WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « بچه داری |  اهميت حضور برای جنبش حق‌طلبی »
اجتماعی Tuesday, June 29, 2004
اينترنت و ظرفيت ما

سال پنجاه و هفت چهار تفکر مختلف، بزرگترين و مردمی ترين انقلاب قرن رو رقم زدند. بيش از نود و نه درصد ايرانيها از تمام اقوام و تفکرات و با دانش سياسی، در آزادترين و آگاهانه ترين انتخابات ايران، به رهبری آيت الله خمينی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران رأی دادند. جامعه مذهبی ايران به رهبری يک روحانی و حکومت ملی گرايان رأی دادند، حتی طرفداران حزب توده که تفکرات کمونيستی داشتند. اگر اطلاعات خيلی کمی هم از تاريخ انقلاب داشته باشيد، می‌دونيد که چند سال اول انقلاب قدرت اجرايی به دست ملی گراها بود. ولی برخلاف دوران مصدق، اينبار مذهبی‌ها تمام سعی خودشون رو کردند تا قدرت رو به دست بگيرند. در اين سالها بازار بحث و ميزگرد بين سران چهار تفکر عمده (مذهبی، ملی، مجاهد و توده یی یا فدايی) در تلويزيون و دانشگاهها و مجامع گرم بود. ولی در وهله اول شروع جنگ و بعد عدم موفقيت بعضی از اين تفکرات، در شفاف سازی ايدولوژی شون، باعث شد اين گروهها دست به ترور و مبارزه مسلحانه بزنند و اينجا بود که انقلاب از مسير آرمانی خودش خارج شد، و گفتگو و ايدولوژی جای خودش رو به قتل و اعدام و ترور داد.
از اون سالها بيش از بيست سال ميگذره. ديگه در ايران از دو گروه عمده انقلابی خبری نيست. ملی گراها هم عملاً از صحنه سياست کنار رفتند و فقط ما (ملت) مونديم و مذهبيون سياستمدار. چه بخوايم، چه نخوايم، چه قبول کنيم، چه نکنيم، تو اين سالها خيلی چيزها عوض شده. حالا ديگه تو کشوری که ادعا می‌کرد ديوار آهنينش، سختتر از ديوار آهنی کشورهای کمونيستی در برابر موج تبليغاتی امپرياليسته و يک زمانی توش داشتن دستگاه ويديو، جرم محسوب ميشد، حالا مردمش به راحتی و با کمترين هزينه يی به انواع و اقسام اطلاعات دسترسی دارند. درسته که هنوز ملت با ترس و لرز، رو پشت بومشون آنتن ماهواره ميگذارند، ولی اگه دور و برمون رو نگاه کنيم، ميبينيم حتی اون روستاييش هم تو خونش گيرنده ماهواره داره.
از چند سال قبل و ظهور پديده اينترنت، همه چيز رو عوض کرد. برعکس برخورد اوليه رژيم با ويديو و ماهواره، اونو اينبار ممنوع نکردند. با اينکه حجم اطلاعات و تنوع اونها (چيزی که تمام حکومتهای ديکتاتوری ازش ميترسند) خيلی بيشتر از هر رسانه ديگه هست، و راحتتر از ماهواره ميشد جلوش رو گرفت؛ ولی حکومت ايران اين کار رو نکرد و بخاطر حساسيت موضوع، بررسی اون رو سپردند به مجمع تشخيص مصلحت نظام تا تصميم راهبردی تری گرفته بشه. حالا اگر کلاً استفاده از اينترنت، مثل خيلی چيزهای ديگه که تو ايران غيرقانونی هست، ممنوع ميشد، چه اتفاقی ميوفتاد؟ درسته که برای خيلی از ما، الان بدون اينترنت زندگی معنا نداره، ولی شيش سال پيش برامون چه فرقی می‌کرد که اينترنت داريم يا نه؟ يا اصلاً چند نفر حاضر ميشدند پول گزافی خرج کنند تا از طريق کشورهای ديگه به دنيای اطلاعات راه پيدا کنند؟ پس ميبينيم که حکومت مذهبيون بعد از اين همه سال قدرت، تن به بزرگترين ريسک حياتش داد و اجازه داد مردم به هر اطلاعاتی که خواستند دسترسی پيدا کنند.

وقتی من تو ايران دانشجو بودم، اينترنت تازه تو دنيا درحال گسترش بود و تو ايران هم بصورت محدود استفاده ميشد. تو کل استادان ما (که رشته مون هم کامپيوتر بود) فقط يکی که عضو هيت علمی دانشگاه تهران بود، با اينترنت کار کرده بود و چون با من و چند تا از دوستانم صميمی بود، مييومد با پز برامون از چت کردنش با خارجی‌ها تعريف می‌کرد!!! خود من هم اولين چيزی که از اينترنت ياد گرفتم، ايميل و چت بود، البته شايد باورتون نشه، ولی تا حالا من وارد چت روم نشدم و اگر چتی هم ميکنم با آشنايان و دوستانم و از طريق مسنجره و اگه بهم فحش نديد، به نظرم چت کردن محض؛ يعنی ارتباطی که فقط با چت باشه، يه بيماری خطرناک روحيه. حالا شايد خيلی‌ها بگند، يعنی بحث و گفتگو تو چت هم اشتباهه؟ خب اگه دو نفر يا چند نفر بتونند همين بحث‌ها رو، رودررو يا از طريق تلفن بکنند، هم وقت کمتری ميبره و هم هزينه اش کمتره، ولی واقعاً چند درصد از ما، تو چت رومها دنبال کسب اطلاعات هستيم؟ چند درصد از ما شده که جرأت به خرج بديم، همون دو کلمه انگيليسی که بلديم رو تو چت با غير ايرانيها، تمرين کنيم؟ متأسفانه، اونجور که شنيدم، چت رومهای ايرانی، ناامن ترين و بيهوده ترين محل برای وقت گذرونی جوونها شده.

اگر اين بالای صفحه رو نگاه کنيد، دو تا کادر برای جستجو قرار داره؛ يکيش برای گوگل، و اون يکی برای جستجو تو وبلاگمه. نميدونم چقدر با گوگل آشنايی داريد، ولی تو اين چند ماهی که با کاربران اينترنتی زيادی در ارتباط بودم، اکثرشون با اينکه دانشجو بودند ولی حتی طريقه جستجو تو اينترنت رو هم بلد نبودند. يعنی اکثر ما که بيشتر وقتمون رو تو اين دنيای اطلاعات ميگذرونيم، حتی يکبار هم به ذهنمون نرسيده که توش دنبال يک موضوع بگرديم. البته جالبه بدونيد که خيلی‌ها هم دنبال موضوعاتی تو گوگل ميگردند ولی کلماتی مانند «سک...» و مترادفات و ترکيبات لغوی اون... اين رو از رو باد هوا نميگم؛ چون ميشه به راحتی فهميد اونهايی که از طريق موتورهای جستجو به يک سايت ميرند، دنبال چه کلماتی بودند. مثلاً چون تو وبلاگم کلماتی مثل «چت» و «دختر فراری» بوده، يه بنده خدايی دنبال «چت با دخترهای فراری» بوده و از اينجا سر در آورده!!! و البته به کاهدون زده! يا مثلاً جستجو تو وبلاگم، طرف به يه نحوی اومده اينجا، ولی نميدونم چرا فکر کرده ميتونه راجع به اين چيزها اينجا مطلب بخونه. اکثراً هم دنبال «خاطرات سک...ی» ميگردند! خداييش چند بار از موتورهای جستجوی اينترنتی، برای پيدا کردن يه مطلب استفاده کرديد؟ [چون نميخوام ديگران هم دچار اشتباه دوستی بشند که دنبال «چت با دختران فراری» بود و از اينجا سر در آورده، کلمات خاص رو کامل ننوشتم، وگرنه برای من اين مسائل تابو نيست]

دو سال پيش همين موقع ها، امير مقيم يه لينک برام فرستاد، که برو ببين اين رفيق جناح چپيمون چی کار کرده! رفتم ديدم، شهاب زالی يه صفحه داره که هر چند روز يه بار توش عکس يه شهيد يا يه حديث ميگذاره و ميشه برای هر نوشته نظر داد، مثل يه وبلاگ ولی خب فارسيش! آدرسش رو هم که نگاه کردم، ديدم پرشين بلاگه و فهميدم اين واقعاً يه وبلاگ فارسيه. يه کم برام جالب بود ببينم، ما ايرانيها تو وبلاگهامون چی مينويسيم، ولی وقت نشد زياد دنبال قضيه رو بگيرم و دو تا وبلاگ فارسی ديگه هم برم. اين گذشت تا تب وبلاگ به مطبوعات و سايتهای ديگه کشيده شد و منم سر از چند تا وبلاگ در آوردم. برعکس دفعه قبل اينبار از رو لينکهايی که تو وبلاگها بود، با وبلاگهای بيشتری آشنا شدم؛ يه آينه به تمام معنا از فرهنگ و اجتماع ايرانی. طبق معمول پر طرفدارترينشون وبلاگهای پورنو و بعد از اون وبلاگهايی که يک دختر روزنگاری ميکنه. وبلاگهای سياسی هم فقط بحثها و دعواهای هميشگی و تکراری و توهين به همديگه. وبلاگهای ادبی و هنری هم تنها نظری که توشون يافت ميشد: «زيبا بود» و «چه قلم توانايی داری» و... يعنی هيچ کس نمييومد بگه اينی که نوشتی فلان جاش قشنگتر بود يا بهمان جاش اشکال داشت. وبلاگهای علمی هم تنها نظری که داشتند، نظری بود که «مادام کوری»! واسه همه پستهای پرشين بلاگ فرستاده بود. اين وضعيت کم و بيش هنوز هم ادامه داره.

اين مسائل رو همه ما ميدونيم و خيلی‌ها دقيقتر و کارشناسانه تر به اين موضوع پرداختند و نقد و بررسيش کردند؛ ولی اين وسط اونی که تو مجمع تشخيص مصلحت نظام، اجازه داد استفاده از اينترنت در ايران قانونی و در دسترس همه باشه، خيلی بهتر از من و شما به اين مسائل آگاه بود و هست و ميدونه که تو اين دنيای بزرگ اطلاعاتی، مردم ايران به دنبال چه چيزهايی هستند. و خوب ميدونه که نه تنها هيچ مشکلی برای حکومت و قدرتش پيش نمياد، بلکه راحتتر به اهدافش ميرسه. حالا سؤال اينجاست که چرا الان تصميم گرفته اين دستيابی به اطلاعات رو برای مردمش، محدود کنه.

نميدونم شما تا حالا با کسی، به هر دليلی مشکل پيدا کرديد يا نه. مثلاً شما وبلاگ داريد و يه نفر با اسم و آدرس وبلاگ مشخص مياد و بجای جمله «وبلاگ خوبی داری، به من هم سر بزن»، بگه: «چه وبلاگ بدی داری»، «چقدر حرفهات بيخوده»، «چقدر اطلاعاتت کمه»، «چقدر تو فهمت از موضوعات کمه»، و... حالا دلايلش رو هم بيان کنه يا نکنه، اولين چيزی که به ذهنتون ميرسه چيه؟ اگر ضعيف باشيد، شما هم ميريد تو وبلاگش همين کار رو ميکنيد. اگر احساس قدرت کنيد، حتماً به ذهنتون ميرسه که يه جوری در وبلاگش رو ببندم تا حالش گرفته بشه. واقعاً کمتر پيش مياد که ما بتونيم خويشتن داری کنيم. اينطور نيست؟ من اين رفتار حذفی رو حتی تو کسانی ديدم که در صف اول مخالفت با فيلترينگ و سانسور بودند. همين دوستان بارها از من پرسيدند، آيا ميتونم فلانی رو هک کنم.

نميدونم چقدر با در و همسايه تون آشنا هستيد، نميدونم از خيابون انقلاب پايين تر رفتيد يا نه، نميدونم از شاه عبدالعظيم اونور تر رفتيد يا نه، ولی حتماً قبول داريد که حداقل سی درصد جمعيت ايران، جوری اعتقادات مذهبی دارند که خواسته يا ناخواسته شدند پشتيبان حکومت يا بقولی سرمايه‌های انقلاب! حالا فکرش رو بکنيد که اينها بياند ببينند تو يه وبلاگ يا سايت، يک نفر تمام ارزشها و اعتقاداتی که هويتشونه، رو کامل زير سؤال برده يا بدتر بهش توهين کرده. شما جای اون شخص بوديد چی کار می‌کرديد؟ عاقلانه ترين راه توقع رسيدگی از جانب قدرتيه که معتقد و پشتيبانش هستيد.

به نظر من، پيشرفت خوبيه که حکومت از اون احساس ضعف سالهای اول، مثل تيرباران دختران سيزده ساله، به جرم داشتن يا خوندن کتابی از فلان گروهک، به اين احساس قدرت رسيده که قانونی وضع ميکنه تا محترمانه، نگذاره ملت به راحتی از افکار مخالفش آگاه بشند!!! البته مثل اکثر مسائل جاری کشور، اعمال سليقه و مشکلات شخصی، خشک و تر رو با هم سوزونده.

به نظر من هر حرکت جمعی و روشن شدن مواضع، مفيد و مثبت ميتونه باشه ولی بهتر نيست، بجای فقط انتقاد، بيايم تو رفتارها و زندگی شخصی و اجتماعيمون، همين چيزها رو رعايت کنيم و به اعتقادات و تفکرات ديگران احترام بگذاريم و از هر مخالفت يا انتقادی بر آشفته نشيم؟ اينجوری فرزندانمون که سياستمداران آينده هستند هم ياد ميگيرند که با مخالفشون چطور رفتار کنند.

پی نوشت: در اينکه قلم من ناتوان از رسوندن مطلب هست شکی نيست و در اين نوشته هم اکثر قريب به اتفاق دوستان برداشتی غير از چيزی که منظور اصلی من بوده داشتند.
توضيح ضروری اينکه من نه قصد طرفداری و نه توهين به شخص يا اجتماعی رو داشتم و اگر از نوشته‌های من اينطور برداشت ميشه؛ بخاطر عدم تواناييم در رسوندن اصل مطلب بوده. مثلاً اينکه گفتم اونی که تمام زندگيش شده چت، يه بيماری خطرناک داره. خب من نه روانشناسم نه جامعه شناس و اين نظر شخصيم بود و اکثر کسانی که اين رو توهين قلمداد کردند هم بهش اذعان دارند. حالا يک سؤال: «شما وقتی که ميريد دکتر و دکتر تشخيص ميده شما بيماريد، يعنی بهتون توهين کرده؟» البته بعضی از دوستان گفتند که بايد به دلايل اون اشاره می‌کردم. اول اينکه بحث اصلی چرا چت کردن و اعتياد و مشکلات روحی و روانی و اجتماعی ناشی از اون نبود. تازه، اکثر ما هم جواب همه اينها رو ميدونيم و دوستان ديگه تو مقالاتشون شيواتر و بهتر اون رو نقد کردند و ميشد تکرار مکررات.
بعضی از دوستان هم اين ايراد رو گرفتند که چرا از نوشته‌های من طرفداری از حکومت ايران استنباط ميشه. متأسفانه هيچ کدام از دوستان هم لطف نکردند بگند کجای نوشته‌هام غير واقعی و غير مستدل بود. البته يکی از دوستان هم گفته مثلاً تو ترينهايی که بکار بردم حرف زياد هست. مسلماً هم حرف زياد هست، ولی اگر شما مثال نقضی می‌دونيد، خب لطفاً بگيد تا من نه تنها دانسته‌هام رو اصلاح کنم بلکه نوشته ام رو هم تغيير بدم تا ديگران اطلاعات غلط کسب نکنند. لطفاً اگر مطلب اشتباهی اينجاست، ذکر کنيد تا تصحيح کنم.
دوست خوبی اينجور برداشت کرده که من گفتم رژيم کار خوبی کرده که فيلتر ميکنه و منت گذاشته و اجازه داده تا مردم از اينترنت استفاده کنند. البته اگر اين دوست عزيز، مطلب رو با دقت ميخوند ميديد، بحث سر اين هست که چرا حکومت اين کار رو کرده، و مسلماً هيچ کدوم از دلايل توجيه اين نميشه که مردم از پيش پا افتاده ترين آزادی يعنی کسب اطلاعات، محروم باشند؛ ولی قصد من اين بود که خود ما بجای فقط انتقاد کردن و شعار دادن، بيايم تو زندگی شخصيمون مثل حکومت رفتار نکنيم. شايد به نظر خيلی‌ها انقلاب و عوض کردن حکومت تنها راه تغيير ايران باشه، ولی کی مطمئنه سرنوشت انقلاب پنجاه و هفت تکرار نميشه؟ پس بهتر نيست بجای اينکه بشينيم و همه تقصيرات رو متوجه حکومت کنيم، تو خودمون که ازش مطمئن هستيم انقلاب کنيم؟ اگر شما مطمئن نيستيد که اين راه درسته و فرزندانمون طعم آزادی رو نميچشند، ميتونيد به تاريخ اروپا نگاه کنيد. هر چند که همه جا و هميشه سياست آلوده بوده و مردم بازيگرانی در دست کارگردانهای سياست پيشه هستند و خواهند بود.
دوست ديگه يی گفته چرا ما بايد به حکومت اين حق رو بديم تا هر کاری بکنه تا قدرتش حفظ بشه. من هم مسلماً اين حق رو به هيچ کس ندادم؛ ولی از شما پرسيدم که شما در اين مواقع چه ميکنيد. به نظر من هروقت من و شما که عضوی از جامعه هستيم، تونستيم به افکار و عقايد ديگران احترام بگذاريم، اونوقت ميشه از سياستمداران که غرق در قدرت هستند، انتظار داشت مثل ما عمل کنند. نکنه شما هم فکر ميکنيد حکومت ايران از آسمون اومده و سياستمدارانش با من و شما فرق دارند؟
دوست ديگه يی که مسلما خواننده هميشگی وبلاگم نبوده، گفته، دارم مثل بقيه شعار ميدم. يادم نمياد جايی تو نوشته‌هام عنوان کردم که من بی عيب و نقص هستم. هر جا هم از مشکلات اجتماعی و فرهنگی صحبت کردم، ضمير ما بکار بردم، يعنی من و اونهايی که مثل من مشکل دارند. ولی ازتون خواهش ميکنم اگر تو من اشتباه يا ضعفی ميبينيد بدون احساس گناه بيان کنيد و بدونيد با کمال ميل ميشنوم. البته بعضی از دوستان شايد بگند، ما که گفتيم با حرفهات مخالفيم، پس چرا باز خواهش ميکنه؛ ولی من نديدم دوستی بگه با کدوم قسمت و چه مسايلی مخالفت داره و من اشتباه ميکنم. لطفاً مثل حکومت انتقاد (متهم) نکنيد؛ بلکه دوستانه و با جزئيات کمکم کنيد تا ايرادات و اشتباهاتم رو اصلاح کنم. از توجهتون ممنونم.


نظر شما چيه؟ (126 پيام)

   Bookmark and Share

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 03:30 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: کیانوش Monday، 03 Dec، 2007 ساعت 12:50

دوستون دارم


نويسنده: mina Tuesday، 18 Apr، 2006 ساعت 12:42

نظری ندارم


نويسنده: امير Friday، 29 Jul، 2005 ساعت 03:40

سلام سعید جان
خوبی ... خسته نباشی .
وبلاگت خيييييييييييييييلی پرمعناست .من اولين باره که به وبلاگت ميام خيلی خوشم اومده از مطالبت .
بازم پيشت ميام آپ کردی خبرم کن .
به سرزمين منم بيا خوشحال ميشم .
منتظرتم .
موفق باشی
فعلا....

URL: http://eshghepak.blogfa.com

نويسنده: ستاره Tuesday، 01 Mar، 2005 ساعت 06:24

به نظر می رسه که خوب باشه چون من دنبال یه چیز دیگه می گشتم سر سری خوندم ولی حقیقت را بگین


نويسنده: کورش بزرگ Thursday، 08 Jul، 2004 ساعت 10:38

سلام سعيد جان... من که معلومه چی کارشون ميکنم... ميفتحمشون:)... به عبارت بهتر فتحشون ميکنم... ميگما تو اين مدت زياد خيلی وبلاگت عوض شده... پرطرفدار بودی٬ حالا طرفداراتم زياد تر شدن... يعنی شدی يه سردار خوب... خيلی خوشحال شدم که اينجا اومدم... موفق باشی... مردوخ نگهدارت!!

URL: http://greatcyrus.persianblog.com/

نويسنده: محمد Tuesday، 06 Jul، 2004 ساعت 04:13

سعيد جان سلام ... محمد هستم يار ديرين ... پست جنجال برانگيزت رو خوندم به همراه انواع و اقسام جوابيه ها و پی نوشت ها و پس نوشت هايش ... به نظر من داستان اين همه نبود ... يک ميس اندرستندينگ ساده ... اما يه داستان واسم جالب بود ... برادر اگر چيزي را مي گويي اگاهانه بگو كه بعدا مجبور نشوي بر آن آب توبه بپاشي ... يا به حرفت اعتقاد داري يا نداري ... اگر داري كه معذرت خواهي و توبه لازم نيست ... حتي احتياجي به اثبات آن هم نيست ... اگر هم نداري كه پس نگويي بهتر است ... به هرحال تجربه اي را از سر گذراندي كه كم نتجربه اي نبوده ... تو اينجور چالش هاست كه آدم خودشو محك مي زنه ... قربانت ... محمد

URL: http://www.alvand4all.persianblog.com

نويسنده: امید Tuesday، 06 Jul، 2004 ساعت 01:31

والا چی بگم ، من با ۸۰٪ مطالب شما مخالف هستم، ولی هر کس نظر خودش را دارد، نظر شما هم قابل احترام ، من زياد اهل سياست نيستم دوست هم ندارم قاطی بشوم ولی چيزهايی که تو اين ۲۸ سال زنگی ام ديدم وشنيدم خيلی هاش خلاف گفته های شماست....

URL: http://golpesar2002.persianblog.com

نويسنده: سميرا Monday، 05 Jul، 2004 ساعت 03:09

اه.. من هر چی ميگذره گيج تر ميشم. الان وبلاگ غريبه رو خوندم و اونجا اين به ذهنم رسيد.. اين وضع الان.. يه ليوانه با يه ذره پر و يه عالمه خالی. مشکل اينه که ما چج.ری ببينيم.. اون يه ذره پر رو ببينيم يه اون يه عالمه خالی رو.. کتاش بشه ما يه ليوانو کامل نگاه کنيم نه نصفه نصفه...

URL: http://samira5.persianblog.com

نويسنده: سميرا Monday، 05 Jul، 2004 ساعت 02:55

سلام! ببين من کاملآ گيجم الان.. يه بار اومدم يه نصفه نظر دادم و بعدش به نوعی ديگه نشد نظرام رو کامل کنم... الانم داشتم کامنتهای تو وبلاگ مهرنوشو ميخوندم... کاملآ گيج شدم الان.. ميدونی.. شايد بهتر بود اساسآ فقط اون قسمت انتهايی مطلبت رو ميذاشتی که ادم بتونه نظر واقعيتو درک کنه! ببين.. مهزنوش.. افتا پرست و من و هر دختر ديگه ای حق داريم که ناراحت شيم اگه ببينيم اسم کار ما در کنار وبلاگهای پورنو اومده.. ميدونم قصدت اين نبوده که مقايسه کني.. اما بايد اين حقو بدی ديگه!!! ميدونم لازم نيست اينجا بگم که چرا اصلآ من به عنوان يه دختر.. يه زن روزنگاری ميکنم.. و اين کارو اصلآ هم بد نميدونم... فکر نميکنم تو هم مشکلی با اين قضيه داشته باشی.. و اينکه حالا از تو میپرسم.. سعيد با مخالفانت چه برخوردی داری.. من قصدم مخالفت نيست .. که بعضی حرفاتو قبول دارم و بعضی هاشونم فکر ميکنم بد بيان شده... اما اين بحثی که پيش اومده بين شما و مهرنوش.. دلمو گرفتوند!!!دوست نداشتم با کشيدن اين بحث به اينجاها قضيه شبيه اين بشه که ماها بلد نيستسم باهم حرف بزنيم و نظر بديم و دفاع کنيم از نظرمون و.......دوست نداشتم با وارد کردن حرفای خصوصی عده ای اجازه بدن به خودشون که به تو يا مهرنوش که هر دو تاتون خيلی عزيزين و وبلاگهای نازی هم دارين توهين کنن... مهرنوش تو کامنتهای خودش نوشته که شخصيت سعيد اونقدر محکم و.. هست که ديگران نتونن بهش توهين کنن.. فکر ميکنم شماها هر دو تاتون احتياج به يه اپديت با موضوع ما خصومتي نداریم و هر کسی ميتونه يه لحظه جوش بياره دارين!!!!!!!!! گويا بعضی ها اشتباه گرفتن.. برخورد هر دوتاتون جای نقد داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابا بيايين همديگه رو ماچ کنين من خيالم راحت شه! کلی هم گفتنی های ديگه دارم.. اما دارم سعی ميکنم نگمشون!

URL: http://samira5.persianblog.com

نويسنده: Shahab Monday، 05 Jul، 2004 ساعت 02:47

salam, man javabe neveshteie shoma ro too weblog e khodam dadam, age tamayol dashtin va nazaram baratoon mohem bood, biain va bekhoonin, va nazar bedin. mamnoon

URL: http://meteorofvenus.persianblog.com/

نويسنده: nasrin Monday، 05 Jul، 2004 ساعت 02:02

سلام... زياد می نويسی اقا سعيد...مي خونم نظر ميدم ..اسمونی باشی..

URL: http://r4hm2004@persianblog.com

نويسنده: Shahab Sunday، 04 Jul، 2004 ساعت 06:14

Check it

URL: http://meteorofvenus.persianblog.com/

نويسنده: تانژانت ايکس Sunday، 04 Jul، 2004 ساعت 03:15

۳- خلاصه کاريه که شده و کاری نمی‌شه کرد...

URL: http://tanx.persianblog.com

نويسنده: تانژانت ايکس Sunday، 04 Jul، 2004 ساعت 03:13

۲- همون جور که مهرنوش تو وبلاگش نوشته؛ (اينکه آغا محمد خان به پسرش گفته که نذار مردم زياد بدونن) حکومت‌ها(حالا اين حکومت يا همه‌ی حکومتها) برای بقای کار خودشون؛ مجبورن که مردم رو توی منگنه بذارن و نذارن اونا زياد بدونن و به قول معروف نذارن که پاشونو از گليمشون دراز تر کنن....

URL: http://tanx.persianblog.com

نويسنده: تانژانت ايکس Sunday، 04 Jul، 2004 ساعت 03:11

سلام: ۱- وبلاگ قشنگی داريد؛ هم نوشته‌هاتون قشنگه؛ هم خود وبلاگتون....

URL: http://tanx.persianblog.com

نويسنده: نازبانو Saturday، 03 Jul، 2004 ساعت 10:46

يه كم نظردادن تو اين وبلاگ سخته . چون شما رو نميشناسم .حالا ميتوني اينو از رو محافظه كاريم بدوني . به حرفات مياد راستي باشي ، اما به قيافت نه ! هر چند گفتي طرف گروهي نيستي . يه چيزه جالب ديگه اينكه ما هم خونمون تو نازي آباده و بابام هم تو چيت سازي كار ميكرده جوونياش . اما بابابزرگم ... نه روحاني نبوده . اول اينكه مگه ساكن خارج نيستي ؟ حالا همون آلمان . كسي درمورد ايران و سياستش حرف ميزنه كه اينجا زندگي كنه . كسي محدوديتو ميفهمه كه دركش كنه . يه سرچ كردم تو وبلاگت در مورد مجلس ۷ . خواستم ببينم نظرت در مورد اونا چيه . ولي چيزي نبود . شايد اون جوري ميفهميدم كه واقعاً چه طرز فكري داري ؟ اما حتماً خبر داري از سياست هاي مزخرفشون . هيچ كس تاييدشون نميكنه مگر خودشون . ببين ! درسته كه بايد كاراي خوب و بد كسي رو هر دوشو ديد . ولي همين نظام مصلحتي كه ميگي ... اصلاً اول فلسفه وجودشو تعريف كن بعد بگو كار خوبي ميكنه يا نه . همين مملكتي كه اين همه داري از خوبياش ميگي ، ولي خودت رفتي تا توش زندگي نكني ... آره همين جا ... مگه ما آزادي فكري داريم ؟ من آزادي زياد نميخوام . من حجابمو خيلي هم دوست دارم . اما ميشه تو اين مملكت خدا رو قبول نداشت ؟ ميشه يه دين ديگه داشت ؟ ميشه واسه خودت تصميم بگيري . والله اينجا حرف روحاني ها از حرف خدا هم واجب تره اجراش . الان هم كه ديگه شورشو در اوردن . تو دانشگاه به مانتو و آرايش هم گير ميدن . خدا وكيلي من خودم اهل ارايش يا لباساي اون طوري نيستم . ولي اين حق هر كسيه اون طوري كه دلش ميخواد لباس بپوشه . والله ملا رو جاي ما تو قبر نميخوابونن . حتي نمايندهاي مجلس ۷ رو كه اساس كارشونو گذاشتن امر به معروف ونهي از منكر ! الان اينجا ايام فاطميه است . ۲۰ روز ه . اينم از ترفند هموناست ديگه . نگو نه ! ۲۰ روز عذاداري كن ، حاليت نشه ما خودمون مملكتو ميچرخونيم . همونايي كه گفتن ۲۰ روز باشه ، همونام ميگن اينترنت آزاده ! جون خودشون . چند درصد مردم ايران به نت دسترسي دارن ؟ اونا كارشونو خوب بلدن . مردم ايران گرسنه ان . ميفهمي ؟ تا وقتي دنبال نون باشن ، ديگه نت حاليشون نميشه كه . جلوي خيلي چيزارو هم نميشه گرفت . فكر كردي همون ماهواره كه همه دارن . فكر ميكني بتونن جمش كنن ؟ اره منم ميدونم . اونقده آدم هستن كه دارن مفتي تو اين مملكت نون ميخورن ، همونا ميرن ريسيور گيري ! دولت اينجا كم نمياره . اما من اصلا تاييدشون نميكنم . هيچ كارشونو . چون به اجباره . واسه كنترل اون چيزي كه اونا بهش ميگن فساد نبايد كه همه چيزو محروم كرد . چرا واقعيت رو نميبينن ؟ چرا سطح فكرو نميبرن بالا كه هر كي بفهمه داره چيو انتخاب ميكنه . چرا فيلتر بزارن تو بعضي سايتا ؟ بيان سايتاي ديگرو طوري كنن كه طرف خودش نخواد اونارو با هم جايگزين كنه . جذابيته اون سايتا هم يه مدته . هر كسي دوست داره از چيزاي دور و برش خبر دار بشه . سكس و ... تو غريزه است . نميشه كه ردش كرد . ولي زمان داره . من هم يه بار سكس رو سرچ كردم . اما فقط ۱ بار . چون حالم بد شد از عكساش . همون كافي بود . فقط واسه اينكه بدونم چيه كه همه ميگن . همين .خيلي زياده حرف زدم . سرت درد اومد . ببخشيد . الان هم يه قرار ملاقات دارم بايد برم . والله كه حرفام ... خوش باشي . راستی خوبه که اينجا با خط قرمز گفتی که همه ايميل بنويسن . فکر کنم ميگفتی ننويسن بهتر بود ...

URL: http://www.nazbanou.persianblog.com

نويسنده: ساده Saturday، 03 Jul، 2004 ساعت 09:41

سلام. این چند روز که نتونستم سر بزنم چرا دعوا شده؟ راستش فکرم خسته است که روی همه حرف ها فکر کنم و نظر بدم!

URL: http://sadehf.persianblog.com

نويسنده: حسين Saturday، 03 Jul، 2004 ساعت 06:43

سلام . چطوری سعيد خان . می بينم کارهای جنجالی و ژورناليستی مينويسی و مردم رو مجبور می کنی که کامنتهای طولانی بنويسن . همه ی کامنتها رو نخوندم ولی جالب بود . گذريم . شما خوبی . ببين من اصلا قصد نظر دادن برای اين مطلب رو نداشتم و فقط خواستم بگم ديگه چه خبر ؟؟؟!!! راستی اينگونه مقالات رو به شکلی مينويسند که نظر شخصی تلقی بشه و راه باز ميمونه برای پذيرفتن يا نپذيرفتن و نه موافق و مخالف بودن . چون همه ی اين کامنتها و کامنتهای اون يکی وبلاگ طرف قرارداد همه اش اختلاف نظر و از کامنت دوم به بعدش نبايد ادامه پيدا می کردند . هر دو تاش . اين کلمه ی اختلاف نظر برای قرن پست مدرن ۲۱ ساخته شده . از اين کلمه مثل آب خوردن نگذر .

URL: http://mahoordad.persianblog.com

نويسنده: محمد (حرف هایی از دل زمان) Saturday، 03 Jul، 2004 ساعت 05:53

سلام :) مخالف رو تا اجازه صحبت و حرف ندی نميتونی بگی مخالفه ... ولی در کا من با بحث زور و ببند و بگير مخالفم ... فکر ميکنم بايد تا ميشه به آموزش پرداخت ... آگاهی داد ... و .... همون اتفاقاتی که برای ويديو افتاد برای ماهواره برای اينترنت و ... هم خواهد افتاد .

URL: http://weblog.simianama.com

نويسنده: دخی Saturday، 03 Jul، 2004 ساعت 04:29

آره این قضيه گوگل برای من هم جالب بود يه بار همينطوری يه پ.ن نوشتم در موردش .
اما در مورد مخالفت .. خوب آدم بايد يه فکر بزرگ يا کلا آدم برجسته ای باشه تا مخالف پيدا کنه . هر وقت آدم برجسته ای شدم و مخالف پيدا کردم حتما برات ميگم که چی کار خواهم کرد .

URL: http://dokhijoon.persianblog.com

نويسنده: پيمان Saturday، 03 Jul، 2004 ساعت 03:22

سلام دوست من. من اولين باره كه به وبلاگ شما ميام و اين كار و به دليل خوندن جوابيه’ مداد سياه و سفارش او به ديدن نوشته’ شما انجام دادم.
بر خلاف اون چيزي كه بعضي ها گفتن از مطلب شما نه بوي حمايت از حكومت به مشام مي رسد و نه بوي مخالفت. در واقع مطلب شما هيچ بوی خاصی نداره. و من سعي كردم بفهمم در مطلب شما چه چيزي نهفته هست كه من هم باهاش راحت نيستم.
اولين نکته ای كه از مطالب شما استنباط مي شه اينه كه مي خواهيد بگوييد كه در طبقه’ حكومت ايران به لحاظ احترام به دموكراسي و حقوق افراد پيشرفت قابل ملاحظه اي صورت گرفته است و ما بايد به اين مساله واقف و احتمالا قدر دان باشيم.
توجه شما را به چند نكته جلب مي كنم:
اولا كشت و كشتار در سالهاي آغازين تمام حكومت هاي انقلابي خواه ديني و خواه آزادي خواهانه و خواه كمونيستي بلا استثنا وجود داشته است و اتفاقا بي دليل ترين و ظالمانه ترين اعدامها در همين سالها اتفاق مي افتند.
شما اشاره به دختر سيزده ساله اي مي كنيد كه به جرم ممنوعه خواندن اعدام مي شود من به شما مي گويم جاي تعجب نيست اگر در چنين بلبشويي بي سواد ها را هم به جرم ممنوعه خواندن اعدام كرده باشند كه كردند.
با اين حرف شما كه گفتيد: عدم موفقيت بعضی از اين تفکرات، در شفاف سازی ايدولوژی شون، باعث شد اين گروهها دست به ترور و مبارزه مسلحانه بزنند و اينجا بود که انقلاب از مسير آرمانی خودش خارج شد، و گفتگو و ايدولوژی جای خودش رو به قتل و اعدام و ترور داد، موافق نيستم چون اين قضايا اتفاقا بعد از شفافيت هايي كه تازه كم كم حاصل مي شد بروز كرد. البته نمي خواهم وارد اين بحث بشوم.
تا اينجا مي خواهم بگويم گذر از ورطه اعدام يك پيشرفت آگاهانه و در جهت دادن ازادي بيشتر نيست بلكه روند ثابت شده’ تمام انقلاب هاست. من اعدام بي گناه را آغاز طبيعي هر انقلاب مي دانم اگر نه كشتن بيگناهان به هيچ وجه نمي تواند آغازي براي شكل گيري يك حركت رو به دموكراسي براي حكومتي در قرن بيستم باشد.
پس بياييد شروع اين روند را به پايان اعدام هاي گتره اي شيفت بديم.
قبل از آن لازمه كه بدونيم داريم راجع به يه حكومت ايدئولوژيك صحبت مي كنيم. هر شي اي كه در دنيا واقع مي شه اراده اش به سمت بقاي خودشه و همچنين حكومت ايدئولوژيك.
بقاي حكومت ايدئولوژيك در دو چيزه يكي بقاي حكومت و ديگري بقاي ايدئولوژی كه به فراخور زمان و موقعيت همواره يكي حضوري پر رنگ تر از ديگري داشته. تا انتهاي جنگ حكومت ايدئولوژيك بقاي خودشو در پرورش و اعمال ايدئولوژي و لذا اعمال محدوديت بيشتر ميديد اما از پايان دوره جنگ تا ابتداي دورهء خاتمي بقاي حكومت آن هم با ترميم ساختار هاي تخريب شده’ اقتصادي پس از جنگ حائز اهميت شد.
رويكرد به اقتصاد سرمايه داري از جانب حكومتي كه به لحاظ ايدئولوژيك چپ اسلامي ارزيابي مي شد، رويكردي بود براي حفظ حكومتي تضعيف شده، با توجه به سرنوشت و موقعيت ساير حكومت هاي با سيستم هاي بستهء اقتصادي در آن عصر.
رويكرد به اقتصاد سر مايه داري بالطبع ملازمات خاص فرهنگي خود را داشت كه با ملاحظات ايدئولوژيك هم خواني نداشت.
حكومت ايدئولوژيك اينبار با آغاز دوره خاتمي به دنبال دمپ كردن استرس ناشي از اين نضاد بود تا جائي عدهاي من جمله خود من تصور آغازي بر پايان ايدئولوژي را داشتند
اگر چه امروز ايدئولوژي ستون شفاف و محكم اين حكومت نيست اما مشكل ميتوان كفت كه آيا واقعا در اين حكومت به همان كيفيت سابق وجود دارد يا نه.
همانطور كه گفتي ويدئو كه از ابتدا ممنوع بود براي مراعت ايدئو لوژي همچنان ممنوع ماند اما در دورانی که قاچاق حرف اول را در اقتصاد اين مملکت ميزد براي كسب در آمد از طريق قاچاق اين كالا ميزان سختگيري روي اين كالا كاهش يافت تا آنجا كه هر چه اين كالا بيشتر ميشد حساسيت روي ان كمتر می گشت. تا جاييكه با باز كردن ويدئو كلوپ ها (حل فرماليتهء مشکل ايدئولوژيک)و بر داشتن ممنوعيت آن راه را براي تجارت آزاد ان فراهم كردند
ماهواره در موقعيت بين خاتمي و رفسنجاني سر در گم ماند و قانونا موضوعی مجرمانه اما عملا توسعه يافت كه اين مساله هنوز در تاريخ هايي خاص براي حكومت دردسر ساز گشته و از طرفي دارندگان اين دستگاه را با توجه به طيف گسترده انها در دايره ’ مجرمين آزادی که هر لحظه می توان انها را مجازات کرد، قرار ميدهد. با اين عمل ديگر هيچ دارندهء ماهواره ای به خود اين اجازه را نمی دهد که اين ماده ء قانون اساسی را که اصل بر برائت است، در مورد خود صادق بداند. وقتی همه ماهواره دارند و ماهواره هم جرم است ، پس همه خلافکارند. و اين مهم ترين دستاورد ماهواره در ايران بود.
و بحث اينترنت نيز در دوران خاتمي به بحث روز تبديل گشت كه توجه به آزادي هاي بيشتر مورد توجه طيف قانونگزار و اجرائی بود كه البته به تدريج مشخص شد طيفي عاريتي و كاربردي براي بدنه’اصلي حكومت به حساب مي آمدند.
و لذااين بحث تااين روز ها كه حكومت ظاهرا دارد دور جديدي را در عرصه كشور داري با گروههاي ايدئولوژيك تر تجربه ميكند مسكوت ماند.
آزادي ويدئو وداشتن ماهواره آنهم بصورت ممنوعه در راستاي حركت به سوي دموكراسي و احترام به آزادي هاي فردي و اطلاع رساني نيست، خاصه در اين زمان كه محدود سازي گسترده مقوله’ اينترنت در پايان عصر خاتمي آغاز شده شاهدی مهياست.اينجا همه چيز در خدمت آن چيز ديگر است، حتي خدا و آزادي.
فراموش نكنيم كه در عصر ارتباطات، امروز بيش از دو دهه از انقلاب را پشت سر مي گذاريم و جاي تعجب نيست اگر احساس آزادي در من از جوانان دهه اول انقلاب كمتر باشد.
دوست من مطمئن باش كه غيرت مومنين شاه عبدالعظيم از اون چيزايي كه بعضي ها تو اينترنت مي نويسن به جوش نيومده چون اونا نه پولشو دارن و نه امكانشو و نه سوادشو كه بخوان وبگردي كنن و بجوش بيان.
داستان ها در فاز ديگري رقم مي خوره و اين حرفها همه روبناي قضيه هستن. فكر ميكني از اون سي در صد كه عنوان كردي چند درصدشون از اينترنت بيش از همين اسم چيزي شنيدن. شما فكر مي كنيد اينترنت بين چند درصد از جوانان ايراني
بطور مداوم مورد استفاده قرار مي گيره كه بخواهيم خطر سكس سرچ رو به عنوان يه معظل اجتماعي در مورد جوون ايراني بررسي كنيم؟
مگه چند نفر ايراني پرونو مي نويسن كه چند نفر اونو بخوونن و اونوقت در قياس با جامعهء بيش از سي ميليون(مطمئن نيستم)جوان ايراني چند نفر از اون خواننده ها دارن وقت تلف مي كنن يا گمراه مي شن؟
اگر مي خواستم دليلي براي بر خورد با مقوله’ اينترنت پيدا كنم درو از ذهن ترين احتمال اين می بود كه بگويم يكي از سرمايه هاي انقلاب وارد سايتي شده و ديده به ارزشهايش توهين شده و سپس مراتب را به دولت هوادارش اطلاع داده است. به شما تبريك ميگم ذهن خلاقي داريد!
شما اين طور نوشتين:
به نظر من، پيشرفت خوبيه که حکومت از اون احساس ضعف سالهای اول، مثل تيرباران دختران سيزده ساله، به جرم داشتن يا خوندن کتابی از فلان گروهک، به اين احساس قدرت رسيده که قانونی وضع ميکنه تا محترمانه، نگذاره ملت به راحتی از افکار مخالفش آگاه بشند!!!
من واقعا نمي دونم چطور ميشه جلوي آگاهي يك ملت رو گرفت و در عين حال اين كار را محترمانه انجام داد. مگه تعريف شما از رفتار محترمانه چيه؟جاهل نگاه داشتن مردم يک رفتار وقيهانه و بی رحمانه هست که از سوی بسياری حکومت ها اعمال ميشه و در خانهء ما البته با پرروئی تمام.
راجع به خشونت اوليه پيشاپيش توضيح دادم اما به نظر مي آيد كه شما حذف خشونت رو يك رفتار محترمانه مي دانيد؟ آيا شما حقوق اوليه’ يك انسان رو فراموش کرديد يا اونو صرفا جز حقوق انسان هاي متمدن اونور اب مي دونيد؟
کمی عميق تر بينديشيد. لطفا و با کمال احترام!!


حالا خارج از اين بحث به قول بامشاد لذت مي برم وقتي مي بينم يه جوون اون ور آب اينقدر نسبت به رخدادهاي توي مملكتش حساس و پي گيره و از طرفي هم اين شانس و داره كه بغض و عقده اي تو وجودش نيست.
مطلبتو خيلي خوب و تحليلي شروع كردي اما يهو وارد بحث چت كردن و گوگل سرچ و اين مسائل شدي كه خودش جاي بحث زيادي داره و ظاهرا بيشتر مخالفتا هم حول همين مسائل هست.بهر حال اميدوارم اگه مطلبمو خوندی برات بی فايده نباشه. موفق باشی.

URL: http://arqanun.persianblog.com

نويسنده: mohammad Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 11:48

سلام سعيد عزيز.من در کل يه خورده زياد از سياست فراريم.ولی اينو ميدونم که به هر حال هر حکومتی سعی ميکنه که از قدرت خودش استفاده کنه و نظراتش رو به مردمش تحميل کنه.........ما در استفاده از اينترنت واقعا (با عرض معذرت)با کمال شرمندگی بسيار مبتدی عمل ميکنيم و نود در صدمون فقط برای وقت گذرونی از اون استفاده ميکنيم.و يه سری از ما واقعا فقط برای سايتهای بالای ۱۸ سال تو اينترنت گشت ميزنيم.اين رو ميشه از آمار خيلی از اين سايتها فهميد.........يه نکته ديگه هم که به ذهنم ميرسه اينه که:ما در جامعه خودمون بيشتر از ضعف مديريت رنج ميبريم.شايد اگر مديريت صحيحی بر ما حاکم بود خيلی از ضعفها پوشيده ميشد.يک نمونش در عدم هماهنگی پليس با شهرداری و کارخونه هاست.همه خيابونا توقف ممنوعه ولی پارکينگ پيدا نميشه.همه افسرا همه مردم رو جريمه نميکنن.اينا واقعيتهاي جامعه اسلامی!!!ما ايرانياست.و اميدوارم که موفق باشی و دوستانی هم که يه مقدار نظراتشون با خشم بيان شده٬در افکار خودشون يه بازنگری کنن...............ايجا هم کمی از چت روم نداره ها.همه ميان به همديگه جواب ميدن:دی.
خوش باشی.

URL: http://mami23.persianblog.com

نويسنده: .... Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 08:02

سلام حالا که يه کم گذشته همه حرفاتو خوندم می بينم که حرفات درست بود اما در مورد ظرفيت انتقاد پذيريت؟؟؟ يادته قبلا هم يه بار با يه نفر بحثت شده بود و اون موقع هم دوباره ايا مسائل به وجود اومد...اون پسره رو می گم


نويسنده: آفتاب پرست Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 07:51

ببين سعيد خودتم می دونی که من مخالفتم با شخص نبود و فقط پستتو نقد کردم غير از اينه؟! من به شخصه پستتو خوندم و نظرمم گفتم تو اون کنفرانس کذايی اون شب هم گفتم اما متاسفانه تو قبول نميکنی! با اينکه اينجا ميشينی شعار ميدی اما در واقع نميتونی نظر مخالفتو بپذيری! تو اون کنفرانس کذايی گفتی که اين حکومت تروريسته !! آخه کجای اين پستت اينو القا می کنه؟! ما خط به خط پستتو نقد کرديم و تو همون پاراگراف اول به مضکل رسيديم! اون انتخابات آگاهانه!! توجيه کردی!فقط همين! ديگه چقد توضيح بدم؟ من هنوز نظرم همون نظر اوليه ست . خداييش خودت يه بار بشين پستتو از اول تا آخر بدون اون پی نوشت بخون ببين چی ميگه؟!!!...راستی اون قسمت که اومدی وبلاگ روزنگاری يه دخترو کنار وبلاگ پورنو گذاشتی به نظرت يعنی چی؟! چرا اينجا هم اون طرز تفکر غلط تقسيم بندی؟ يعنی وبلاگ نويسی هم به دختر و پسر نويسی تقسيم ميشه؟!! تازه مگه روزنگاری بده؟ خيلی وقتا آدم می تونه تو بيان روزمرگيها هزار جور دردو نشون بده که صدتا مقاله ی کيلويی و آمرانه نتونه اينکارو انجام بده!!پس جنسيت تو وبلاگ نويسی و کاملتر کنم تو موفق نويسی اثر نداره!! ...بازم توضيح بدم؟!

URL: http://negar76.persianblog.com

نويسنده: ايليا Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 04:13

سعيد . می دونی وقتی شروع می کنی به نوشتن انگار داری يه قضيه روشن رياضی رو اثبات می کنی يا توضيح ميدی. آدم خط به خط متنت رو که می خونه بايد بگه وايسا داداش داری تند ميری.
اينکه آدم بديهی ترين مزخرفات رو بگه و بعدش بگه آقايون و خانومای مخالف لطفا اگه جوابی داريد روشنفکرانه بيان کنين و انتقاد کنين به نظرم احمقانه مياد.
از خط اول قاطعانه چيزی گفتی که اصلا هم ژايه و اساسی جز شعار نداره. کدوم شعور سياسی؟ هان؟ اينکه مردم جوگيرانه اخبار رو گوش می دادن و توهم ورشون داشته بود که در خفقان هستند شعور سياسيه؟
نکنه بعد انقلاب زياد می نشستی پای تلويزيون؟ باورت شده روحانيت پايگاه مردم بود و ......؟؟
ببين سعيد جان ! لازم نيست چون آأمان تشريف داری موعظه کنی : بله من پايين تر از انقلاب رفتم .شاه عبدالعظيم هم رفتم اما سو وات؟ که چی؟
رفتی آلمان تازه داری برای مام وطن بال بال می زنی؟

URL: http://pandul.persianblog.com

نويسنده: هادی Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 04:10

سلام دوستان عزيز .عرض خسته نباشيد دارن به تمام دوستان عزيز و گرامی. ببينيد من در مورد نت و شبکه و اين چيزا هم تو کامنت قبلی خودم برای همين نوشته به طور کامل نظرتامو گفتم هم يه چيزائی تو وبلاگم گفتم. همانطور که گفتم از سياست متنفرم و بدم مياد و سعی ميکنم به هر طريق ممکن ازش دوری کنم.حالا اینا داشته باشید. حدود نيم ساعت هست نشستم پشت سيستم و دارم کامنتهائی که برای اين پست سعيد نوشته شده ميخونم و مطمئنا به وبلاگ مهرنوش هم ميرم تا ببينم اون چی نوشته.اول صحبتهام بذاريد يه سخن از ابوعلی سينا حکيم شهير ايرانی براتون بگم:ايشون ميگويند اگه انسان برای يک اشتباه خودش هزار تا دليل که بياره ميشه هزار و يک اشتباه!اميدوارم که دوستان متوجه منظور من شده باشن.نگاه کنيد دوستان عزيز من خودم خبرنگار يکی از مجلات تو شهرم هستم و خوب تو يکی دوتا از نشريه های شهری هم مطلب ميفرستم و اکثر مقالات و نوشته های من هم مربوط ميشه به مسائل اجتماعی و فرهنگی .و بهمون دليلی که بتون گفتم درباره سياست هيچ وقت چيزی نمينويسم ولی اين دليلی نميشه که از جهان سياست بی خبرم. ببينيد آره جامعه ما مشکلات زياد داره هيچ کس هم منکر اون نيست ولی خوب به نظر شما چه بايد کرد؟حالا که داره سايتهای غير اخلاقي داره فيلتر ميشه حالا که داره فساد تو کشور غوغا ميکنه حالا حالا حالا و هزاران نمونه از مسائل اجتماعی و سياسی ديگه ...من روی سخنم با اونائی هست که مدام دارن ساز مخالفت ميزنن و از حکومت و سياسيون انتقاد ميکنن خوب به نظر شما چه يايد کرد؟آقا و خانم جواب منو بديد من کار به اين و اون ندارم که کی طرفدار حکومته و يا کی مخالف اونا ...به نظر شما من نوعی چيکار کنم ؟خوب شمائی که خودتون را عقل کل ميدونيد يه راه حلی پيش پای من بذاريد به من جووون اين مملکت بگيد چيکار کنم....۱۸ تير بريزم تو خيابون و داد و بيداد کنم؟ مثلا ۱۸ تیر بریزم تو خیابون و گوش به حرف اون آدمهائی بدم که اونور آب نشستن و دارن عشق و حالشون میکنند و من و تو را به هر نیرنگی هست میخوان بفرستند تو خیابون تا در و شیشه بشکنم و داد و بیداد کنم.آخه چرا اونا که هر شب معلوم نیست اونور چیکار میکنند و شبشون را چه جوری و با چند نفر روز میکنند بیان برای ما تصمیم بگیرند.بيام تو وبلاگم از اين و اون بد بگم و يا به طرفداری از يکی دوتای ديگه نعره بزنم؟ يا مثلا هر وقت به دوستام برسم بگم فلان و بهمان؟خوب بابا شمائی که داريد مدام انتقاد ميکنيد يه راه حل منطقی هم پيش پای من نوعی بذاريد.اگه غير از اينه به منم بگيد تا ياد بگيرم. راستی ميدونی همونائی که نعره آزادی ايران را سر ميدن خودشون حاضر نيستن يه نفر بشون تو بگه؟!ول کن بابا ....آره من گفتم مشکل زياد داريم خيلی آره ميدونم واعتراف هم ميکنم که بعضی از سياستمدارن ما متاسفانه قدر ملت ما را ندارن.ولی خوب اين که دليل نميشه.حالا برسيم به بحث فيلترينگ سايتها و وبلاگها:نگاه کنيد من و توئی که مثلا به فرض مثال حداقل حداقل ۲ سال هست داريم باش شبکه کار ميکنيم خيلی راحت ترم از اونی که فکرش را بکنی ميتونی از اين فيلترها عبور کنی.من خودم به شخصه با فيلتر سايتهای غير اخلاقی موافقم (اين نظر خودمه) هر چند با اینگونه فیلترینگ که بیان مثلا یه سایت مثلا زیتون را فیلتر کنند را نمیپسندم .ماشاالله حالا که بعضی از دوستان نشستن و دارن سايتهای فيلتر شکن و برنامه های فيلتر شکن را با ايميل و پی ام و انواع و اقسام وسايل ارتباطی حتی اس ام اس موبايل برای همديگه ميفرستن و دوستان انگار نشستن و ۲۴ ساعته کارشون اين شده.حالا اگه دلتون ميخواد اين مخالفت با فيلترينگ سايت و وبلاگها را تعميم بديد با مخالفت با حکومت اين ديگه فکر کنم هی يه نموره شما داريد بی انصافی ميکنيد.نميدونم چرا اين طرز تفکر را داريد البته عقايد و نظرات هر کسی برای خودش محترمه ولی اين دليل نميشه که نظر اون عين حقيقته.اين را در نظر داشته باشيد(حتی خودم)البته به وضوح خوب منم نظرات خودمو گفتم.مورد دیگه اینه که طبق اصول آزادی و دموکراسی خوب که حالا ما خودمون داریم ازون دم میزنیم و هی دموکراسی دمئکراسی میکنیم اینه که سعی کنید با مخالفانتون با انواع و اقسام جملات و کلمات رکیک رفتار نکید.راستی آقا سعید تا یادم نرفته بگم اینکه اومدید پی ام های خودتون را با یکی که بطور خصوصی بین شما رد و بدل شده را اومدید تو صفحه کامنت گذاشتید اصلا برازنده شما نبود و من به شخصه ازتون انتظار نداشتم.آقا سعید من به عنوان یه برادر این صحبت را با شما میکنم که هر کسی به شما اطمینان کرد باید شما هم به اون اطمینان کنید اوکی ؟چون اگه اینجوری نباشه حس بی اعتمادی تو جامعه زیاد میشه مثل همین حالای هم جامعه ما هم جامعه جهانی.اميدوارم دوستانی که حرفهای من به مذاقشون خوش نيومده منو راهنمائی کنند تا ببينم چی کار بايد بکنم...يه چيزی هم بگم خواهش ميکنم اگه دوست داريد امار و ارقامی ارائه بديد با سند و دليل باشه چون مسلما اين باعث ميشه که من بيشتر توجيه بشم.اينم هم بگم من قصد دفاع از کسی و گروهی را نداشتم و دلم نميخواد کسی را زير سوال ببرم ولی خوب دوست دارم اگه سخنی را ميبينم و ميشنوم با دليل و برهان باشه همين. در آخر بايد بگم که :چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد.....يا حق

URL: http://farzandebahar.persianblog.com

نويسنده: یه دلتنگ Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 03:18

سلام به هر دو تون.می گم هر دوتون چون راستش قصد دارم اين کامنت رو بدون کم و کاستی تو هر دو وبلاگ بذارم! راستش اولين بار که با خط تلفن آن شدم و اومدم وبلاگ مهرنوش و ديدم نوشته در جواب پست آقای سعيدحاتمی :
اولين کاری که کردم اين بود که قبل از خوندن نظرات و به قولی جواب مهرنوش رفتم وبلاگ سعيد تا نوشته اون رو زودتر بخونم تا هيچ زمينه ای از جواب مهرنوش تو ذهنم نباشه تا موضوع رو بهتر بگيرم! راستش من با هر دوی شما دوستم و خدايی خيلی هم براتون احترام و ارزش قائلم.نه فقط به خاطر نوشته هاتون بلکه به خاطر شخصيتی که ازتون ديدم. منظوري هم از نوشتن اين کامنت ندارم جز نظر شخصی خودم! راستش من نوشته های سعيد رو خوب خوندم و بهشون فکر کردم. من کاملا حرف های سعيد رو گرفتم. و از اون جايی که قبلا هم باهاش صحبت کرده بودم (قبل از این نوشته ها و بعد از این که سعید از وضعیت سیاسی تو ایران در پست های قبلی نوشته بود و وضعیت زنان و مقایسه اون با قبل از انقلاب)...حالا نمی دونم اون موقع نظراتش رو خوب برام تفهيم کرده بود يا با همين پست.به هر حال من با نوشته هاش مشکلی پيدا نکردم.راستش حتی در مورد اين که خيلی وقت ها تعداد بازديد کنندگان يک وبلاگ که نويسندش زنه خيلی بيشتره تا مردان.خوب اين يه حقيقته اما به نظر من تعداد بازديد کننده مهم نيست بلکه از بين اين بازديد کننده هات چند تاشون حرف آدم رو می گيرند! اون مهمه. که البته من مطمعن هستم که سعيد قصد توهين نداشته به هيچ زنی و من فکر می کنم که مهرنوش درست می گه که زنان هم بايد به بقيه نشون بدند که غير از خيلی از مسائل می تونند خوب بنويسند فکر کنند و ... اما راستش من اين رو جواب نوشته سعيد نمی دونم! من خودم هم يه زنم .منم اين جوری فکر می کنم مثل مهرنوش اما اگه يه نفر مثل سعيد يه همچين چيزی بنويسه اين رو به هيچ عنوان توهين تلقی نمی کنم. مهرنوش جان تو عزيزم حق داری اين جوری فکر کنی کخ هيچ اشکالی نداره که هر کس هر طور دوست داره فکر يا عمل کنه . همه ما اين حق رو داريم ولی هممون هم حق داريم عقيدمون رو بيان کنيم.و به خصوص تو وبلاگ خودمون . چون شايد دوست داريم ديگران هم نظرمون رو بدونند. در مورد اينترنت و چت هم بايد بگم سعيد جان من خودم يه زمانی واقعا وابسته شده بودم به همين اينترنت و چت و اين بيماری خطرناکی که حرفش رو می زنی اما اين دو هفته که اينترنتم بی دليل قطع شده بود احساس کردم هيچ مشکلی بر ام پيش نيومده بود وقتی اينترنت نداشتم.جز نپرداختن صورت حساب هام و کم بود اطلاعات عمومی روزانم و شعر و داستان.پس يعنی بيماری من حدش بالا نبوده؟ به نظر من در اين مورد تو حق داری اين حرف رو بزنی حتی من هم حق دارم ازت دفاع کنم.به نظر من هم آدم خيلی کارهای مفيدتر می تونه بکنه تا چت زدن اما همزمان خود من هم چت می زنم و گاهی هم زياد و به مهرنوش هم حق می دم اون حرف رو بزنه چون تو جامعه فعلی ايران شايد اين يکی از بهترين کارهايی باشه که يه نفر می تونه برای فرار از شرايط روحی و اجتماعی بکنه اما خود من اين رو قبول ندارم.حالا می تونه به اين دليل باشه که تو اون شرايط زندگی نمی کنم و می تونه هم به اين دليل باشه که به نظرم آدم خيلی کارهای ديگه هم می تونه بکنه با وقت و پولش که از چت زدن بهتره و لااقل آدم يه چيزی ياد می گيره.اما در شرايط و موقعيت های خاص به نظر من هر دو ۱۰۰٪ حق داريد اين حرف ها رو بزنيد.فقط يه چيزی هست اونم اين که به نظرم سعيد بايد جداگانه دليل اين که اين جوری فکر می کنه رو توضيح می داد که سوتفاهم پيش نياد.البته کار درستی کرد که اين پست رو به حاشيه نکشيد چون به نظر من همون جور که از اسمش هم بر مياد اين يه پست اجتماعی بوده و نه شخصی ولی من فکر می کنم يه توضيخ جداگانه خوب باشه.... در مورد مسائل حاشيه ای که بعد از اين دو پست درکامنت ها بين دو نفر پيش اومده هم////راستش اصلا نظر خوبی ندارم و حس خوبی هم بهم دست نداده. تازه ناراحت هم هستم.چون فکر می کنم پست اول اصلا چنين اهدافی رو نداشته و ... خلاصه من سعی کردم همه حرفهام رو بگم.هردوتون برام عزيزيد و فکر می کنم بهتره اين قدر حاشيه نديد به بحث و همين طور هم بقيه بهتره همين کار رو بکنه به جای هيزم آتيش رو زياد کردن.البته همه حق دارند نظرات خودشون رو مطرح کنند اما يادمون باشه که نظر هر کسی برای خودش محترمه پس بايد برای ما هم باشه و در ضمن ما هر جا می ريم مهمونيم و بايد احترام صاحب خونه رو هم حفظ کنيم.اگه نتونستم خوب عقيدم رو بيان کنم متاسفم.هر دوتون برام عزيزيد و برای هر دوتون بيش از اندازه ای که تصور می کنيد احترام قائلم .به حرف و به عمل.سبز باشيد و هميشگی!

URL: http://www.yedeltang.persianblog.com

نويسنده: الهام Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 03:05

بستگی دارهکه کی مخالفت می کنه. اگه کسی باشه که دوستش نداشته باشم بدترين بلائی که ميتونم رو سرش ميارم.
در مورد اينکه پسرا بيشتر ميان وبلاگ خانوما هم بدلیل اینه که همیشه دو جنش مخالف همدیگه رو بهتر ميفهمن. مثلا يه بار يه پسر به من گفت که من وقتی مثلا به دوستام ميگم که اگه امروز عصر به شما بگم فلانی که صبح با شما بوده تصادف کرده کرده عکس العملتون چيه همه به مسخره بازی و طنز ردش کردن؟ در حالی که من جدی ميگفتم خوب اينجاست که نياز به يه دختر حس ميشه. دخترام خيلی جاها نياز به پسرا دارن. خوب این چیزیه که هیچ کس نمی تونه ردش کنه کاری به جنبه آدما نداره.

URL: http://www.elham85.com

نويسنده: ميترا Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 02:44

در اين که ملت ايران از قديم حکومت ستيز بوده و هنوز هم هست حرفی نيست! با اين حرف شما کاملا موافقم که مردم ايران به جای اين که منتظر انقلابی ديگر و يا ظهور يک منجی باشند، بايد از خودشون شروع کنند. يه نگاه که به دور و برمون بندازيم می بينيم کار مردم شده کلاه سر همديگه گذاشتن! هر کسی دست تو جيب ديگری داره و غافل از اينه که دست ديگه ای، همونی رو که من از جيب ديگری برداشتم از جيب من بر می داره. جوون هامون به جای اينکه تو مملکت خودشون کار و تلاش و سازندگی کنند می رن مملکت غريبه و بهانه شون اينه که ايران نمی شه کار کرد ولی تو ممالک بيگانه چندين برابر ايران زحمت می کشند و جيکشون در نمی آد. اين هايی هم که تو ايران می مونند هر روز تو فکر اينند که چطور زيراب بغل دستی رو بزنند و خودشون بالا بروند. يا اينکه چطور می شه در محيط کار حداقل زحمت رو کشيد و حداکثر درآمد رو داشت!!! آيا تا به حال هيچ کدوم از ما فکر کرديم که چرا غرب پيشرفته است؟ آيا تا به حال ساعات کار مفيد ايران و ژاپن را مقايسه کرديم؟ آيا در محيط کار هم دولت و حکومت کارد زير گلومون گذاشته تا کار نکنيم و موقعيت همکارامون رو تضعيف کنيم؟!
ان الله لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسکم
شاد و پيروز باشيد

URL: http://lovemelody.persianblog.com

نويسنده: غريبه Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 01:10

اينم خراب بود٬لطفا اون اخری رو پاک کن...
خوش باشی

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: غريبه Friday، 02 Jul، 2004 ساعت 01:09

ادرسم خراب بود...

URL: http://

نويسنده: ماهي دودي Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 12:29

ببين سعيد جون کامنت من رو از اينجا پاک کن تو حق نداری بدون اجازه من کامنتم توی یه وبلاگ دیگه رو کپی پيست کنی و بنويسی تو وبلاگت!!

URL: http://mahidoodi.persianblog.com

نويسنده: عسل Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 12:22

سلام سعید جان.خب من انگار دیر رسیدم به کل ماجرا اول که به نظر من تو کشوری مثل ایران هرکدوم از اون 4 گروهی که گفتی زمام امور رو بدست می گرفت مطمئنا مخالفینش رو حذف می کرد.تو کشور خاورمیانه ای با روحیاتی مثل مردم ایران روشنفکرترین گروه هم حذف مخالف اولین کارش بود.در مورد فیلترینگ جدا از اینکه من بالکل باهاش مخالفم و هیچ استثنایی رو هم قبول ندارم،مشکل اصلی همونه که خشک و تر بقول تو با هم سوختن و دیگه اینکه تعدادی از انگشت دست هم کمتر دارن برای یه موج عظیم و جوان تصمیم می گیرن و بقول محمد می خوان به زور بفرستنشون بهشت!ولی خودمونین اگه رییسای ایران!نوشته تو رو بخونن تصمیم میگیرن از اول هیچ چیز جدیدی رو تو ایران راه ندن که بعد نتونن جمعش کنن!/من با مخالفم نمی دونم چه جوری برخورد می کنم.تا حالا مخالف حسابی نداشتم!یا از خودم دفاع می کنم یا اگه ادم حسابی باشه رو حرفش فکر می کنم :)

URL: http://asalcheh.persianblog.com

نويسنده: غريبه Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 11:19

امدم اخرين حرفم در مورده اين پست بزنم و برم! ببين سعيد اينطور که من امروز خوندم تو وبلاگ مداد سياه ٬داری ميگی تو هم با تمامه حرفايي که مهرنوش زو موافق هستی٬ خب چرا اين رو تو عمل نشو نميدی. اگه ميگی ما اشتباه برداشت کرديم و منظور از ما تقريبا همه کسانی که امدند و نظر دادند میشه يه متن ديگه يا تو پست بعدی يه اصلاحيه بذار. هر چند که برخلاف ميلم بايد بگم که به نظرم(نظر شخصيم) اينهکه همین حرفایی که اول زدی یه جورایی عقیدت هست... به نظرم همونطور که قبلا گفتم تو ایران با اون شرایط برخورد نکردی٬یعنی خوب مردم رو درک نکردی٬ من و تو که اینجا نشتیم نمیتونیم در مورده اونا و عمال و کردارشون حرف بزنیم٬شرایط ایران یه شرایط معمولی نیست.
ماهی دودی یه حرف جالب زد٬ این انقلابی که شد مردمی ترین انقلاب ما بود؟؟؟وقتی اول حکومت رای میاره و بعد قانون اساسی نوشته میشه این یعنی پیشرفت به جلو و دمکراسی که زمان شاه نبود؟؟؟سعید بیا رک و راست به ما بگو این عقایدت هست یا اینکه اصلا اشتباه نوشتی چون نمیشه که همه ما بد برداشت کرده باشیم٬ میشه؟؟؟ در مورده بحثت با مداد سیاه هم به نظرم اون داره درست میگه٬ همونطورم که قبلا گفتم گذاشتنه پی ام های اون کاره جالبی نبود٬ یعنی اصلا قابل انتظار نبود.
فقط لطف کن بگو تو با مداد سیاه موافقی یا نه؟! اگه هستی که خودت میگی هستی٬ اونوشته ها با اینا از زمین تا اسمون فرق داره و به نظرم نمیتونه کامل کردنه صحبت های تو باشه.... حالا هم دیگه فقط بذار بقیه نظر خودشون رو بگند...
خوش باشی

URL: http://

نويسنده: کوروش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 10:54

مرا ببخش اگر اشتباه تایپی داشتم چون تایپ پارسيم زياد خوب نيست!!!!!!

URL: http://kolee.persianblog.com

نويسنده: کوروش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 10:51

درود دوست نيکم نه من بلکه همه ميدانند که آن انقلاب نبود بلکه يک کودتا و يک اعتلاف سياه بود از نامردمان و ناکسان بيگانه پرست و بر ضد مام ميهن و بدان عزيزم به خوبی موج سواری نمودند و بدان که رهبر حذب توده در آن زمان و الباقی احذاب همه آخوند زاده بودند و آخوندهای کلای بودند و خيانت کردند و حيانت پيشه بودند و در مورد نت هم بايد هرض کنم شوربختانه در ايران اينگونه است و استفاده علمی از نت بسيار کم است و بايد اجازه دهيم و بگذاريم به مرور مردم ايران همچون فرنگيان نم نم با نت آشنا شوند و بدان که نظرات تو برايم قابل اخرتام است چرا که تو نيز انسانی و حق بيان داری و کرنشت ميکنم و برايت آرزوی موفقيت دارم نازنيم و بدان که مبارزه با نت و فيلترينگ در مرور زمان محکوم به شکست است . در پناه نيکی باشيد و راستی يگانه راهتان باد و مهر افزون.

URL: http://kolee.persianblog.com

نويسنده: ماهی دودی Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 09:46

بنا به يه سري دلايل شخصي وقتي اين متن سعيد خاتمي رو خوندم توي وبلاگش كامنت نذاشتم ولي خوشحال شدم كه يه نفر ديگه حاضر شد به اين مسئله توجه كنه و براي اين بحث يه جوابيه بنويسه واقعا از مهنوش عزيز ممنونم اين وسط منم بد نديدم يه نيمچه جوابيه اي بدم : آقاي سعيد خاتمي عرض كنم شما متنتو از اولين جمله هاش با تحريف شروع كردي "آزادترين و آگاهانه ترين انتخابات ايران"؟؟؟؟؟؟ ببين سعيد جان من نميدونم تو چجوري به انتخاباتي كه شامل دو گزينه آري و خير براي انتخاب يه جمهوري اونم از نوع اسلاميشه ميگي آزادترين و آگاهانه ترين انتخابات!!!!؟ در ضمن خيلي از افرادي كه شعور سياسي داشتند و تاريخ رو خونده بودن قضيه مشروطه و مشروعه براشون ه الگو شده بود و از اون دسته اي كه در انتخابات شركت كردن رلي دادن حالا راست يا دروغش رو خدا ميدونه بيش از ۹۹ درصذشون به جمهوري اسلامي راي دادن(فكر كنم اين قضيه خريد آرا آوردن دهاتيها براي يه شام و... از همون ۲۵ سال پيش جا افتاده بود تو ايران البته نميگم كه قبلش هم اين نوع كارا نبوده.
در ضمن اون ۹۹ و اندي درصدي كه شما صحبتش رو ميكني به قانون اساسيي كه هيچوقت نديدنش راي دادن! يه چيز ديگه اگه عمرت برسه يا برات نقل كرده باشن يا تو كليپهاي موجود ديده باشي يكي از اطرافيهاي خميني در اومد گفت كه اگه جمهوري اسلامي هم راي نمي آورد ما "حكومت اسلامي" اعلام ميكرديم كه الان اسم اون شخصو يادم نيست بعد هم اينكه اگه اين يكي رو يادت باشه طي يه دسيسه وقتي آقاي خميني ديد كه دور خورده و دولت بازرگان براي بستن قراردادهاي اقتصادي با امريكا وارد مذاكره شده اون حكم استعفاي بازرگان كه از قبل پيش آقاي خميني بود رو به راديو تلوزيون داد و بعد هم اينكه به سادگي به مسئله اي مثل اعدام اشاره ميكني!! به اعدام هاي دسته جمعي احزاب و گروهها بخاطر ابراز نظر!!! مسئله فعاليت احزاب كه خود آقاي خميني-كه خيليها ميگن خود خميني خوب بود و اطرافياش و بعديهاش اينطور و اونطور بودن- مثل مسئله حجاب توي فرانسه به آزاديش اشاره كرد توي ايران با ايجاد اختناق اون رو اجباري كرد و احزاب رقيب رو هم كم كم از صحنه جامعه خارج كرد فكر نميكنم كسي اعدامهاي چند هزار نفري سال ۶۸ كه در آخرين روزهاي زندگي وي و به دستور شخص خميني انجام شد رو فراموش كرده باشه!....راستي شعار جنگ جنگ تا پيروزي رو كه بعد از آزادي خرمشهر ايجاد شد رو يادت هست؟...حالا بحث اينترنت!...فيلترينگ و نظارت گسترده در اينترنت ايران معقوله اي بود كه از همون روزاي بوجود اومدن اينترنت توي ايران وجود داشت اون موقعها وقتي ميرفتيم ۱۰ ساعت اينترنت رو به قيمت ۵۶ هزار تومن بخريم يه فرم جلومون ميذاشتن كه دست كمي از فرم گزينش نداشت! فيلترينگ هم كه تا دلتون بخواد!!!!!!
اون موقعها به دومين هايي كه حرف X توشون بود رحم نميكردن وقتي سايت Xbox فيلتر شده بود چه انتظاري داشتين؟...خلاصه افزايش تعداد ispها و اومدن كارتهاي اينترنت اين نظارت رو به طور چشم گيري كاهش داد...حالا بعد از گذشت چند سال مسئولين رشد اينترنت رو بيش از اوني كه فكر ميكردن ديدن و اينترنت رو دنياي مجازي ديدن كه انسانها ميان توش و نظرات خودشون رو آزادانه اعلام ميكنن پس از اول خرداد ماه بو د كه فيلترينگ گسترده اينترنت آغاز شد و روزبروز بيشتر شد تا جايي كه فيلتر شدن سايت سرگرمي "روزي" و يا فيلترشدن وبلاگ زيتون يا اعترافات يك متهم رو ميبينيم!!!!
حالا ممكن بعد از زير و رو كردن وبلاگ زيتون يا پويا به يه سري مسائل سياسي كه "ضد انقلاب" حساب ميشن بر بخوريم اما ساي روزي رو فكر نميكنم يه سايت سياسي و حتي اروتيك بشه حساب كرد!!! حتي همين بحث سكس! بزرگترين ميلي كه توي وجود هر انسان هست حتي همون مردان خدا!! حتي همون بچه جنوب تهران كه ماه رمضون فروختن عرقيات و مواد مخدر رو ميذاره كنار و توبه ميكنه و براي آقاش امام حسين سينه ميزنه! يا همون دهاتي كه قبل انقلاب هيچي نداشت اما الان آب و برق و گاز و تلفن داره يا همون بازاري تهرانيي كه خرج اين انقلاب رو داد!!!!! چرا بايد فيلتر بشه؟؟ ميشه بگي چرا توي اروپا و امريكا و خيلي از همين كشوراي حوضه خليج فارس بحث روابط جنسي آزاده؟ ميشه بگي چرا تو كشوراي مسلمون ذور و برمون يا تازه مسلمون شده هاي تو اروپا و امريكا خانوما شلوار برمودا نميپوشن يا يه تار موشون معلوم نميشه؟؟؟ اونوقت تو ايران برعكس اينه؟؟؟؟؟؟
چون ما اين اسلام و اين حكومت رو نميخوايم!!!!!..قبلا هم سر بحثاي مشابه با هم صخبت كرديم و بهت گفتم كه آقاي حاتمي مثل اينكه شما نفست از جاي گرم بلند ميشه!! حق هم داري دغدغه ها و ترسهاي ما رو نداري نميترسي كه براي ابراز نظرت يا بيرون رفتن با دوست دختر يا دوست پسرت بگيرنت و...داري راحت زندگيت رو ميكني تو آلمان و هر وقت هم ميخواي سرت رو ميندازي پايين و مياي ايران!!!!! تو آزادي كه ابراز نظر بكني ولي حق نداري ما ها رو يه مشت آدم خنگ و كانا تلقي كني!!!!!!! نميدونم اين حرفا رو چرا زدي و ميزني ولي اميدوارم كه به قول امروزيها يه چيزيت نباشه! متاسفانه منم اينجا رو با صفحه اول وبلاگ اشتباه گرفتم و روده درازي.
من اين وسط موندم که سعيد حاتمی مياد مينويسه اينترنت و ظرفيت ما بعد يه چيز ديگه زيرش مينويسه بعد از اون ور هم مياد ميگه منظور من از اين حرفا يه چيز ديگه بوده نميدونم کجای اين حرفا ايهام داره؟؟؟؟؟؟!!!!!!! راستی واقعا از هودت خجالت نميکشی ديالوگهايی که بصورت خصوصی رد و بدل شده رو ميذاری تو کامنتينگ؟؟؟؟؟!!!!!!! ازت چنين حرکاتی انتظار ميرفت اما نه در اين حد!!!!!......مرد تا سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد!!!!!!

URL: http://mahidoodi.persianblog.com

نويسنده: سپنتا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 09:43

بابا ترکوندی باز:)) با دو قسمت حرفهات مخالفم....اول اينکه در سالهای اول انقلاب گروهای مذهبی بودن که با بدست گرفتن قدرت شروع به حذف فيزيکی و ترور و شکنجه مخالفانشون کردن و اقدام گروهکها هم در جهت مقابله بود و نشانه ضعف در اثبات عقايد و ارمانهاشون نبود نميدونم تو ميدونی يا نه اما قانون اساسی جمهوری اسلامی بعد از رای دادن به اون نوشته شد!! و اين در دنيا بی نظير بود!.....و در مورد اينکه گفتی حکومت اينترنت و ماهواره و ويدئو و ...باز کرد و اين نشانه پيشرفتش هست....عقيده من اين هست که فرهنگ ايرانی و خود ايرانی در طول تاريخ اينقدر قوی بوده که هميشه در مقابل زور مقاومت کرده و زير بار نرفته و حکومت برای مشروعيت خودش مجبور به گردن نهادن به خواسته ها شده و خواهد شد و از طرفی زير فشار سنگين مجامع بين المللی قرار داده...ببخشيد سرت رو درد اوردم حاجی...به قول خودت شاد باشی:):*

URL: http://shahresokhte.persianblog.com

نويسنده: سپنتا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 08:56

حاجی جان پس اشتباه از ای کيو و بدفهمی ما بود شما ببخشيد:*

URL: http://shahresokhte.persianblog.com

نويسنده: هادی Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 08:36

آقا سعيد با ما به از آن باش که با خلق جهانی.....آره قربونش....بای

URL: http://farzandebahar.persianblog.com

نويسنده: هادی Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 08:35

به به سلام آقا سعيد گل......چه خبرا؟؟؟چيکار ميکنی ستاره سهيل....مانو نميبينی خوشی؟؟؟!!اصلا منو يادت مياد....يه چند روزی مثل اينکه نيومديم نت همه دوستان دارن کم کم مانو فراموش می کنند آره؟؟!!!بابا خيالی نيست ...ما با خوشی دوستانمون خوشيم و با ناخوشی های اونا ناخوش....اميدوارم اين حدود يه ماه که ما نبوديم در نبود ما بتون خوش گذشته باشه...؟!!!ميدونی بعد از اين چند که تو نت نبودم اولين سايتی که اومدم ببينم وبلاگ شما بوده؟؟!!اونم علتش اينه که خيلی دوست دارم...انشاالله بيشتر همديگه را ميبينيم و از نظرات هم استفاده ميکنيم...فعلا ديگه امری نيست جز سلامتی شما....خوش و شاد و سرزنده باشی انشاالله...راستی قالب نو هم مبارک باشه ...يا حق

URL: http://farzandebahar.persianblog.com

نويسنده: رز Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 08:22

بعدم اين که ما دخترها دو تا موتور داريم برای تکلم پی با ما دهن به دهن نشو D:....رسما معذرت بخواه حل شه

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: رز Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 08:17

وبلاگ قشنگت رو ديدم. خيلی لذت بردم. هيچ ميدونی يه عکس به اندازه ده صفحه متن ميتونه به مخاطبش مطلب برسونه و چقدر گذاشتن عکس توی پرشين بلاگ سخته و ما اين مشکل رو برای شما حلش کرديم اگه ميخوای توی وبلاگت عکس بذاری کافيه رو آدرس URL کليک کنی....اقا سعید صد بار گفتم عکس بزار سو تفاهم نشه میای ما رو مسخره می کنی خوب بچه به زبون خوش می گم بیا برو دو تا عکس بزار دیگه...بعدم من فقط کپی برداری بلدم اونها که شما گفتی رو نمی دونم..بله چشم قالبو عوض می کنم ...ها چه قدرم نظر دهنده هام کم باشن هيچ کدوم نمی يان فحش بدن....اقا جون خانوم بچه ها بازم از اين ها بنويس شر راه بيوفته D:

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: شهلا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 07:40

ما بـــــــــــــــــــاید با هم تلفنی حرف بزنیم اینجوری نمیشه..........

URL: http://elaheyemehr.persianblog.com

نويسنده: mehri Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 07:19

khub saeed jan gufti tuzih bedam, khub inam az tuzih... aval inkeh man ta be hal tu har chi siyasi terekundi bahash mukhalef budam , chera? chun aslan az nazare man albate ba vagheiyate jameam hamkhuni nadare ... iran tu salhaye akhir keh tu harfeshu mizani na takamul dashte na hich chiz shabihe unu, aziz hukumati keh tu azash harf mizani yekbar tu yeki az postat gufti keh pishraft karde hichiz baraye mano amsale an nadashte juz nabudiye kheili chiza, keh vazehe o ehtiyaji be mesal nadare... ham man ham tu inja zendegi mikonimo tafavutu mibinim... inja be ye adame mutado lagheiyd residegi mishe osay mishe keh vazesh behtar she ama tu iran be adame salemesh residegi nemishe adami keh estehghaghe komak dare....ine pishraft?!!!
dar morede chat ham bayad begam keh usulan adami hastam keh kamtar chat mikonam chun na vaghteshu daram na dust daram ba har gharibeyee hamkalam sham, va faghat be dustan mokaleme daram....ino ghabul daram keh tu iran a kheili chiza estefadeye durust nemishe ama nemishe ba hame yejur barkhurd kardu hamaro be ye did negah kard, inja ham kheili az saita masaele gheire akhlaghi daran inja ham mardum albate yeseri gheshre khas faghat baraye charandiyat chat mikonan...pas in masael faghat marbut be irano irani nemishe....kolan nemidunam chera inturi shud chand vaghte, hamash harfayee mizani keh ...begzarim khub tu intur fekr mikoni digeh...dar zemn man va amsale man ba in enghelab kheili chizaro az dast dadan kheili chiza keh tu nemitun hata fekreshu koni...hun guftanesh kheili ziyade...pas digeh chizi nemigam omidvaram tuzihatam murede ghabulet bude bashe...

URL: http://mehrinameh.persianblog.com

نويسنده: عليرضا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 07:16

سلام .من لوگوی وبلاگ شما رو توی وبلاگم گذاشتم .شما هم اگه مايل بودين که لوگوی منو تو وبلاگتون بذارين چونکه کليک راست وبلاگمو بستم گفتم شايد به مشکل بر بخوريد.برای اين کار شما بعد از اينکه کد زير لوگومو انتخاب کردين کليد هایctrl + c رو فشار بدين تا کپی بشه .باقی مراحل رو هم که خودتون بلدين .راستی وبلاگ خيلی جالبی دارين .موفق باشيد .بای

URL: http://alirezare.persianblog.com

نويسنده: رهرو Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 06:36

راستی آقای حاتمی من زياد براي شما کامنت نمی ذارم اما کامنت های شما را در وبلاگهای ديگران می بينم دوستانه بايد بگم در نوشتن کامنت بايد بيشتر دقت کنيد داريد مردم رو تحريک به مخالفت با خودتان می کنيد . مخالف تراشی کردن زياد شرط عقل نيست دوستی ارزشمند تر است .

URL: http://rahro53.persianblog.com/

نويسنده: متين Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 06:18

:(

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: هادی Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 06:15

سلام سعيد جان.خسته نباشی.صبح (البته به وقت ايران) که اومدم سايتت فقط اومدم که بگم دوباره اومدم.حالا که عصر يه روز پنج شنبه البته به وقته ايرانه رفتم هيستوری و تمام نوشته هاتو بطور کامل خوندم.ميخوام نظرات خودمو فقط درباره اين نوشته ات که درباره ظرفيت ما ايرانيها از نت هست را بگم. ميخواستم اولين پستم بعد از اين ايام خفن امتحانها درباره همين مورد باشه که حتما تا فردا جمعه نوشته ام را مينويسم ازت دعوت ميکنم اونو حتما بخونی اونجا بطور کامل ميتونی از نظرات من مطلع بشی. و اما خوب يه چيزائی بذار بگم فکر کنم تا حالا از اخلاق و خلق و خوی من مطلع شده باشی .ببين و من از سياست متنفرم و هيچ دوست ندارم در کارهائی که مربوط به من نيست دخالت کنم شايد اين طرز تفکر من به مذاق خيليها خوش نياد ولی خوب من اينجوری راحت ترم .اصلا کاری ندارم دولت و سياستمداران چی کار ميکنند و چی کار ميخواهند بکنن.خوب اگه از اين سياسی بازيها بگذريم ميخوام از خودمون بگم از خودمون که اينترنت فقط برامون شده چت و ايميل وخيلی هنر کنيم و خودمون را تکون بديم يکی دوتا سايت خبری که اونم مطابق ميل و خواسته ما باشه را ببينيم تا ببينيم دور و برمون چه خبره.
قبل از اينکه آخرين امتحانم را بدم رفتم کافی نت يکی از دوستام يه پسر هفده هیجده ساله بود که داشت با اينترنت کار ميکرد و متاسفانه تو سايتهاي غير اخلاقی بود از اونجا که اين پسر با دوستم آشنا بودم سر صحبتو باهاش باز کردم و بحثمون شد اين سايتها....ميدونی چی ميگفت؟متاسفانه ميگفت که فرهنگ استفاده از اينترنت ميان ايرانيها فقط به همين سايتها محدود ميشه. نميخوام زياد سرتو درد بيارم که ما چی هستيم و چيکار ميکنيم و ما ايرانيها هم که ماشاالله فقط دوست داريم يه جورائی از زير بار مسئوليت فرار کنيم و مدام در پی مقصر جلوه دادن اين و اونيم بابا بی خيال . اصلا يه چيز را بهت بگم ما ايرانيها بدون تعارف ظرفيت هيچ چيزی را نداريم.اينو ميتونم با جرات بگم که اگه تا قبل از ورود اينترنت ما مثلا حداقل حداقل ۵۰ سال از غربيها عقب بوديم حالا با ورود اینترنت به ایران و استفاده از خدمات گرانبهای اون و ورود به دنیای فناوری مثلا شده ۱۵۰ سال.اميدوارم علتشو بفهمی که منظورم چيه....ازت دعوت ميکنم حتما پست منو بخونی چون خيلی حرفها ميخوام بگم که اينجا جاش نيست ....يا حق

URL: http://farzandebahar.persianblog.com

نويسنده: رهرو Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 06:11

سلام آقای حاتمی من معتقدم که فيلتر کنندگان و سردمداران نظام از ما جدا نيستند ما عادت داريم فرياد بکشيم و از ستمی که بر قوم ايرانی ميرود شکوه کنيم اما اين ستمگران آيا جز ايرانی هستند و نکته همين جاست که از ماست که بر ماست ما مشکل فيلتر نداريم مشکل فرهنگ داريم . و تا زمانی که فرهنگمان اين باشد مشکل ما به قوت خود باقی است و در مورد اين که با مخالفينمان چگونه رفتار کنيم منوط به اين می شود که چه کسانی و چگونه با ما برخورد کنند من در جايگاه خودم با توجه به مخالف نوع مخالفت او و اين که چگونه با من مخالفت می کند واکنشهای متفاوتی نشان می دهم بايد نوع مخالفت تعريف شود .مثلا اگر کسی فقط نظری مخالف من بدهد من معتقد به دموکراسی هستم او آزاد است اما اگر کسی بخواهد هويت انسانی مرا با اعمال زور از من بگيرد خب در اين صورت با او خواهم جنگيد و با مخالفتهای متفاوت واکنشهای متفاوت ....

URL: http://rahro53.persianblog.com/

نويسنده: مهرنوش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 04:41

مخالفت يا اهانت ؟؟

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: ماهي دودي Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 04:26

ببين سعيد خاشيه اضافی نرو! من حرفا و عقايدم رو خيلی شفاف تو وبلاگم گفتم!!!!! فکر ميکنم هنوز عاشورا و قبل از اونو يادت باشه!!!!!! منم ميتونستم مثل تو تا امروز عقايدم رو شفاف نگم و شايد چندين برابر اينی که هست ويزيتور داشته باشم! ولی عقايدم برام مهمتر بود! الان هم به اين دليل بهت ميگم کامنت منو پاک کن چون به دست من نوشته نشده کپی رايت ميدونی که چيه هان؟......خيلی سادس اين کامنت رو کامل کنم بدارم تو بلاگم..........!

URL: http://mahidoodi.persianblog.com

نويسنده: ماهي دودي Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 03:55

راستی سعيد پيشنهاد ميکنم يه دو روز آپديت نکن و پستای قبليت رو ننويس تا نظر بقيه رو هم ببينيم!

URL: http://mahidoodi.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 03:40

با ايگنور کردن نيستم !! راه ضربه پذيری از تورو بستم که به خودت اجازه ميدی برای کم نياوردن دست به هر کاری بزنی . اين گوی و اين ميدان . بفرما . کم نياوردی اصلا .در توجيه استادی . در سرپوش گذاشتم به اصل موضوع هم !‌ من پست ديگری خواهم نوشت و تمام حرفها رو علاوه بر مسائل جديدی که بد نيست همگان بدونن تکرار خواهم کرد !‌ ممنونم ای نصيحت گرا و تکامل گرای بزرگ !

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 03:35

فکر ميکنم خيلی واضح و برای بار چندم اين رو گفتم که من به عنوان يک خواننده براداشتمو آزادانه در بلاگم نوشتم !!اين جمله اينقدر ناخوانا و نا رساست !!! برای شما که اينقدر هوش و درايت داری متوجه نشدنش کمی عجيبه !!! من حرفمو زدم .مثل بقيه !!! درصد بيشتر کسائی که نوشتتو خوندن به اين نتيجه رسيدن که من رسيدم !!‌ شما با استفاده از کلمات داری يه بحث بی نتيجه و خنده دار رو بوجود مياری که خودتم و بقيه هم ميدونن چه هدفيو دنبال ميکنه !!! من روی حرف خودم پايدارم و تمامه جواب و برداشت من در بلاگم گفته شده !!‌ نترس از اينکه ديگران فکر کنن ممکنه دچار اشتباه شده باشی !! نترس ! نه کامنتات کم ميشه . نه کسی فکر ديگه ای ميکنه !! فکر ميکنم موافقين و مخالفين نظر شخصيشونو گفتن و به اندازهء کافی هم استقلال شخصيت دارن که نظرشون به تنهائی قابل احترام باشه . اما از اينکه ميای نام ميبری فلانی و فلانی و فلان دوستت که نظرشون اينه !!‌ متوسل شدن به حيله های کثيف از جمله همون گذاشتن حرفهای خصوصی من در انظار عموم ضغف شماست . و اينکه فردا همه اين پست شما رو فراموش ميکنن اما شما با اين کارت دوستی با من رو از دست دادی که فکر نميکنم اونقدر برات اين قضيه اهميت داشته باشه که حتی بهش فکر کنی . آقای حاتمی يه کمی از اون نصيحتهاتو برای خودت بنويس ! و فکر نکن مردم اونقدر ابله شدن که منظوره شما رو از نوشتت نفهمن ! توجيه برای چيه ؟؟ اين حرف برای چيه ؟ تو نوشتی ولی اجازه نميدی ديگران بگن که میپذيرن يا نه . حتی شده ميری وبلاگشون که مخشونو بزنی که درست ميگی . بهتر بود زودتر تورو ميشناختم !

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: ماهي دودي Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 03:26

ساملک آقای حاتمی من نظرم رو تو وبلاگ مهرنوش گذاشتم!!يعنی جوابيمو!!!!واقعا اين حرکات(گذاشتن حرفای خصوصی تو کامنت دونی مهرنوش) رو ازت انتظار نداشتم!!!!! يعنی ازت انتظار ميرفت تو هم خودت رو يه روز نشون بدی اما نه در اين حد!!!! به هر حال مرد تا سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد!!!!!باری به هر جهت يه سر برو وبلاگ مهرنوش اگه خواستی نظر منو بدونی!!! بروبکس بقيه هم خواست بيان!!!زت زيات

URL: http://mahidoodi.persianblog.com

نويسنده: شهلا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 02:45

سعید این کارها چیه؟بهتره بگم این بچه بازیها چیه؟وای وای من چی فکر میکردم و چی شد.....

URL: http://elaheyemehr.persianblog.com

نويسنده: غريبه Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 02:42

نوپ! سعيد اين روش وقتی خودت داری دم از انتقاد کردن و جنبه انتقاد کردند ميزنی درست نيست٬ به قوله افتاب پرست بهتر بود که ميذاشتين بيبين بقيه چه برداشتی ميکنند٬ که کردند.اینکه پی ام هایه چتتون رو گذاشتی اونجا درست نبود٬ دیگه رو اوردن به مبارزه منفی واسه بردن یا ثابت کردنه یه نظریه نمیشه توجیه قابل قبولی باشه٬حالا یحتمل فردا واکنش بقیه رو هم خواهی دید. همونطور که مداد سیاه گفت٬اون به تو اعتماد کرد بعد تو رفتی یه قسمت از چت رو گذاشتی اونجا که معلوم نبود سره پیازه یا ته پیاز؟؟...این راه راه جالبی نبود.
خوش باشی

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 02:32

آقای حاتمی در شان و مقام شما نبود که برای موافق کردنه نظر بنده به بلاگهای دوستان رفته و بهشون بفهمونيد که من و مابقيه مخالفين حرف شما رو نخونده و نفهميديم !!! اگه شما در {چت} با من قانع نشيد من هم از بحث با شما قانع نشدم .اين دليلی برای ضعفه مخالفته منه ؟؟ به هر حال من از شما ياد گرفتم با مخالف چطور برخورد کنم .و ممنون که مخالفته منو لجبازی خطاب کردید !! پيامهای خصوصی من رو پی نوشت کردين .ايرادی نداره . اما اگر من ميخواستم به اين جماعت بگم اين اقای سعيد حاتمی بزرگ در پشت صحنه چه کسيه فکر کنم موفق تر عمل ميکردم !! اما فکر کردم اين راه برخورد با يک انسان نيست چه برسه به مخالف بودن !! ممنون که از اعتماد من سواستفاده کرديد . ايدی ياهوی شمادر مسنجر من ايگنور شد تا بار ديگر اين خطا رو نکنم که با مخالفی که ۵ ساعت با من چت ميکنه که منو موافق کنه و موفق نميشه دوباره اعتماد کنم .ممنونم !

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 02:31

من با تو مخالفم ؟ من ميترسم ؟‌متاسفم سعيد چرا تو اينقدر سطحی نگری آخه !!

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: غريبه Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 02:30

نه٬نه٬نه و نه!اينکار درست نيست سعيد.اول فکر ميکردم فقط چند نفر که خودم هم از اونها بودم اشتباه برداشت کردم٬ولی وقتی بقيه رو نيگاه ميکنم همه اين برداشت رو داشتند٬ سعيد فکر نميکنم ما بد برداشت کرديم يا تو بد توضيح دادی. /// به نظر من همونطور هم که تو اولين نظرم گفتم مداد سياه درست ميگه٬ بعد که سعيد اون پانوشت رو گذاشت يکم مشکل رو حل کرد٬ ولی اينطور که من فهميدم از تمامه اون حرفا میشه اونطور برداشت کرد که همه اول کرديم. ولی اين کاره اخری سعید اصلا خوب نبود٬چون بقیه تو جریانه کامل چت شما ها نبودند پس نمیشه از رویه یه تیکه از اون گفتگو قضاوت کرد٬میشه؟؟بعد سعید هنوزم میگه هر کسی بیش از حد خودش رو تو این دنیا غرق کنه مریض روانی هستش! که این اصلا درست نیست... فکر نکنم سعید شرایط ایران رو قبل از رفتن یه خوبی درک کرده باشه چون اگه کرده بود این حرفا نمیزد... راستی مداد سياه به نظرم درست ميگه٬ از رو اون نوشته ها مشيه جانبداری از حکومت برداشت کرد. سعيد هيچ اينو نگفته راست ميگه ولی برداشت کلی که ميشه کرد اينه.(ببخشيد طولانی شد!) خوش باشين


نويسنده: مهرنوش Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 02:27

سعيد جان پيام من اين بود که من باهات مخالفم و ميمونم .درسته ؟؟ آيا من گفتم با شخصیته تو مخالفم ؟؟ آيا قبلا من با شخصه تو سابقهء‌ مخالفت کردن داشتم که اينو پيرهن عثمان کردی ؟؟ ميدونم برات خيلی عذابه که به کارت ايرادی وارد بشه . تو نميخوای مخالفتو موافق کنی تو ميخوای رهبری کنی . تا قبل از اين عملت من مثل يه مخالف رفتار کردم اما از اين به بعد من با تو به کسی که به من توهين کرده و من ميدونم قصدش از اين همه تلاش چيه برخورد ميکنم .پس منتظر هر حرکتی باش !!! تو اونقدر ظرفيت پذيرش انتقادو نداری که نميتونی نظر ديگران رو تحمل کنی .من برداشت خودم رو کردم و بعد از تمام حرفای بيثمرت در چت و بعد از بارها خوندن باز هم همين عقيدرو دارم . برای خودت پيش دوستات احترام نگه دار !!! من حرفمو زدم در بلاگم و مايل نيستم بيش تر از اين اين قضيه رو به من مربوط کنی .بجای اينکه به همه بگی من نخونده و نفهميده قضاوت کردم ازشون بپرس با چی به اين نظر رسيدن و روشنشون کن . چرا همه جا از بد گفتن راجع يه من استفاده ميکنی که حرفتو اثبات کنی ؟؟ به قول خودت در يکی از بلاگ دوستان اين مهرنوش حرفتو نفهميده و مستبد و خودخواه !‌ مسئله رو لوث کردی ! ديگه واقعآ برای من نوشته ء‌ تو ارزش نداره رفتار تو الان خيلی جالب شده !!! متاسفم آقای حاتمی اما نظر های موافق و کم نشدن کامنت و خوانندهء‌ بلاگ ارزش اين توهين رو نداشت !!

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: آفتاب پرست Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 02:26

سعيد تو که ادعای اينو داری که بايد اول از خودمون شروع کنيم چرا خودت اون کارو کردی؟! به نظرت صرف اينکه يکی با آدم مخالفت کنه کافيه که آدم پی امهای مسنجرشو بذاره تو کامنتدونيش؟! آره؟ ظرفيت انتقاد پذيريت کجا رفته؟!! تو خودت گنجايش اينو داشتی که يه متن بنويسی که ملت بخونن و نظر بدن؟! باور کن نداشتی! وگرنه انقد پی نوشت و پيش نوشت و ... اضافه نمی کردی! نمی رفتی تو کامنتدونی بقيه بچه ها يکی رو که باهات مخالفت کرده درباره ش توضيح بدی! می ذاشتی ملت خودشون هر دو نوشته رو بخونن و قضاوت کنن! ديگه انقد سر و صدا راه انداختن نداره که! تا جایی که من ديدم هر کس نظرشو گفته!نه کسی بهت توهين کرده نه کسی خواسته ازت تعريف الکی کنه. پس نيازی به اين همه توجيه نبود! واقعاْ ازت انتظار نداشتم! در مورد مهرنوش کار درستی نکردی. با اينکه خيلی ادعای انتقاد پذيری می کنی اما کار خودت اشتباه بود!حتی اگه فکر می کردی مهرنوش اشتباه ميکنه هم تو اشتباهو با اشتباه جواب دادی!! لابد می خوای بگی کامنتا تو هم درست و حسابی تو وبلاگ مهرنوش نخوندم!! ايرادی نداره! چون حتماْ ما موجوداتی هستيم کاملاْ معلق که دچار دوگانگی ارزشی هستيم و ظرفيت نداريم سخنان گهربار يکی ديگه رو تحمل کنيم! راست ميگی!!! بايد ظرفيتمونو بالا ببريم و سطح دانشمونو به اونجايی برسونيم که بتونيم بفهميم تو چی ميگی! بس که نفهميم!....متاسفم! (بيشتر واسه خودم البته!)

URL: http://negar76.persianblog.com

نويسنده: شهلا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 01:44

آخ میدونی چی من را ببخشید که دوباره نتونستم جلوی ابراز نظرم را بگیرم و دوباره دخالت کردم در این موارد خصوصی شــــــــرمنده چون بار قبل برام تجربه خوبی بود که نباید در این جور امور دخالت کنم ولی باز هم این احساساتم نگزاشت من هر دوی شما را دوست دارم ولی خواهش میکنم دیگه از من نخاهید در این جور موارد نظر بدم خیلی مقاومت کردم و میخاستم با یک تلفن سر و ته قضیه را به هم وصل کنم ولی نگزاشتید و من نا خواسته وارد ماجرا شدم... دوستتون دارم به هر دوتونم ها ....بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران ....کز خاک لاله خیزد روز وداع یاران.....

URL: http://elaheyemehr.persianblog.com

نويسنده: سميرا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 01:26

سلام...راستشو بگم نميدونم الان چی بگم به خاطر اينکه با خوندن متنت هزار تا فکر اومد تو کله ام و همچنين خوندن اين کامنت افتاب پرست.. اره الان تو جامعه ما چنين بستری فراهم نيست که نه... بر چيده شده.. بگذريم.. راجع به من و مخالفانم.. خوب راستشو اگه بخوای.. خودمم نميدونم.. يعنی ميدونم که سعی ميکنم منطقی باشم اما پيش هم اومده وقتی مخالفت با توهين بوده از کوره در برم٫٫٫

URL: http://samira5.persianblog.com

نويسنده: شاهپرك Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 01:16

در ضمن بايد از اين علی آقا و شبنم خانوم هم متشکر باشيم که موضوع بحث سعيد حاتمی را عملی کردند ، (با مخالفين خودتون چطور رفتار ميکنيد .........! ) هميشه مخالفان بحث را منطقي آغاز يا ادامه نميدهند ، گاهي با تهمت شروع ميكنند و گاهي با ايجاد شبهه و گاهي با ارائه اطلاعات غلط شما را مجبور ميكنند تا از وقت گرنبهايتان بجاي حركتي مثبت ، آنرا در اثبات حقيقت و رفع شبهات پيرامون آن استفاده كنيد ، شبنم و علي همه اينكارها را باهم انجام داده اند و در پي آن بوده اند كه بحث به اين خوبي به بيراهه اثبات اينكه سعيد ، متين نيست و يا تمام اين وبلاگ نويسها سعيد نيستند برود .. خيلي جالبه با دوستان باهوشي روبرو هستيم ، تعجب نميکنم که از بچه های اطلاعات عمليات باشند و قصد محک زدن طيف فکری دوستان سعيد را داشته باشند . سعيد جان موفق باشي بدرود


نويسنده: شهلا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 01:12

و در مورد صورت مسئله ( خود پست ) باید بگم که من کـــــــــــــــــــــــاملن با سپنتا موافقم .

URL: http://elaheyemehr.persianblog.com

نويسنده: شهلا Thursday، 01 Jul، 2004 ساعت 01:10

درود بر تو سعید جون من برای این به تو این راگفتم > که خودت هم میدونی هیچ جایی برای توجیح کردن خویش نباید از حرفهای خصوصی با طرف مقابلت مایه بگزاری عزیزم ...یئنی من خیلی برام درک این کار از طرف تو سخته که نگو بــــــــــاورم نمیشه خیلی برام سخته همش میگم حتمن سعید یک دلیل منطقی برای این کار داشته حتمن باید...در موردش ....آخ نمیدونم دیگه ٬دیگه چی بگم واقعا نمیدونم.................

URL: http://elaheyemehr.persianblog.com

نويسنده: Little Ali Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 12:47

من واقعا از تو ممنونم که انقدر به همه چی توجه داری.ولی بهتره خودت يه بار ديگه اين نوشتتو بخونی ميبينی تو هر پارگراف يه بحثه جديد باز کزدی و يه موضوعه جديد !! حالا چرا اين همه بحث و جنجال پيش اومده به خاطره اينه که منظورت معلوم نيست يا من چون دانشگاه نرفتم نميفهمم !! ولی با همه اينا بهتره آدم تو بافت جامعه بره و ببينه که نقط مثبتی که ذکر کردی اونقدر پر رنگ نيست و نقاط منفی هم همينطور !به نظره من الان ايران تو يه جوی هست که هر کس برای خودش زندگی ميکنه و نظر ميده و هيچ کس به نظره ديگری اهميت نميده ! فقط تا جايی که بشه همديگرو تحمل ميکنيم . البته نظراته همديگرو ! و جايی که نشه تو وبلاگامون به همديگه ميتوپيم !

URL: http://aliaksh.persianblog.com

نويسنده: نيماـدينگاليگا Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 12:37

يادم رفت بگم که (بهترين وبلاگ های فارسی) شما رو هم فيلتر کردند!...تا ميخوايم بريم واردش بشيم همون جمله آبيه رو برامون مينويسن!...يه سيستم آمريکايی خريدن که کلا به هر کوفتی که ما تایپ ميکنيم حساسه همينجوری...توی مجله چلچراغ توضيح داده اگه دوست داشتين يه سر به سايتش بزنيد همونجا بخونيد چيچيه قضيه!..ما کاملا بهمون داره خوش ميگذره....

URL: http://dingaliga.persianblog.com

نويسنده: نيماـدينگاليگا Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 12:31

سلام.خوبی سعيد خان؟...يه چند وقتی بود نيومده بودم اينجا ها!..الا از توی وبلاگ مهرنوش اومدم...راستش منم با مهرنوش موافقم...الان شما ميدونيد که ممکنه يه روزی من آدرس سايت شما رو تایپ کنم و با اون جمله ی مسخره ی:مشترک گرامی!شما غلط ميکنيد ميخواهيد برويد توی اين سايت!..روبرو بشم؟...خيلی از وبلاگ هايی که روزمرگی شونو مينوشتن هم حتی فيلتر شدند...انشالا منم فيلتر ميکنن ميرم به زندگيم ميرسم!..حتما تا چند وقته ديگه هم ميريزن همه ی ماهواره هامونم ميگيرن!...شما الان يه دو سه ماه ديگه بيا يه سر ايران بزن مقايسه کن ببين چه فرقی کرده با عيد که اومده بودی!...حرفام زياده حالشم ندارم بنويسمشون توی بلاگم که پس فردا فيلترم کنن..خوش باشی

URL: http://dingaliga.persianblog.com

نويسنده: يک خواننده Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 12:26

من از خوانندگان وبلاگ مدادسياه هستم و هيچ شناختی با اينجا نداشتم البته خيلی جاها لينک شما را ديده بودم ولی پيش نيامده بود با قلمتان آشنا بشوم . وقتی نوشته ايشان را در پاسخ به اين مطلب شما خواندم حقيقتش عصبانی شدم که يک نفر مثل شما که نامش تقريباً در هر وبلاگی به چشم ميخورد اينقدر کم دانش و سطحی نگرست . ولی وقتی ديدم آنجا توضيح داديد که آن نوشته به اين بحث ارتباطی ندارد مشتاق شدم تا اينجا را هم بخوانم .
سن و سال من آنقدر نيست که مثل شما جوانان در اين مباحث شرکت کنم ولی تصميم گرفتم ابتدا تشکر کنم که اين محيط را فراهم کرديد تا همه بتوانند حرفهایشان را بدون ريا بزنند و نکات جديد ياد بگيرند چيزی که در کمتر وبلاگی ديده ميشود حتی در خود وبلاگ مدادسياه . همانطور که خودتان هم اشاره کرديد کمتر کسی به مطالب ذکر شده در يک وبلاگ ميپردازد و معمولاً با هم چاق سلامتی ميکنند حتی در همين نوشته آخر مدادسياه هيچ کس به اصل موضوع نپرداخته و فقط چيزی گفتند که يعنی ما هم اينجا بوديم . ولی قلم توانای شما اين حس را در هر خواننده ای ايجاد ميکند تا حرف بزند و افکار خودش را چه موافق و چه مخالف بيان کند و اين شگفت آور و قابل تحسين است . درارتباط با نوشته شما منم مثل بقيه نميتوانم راحت بپذيرم که تمام مشکلات از خود ما شروع شده هرچندکه خيلی زيبا و کامل توضيح داديد که حکومت از اين ضعف ما سوءاستفاده ميکند و قدرتش از همين جهل ما روز به روز بيشتر ميشود و ريشه ميگيرد .
حالا چرا دوستان از سخنان شما اين نتيجه را گرفتند که شما از حکومت دفاع ميکنيد فکر ميکنم علت ديگری دارد و آن تلخ بودن واقعياتيست که خود شما به آنها اشاره کرديد و ما هميشه از آنها فرار کرديم . من چند ماهی ميشود که با وبلاگ و تقريباً زندگی مدادسياه و آفتاب پرست آشنا شدم و نميخواهم اين حرفم را توهين قلمداد کنند ولی هردوی آنها در يک دوگانگی ارزشی غرق هستند و مسلماً نميتوانند بپذيرند که رفتار و طرز زندگيشان قابل اصلاح است و هميشه بدنبال مقصری غير از خودشان گشتند . چيزی که من در اين مدت از آنها ديدم فقط ناليدن از زندگی بوده است نه تغيير . يک روز دولت ايران يک روز پدر و مادر يک روز مردم ديگر ولی هيچوقت نخواستند اين ضعفها را در خودشان جستجو کنند . مسلم است اين شخصيت وقتی ببيند يک نفر اينقدر رک و بدون تملغ ضعفهای خودمان را جستجو ميکند چشم بسته با آن مخالفت ميکنند و برای اثبات بيگناهيشان از نوشته های واضح و هنرمندانه شما تعبير ديگری کردند و نتنها به موضوعات نپرداختند بلکه برروی کلماتی که شما بکار برديد تفسير و برداشت کردند . ضعفی که خود شما هم در اين نوشته به آن اشاره کرديد که باعث شده انقلاب مردمی ايران به ناکجا آباد ختم شود تا منی که نوجوانيم را برای آزادی و استقلال ايران گذاشتم سالها در زندان باشم و دوستانم را در اين راه از دست بدهم . اميدوارم اين مباحث هميشه ادامه داشته باشد تا جوانان اين مرز و بوم بجای پرداختن به بحثهای انحرافی تمرين آزاد انديشی کنند .


نويسنده: Little Ali Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 12:26

ای وای !

URL: http://aliaksh.persianblog.com

نويسنده: پريسا Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 12:03

چه می کنه اين متين ! از نویسنده وبلاگ هم بیشتر نوشته : دی

URL: http://www.parisaa.com

نويسنده: پيمان Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 11:53

من مطمئنا به خودم خواهم گفت كه مردمي كه مرا انتخاب كرده ان به زودي با گذشت زمان و بالاتر رفتن شعور جامعه نيازمند مديري تواناتر از من خواهند بود و خواهي نخواهي مرا بركنار و بهتر از مرا بر سركار خواهند آورد ، بنابراين براي آنكه بتوانم با مخالفانم براي ادامه خدمت به مردم مبارزه كنم ، دست مطبوعات را باز ميكنم و ميگذرام تا آنكه در اين زمان براي خدمت به مردم بهتر است معلوم گردد هم براي مردم و هم براي خودم ، در تمامي جوامع فعلي كه دچار معضلات مبارزه هاي براندازي هستند ( بقيه در كامنت بعدي )

URL: http://mojepishro.persianblog.com

نويسنده: nima_dingaliga Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 11:37

ای وااااااااااای!..تازه ببين چه خبره؟..مهرنوش فحش داده به تو؟!...نگاه کن!...منو نگاه کن چه الکی الکی دارم حمايت ميکنم!...آقا من با يه سری از چيزايی که مهرنوش گفته مخالفم بابا!..ای وااااااااای!...خاک تو سر من!....خب وقتی خوابت مياد نيما برو بگير بخواب مرض داری؟...وای چه آبرو ريزی ای شد!...آقا من رسما معذرت ميخوام....اين شبنم و علی چه بد صحبت کردند...واااااااااااااااای

URL: http://dingaliga.persianblog.com

نويسنده: پيمان Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 11:33

شكنجه ابزار مبارزه با مبارزان تحول طلب براي نفوذ در انديشه و ساختارهاي تشكيلاتي آنها ، براي از ميان برداشتن صورت مسئله است ، اكنون سئوال اينست چرا لايه تحول طلب بوجود ميايد و چرا اين لايه به مبارزه اي براي تحول دست ميزند ، اگر حكومتي را مردم آن كشور بتوانند با آراي خود انتخاب كنند ،بنابراين ميتوانند با آراي خود نيز تغيير دهند ،بنابراين نيازي به مبارزه سازماني باقي نميماند ، سازمانهاي زير زميني ميشود حزب و سلاحها تبديل ميشود به قلم و روزنامه ها ميدان مبارزه براي بدست آوردن آراي ملت ، و هر آنكه در ميدان خدمت به مردم دچار لغزش باشد به تير نقد زمينگير و آناني كه به خدمت به خلق مشغول به كوره تهمت و افترا گداخته ، ولي سرافراز و درخشان همچون طلا ... من پيشنهاد ميكنم اگر روزي كودكان ما حكومت را به دست گرفتن بگذارند روزنامه ها همچون امريكا سياستمداران را با نقد خود برايشان زلال كنند . پيمان

URL: http://mojepishro.persianblog.com

نويسنده: nima_dingaliga Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 11:32

من اول متن مهرنوشو خوندم بعدش اومدم توی بلاگ شما...اما ديدم خيلی مطلب زياد و گستردست سعی کردم با يه نگاه و يه خط در ميون خوندن کلياتشو بفهمم...که احتمالا نفهميدم تازه!!!....به هر حال اگه نظر من بی ربط بوده شما به بزرگی خودتون ببخشيد...تا بعد..

URL: http://dingaliga.persianblog.com

نويسنده: nima_dingaliga Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 11:29

سلام سعيد خان..راست ميگی من متن تورو کامل نخوندم..خودتم دليلشو ميدونی..اما اينو يادمه که نوشته بودی وقتی ميخواين نظر بدين اگه انتقاد دارين بگيد و هی الکی تعريف نکنيد...فکر کنم هر دفعه نظر دادم گفتم که شما طولانی مينويسی.شما هم گفتی خب هر کس دوست داشته باشه ميشينه ميخونه!..فرمايش شما صحيح اما ميدونی اين همه نوشته چقدر طول ميکشه خوندنش؟...ميشه همين مطلبو توی دو تا پست جداگانه بنويسی مثلا با فاصله ی دو سه روز تا اقلا بشه کامل خوندش..البته من خيلی کوچيکتر از اون هستم که بخوام واسه کسی تکليف تعيين کنم . من هميشه هر جا ميرم همه ی متنشو ميخونم و بعد نظر میدم الا وبلاگ شما..با اينکه وبلاگ شما از خيای از وبلاگايی که من ميرم پر بار تره و چيز حسابی توش نوشته ميشه...اما خب وقتی که بخوام همه ی اين متنی که شما زحمت ميکشی مينويسی رو بخونم بايد يه دفعه جداگانه وصل بشم و بخونم که اونم وقتش نيست...

URL: http://dingaliga.persianblog.com

نويسنده: ميکاييل Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 10:40

با مخالفين هم اينجوری رفتار می کنيم:فشار از پايين/چانه زنی از بالا....اين مقتضای زندگی و روابط امروزيه ما آدمها با هم هست....اگه حافظ الان زنده بود شاید می گفت:با دوستان خيانت/با دشمنان کوفتمان....اين دو حرف تفسير رابطه آدمهای اين عصره........

URL: http://badobarann.persianblog.com

نويسنده: متين Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 10:40

سلام ... پی نوشت رو خوندم . وبلاگ مهرنوشم نظراتو خوندم :)
راستش در عين حال که با نوشته های مهرنوش تو پست آخرش موافقم و به نظرم حرفاش درسته اما عين خودت فکر ميکنم که نوشتش رو بايد کنار نوشتت ميذاشت نه در جواب نوشتت و مخالفت با تو ... البته من کاملا همون اول متوجه شدم که منظور تو با چيزی که مهرنوش برداشت کرده فرق داره حتی خواستم منظور تو رو از ديد خودم بهش بگم که گفتم خب اين کارم درست نيست :) گفتم خدا رو چه ديدی شايد منم اشتباهی برداشت کرده باشم ... خلاصه که به تعداد آدمای دنيا از يه جمله برداشت وجود داره :)
نظر خاصی هم ندارم فقط يه جمله تو يه کتاب خوندم باحاله اين جا مينويسم :
در مورد سياست مدار ها بحث نکنين ... فکر ميکنین اونا در مورد شما بحث ميکنن ؟!!!
( حالا نمیگم موافقم با این ها ... میگم جالبه !! )
راستی خیلی وقت بود پست جدید ننوشته بودی خیلی خوب شد اینو نوشتی :)
ببینم چون من دو باره تو وبلاگم عکس نذاشتم نیومدی؟! ( چشمک !! )
ـــمیدونم که اومدی اما خب الان مده که همه بگن چرا نیومدی و بیا و نظر بده دیگه ـــ !! خیلی هم وبلاگ خوبی داری :)

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: ميکاييل Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 10:35

عرض شود که:حرفهام خارج از حوصله کامنت می باشد ايضا و در اين مقال نمی گنجد...اما در يک جمله :معلول رو با علت هممون گاهی اشتباه می گيريم...

URL: http://badobarann.persianblog.com

نويسنده: عاطفه Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 10:11

سلام من با حرفاتون موافقم ماها عادت کرديم فقط از اين و اون انتقاد کنيم که حکومتم يکيشه اما هيچوقت به خودمون يه تلنگری نمی زنيم خوانواده ها مثل حکومت رفتار می کنند يعنی برای راحتيه خيال خودشون بچه هاشونو محدود می کنند همون کاری که حکومت ميکنه و وقتی هم که برای اين کارشون ازشون دليل می خوای نه تنها دليل قانع کننده ای ندارند (چون کارشون طبق منطق نبوده) بلکه حتی حاضر نميشن دلايل منطقی شما رو هم بشنون حالا در هر زمينه ای اعم از اعتقادي اجتماعی و ...
حالا وقتی خود ما تو خانواده مون اينطور عمل ميکنيم يعنی اين شيوه رو احتمالا قبول داريم ديگه پس چرا اينقدر انتقاد ميکنيم .شايدم عادت کرديم فقط از بقيه انتقاد کنيم.بهتره اين معضلات از ريشه يعنی خودمون اصلاح بشه.


نويسنده: غريبه Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 09:47

سلام.مرسی از اينکه دوباره امدی توضيح بيشتر اونجا دادی. دوم اينکه اتفاقا به نظرم کاره خوبی کردی که اين نوشته اين يارو که با ۲تا اسم امده شعر و ور نوشته پاک نکردي٬ چون اينشکلی بقيه هم ميفهمند که اينجا فقط مواقات حرف نمیزنند. هر چند که اينا برايه ابرازه وجوده که اين شکلی حرف ميزنند. بعدم اگه يکم شعور داشتد ميرفت وبلاگ متين رو يه نيگاه ميکردند بعد ميومد ميگقت جفتتون يکی هستيد!... ولی عوض ميشه به اين حرف تا صبح خنديد!!!راستی با اينکه يکم ايم موضوع مشکل داشت ولی برايه يه شرع دباره پر سر و صدا شد!.
خوش باشی

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: رز Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 09:33

salam ...enghadr khandidam mage amaret bereh bala
che ghadr copy bardary michasbeh ha ...vali man aslan havasam nabood jane khodet ..alan raftam didam do ta hast ...pakesh mikonam...hala to ro khoda bebin az hamoon rooze aval be zabooneh khosh migofty agha pak kon intory nemishod

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: خاله خورشید Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 09:24

آی آی خيلی طولانيه آف لاين می خونمش .

URL: http://khorshid21.persianblog.com

نويسنده: فرهاد Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 09:12

سلام سعید جان. ممنون از اینکه به وبلاگ من سر زدی و به لینک وبلاگهای تازه اضافه کردیش. به امید آشنایی بیشتر.
خدا یار و نگهدارت

URL: http://www.rosvayedel.persianblog.com/

نويسنده: بابک Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 09:04

سلام سعيد جان ......ممنون از مطلبی که انتخاب کردی ....واقعاْ موضوع خوبی هست .... اما ميدونی به نطر من خيلی چيزا هنوز تو جامعه ما تو فرهنگ ما جا نيوفتاده و قطعاْ زمان ميبره ....در مورد چت و .... اين هم به نطر من شايد به همون محدودين های که تو جامعه کنونی ما هستش برگرده ....الان تو همين هند که من دارم درس ميخونم ....اگه تو يه کافي نت بری و نگاه کنی بغيير از دانشجويان خارجی که اينجا درس ميخونن کسه ديگه ای نه چت ميکنه و حتی در مورد مسنجر و ....اطلاعات کافی ندارند ..... اما متاسفانه اگه تو ايران نگاه کنی ..اکثراْ تو اين چت روما هستن ....به نطر من دليلش هم برمی گرده به محدوديت های که تو کشور ما هستش و اکثر جونا دنبال راهی برای ارتباط با جنس مخالف هستن ...حالا شايد گذشت زمان باعث بشه که جونهای ما کمتر دنبال اين مسائل باشن .... به اميد خدا ..... سعيد جان در آخر براتون آرزوی موفقيت ميکنم ..
شــــــــــــــــــاد و سربلنـــــــــــــــــــــد باشیـــــــــــــــــــــد

URL: http://iranpune.persianblog.com

نويسنده: aftabeh be dast Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 08:36

in familenmoon jenabe aftab parast ham kheyli asabanieha ... vali are ooni ke migi vahshatnake vaghean ...!in ke adamaye in mamlekat tu 20-30 salegishoonam kheyliha kheylihashoon kooodakan...koodak!
dige inkesiasatmadara kari nadaran ke ma beheshoon che haghimidim oona kario ke manafe'e ghodrateshoon ijab kone mikonan mese har adame aghel ! amma be nazare man harghadr technologye filtering pishraft kone ...movazish technologye rad shodan azash ham pishraftmikone...taze shayad in filtering ham mese kheyli chizaye dige too iran TAB bashe ochand vaght dige...


نويسنده: pooneh Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 08:35

نميدانم چرا نميشد اينجا فارسی نوشت و الان دارم به روش بسيار مدرن کپی -پيست اين کارو ميکنم . اولاً که باورم نميشه وبلاگت فيلتر شده باشه ! البته اين الان جزو افتخارات هر وبلاگ نويسی ميباشد. در ثانی من يکی به شخصه با مخالف واقعی برخورد نکردم. اگر دامنه اطلاعاتت اونقدر بالاست که ميتوانی جواب مخالف را بدی و بحث کنی بايد اين کار را انجام داد. اما من ، با توجه به کاراکتر ترسويی که دارم از هرگونه جدل گريزانم و حذف مخالف يا سکوت در برابر مخالف را ترجيح می دهم .

URL: http://saaghi1.persianblog.com

نويسنده: aftabeh be dast Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 08:29

sorry ke farsi neminevisamdidam bahse goftam manam farmayesh konam , rastesh man kolliate harfaye in agha Saeed o ghabool daram motevajjeh ham nashodamke kojaye harfash gofte filtering khoobe, be nazare man age hokoomati ba in vijegiha dast be in karha nazane ajibe taze vase hokoomati ke ba koshtarhaye hezaran nafare kareshos horoo karde filtering kare kheyli ensani ham hast


نويسنده: شهلا Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 06:42

سعید جان من میدونم که با زحمات تو به اینجا راه پیدا کردم و هر وقت هم که لازم بوده ایده های خودم را برات نوشتم هر چند که مخالف ایده تو بوده ....ولی در این مورد خواهش میکنم که من را ندیده بگیر چون همانطور که بهت گفتم هر گاه که باهم تلفنی صحبت کردیم برایت بیشتر میگویم...باشه؟

URL: http://elaheyemehr.persianblog.com

نويسنده: متين Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 06:02

سلام سعيد .
ــــــــــــــــــــــــــــــ
به شبنم و علی : سلام . اولا با آدم های بد دهن ميونه خوبی ندارم . ثانيا روی دوستام حساسيت دارم . ثالثا از کل کل هم خوشم مياد و کم هم نميارم .
شما ۲ تا ( به نظر من يکی ) بدترين نحوه ابراز مخالفت رو به بهترين شکلی ارائه دادين . دفعه اينده سعی کن اولا از کلمه های زشت استفاده نکنی . بعدشم يه کم خودتو باور کن که مجبور نشی تغيير جنسيت بدی و خودتو تاييد کنی . يه مقدار هم بين ۲ تا نظری که ميخوای بدی فاصله بنداز که زياد تابلو نشه . خرجش زياد میشه اما ارزششو داره !
يه مقدار تو املای کلماتت دقت کن چون غلط های تایپی و املايی چشم منو اذيت ميکنه . يه مقدار از مغزت کمک بگير و ببين کدوم پسری ميتونه نوشته های وبلاگ منو بنويسه ... بار آينده روی نکات دروغين ديگه ای انگشت بذار که معلوم نشه دقيقا تلافی کدوم مساله رو داری در مياری ... آدرس وبلاگت رو حتما بذار چون انصافا طراحی وبلاگت خوشگله ... اين قدر با خودت دشمن نباش . يه بار ديگم مغزتو به کار بنداز ---> کدوم پسری وقتی بخواد با اسم دختر برای خودش وبلاگ بسازه اسم متین رو روی خودش میذاره انیشتین ؟؟!! ( من خودم کلی باید وقت صرف کنم تا به همه ثابت کنم که متین یه اسم مشترک بین دختر و پسره !!)
مطمئنا سعید اگه میخواست اسم دختر رو خودش بذاره از یه اسم مناسبتر استفاده میکرد .
بار آخری هم باشه که بد دهنی میکنی . به خصوص به دوستای من . به خصوص جلو چشم من . صحبتی هم داشتی تشریف بیار وبلاگ خودم چون بنده بر عکس سعید حرف های اضافه رو سانسور میکنم و به کسی اجازه نمیدم به هر نحوی ابراز وجود کنه . به هر حال همه صبر و تحمل سعید رو ندارن .

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: خاچیک آواتاریانس Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 03:47

شروع به تصرف ايران نمودند چون ايران در آن موقعيت در معادلات ژئوپلتيک آن موقع آمريکا و انگليس خیلی چیز ناهمگون و زشتی می نمود و می توانست آن معادلات را به غیر از آنچه که ان ها می خواستند تغییر دهد. استدلال من برایت قدری روشن تر خواهدشد اگر سیر وقایع تاریخی که بعد از سقوط رژیم شاه اتفاق افتاد مانند سقوط شوروی و ... را یک بار در ذهنت مجسم کنی اما با حضور یک کشور قدرتمند و دارای ارتش و اقتصاد قوی. احتمالا متوجه خواهی شد . دوست عزیزم تصور می کنم اطلاعات تاریخی خوبی داری فقط یکبار دیگر هم آن ها را از دریچه دید دیگری هم تحلیل کن.

URL: http://khachik.persianblog.com

نويسنده: خاچیک آواتاریانس Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 03:39

سلام. دوست عزيز سعيدخان حاتمی. شما در سال ۵۷ چندساله بودی نمی دانم. اما اين همگرائی ودر کمال آزادی و ساير صفاتی که برای انقلاب ايران بکار بردی کمی به نظر دوراز حقيقت می رسد؛ البته به نظر من. من در ان روزگار در ايران بودم. آن چيزی که مشاهده می شد و هنوز هم می شود خيزش قشری تاريخی بود که تاريخ تاسيس آن به زمان شاه عباس کبير بر می گشت و در سناريوئی از پيش نوشته شده که به موقع خودش اسناد آن توسط سازمان جاسوسی يا شايد هم وزارت خارجه انگليس منتشر خواهد شد

URL: http://khachik.persianblog.com

نويسنده: سهراب Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 03:30

سلام آقا سعيد
خسته نباشی و اما جنگ و گريزی که وجود داره فقط يه راه حل داره و اون هم شير يکطرفه است.يعنی شما نقطه نظرات خودتو مينويسی همينطور که همه امکان اينو دارند که نقطه نظرات خودشو نو بنويسند و هرکس با استراکچر ذهنيش تضاد نداشت مقاله هاتو ميخونه و هر کسی خلافش بود نميخونه به همين راحتی !!!!
پس لطفا به جای وقت گذاشتن برای اين سوال و جوابها بنشين و مطالب و راهکارهای جديدی که نياز به عمق نگری و زمان بيشتری داره بپرداز .
متشکرم - سهراب از تهران


نويسنده: رز Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 02:23

و اما ما ايرانيها با دشمن چه می کنيم...ايرانيان ملتی با فرهنگ کهن ۲۵۰۰ ساله روزها و شب ها به گفتن داستانهای کهن می پردازند از زن همسايه گرفته تا خامنه ای و رضا شاه...انها منتقدان بسيار عالی هستند به طوری که روزی خيابانی يکی ازگزارشگران بزرگ فوتبال اعلام کرد که حدود ۱۰۰٪ مردم ايران جزو بهترين منتقد گران هستند البته اين استعداد در سالهای اخير در زمينه های سياسی شکو فايی خاصی پيدا کرده...ملت بسيار خوبی برای استعمار شدن...اگر هم ظلمی در حقشان کرديد فقط انتقاد می کنند و فحش می دهند...فقط به هوش باشيد که اگر غيرتشان گل کند ديگر...

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: اسد Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 02:19

سعید جان اگر قرار باشد برای هر نوشته ات بخاطر کامنت ها یک پی نوشت بگذاری کم کم وبلاگت می شود چت روم. خوب تو مطلبی نوشته ای که در آن نظرت را گفته ای و منهم فکر می کنم نه نارسا بود و نه قلم تو ناتوان و نه دیگران بد فهمیده اند. تو مسائلی را مطرح کرده ای که عده ای با آن موافق و تعدادی هم مخالفند و این هیج کجاش عجیب نیست.برعکس این اولین الفبای دموکراسی است و باید پذیرفت که هر نوشته ای می تواند موافق و مخالفینی داشته باشد و اگر قرار باشد هر وبلاگ نویسی خودش را درگیر پاسخ دادن به کامنت ها کند از کار اصلی نوشتن باز می ماند. در عین حال اگر مثلأ بنده بخواهم نوشته ترا نقد کنم این کار را مفصل در وبلاگم می کنم. موفق باشید

URL: http://assad.persianblog.com/

نويسنده: رز Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 02:10

به به می بينم که بهت حمله شده....کمک می خوای.....ولی راست گفته اون بنده خدا همش به خاطر اينه که عکس استفاده نکردی D: بابا چه خبر شده اينجا ..البته يکم يه طرفه رفتی ....ولی خيلی واضح شد که ما ايرانيها با دشمنمون چه جور بر خورد می کنيم...ما اگه زبون نداشتيم که.....راستی من نگفتم با دشمنم ارومم گفتم اصلا بهش محل نمی زارم که گاهی .....راستی مسنجرتو چک کن مشکلات دارم

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: آفتاب پرست Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 01:55

آره راست ميگی ما هيچ کدوم هيچی نمی فهميم!! ما اصلاْ درک نمی کنيم که تو چی گفتی!!! ما کله شقيم!!! ما اصلاْ زبون آدم حاليمون نيست!!! می دونی چرا؟... چون تو از عکس استفاده نکردی!!!! چون نمی دونستی که استفاده از يک عکس می تونه به اندازه ی هزاران صفحه متن پيام داشته باشه!!! هاهاهاها !

URL: http://negar76.persianblog.com

نويسنده: علی Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 01:53

منم با همه مخالفات مخصوصا نظرات آفتاب پرست و مهرنوش و شبنم موافقم .تو کودن ترين و پستترين آدمی هستی که ديدم


نويسنده: شبنم Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 01:43

تو يه آشغال خود فروخته هستی که از همه بيمار تری . حرفات اينقدر مسخره است که نميخوام حتی يک ثانيه هم وقتمو برای خوندن نوشته های بی ارزشت بزارم ولی همونطور که مهرنوش تو وبلاگش گفته تو يک ذره هم شعور و اطلاعات نداری که بيای راجع به مسائل اجتماعی و ما زنها حرف بزنی . در ضمن هر خری هم ميفهمه اينا که بدون نام و نشان اينجا ازت تعريف کردند خودت بودی و هر کی که وبلاگ داشته و حرفش رو زده به احمق بودنت اشاره کرده . البته غير از متين که بعيد هم نيست خودت باشی که با اسم دختر وبلاگ ساختی تا خواننده هات بيشتر بشند


نويسنده: غريبه Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 01:17

اينطور که من اينو خوندم به نظرم امد که داری ميگی حالا اگه اينو به ما هم نميدادند چه فرقی ميکرد؟ با اينکه به ما اجازه دادند از اينترنت استفاده کنيم...اينا رو گفتم که بدونی کدوم قسمت از نوشته هات بود که برام ابهام ايجاد کرد. راستی کاره خوبی کردی که اين پانوشت رو بهش اضافه کردی.
خوش باشی

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: غريبه Wednesday، 30 Jun، 2004 ساعت 01:15

سعيد ازت يه خواهش داشتم٬ لطفا اين رو بخون:
گرفت؛ ولی حکومت ايران اين کار رو نکرد و بخاطر حساسيت موضوع، بررسی اون رو سپردند به مجمع تشخيص مصلحت نظام تا تصميم راهبردی تری گرفته بشه. حالا اگر کلاً استفاده از اينترنت، مثل خيلی چيزهای ديگه که تو ايران غيرقانونی هست، ممنوع ميشد، چه اتفاقی ميوفتاد؟ درسته که برای خيلی از ما، الان بدون اينترنت زندگی معنا نداره، ولی شيش سال پيش برامون چه فرقی ميکرد که اينترنت داريم يا نه؟ يا اصلاً چند نفر حاضر ميشدند پول گزافی خرج کنند تا از طريق کشورهای ديگه به دنيای اطلاعات راه پيدا کنند؟ پس ميبينيم که حکومت مذهبيون بعد از اين همه سال قدرت، تن به بزرگترين ريسک حياتش داد و اجازه داد مردم به هر اطلاعاتی که خواستند دسترسی پيدا کنند.

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: زيبا Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 12:53

به نظر من شما خودت حرفات خيلی شعاريه. يعنی به نظر من خيلی ها بخاطر جلب نظر ديگران شعار ميدن. که ما اينطوری هستيم و اونطوری فکر مبکنيم و اين و قبول داريم و اونو قبول نداريم. ولی لطفا راجع به گفته هات خودت هم فکر کن.


نويسنده: اسد Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 12:43

در نوشته امروزت به چندتا موضوع پرداخته ای که نمی توان در این کامنت کوتاه به آن پرداخت . موضوع انقلاب مردمی، آزادترین و آگاهانه ترین انتخابات و رأی دادن به جمهوری اسلامی و....به همین سادگی هم نیست که شما نوشته اید و پرونده اش را بسته اید همه این ترین ها که بکار برده ای جای حرف دارد اگر چه تاکنون اهل تحقیق به بخشی از آن پاسخ گفته است ولی هنوز گوشه های بسیار تاریکی هست که باید روشن شود و بعد پرونده یک دوره تاریخی مهم ایران را بست. و اما دوست عزیز از اینکه آدم از خوانندگانش بخواهد تا بنویسند با مخالفین شان چگونه رفتار میکنند و بعد در همین نوشته به جماعتی که چت میکنند و نود درصدشان جوانانی هستند که از ابتداییی ترین روابط اجتماعی با جنس مخالف و خیلی چیز های دیگر محرومند انگ بیماری خطرناک روحی زدن بی انصافی است و نشان می دهد که شما هم در احترام گذاشتن به شیوه های مختلف زندگی افراد، نوع دیدشان به جهان و خویش مشکل دارید، اصولا کار وقتی خراب می شود که ما اول هر پدیده ای را به سطحی و غیر سطحی، خوب و بد ، زشت و زیبا تقسیم کنیم و از آن منظر به نتیجه دلخواه برسیم چنین شیوه و نگرشی ما را از دیدن آنچه هست محروم می سازد. موفق باشید.

URL: http://assad.persianblog.com/

نويسنده: webcharkh Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 10:34

سلام .. سعيد عزيز..خدمت شما عرض کنم که مطالبی رو که شما دراين مورد فرموديد درسته و من هم قبول دارم .ولی اين موضوع فکر ميکنم بخاطره اينه که مردم تازه با اينترنت آشنا شدند و بيشتر جاهای دنيا مردم وقتی از چيزی منع میشن و بهشون ميگن اينکار رو نکنين و اصلا بهشون نميگن که چرا بايد اينکارو انجام ندين همين ميشه که هر کی کنجکاو ميشه و به نحوی دنبال اون مسئله ممنوع شده ميره.بخاطره همين ايران که يک کشور با حکومت مذهبی هستش نبايد با يک کشوری مثل آمريکا و يا خيلی از جاهای ديگه مقايسه کرد بعدش نتيجه گرفت که آخوندا ميدونستن مردم دنباله چه چيزايی ميگردن برايه همين ممنوع نکردن ولی اون اولش بود چرا که اطلاعات مردم نسبت به اينترنت و کاربردش کم بود و الانم نميگم خيلی زياده ولی به نسبت رشد چشمگيری داشته بخاطره همين هستش که شروع به فيلترينگ کردند....بازم ميخوام بگم ولی خيلی زياد شد.. ببخشيد.. موفق باشی..

URL: http://webcharkh.persianblog.com

نويسنده: امین Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 09:39

خيلی وقت بود اينجا نيامده بودم ..در مقابل هم سکوت فقط

URL: http://amin-ga.persianblog.com

نويسنده: سعيد Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 08:49

سعيد عزيزم سلام ... حق مطلب رو در باره اين رسانهء ارتباطی و سياستهای اتخاذ شده به درستی بيان کردی .. اميد که همگان با استفاده بهينه از اين وسيله بتوانند قلب خويش را مهربانتر کنند .... ارادتمند هميشگی

URL: http://nale.persianblog.com

نويسنده: شهلا Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 08:23

.....تلفنی با هم سخن میگوئیم در آینده نزدیک و حرفهایمان را میزنیم.....

URL: http://elaheyemehr.persianblog.com

نويسنده: غريبه Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:56

راستی سعيد خان يه سر به مداد سياه بزن٬ فکر کنيم خيلی کامل و واضح نوشته...

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: غريبه Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:50

حتی اون سايت هایی که ميگی در مورد ... حرف ميزنند يا عکس میذارند يا هر چی. ما اگه دم از دمکراسی ميزنيم بهتره ثابت کنيم. نمیدونم شنيده يا نه ولی چند وقت پيشا تو يه جايی خوندم که تعداد کالان های سياسی که فيلتر ميشه از تعداد کالان هايی که غير اخلاقی هستند بيشترِ! يعنی اينکه حکومت به به مخالف هاش اجازه حرف زدند نميده ولی مجلی هم با کالانهای ... نداره!
به نظرِ من اينکه ما چند سال اولی که ویدو امده بود و ما اجازه استفاده از اون رو نداشتيم ولی حالا ميتونيم از اینترنت هم استفاده کنيم پيشرفت نيست! فقط رسوندنه خودمون به نقطه صفر هست!!!
راستی من تو گوگلِ هم زياد سرچیدم. خيلی ها استفاده ميکنند چيز غریبی که نيست!
در مورده مخالف هم باید بگم بستگی داره کی باشه. یادته امدی ازم انتقاد کردی؟ من نیومد اینجا بهت فحش بدم! مشکلم رو درست کردم... اگه این شکلی محالفت باشه قبول دارم.
خوش باشی

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: مهرنوش Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:46

من برا مخالفام تو بلاگم پست مينويسم و حرفمو ميزنم حتی اگه اون ادم از نزديکترين دوستای من باشه !!

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: زوربا Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:42

سلام سعيد جان/... از اينکه چنين چيزهايی توی جمعيتی که با نت سر و کار دارن وجود داره شکی نيست اما خودت به اين امر اذعان داری که مدت زيادی نيست که ( حتی خودت که دانشجو بودی) با نت سر و کار داری.. پس نميشه توقع داشت که يهروزه ره صد ساله رو پيمود.. و از همه مهمتر اطلاعات کمو سطح پايين ما باعث چنين چيزهايی ميشه...به هر حال زمان لازمه و کمی صبر .. اما قبل از هر چيزيهر کسی بايد يه کم اطلاعات داشته باشه تا بدونه توی نت بايد دنبال چی بگرده وگرنه که..../... برقرار باشی

URL: http://shaly.persianblog.com

نويسنده: غريبه Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:40

با يه قسمتی از حرفات مخالفم يا يه سريش موافق. ولی تو بين حرفت يه جوری حرف زدی که انگار ممنوع نکردنه اينترنت(!) لطف به مردم بوده، نه عزيز! اونا چه خوش شون بياد چه نياد نبايد حق مسلمه من و تو رو از مون بگيرند. فکر ميکنی هر چيزی که ميره تو اون مجمع تشخيص مصلحت نظام! به نعفه منو شما تموم ميشه؟ نه به نفعه حکومت تموم ميشه! من و تو رو که کسی نمیآد آدم حساب کُنه. اما در مورد اون دست از مردم که گقتی مذهبی هستند و پشتیبانه حکومت. ببين کسی اونا رو زور نکرده که برند تو سايت هایی که بهشون مربوط نميشه. چطور اون عده چون حکومت پشتشون هست ميتونند برند نماز جمعه به در و ديوار فحش بدند يا برند به سفارت يه جا ديگه سنگپرانی کنند(به هر دليلی) و ۱۰۰ جور کاره ديگه، ولی يکی که می خواهد عقدش رو رو خالی کُنه نتونه؟

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: غريبه Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:20

خيلی زياده الان ميخونم ميام نظر ميدم!

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: متين Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:11

سلام ... اف ميخونم بعدا ميام :) شاد باشی :)
انقلاب و اين حرفا؟:)

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: متين Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:11

من مخالفينم اگه قصد و غرض و مرض نداشته باشن و واقعا برا منافع خودشون بهم حرف نزنن باهاشون همفکری ميکنم چون شايد واقعا حق با اونا باشه :)
اما هيچ وقت رضايت نميدم کسی بهم چيزی رو تحميل کنه و خيلی وقتام از طرف تشکر ميکنم و ميگم اما من نظرم همونه که بود . اگه طرف قصد اذيت داشته باشه ممکنه احتمالا منم نقطه ضعفاشو به رخش بکشم ... ببخشين :((

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: متين Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 07:00

سلام :) خسته نباشی . خيلی خوگشل بود ... ميدونی من دقيقا بر عکس نوشته هات هستم !! يعنی اونجايی که گفتی لابد همه ميدونن که فلان سال قدرت دست فلانی بوده من نميدونستم !!
بعد اونجايی که گفتی کسی از اينگيليسيش واسه چت استفاده نکرده من برعکسم چون يه مدت کارم اين بود که برم تو روم خارجی ها و به زور اينگيليسی حرف بزنم . ديکشنری هم کنارم بود و هر وقتم تو چيزی ميموندم ميرفتم برا فرداش ياد ميگرفتم :)
تازه من چت رو با چت روم شروع کردم و همش هم تو عمومی ها بحث راه مينداختم :)
خلاصش که من کلی سرمايه ملی هستم :)
راستی ! من اون فرم مخالفت با فيلترينگ رو امضا کردم گر چه تا حدودی هم موافق هستم :)
يعنی به نظر من يه سری فيلتر سازی ها لازمه البته به علت اين که بچه ها به اينترنت دسترسی دارن و خيلی هاشون قدرت تميز دادن ندارن . اما در مورد بزرگا مخالفم چون اونا فيلتر باشه و نباشه کار خودشونو ميکنن !!
بعدشم در مورد اونايی که عقايد سفت و سختی دارن هم بهشون حق ميدم وقتی ميبينن اين قدر بهشون اهانت ميشه بر آشفته بشن . خب البته بر همگاه واضح و مبرهن است که نقد کردن يا ارايه نظرات با توهين و تمسخر و فحاشی می فرقد :) و بر همگان واضح است افراد عقده ای يا دارای ضعف شخصيت در اينترنت و در جامعه زيادند و همان طور که گفتم چون ضعف شخصيت دارن تو جامعه نميتونن و می ترسن حرف بزنن اما اين جا ميان با نام مستعار خودشونو خالی ميکنن :(
بعدش ديگه اين که من تا حالا کلی سرچ کردم بابا ... يه سری واسه حکم تنباکو يه سری هم اصلا کنفرانس انقلابم رو از اين جا در آوردم . تازه دو يا سه ترم پيش هم کلی تحقيق عکاسی به زبان اصلی کردما !! کلی هم ميرم دنبال عکس و اينا و يه عالمه هم لباس عروس و مدل شومينه و اسباب بازی سرچ کردم :)
تازه نی نی هم سرچ کردم :)
از اون بد بد ها هم يه بار سرچ کردم واسه کنجکاوی ولی حجمش در برابر خوب ها يک در میلیون هم نميشه :)
تازشم ادامه که ندادم :( يه کنجکاوی بود فقط ...!
خیلی هم طبیعیه :دی!
بعدشم من کلی اخبار میخونم وبلاگ میخونم نظر میدم نظر میگیرم :)
تولید محتوا هم میکنم :)
من خیلی با حالم کلا !! واسه خودم کلی فرهیخته هستم :) احترام هم که میذارم :)
ماشالا تحصیل کرده هم که هستم :) گلدوزیم هم خوبه :)

نوشتت رو سیو کردم بعدا قسمتای انقلابی مذهبیشو با تمرکز تر تر بخونم :)
حزب توده چن نمره داره ؟!
راستی بی ادبیه اما من ۳ تا سایت بد بد سراغ دارم که اسمش تو لیست فیلتر شده ها نبود :) به نظرت بهشون بگم ؟!!!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: مهرنوش Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 06:09

من به علت طولانی بودن و خارج از حوصلهء‌ کامنت بودن جوابتو در بلاگم نوشتم .

URL: http://medadsiah.persianblog.com

نويسنده: mehri Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 05:37

salam khub man tebghe mamul ba kheili az chizayee ke gufti albate az dideh siyasi mukhalefam...ama khub fughesh alan filter konan du ruz bad keh inam fayeedeyee nadare che ghalati mikonan?! begzarim in rash nist khudeshunam midunan

URL: http://mehrinameh.persianblog.com

نويسنده: sara Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 05:06

salam
dar weblogaton khondam ke dar potsdam zendegi mikonim--tagriban be ham nazdikim-man dar kladow zendegi mikonam wa dar spndau-berlin ham madrese miramaya mitonim ba ham ashna beshim

URL: http://ir2004.co.sr

نويسنده: Tanha Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 04:35

salam Saeed khan

bezar man bekhastehye tu amal konam va ye jomlehye eterazi rajebe weblogaye Irani benevisam, Jamehye ma jamehye mostadey ast, man khodam 15 saly ast ke moghim Ghorbatam amma az hamin weblogha vaziate Iran be dastam omadeh, azizam tu weblog-haye zanan ro didi? hamjensgaraha ke az moshkelate khodeshoun migan chi? azweblog-haiee ke naghshe jornalist-haye amatur ro ifa mikonan chi, fekr mikoni ke tu farang ta che had be in masael ahamiaat midan?
hamisheh morghe hamsayeh ghaz ast!!!!!!!!!
ageh javoun donbale sex eh vasehye ineh ke tu on jameheh mamnou shodeh va adama az tu internet rahat-tar kontakt bar gharar mikonand, hala masalan tu london in kar dar pub sorat migireh(begzarim ke onja ham internet vasieleiee shodeh vasehye yar o hamdam yabi, enteghad be in shiveh dar darajehye aval motevajehye kasani bayad basheh ke ertebat ro mamnou kardand na anha ke be donbale rozaneh migardand, khosh-hal bashim ke adama be ham marbout mishan va tu ertebat mioftand, Iternet bekhatere ghabelyat-hayash tabdil be in vasileh ham shodeh tazeh hich eybi ham nadareh, ageh ma SEX ro ham joziee az zendegi bedonim onvaght jostane an ra niz khata nakhahim danest, moafagh bashi dar neveshtan hayat


نويسنده: ن.ت.خ Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 04:29

دست شما درد نکنه آقا سعيد. بسيار خوب و منطقی بود. البته فرهنگ‌سازی ضرورت مهمی برای همه‌ی ما در اين زمينه هست و تا زمانی که ندونيم برای چه چيزی و چرا داريم از اينترنت استفاده می‌کنيم اين بحثا و مشکلات در جامعه‌ی مجازی ما وجود خواهد داشت و نتيجه اين که مخالفين همچنان مخالف هم باقی خواهند ماند. وقتی به اصطلاح اين پروسه پيش مياد که مخالفين و افکار گوناگون يعنی دو طرف اختلاف دارای فرهنگ باشن وگه‌نه اگه يکيشون يا دوتاشون فاقد درک و فرهنگ لازم باشن وضعيت همينيه که هست.

URL: http://nkh.blogspot.com

نويسنده: رز Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 03:06

salam rastesh man aslan be doshmanam mahal nemidam yani vaghty harf mizaneh nemish navam albate midoonam bazi jaha dorost nist vali khob akhlagheh digeh badesh inkeh bebin mamlekate be estelah marxdom salar bayad daste mardom basheh ..albate rast migy alan digeh onha har chi mikhan hamooneh baraye hafzeh manafe e onhast ..ama mardom chi ??

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: آفتاب پرست Tuesday، 29 Jun، 2004 ساعت 02:49

خيلی خوب شروع کردی اما آخرش بد تموم شد! چرا بايد همه ش توجيه کنيم که سياستمدار برای اينکه بنیان قدرتش نلرزه می تونه فرديت آدما رو زير سوال ببره؟! به نظرت سياست ميتونه به تنهايی دليل خوبی برای تحديد باشه؟!! من کاری ندارم که يه بلاگر چقدر و چه اندازه ظرفيت داره اما اگه کلی نگا کنی اين حرفايی که زده ميشه هموناييه که تو کوچه و خيابون و تاکسی و اتوبوس ميگن! فقط شکل بيانش فرق ميکنه! يکی فحش ميده، يکی نقد ميکنه ، يکی هم فقط ساز مخالف ميزنه!...حکومت الان دختر ۱۳ ساله رو تيربارون نميکنه اما بستری هم نساخته تا دوباره يه دونه ديگه از اون دخترای سيزده ساله بوجود بياد! دختر ۱۳ ساله ی الان ديگه به فکر اين نيست کتاب مارکس بخونه نهايت آرزوش داشتن يه سری کامل باربي يا يه ست آرايشيه شيسه دو هستش!...به نظرم اين خيلی بدتره!! نميدونم والا!...انشای دردناکی بود! چرا موضوعاتت انقد تازگيا دردناک شدن استاد؟!

URL: http://negar76.persianblog.com

لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, . All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.