|
روز دانشجو
چند روز هست نه خوابيدم نه به کارهام تونستم برسم. البته بهتر هست زياد کنجکاوی نکنيد چون هرچقدر هم باهوش باشيد نميتونيد دليلش رو حدس بزنيد! خلاصه ببخشيد اگر به وبلاگهاتون سر نزدم يا اگر هم اومدم يا نظر ندادم يا کوچولو بوده. ميخواستم ديروز مطلب راجع به روز دانشجو بنويسم ولی به همون دلايل که شما نمی دونيد موکول شد به امروز. البته امروز هم بجای کار دارم می نويسم و فردا صبح بايد کلی کار تحويل بدم؛ يعنی باز هم شب تا صبح در خدمت کامی جان هستيم. خوب همتون کم و بيش از جريانات ديروز اطلاع داريد. اگر هم نداريد شراگيم يه گزارش از تلاشش برای ورود به دانشگاه تهران نوشته که بد نيست بخونين (اينجا کليک کنيد) حالا جالب اينجاست که اينجا هم يه يکی دو ماهی هست که هر روز تو برلين روز دانشجو هست! اداره آلمان به صورت ايالتی هست يعنی هر ايالت يه رئيس جمهور داره و هيات دولت. مثلا مونيخ پايتخت ايالت بايرن هست؛ يا پُتسدام (دهاتِ ما) ايالت بِراندِنبورگ، شهر برلين که پايتخت آلمان هست درست وسط اين ايالت و چسبيده به پتسدام قرار گرفته، و خودش مثلهامبورگ و بِرمِن يه شهر مستقل هست، و در واقع شهردارش نقش رئيس جمهور و سناتورها نقش وزيرها رو ايفا ميکنند. همه اينها رو گفتم که بدونيد تو هر شهر و ايالت با اينکه ممکن هست چسبيده به هم باشند قوانين با هم متفاوت هست، حتی روزهای تعطيل هم فرق داره. چند سالی هست (بعد از ۱۱ سپتامبر) دولت مرکزی آلمان مثل بقيه کشورهای صنعتی دچار مشکلات اقتصادیِ زيادی شده، از اين رو سعی ميکنه هزينهها عموميش رو کم بکنه. از جمله بالا بردن ميزان ماليات، و کم کردن کمکهای اجتماعی به افراد فقير. با توصيفی که از نحوه حکومت آلمان شد اين قوانين هم متفاوت هست. مثلا تو شهر برلين قرار هست از سال (ترم) آينده شهريه دانشگاهها ۲ برابر بشه. يعنی از حدود ۲۵۰ يورو (۲۵۰,۰۰۰ تومان) بشه ۵۰۰ يورو. به همين دليل تقريبا از ابتدای اين ترم تو برلين روز دانشجو هست. اونجور که از اخبار و اطرافيان که تو برلين تحصيل ميکنند ميشنوم روشهای مخالفت با اين گرونی جالبه. مثلا کلاسها تو خيابون يا مترو برگزار ميشه و جالب هم هست که استادها و پرفسورها هم همکاری ميکنند. در اين مورد گيله مرد نوشته (اينجا کليک کنيد). البته اين اقدامات همه از طرف گروههای چپ که در واقع تفکرات سوسياليستی (اجتماعی) دارند هدايت و سازمان دهی ميشه، مثل همه تفکرات اين گروه هم طرفداران تندرو داره و مثلا مياند سر کلاس و با بلندگو شروع به حرف زدن ميکنند و نميگذارند استاد يا پرفسور حرف بزنه. يا اينکه حدود ۵۰ نفر از اونها دفتر سناتور علوم رو اشغال کرده بودند، يا يک عده جلوِ شهرداری برلين جمع شده بودند و نميگذاشتند کسی وارد بشه. اين وسط بعضیها هم کارهای جالب ميکنند. مثلا راهپيمايی با دوچرخه يا اسکيت، يا بدونِ لباس تو اين سرما. در واقع با اين کارها می خوان توجه مردم و رسانهها رو به خودشون معطوف کنند تا دولت از جانب عموم تحت فشار قرار بگيره و از تصميمش عقب نشينی کُنه. مثلا چند روز پيش چند نفر از دانشجوها جلوی ساختمانهايی که برای شرکتهای تلويزيونی هست و يک رودخونه از کنارش رد ميشه، خودشون رو تو اين سرما به آب انداختِ بودند. من نميخوام اين وسط مقايسه انجام بدم. خواستههای دانشجوهای ايرانی با اينها زمين تا آسمون فرق داره. ولی ميخواستم راجع به يه نکته فکر کنيم: اينها همون آزادی و دمکراسی که خيلیها تو ايران دنبالش هستند رو دارند، ولی هميشه چيزی هست که باز هم از قدرت (دولت) مطالبه کنند. مثلا چند سال پيش دانشجوها و طرفداران گروههای چپ و سوسياليست انقدر به دولت فشار آوردند که نيروگاههای اتمی رو بخاطر محيط زيست تعطيل کُنه، يا ازدواج همجنس بازها رو قانونی کُنه (که موفق هم شدند) يا الان می خوان خريد و استفاده از مواد مخدر کم ضرر مثل حشيش رو آزاد کنند (که هنوز موفق نشدند) نميخوام بگم مردم غيور ايران! چند سال آينده تو روز دانشجو (۱۶ آذر) برای قانونی شدن ازدواج همجنس بازها با پليس و مخلفانشون درگير ميشند، ولی ميخوام بگم اين خاصيت انسانه که هر چی رو داشته باشه دنبالِ داشتن چيزهای جديد ميره و اونها براش آرمانی ميشند ولی به محض بدست آوردنشون حتی فراموش ميکنه که چه بهايی رو براش داده. اينطور نيست؟ شما تو زندگی اينطور نبوديد؟ بد نيست به مناسبت روز دانشجو شما رو با وبلاگ يک دانشجو آشنا کنم که پر از مطالب علمی و پرارزش هست (اينجا کليک کنيد). در ضمن ورود دوست محترمم رو به جمع وبلاگ نويسها تبريک ميگم. اگر نوشتههام رو دنبال ميکنيد متوجه ميشيد قرار بود چه انسان بزرگی رو راضی کنيم حرفهاش رو به ما بگه (اينجا کليک کنيد).
نظرات قبلی
نظر شما چيه؟ (7 پيام)
|