، 2004 ساعت 11:18

سلام سعید جان..خوبی؟ خوش بحالت ما که یه ریزه از افتتاحیه رو دیدیم.من موندم چرا مقنعه این خانوم ورزشکار ما رو همون سورمه ای نذاشتن آخه این چه رنگیه؟! در مورد مسابقه ندادن ورزشکارمون..نمی دونم ولی بالاخره این کار یه اعتراضه به ناامنی که در فلسطین هست..المپیک هم که پیامش صلح و دوستیه می تونه جایی برای این اعتراض باشه.

URL: http://asalcheh.persianblog.com

نويسنده: Hamed Friday، 20 Aug، 2004 ساعت 05:49

salam . kash injoori ke shoma migofti bood , kash hichvaght jangi nabood , ke jodo kare ma biyad az medale tala begzare va mosabeghe nade, chera etefaghan ba hameye payamhaye solho doosti ke too olampic midan bazam jang hast , ama na ba toopo tank ba tablighat , omidvaram ke ye roozi hameye ensanhaye donya be jangashoon khateme bedan

URL: http://evanescense.persianblog.com

نويسنده: عليرضا فرمد Friday، 20 Aug، 2004 ساعت 05:06

در مورد پيام دوستمون : من به فکر فرو رفتم ولی همش فکر می کنم که منظورشون چيه. اگه کسی فهميد برای بقيه بگه.


نويسنده: عليرضا فرمد Friday، 20 Aug، 2004 ساعت 05:04

خوشحال هستم که دوستمون دنيا ( من مطمئن نيستم که خانم باشند، شايد هم آقا باشند) ذهنشون داره قياسهای خوبی می کنه. بله! دولتهای آمريکا و انگليس هم اشغالگر هستند ولی اين مسئله رو ظاهرا ملت عراق هم خيلی خوب درک نمی کنند چه رسد به بقيه دنيا، چون به زور تبلیغات اینگونه وانمود می کنند که برای دموکراسی آمده اند، کیست که نداند که اگر عراق نفت نداشت، دموکراسی هم کسی زوری بهش نمی داد. در واقع همان که به زور گرفت حالا به زور می دهد البته به شیوه خودش.
در مورد شخص ورزشکار اسرائيلی، همانطور که گفتم تک تک اسرائيلی ها در اين زمينه مسئول هستند چرا که اين مردم رو بهر دليلی از جاهای ديگر آورده اند در اين سرزمين، بنابراين مقصر است. ثانيا بازی نکردن با يک ورزشکار اسرائيلی نشاندهنده اعتراض به دولت اسرائيل است که همه اين پيام را گرفتند، اين اعتراض به ظلمی است که آن رژيم انجام می دهد.


نويسنده: يه نگران Friday، 20 Aug، 2004 ساعت 01:58

اينجا وبلاگه يا سياست خونه . شما هنوز معنی وبلاگ رو نميدونيد لطفا اينقدر بچه های مردم رو با کارهای به ظاهر شيرينتون به مسيری ديگه سوق نديد . يه زره به رفتارتون بيشتر دقت کنيد شما مشکل دوست يابی داريد و خوب هم ميدونيد چطوری پيدا کنيد . لطفا با عواطف ديگران مخصوطا دختر ها که خيلی راحت با چند تا کمک که وظيفه همه ادمهاست بازی نکنيد . اميد وارم همه گوش کرده باشند . ماادمها اگه بدونيم که وقتمونو چطوری صرف کنيم به درستی .ديگه اين بازی های وبلاگی رو دورشو خط ميکشيم و زندگی درستری رو پيش ميگيريم . اميد وارم اونهائی که اين مطلب رو خوندند کمی به فکر فرو برن .ببخشيد....


نويسنده: دنیا Thursday، 19 Aug، 2004 ساعت 12:22

راستی پس شما روبرو شدن با امريکايی ها و يا انگليس و کشورهای ديگه ای که الان در عراق هستند را هم صلاح نمی دونيد؟! اونها هم به نوعی اشغالگر محسوب می شند..

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: دنیا Thursday، 19 Aug، 2004 ساعت 12:17

شما می تونيد با اطمينان بگيد که اين ورزشکار اسرائيلی حکومت و يا شيوه ی اداره ی اون را قبول داره؟! .. من هر جا برم ايرانی محسوب می شم و نماينده ی کشورم اما شما مطمئنيد که من حکومت حاکم را قبول دارم و کارا و برنامه هاش را تائيد می کنم؟

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: زهرا Thursday، 19 Aug، 2004 ساعت 03:12

سلام آقای حاتمی. من چون وقت نداشتم ميل بزنم همين جا تشکر فراوان ميکنم من با اجازه متن ميل شما رو توی وبلاگ گذاشتم. (راجع به نگارش فارسی) ممنونم که اينقدر دقت می کنيد

URL: http://zahra-hb.com

نويسنده: دنیا Wednesday، 18 Aug، 2004 ساعت 11:26

سلام سعيد جان... ممنون و تشکر فراوان

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: عليرضا فرمد Wednesday، 18 Aug، 2004 ساعت 08:48

در جواب دوستمون دنيا:
در مورد اسرائيل و اينکه کسی را طرد کنند بخاطر حکومتش اولا عرض کنم ورزشکار در مسابقات بين المللی در درجه اول نماينده مردمش و بعد هم دولت کشور خودشه. در مورد اسرائيل نکته ظريفی که هست اينکه تک تک ملت اسرائيل در رنج و ظلمی که به فلسطينيها ميشه مقصرند چون اين آدمها از اطراف و اکناف دنيا جمع کردند و هر کدوم هم ميدونستند و ديدند که اين سرزمين مال خودشون نبوده و می بينند که چه ظلمی به سر ساکنين اين سرزمين مياد، بنابراين اين قضيه با من و شما که در سرزمين خودمون هستيم و احيانا با حکومتون که باز از خودمونه و به اون شکل که در اسرائيل مطرحه اشغالگر نيست، مخالفیم فرق می کنه.
در مورد عراق هم باز مصداق اين قضيه نيست چرا که حکومت صدام واقعا از ملتش جدا بود وديديم که چه کشتاری از کردها در شمال و شيعه ها در جنوب کرد ضمن اينکه باز هم حکومت صدام از خود اين کشور بود و مثل داستان اسرائيل اشغالگر نبود. اون چه که در زمينه فلسطين و اسرائيل مهم هست اشغالگری است که محکوم هست و مسابقه با اشغالگر درست نيست.
اصولا روح ورزش پس از تن پروری و ورزيدگی بدنی، کمک به مظلوم و جوانمردی و عياری است، آنطور که ما در پوريای ولي و يا تختی ديديم نه اينکه سرمون رو بندازيم پايين و با هر کسی با هر سابقه ايی بازی کنيم.


نويسنده: عليرضا فرمد Wednesday، 18 Aug، 2004 ساعت 06:49

خدمت آقای امير طلا سلام عرض می کنم
اين البته منطق خوبیه که آدم عقلش رو و غيرتش رو تعطيل کنه و ببخشيد جسارت نباشه مثله گوسفند ببينه که بقيه چه می کنن همون کار رو بکنه بالاخره آدمايی که اين جوری در اين کره خاکی زندگی می کنن يک مقدار راحت ترن، ديگه بهشون فشاری نمی آد البته غير از وجدانشون که اون هم چند دفعه خفه شو بشنوه ساکت ميشه.
من از بقيه دوستان به خاطر کلامم عذر می خواهم ولی گاهی بايد اينجوری هم جواب داد.


نويسنده: نازبانو Wednesday، 18 Aug، 2004 ساعت 06:40

اتفاقاْ همين ديشب من اين خبرو از خواهرم شنيدم . و دقيقا همين بحث ر وهم کردم که هدف المپيک رو هم اينا ميبرن زير سوال . خلاصه که مزخرف ترين سياستو داريم ...

URL: http://www.nazbanou.persianblog.com

نويسنده: دنیا Wednesday، 18 Aug، 2004 ساعت 02:20

من با حرکت این آقاهه مخالفم!!
مثلاً حکومت ایران به یک کشور حمله کنه و هزاران نفر را هم بکشه و جنایات مختلفی را هم انجام بده.. حال درسته که من را به خاطر عملی که حکومت وطنم انجام داده، محاکمه کنند؟! درسته که از من دوری کنن به خاطر جنایتی که کس دیگری مرتکب شده؟! ..
اگه کار آرش میر اسماعیلی درسته، پس ما چطور به خودمون اجازه می دیم که پا به عراق بزاریم و در کشوری که باعث نابود شدن خیلی چیزها شده و خونهای زیادی را جاری کرده پول خرج کنیم و به اقتصادش خدمت کنیم؟! ... اگه میراسماعیلی کار درستی کرده پس چرا شما این کار را تکرار نمی کنید؟!.. پس باید به هیچ عراقی اجازه ی داخل شدن به ایران را ندیم! نباید با هیچ عراقی حرف بزنیم حالا چه برسه به این رابطه ای داشته باشیم!!
اگه میراسماعیلی قهرمان ملی شده و فکر می کنید باید بهش افتخار کرد!!!
پس طبق این اصل ما نباید تا قرنهای متوالی به حرمت خون تمام کسایی که بی گناه و بدون اینکه سهمی در جنگ داشته باشند و در خونه هاشون بودند و به فکر خانواده و زندگیشون بودند اما بمباران شدند..
به حرمت تمام کسایی که بی گناه به یک زندگی زجر آور و طاقت فرسا محکوم شدند، به حرمت تمام کودکانی که شیمیایی شدند.. به خاطر تمام کودکانی که از نعمت داشتن پدر و مادر محروم شدند و به خاطر تمام مادرانی که کودک و جگرگوششون در بقلشون پرپر شدند و ... نباید هیچ وقت با عراق مراوده ای داشته باشیم..

ولی اینها همه بازی سیاست ِ. همونطوری که سیاست حکم می کنه و به خاطر خودخواهی و منفعت طلبی خیلی چیزها نابود می شه..
میراسماعیلی کاری نکرده که ازش تقدیر بشه، بلکه خیلی چیزها را زیر سوال برده!!

URL: http://mehrvazh.persianblog.com

نويسنده: اميرطلا Tuesday، 17 Aug، 2004 ساعت 12:37

راستی سعيد جان لينکيدمت!!! :) در ضمن نظرت درباره طراحی لباس کاروان ايران چيه؟!! حالت بد نشد؟!! :(

URL: http://brokenview.persianblog.com

نويسنده: اميرطلا Tuesday، 17 Aug، 2004 ساعت 12:34

خدمت عليرضا فرمد عزيز: دوست عزيز!‌ يکبار ديگه نظر خودتون رو بخوانيد و ببينيد حرف شما غيرمنطقی تر هست يا سعيد! البته نظر شما هم مثل تمامی نظرها محترم! ولی بهتره که خودمون رو از انسانهای ديگه در دنيا فهميده تر و با شعورتر و جوانمردتر ندونيم! اين همه انسان ديگه در دنيا معتقدند که در المپيک بايد روح المپيا جاری باشه! اونوقت شما ؟ فکر می کنيد مردم نقاط ديگر جهان ناجوانمردند که با اسرائیل به گونه ای غر از ما رفتار می کنند؟ احمقند؟!! نا آگاهند؟!! دست نشانده اند؟!! با کشورهای ديگر مشکل ندارند؟! خود کشورهايی که با اسرائيل می جنگند هم وقتی در مسابقات ورزشی با اسرائيلی ها روبرو می شوند، با آنها مسابقه می دهند!!! آنوقت ما؟!! ((کاسه داغ تر از آش!!!!!)) البته اين طرز فکر شما چيزی نيست جز تاثيرات تربيت فکری آخونديسم!! چيزی شبيه همون صهيونيسم (البته از نوع اسلامی‌اش!!) - پايدار باشيد

URL: http://brokenview.persianblog.com

نويسنده: عليرضا فرمد Tuesday، 17 Aug، 2004 ساعت 05:54

يعنی شما می تونيد جنايتهای اسرائيل رو فراموش کنيد و با کسي که نماينده اين رژيم هست مسابقه بدين اگر روح المپيک اينکه انسانها روابطی رو که در بيرون از استاديوم با هم دارن فراموش کنن و بازيشونو بکنن اصلا پذيرفتنی نيست حالا اسمش هر چقدر زيبا باشه : روحيه ورزشکاری. يک سئوال : اگه کسی خدای نکرده بابای شما بکشه يا به ناموس شما تجاوز کنه يا شما رو از سرزمين اجداديتون بندازه بيرون، شما ميتونيد باهاش بازی کنين. بنظرم هدف از ورزش گسترش صميميتهايی است که قبلا بايستی بوجود آمده باشد نه اينکه ورزش کنيم تا همه چيزهای قديم يادمون بره. خيلی با منطق جور در نمي آيد. البته با شناختی که از شما دارم این طرز فکر یک مقدار برام عجیب اومد.

E-mail

نويسنده: ثریا Tuesday، 17 Aug، 2004 ساعت 05:06

البته دو تا چيز هم بگم حالا که اومدم ! اولا که من نمی دونم چرا اصلا المپيک رو دوست ندارم . بعدش هم اون لينک مرحوم منو بردار . مرسی

URL: http://www.persianblog.com/user/soraya

نويسنده: ثریا Tuesday، 17 Aug، 2004 ساعت 05:04

من فقط اومدم ببينم چيکار داری ميکنی ! طبق معمول هم عاشق اين عکساتم . کشته منو !

URL: http://www.persianblog.com/user/soraya

نويسنده: nasrin Tuesday، 17 Aug، 2004 ساعت 03:31

سلام........فقط اومدم بگم خوندم.......موفق باشيد.

URL: http://r4hm2004.persianblog.com

نويسنده: اميرطلا Tuesday، 17 Aug، 2004 ساعت 01:08

به اين لينک هم سری بزنيد:

http://www.baba.eparizi.com/biderang/001956.html

ماجرای مسابقه خادم با کشتی گير اسرائيلی که صدايش را در نياوردند!!....

URL: http://brokenview.persianblog.com

نويسنده: خاچيک آواتاريانس Monday، 16 Aug، 2004 ساعت 12:41

بله . مفهوم صلح دوستی بين ملت ها خيلی جالبه.

URL: http://khachik.persianblog.com

نويسنده: اسد Monday، 16 Aug، 2004 ساعت 11:21

سعید جان اگر چه انسان در حوزه های مختلف ظاهرأ پیشرفت کرده است اما هنوز از نظر روانی بدوی و خشن است.

URL: http://assad.persianblog.com/

نويسنده: ساده Monday، 16 Aug، 2004 ساعت 09:20

سلام المپیک؟ نمیدونم جشن ها ش قشنگه! در ضمن بی نظر بودن بهتر از نظر ندادنه! واضح بود؟

URL: http://sadehf.persianblog.com

نويسنده: فرهاد Monday، 16 Aug، 2004 ساعت 05:39

با سلام ميخواستم بگم کار ارش ربطی به سياست نداره و فقط به خاطره مردم فلسطينه که تو دنيا اگه خوب نگاه کنی ميبينی که کسی از اونها حمايت نميکنه اگه ما هم حمايتشو ن نکنیم دیگه کسی رو ندارن یه کم این یهودیها رو نگاه کنید چطوری از اسراییل حمایت میکنن یه کم خجالت بکشیم که اسم خودمون رو گذاشتیم مسلمون .
درسته که الم

E-mail

نويسنده: مصي Monday، 16 Aug، 2004 ساعت 04:09

المپيک مثل يه شعر ميمونه که از آرزوهای قشنگ حرف ميزنه. گاهی دنيا اونقدر زشته که تو شعرم خوشگل نميشه. به هرحال فکر ميکنم تو المپيک اين آدما هستن که بايد به رسميت شناخته شن نه دولتها.

URL: http://www.velamkon.persianblog.com

نويسنده: شهلا Monday، 16 Aug، 2004 ساعت 02:19

درود بر تو سعيد جونم با وجود اینکه منشور حقوق بشر به دست بزرکترین مرد ایران کــــــــو روش کـــــــــبیر نوشته شده با شرمنده گی ار فَـــرَ وَ شی پاک ایشون باید امروز شاهد چنین کار های احمقانه پاچه خوارانه از سوی مثلن ورزش کارمون باشیم که به دلیل اینکه دولت ایشون با کشور اسرائیل بده بستون دارند از بازی کردن با ورزشکار اسرائیال خود داری کند چه درد بار است این کوته فکری ها .... تا درودی دگر بدرود.

URL: http://www.nejaat.com

نويسنده: متين Sunday، 15 Aug، 2004 ساعت 10:05

سلام . من فکر کنم که المپيک رو دوست داشته باشم ! البته مطمين نيستم !! اما در مورد افتتاحيه و اختتاميه شک ندارم و مطمينم که دوست دارم !! معمولا اگه از جلو تلويزيون رد شم و ژيمناستيکش باشه وای ميسم يه کم نگاه ميکنم . پاتيناژ رو هم دوست دارم گر چه تا حالا نديدم !! شنای خانوما رو هم همين جور ... !
ديشب داشتم به مريم ميگفتم که مريم خيلی هيجان انگيز ميشه اگه در آينده بتونيم با اون نيمه هه بريم افتتاحيه المپيک !!! ( همون نيمه هه ديگه !! بيچاره نميدونه چه نقشه هايی براش کشيديم !! )
در مورد اون حرکت آرش اينا ( خب فقط آرش !! ) ُ راستش ديروز که فهميدم چيکار کرده اين حرکتش برام قابل تقدير بود و خوشم اومد . اما خب صحبت های تو هم جای فکر داره ... البته من اصلا فکر نکردم که به خاطر سياست بازی های ديگران اين کارو کرده باشه . من راستش توی تحليل کردن و ربط دادن موضوعات خيلی ضعيفم !! الان که تو اينو گفتی به نظرم مياد که خب ممکنه سياست باشه !!
اما اگه خودش بنا به ميل خودش و برای کشورش و برای فلسطين اين کارو کرده باشه به نظر من خيلی حرکت خوب و پسنديده و شجاعانه ای انجام داده .
راستی ! زير پا گذاشتن اصول که خيلی شيرين و مهيجه !! اونم اصول المپيک !!
نظرش ... !! نظرش ..!! نظر سعيد ... بيااااااااااااااااااااااااا !!
سعيد جان نگران نباش ديگه . نظرت رو صدا کردم بياد !! تو راهه الان کم کم ميرسه !! ( نظرش منو ضايع نکنی جلو ملت !! )
موج سواريت هم مطمين باش عاليه و من خودم شخصا اگه زياد بتونم آن لاين بمونم حد اکثر استفاده رو ازش ميکنم .
من برم ديگه الان نظرت هم ميرسه زشته کسی درو روش باز نکنه !!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: افضلی Sunday، 15 Aug، 2004 ساعت 08:27

با سلام
وبلاگ خوبی داريد
در صورت تمايل به لينک من را خبر کنيد من شما را در دو وبلاگه قرار ميدهم
www.soil.amozeshonline.com
www.sharghian.com
افضلی

URL: http://www.soil.amozeshonline.com

نويسنده: ميکايیــــــــــــــــل Sunday، 15 Aug، 2004 ساعت 05:06

عرض شود که:۱-من شنيدم که مير اسماعيلی به طور مستقيم از مبارزه خودداری نکرده...بلکه کولوا و اشربوا رو تسرفوا کرده که به سر وزن نرسه و قانوناْ از بازيها کنار بره...وگرنه محروميت سنگينی در انتظارش بود...۲-خيلی لباس کاروان ايران بدرنگ بود...خيلی خيلی زياد...۳-همين ديگه نظری ندارم!

URL: http://badobarann.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Sunday، 15 Aug، 2004 ساعت 04:14

ای بابا .... خوب ميبازيم نه ؟؟

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: ali hasani Sunday، 15 Aug، 2004 ساعت 02:34

اين بستگی داره چی را اصل و چی را فرع بدونيم.
اگه المپيک را اصل بدونيم در هر مرحله بايد به سازی که برای بشريت کوک می کنن برقصيم؛ و اگه انسانيت را اصل بدونيم ؛ خودمونو جای اونايی می ذاريم که خونه ها شونو روی سرشون منفجر می کنن و بعد خوب و بد را می سنجيم. تازه شما اگه دزدی خونه تونو تصاحب کنه ناراحت نمی شی ببينی برادرهات بی خيال دارن با دزدها مسابقه ميدن؟

URL: http://14abdollah.persianblog.com

نويسنده: سارا Sunday، 15 Aug، 2004 ساعت 01:23

خوب بسلامتی که المپيک امسال رو هم ديدم.. تا المپيک بعدی کی زنده کی مرده...

URL: http://www.sara8.com

نويسنده: مريم Saturday، 14 Aug، 2004 ساعت 10:01

مردم ما ديگه عادت کردن بريزن تو خيابونو و ميان برنامه تلويزيونشون صحنه جنگ باشه !! خيلی جدی تو نت کار ميکنی موفق باشی

URL: http://evrything.persianblog.com

نويسنده: رز Saturday، 14 Aug، 2004 ساعت 07:51

وای سعيد تو داداش من نيستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دارم از خوشحالی می ميرم که باز المپيک..ولی با گريه قاطيه آخه من تلويزيون ندارم....حالا هيچ کدوم من اين تکواندو و وزنه برداری رو نبينم ميميرم...يکی به داد من برسه......راستی ما يه اف برات گذاشتيم ديدی؟نديدی؟؟واييی باز المپيک...من همش گريم مياد چون هيچ کس نيست کنارم که ذوقشو داشته باشه...بايد به زودی يه اپ کنم برا اين المپيک....راستی من هنوز نميدونم درسته که ما با اسرائيلی ها مسابقه نميديم..يت کمکشونو قبول نميکنيم....نميدونم ...عجبا من نمی خوام ميلمو بدم ..اين سيستمو قبول کن ديگه....اصلا منم ميل خودتو ميزنم

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: حامين Saturday، 14 Aug، 2004 ساعت 07:25

حرومت اون همه کامنت که برات گذاشتم!!!!‌خوب حتمآ بلاگ منو نميخونی ديگه!!!!

URL: http://Haminpersia.persianblog.com

نويسنده: محمد (حرف هایی از دل زمان) Saturday، 14 Aug، 2004 ساعت 07:14

سلام :) اولا که خوش به حالت که از نزديک و مستقيم ديدی اين افتتاحيه رو :) دوم هم راستش داستان آرش ميراسماعيلی داستان سياست ها نيست ... داستان صهيونيست و نژاد پرست بودن افراد و حکومت اسراييل است ... همون طور که تا زمانی که حکومت آپارتايد توی افريقای جنوبی بود ما همين نظر رو داشتيم ولی حالا هيچ مشکلی با حکومت آفريقای جنوبی نداريم و اون رو نژادپرست نميدونيم .... شاد باشی پسر‌:)

URL: http://weblog.simianama.com

نويسنده: مهرنوش Saturday، 14 Aug، 2004 ساعت 07:08

يعنی يه چيزی تو مايه های گير و اينا !‌ بيخيال . اما من نميدونم چرا از المپيک خوشم نمياد !! هيجان کافی نداره . شايدم ....

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Saturday، 14 Aug، 2004 ساعت 07:06

سعيد جان ميبينم کم کم شدی مفصر ورزشی و ....

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: Nader Saturday، 14 Aug، 2004 ساعت 06:32

آقا سعيد سلام،
من هم اتفاقاً ديروز که مراسم افتتاحيه و رژه تيمهای ورزشی در حال پخش بود به همين مطلبی که شما اشاره کردی فکر می‌کردم. مخصوصا وقتی پرچم المپيک در مرحله آخر وارد ورزشگاه شد و سرود ملی المپيک را خواندند. اگر انسانها نمی‌توانند در کنار هم با صلح و صفا زندگی کنند و هر روز المپيک باشد دليلش پست بودن صفت قلیلی از انسانهاست که برگرده اکثريت سوار شده و آنها را برای رسیدن مقاصد پلید و ضد انسانی خود در نقاط مختلف جهان به بازی گرفته‌اند. اينها لشکريان شيطان هستند که از روز ازل با خود عهد کرده‌اند که فرزندان آدم روی صلح و دوستی جهانی را به خود نبينند و دائماً با هم در حال جنگ و تعرض باشند.

URL: http://newtime.plonix.com

لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.