WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « عاقبت ديکتاتوری |  باير لورکوزنی شدن ما »
اجتماعی Wednesday, December 17, 2003
از اينجا مونده از اونجا رونده

پارسال قبل از عيد رفتم ايران، خب دور و برم دوستانم بودند و آشناها، کسانی که ميشناختمشون. روز تاسوعا با کيارش شيرازی بودم که زنگ زدند که خواهرش تصادف کرده و اون رفت بيمارستان. من موندم و کلی آدم تو خيابون. احساس خوبی بود که هموطنانم رو حس ميکنم، حس ميکنم جزو اونها هستم، ولی وقتی يه کم به رفتارشون دقت کردم تنم لرزيد. نميتوستم دَرکِشون کنم. خيلی غريب بودند، خيلی. رفتار و حرکت دختر پسرها واسم عجيب بود، نميدونستم چی رو می خوان ثابت کنن ولی هر چی بود از انسانيت دور بودند، خيلی دور.

وقتی تصميم گرفتم اينجا حرف بزنم، هدفم اين بود که با شما ارتباط برقرار کنم، با شما که ديگه نميتونم درکتون کنم، نميتونم خواسته هاتون، دردهاتون رو بفهمم. از ۳ ماه پيش (۲۲ شهريور) که شروع کردم به نوشتن، تنها هدفم اين بود که باهاتون حرف بزنم، بتونم درکتون کنم، شايد تو (يا شما) هم تونستيد چيزهايی يادتون بياد، چيزهايی که يادتون رفته، چيزهايی که زيباست، چيزهايی که ارزش محسوب ميشن.

اين مدت با خيلی رفتارها که فراموش کرده بودم، دوباره آشنا شدم، نميخوام اسم ببرم، ما خودمون بيشتر از هر کس ديگه ميدونيم چه ضعفها و نقصهايی داريم ولی آيا واقعا، خودپرستی و ارضاء شخصيت تا اين حد برامون ارزش داره که حاضريم همه ارزشها رو زير پا بگذاريم؟ دلم خيلی پُره. تا حالا از خودمون پرسيديم چرا اينهمه از دوستان وبلاگنويس ديگه نمينويسند؟ نميخوام نام ببرم، بارها شده جايی طبق عادت رفتيم ديديم ديگه از اون صفحه هميشگی که بهش عادت داريم و با خوندن نوشته هاش آروم ميشيم، خبری نيست. آخه چرا؟ واقعا چرا داريم اينهمه دوست رو تو جمع خودمون از دست ميديم. جواب همه شون هم همينه: وقتی کسی من و نوشته‌هام رو نميفهمه واسه چی بنويسم؟ وقتی کسی پيغامی ميذاره فقط قصدش اينه که يعنی من هم هستم و تو هم بيا وبلاگم، پس چرا بنويسم؟ وقتی يه شعر يا داستان مينويسيم ولی کسی حتی زحمت خوندن به خودش نميده، و فقط مينويسند: «قشنگ بود، به من هم ...»، خستگی تو تن آدم نمی مونه؟ چرا با خودمون اينطور می‌کنيم؟ باور کنيد حتی اگر من دستم رو بذارم رو يه دکمه و فقط يه حرف رو تکرار کنم، بازم واسش زحمت کشيدم، توقع دارم وقتی ميای اينجا لااقل نگاه کنی ببينی چه حرفی هست که ۴۵۶۷ بار تکرار شده. البته منظور من دوستانی نيست که اينجا رو ميخونند (چون اگه تا اينجاش رو خوندی يعنی تو جزء اونها نيستی) ولی ميخوام درد دوستانی رو بگم که فقط تنها راه رو حذف وبلاگ ميدونند، حذف تمام خاطرات، حذف تمام عشقها، تمام دوستی ها، آخه چرا؟ چرا ما بايد تاوان کج انديشی و خودپرستی ديگران رو بديم؟ چرا بايد دلمون بشکنه که هيچکس تو اين دنيا نيست حرف منو بفهمه؟ ای کاش ميتونستم کاری کنم که بعضی‌ها دوباره بنويسند ولی... در مقابل اينها که معصومانه رفتند هم کسانی هستند که هر کاری ميکنند تا فقط ۲ نفر بيشتر وبلاگشون رو باز کنند، از هيچ کاری هم دريغ نميکنند حتی عوض کردن جنسيت خودشون. انگار تعداد نظرها و بالا رفتن نمودار شمارنده تمام خصلتهای حيوانيمون رو ارضاء ميکنه. چقدر داريم از انسان بودن دور می شيم؟ براش چه چيزهايی رو هزينه می‌کنيم؟ به کجا ميريم؟

ولی من ميايستم، من خيلی حرفها با شما دارم، من ميمونم تا ياد بگيرم، از شما، از خودم، از همه. من پر از ضعف و اشتباه و کمبود هستم. اين سعيد حاتمی که داره وبلاگ مينويسه با سعيد حاتمی که داره راه ميره و نفس ميکشه خيلی فرق داره. اينها حرفهای من هستند نه شخصيت و زندگيم. من اينجا می نويسم که ياد بگيرم انسان بودن رو، ميخوام رشد کنم. چرا از انتقاد کردن هم ميترسيم؟ ولی من يعنی سعيد حاتمی ازتون تمنا دارم از من انتقاد کنيد. راهنمايی کنيد. دوست خوبی که مياد چيزی مينويسه اگر حرفش درست هست بهش اعتقاد داره چرا هيچ نشونی از خودش نميذاره؟ باور کنيد حتی اگر ناسزا هم بگيد من ميشنوم؛ چون حتما دليلی داشتيد که من رو لايق اون ديديد، ولی چرا می خواهيد ناشناس باشيد؟ بگيد، انتقاد کنيد، کمک کنيد انسان باشم، التماستون ميکنم.

نظرات قبلی


نظر شما چيه؟ (14 پيام)

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 12:22 | لينک به اين يادداشت (0)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: اسماعيل Monday، 03 Oct، 2005 ساعت 10:28

به دنياامدم من درفلاتی؟نام بود ايران
به تقسيمات کشورموتنم درمرکز ايران
بهمون سری بزنيد

E-mail

نويسنده: وهب Sunday، 02 Oct، 2005 ساعت 03:58

بهم سر بزنید//////
رخيزم وزندگی زسرگيرم وين رنج دل از ميان برگيرم

E-mail

نويسنده: رز Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 11:00

سلام ...خوب به نظد من نصف اين مسا له ها بر می گرده به اين که اينجا يه دنيای مجازيه...توی دنيای مجازی خيلی کم ميشه محبتهای واقعی به هم داشت....در مورد اين که ديگه مردم اونجا (اينجا ايران)را درک نمی کنی به خاطر اينه که عوض شدی و از اونها هم انتظار داری اين گونه باهات باشن اما اونها عوض نشدن اونها همون جان......ولی زياد به درد ملت کار نداشته باش اخرش يا شاعر ميشی يا مجنون...اه چی در مياد...اقا يه فکری به حال وبلاگت کن ...خيلی منظمه...می خوای من براش يه قالب بريزم؟؟

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: رز Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 09:31

راستی به جونه بچه من چی کار داری ...می تونی جون اقامونو هر چه قدر می خوای قسم بخوریD:

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: رز Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 09:30

سلام ببين من نمی گم امار لزبين ها تو ايران چه قدر سوال کردم چرا ولی انگار لازم شد دوباره توضيحش بدم

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: رز Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 06:56

داريم به اينجا می ريم که سعيد که دو ساعت اینجا از درد وبلاگ نویس ها گفته مياد وبلاگ من نظر می ده اما اصلا منظوره منو نمی فهمه .....ببين الان من می تونم بگم اين سعيد هم مثل بقيه فقط مياد که نظر بده که......ببين نمی تونم بيان کنم اما همين منو تو که خودمونو داريم جدا می بينيم گاهی کارهايی می کنيم که بقيه هم می توننيد از ما چنين برداشتهايی کنن...البته من چنين برداشتی از شما نمی کنم ...

URL: http://zohzoh.persianblog.com

نويسنده: غريبه Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 02:12

اگه کسی هستيد که اون ور ها هم امديد واقعا شرمنده که نتونستم اپ کنم و نميدنم کی دوباره متونم از اين ابو قرازه استفاده کنم ولی سعيم رو ميکنم!...سعيد(خان) شما خودت رو ناراحت نکن کسی اينجا فحش نميده٬همه ما هم پر اشتباه هستيم٬انتقاد هم اگه سازنده باشه(حرف بزرگتر از دهن) ميکنم٬شما ديگه التماس نکن هيچوقت٬لطفا.
خوش باشی

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: غريبه Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 02:09

راستی ببين من با اينکه هنوز اونجارو اپ نکردم جايه ديگه نتونستم يه علت بعضی از مشکلات نظر بم امدم نظر دادم...راستی با ارض معذرت از صاحبخونه يه چيزی بود گفتم بگم٬

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: غريبه Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 02:07

ببين اين يارو که اين پايين نوشته به ما هم سر بزن و زحمت خوندن رو هم به خودش نداده چقدر بيشعور بود! اينم حتمی خلصت حيوانی داره!ولی به نظرم اينا رو که اينجا مينويسی فايده نداره چون هموطور که خوتم گفتی اونايی که نخونده مثل خوره ها نيظر ميدند که اينجا رو نميخونندـراستی التماس نکن به اين بی جنبه ها اصلا به هيچکس هيچ وقت التماس نکن

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: غريبه Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 02:03

قشنگ بود به ما هم سر بزن!

URL: http://stranger89.persianblog.com

نويسنده: حلــــــــی Saturday، 26 Jun، 2004 ساعت 01:33

سعيد حاتمی عزيز ... خيلی خوبه داری از اتفاقی که برای ما افتاده تجربه می گيری ... ولی من روحم انقدر پيچيده شده که اينارو تلنگر حساب نمی کنه ... من خوشحالم .. دوست دارم همه بيان بنويسن .. به من بد بگن .. به شری بد بگن ... از تو حرفاشون می خوام جواب سوالای خودمو پيدا کنم .. خيلياشو گرفتم ... ولی چندتاش هنوز بی جوابه ... بذار همه بنويسن .. توام بنويس ... روح من از نوشته های شما اذيت نمی شه ... ولی اگر روح شری آزار می بينه ... چه بهتر .. دلم می خواد يه کمم روح اون آزار ببينه ... مزه اشو بچشه .. انقدر از دور نشينه شعار بده ... و هی چپ و راست برای خودش کارت پستال بفرسته و از خودش به خاطر اين همه زيرکيش تشکر کنه ... شايد شايد شايد ( من يه کورسوی اميدی دارم ) به خودش بياد ... برای خودش می گم ... بايد زودتر به خودش بياد .. اينارو تا وقتيکه اينجاست بايد ياد بگيره ... به محض رفتنش می دونم ۱۰۰ برابر نزول می کنه .. می شناسمش ... می دونم چه چيزايی می تونه با روحش بازی کنه ... همينه که می گم اونجا نزول پيدا می کنه .. حالا ببينيد !!!

URL: http://liasa.persianblog.com

نويسنده: متين Friday، 25 Jun، 2004 ساعت 05:24

دايی من خصلت حيوونی دارم ؟!
چن بار به من گفته بودن آدم نيستما ... !! نگو همين بوده !!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: متين Friday، 25 Jun، 2004 ساعت 05:24

دايی من خصلت حيوونی دارم ؟!

URL: http://2khtaregol.4irani.com

نويسنده: متين Friday، 25 Jun، 2004 ساعت 05:05

من انتقاداتم رو تو ماه دسامبرت گفتم دايی !! يه مقدار خواسته هايی بود که عنوان شد !!
برای ماه جولای و اينا هم بعدا ميگم !!
:)
در ضمن من همه نوشتتو خوندم که خسته نمونی :)
اما کم خوابی هم هست که یه وقتا آدم رو خسته میکنه ها :)
بعد من هنوز وبلاگ مینویسم یعنی همه حرفمو میفهمن ؟!
اتفاقا من چون کسی حرفمو نمی فهمید وبلاگ نوشتم :)
از اون به بعد بعضی ها فهمیدن حرفمو :)
بعدش دیگه برام مهم نیست اون قبلی ها نفهمن ... چون یه کسای دیگه هستن این جا که میفهمن :)
التماس میکنم التماس نکنی .
شاد باشی.

URL: http://2khtaregol.4irani.com

لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
نام:
E-mail: حفظ داده ها:
URL:
متن:
   

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!



Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.