|
افتتاحيه
اولين بار ۲۲ مرداد بود که کلنگِ ساختن يه وبلاگ تو مغزم زده شد. کلنجار با خودم نتيجه نداد و با وجود کمبود وقت دست به اين کار غير اخلاقی زدم!!! ۲۲ شهريور همزمان با تولدم کلنگ وبلاگم رو تو پرشين بلاگ زدم. اولين نوشته ام هم همون موقع نوشتم. تو اين مدت اگر فرصتی ميشد چند خطی مينوشتم و بيشتر به سر و سامان دادن اينجا می پرداختم. عقيده دارم وقتی کاری می خواد انجام بشه بايد کامل و کم نقص باشه. هر چند که هنوز هم نقصهايی وجود داره که اونها هم فقط و فقط با کمک شما و راهنماييهاتون ممکنه. خلاصه که امروز يعنی ۲۲ مهر وبلاگم به جايی رسيده که ميتونم افتتاحش کنم. تو اين مدت بعضی گذری راهشون به اينجا افتاده و نظر هم دادند. از همشون ممنونم. از شما هم ميخوام منو از نظرهاتون بهره مند کنيد. ميدونم اون کسانی که اومدند اينجا نظر دادند توقع داشتن من هم برم بازديد پس بِدم (خاله خاله بازی) ولی به ۲ دليل اين کار مقدور نبوده. اول وقتش واقعاً نبود؛ چون برای نظر دادن تو جايی بايد همه وبلاگ رو ميخوندم بعد نظر ميدادم. بعدش هم چون اين خاله خاله بازی يه نوع تبليغ هم حساب ميشه و من هنوز اينجا رو کامل نکرده بودم؛ نمی خواستم مهمونها بيان جايی که نقص داره و مطالبش کامل نيست. بعد از اين هم به احتمال زياد دير به دير بتونم بازديد پس بدم، پس يه خواهش کوچک: همه ميدونيم تبليغ مفيدترين کار برای جلبِ مشتری محسوب ميشه. البته ارزون فروختن هم مفيدِ، ولی من نميخوام اينجا با مطالبِ سطحی و به قول معروف عوام پسند خواننده جذب کنم. البته يه نظرسنجی گذاشتم که اگر ميشه لطفاً توش شرکت کنيد. ولی مسأله تبليغ: من صفحه دوستان سعيد رو درست کردم برای اين کار؛ يعنی اونجا برای کسانی که مايل هستند لينک ميذارم که در واقع براشون تبليغ بشه. اگر مايل هستيد لطفا فرم مربوط رو که در صفحه دوستان سعيد هست، پر کنيد. در مقابل يه خواهش کوچيک دارم، که حتی الامکان، يه لينک کوچولو به من تو وبلاگتون داشته باشيد، البته اگر فکر ميکنيد اينجا قابل تبليغ هست. نکته بعدی، کسانی که مايل هستند بعد از اضافه شدن هر مطلب از طريق ايميل بصورت خودکار بهشون اطلاع داده بشه لطفاً فرم کنار صفحه رو پر کنند.
تو اولين نوشته ام، يکی از هدفهام از ساختن اينجا رو آشنايی با آدمهای جديد ذکر کردم. اين واقعا قشنگ هست که آدم دوستان زيادی با افکار و نظرات متفاوت داشته باشه. ولی هدفی که با گذشت زمان در به انجام رسوندنش مصمم شدم، اينه که با کمک همين دوستان جديد بتونيم خيلی از ارزشها رو که در جامعه امروز ايران ميون جوونها و نوجوونها، در حال به فراموشی سپردن هست، زنده کنيم. هميشه دغدغه اصلی من اين بوده که چرا ما ايرانیها داريم به سمتی ميريم که دقيقاْ بر خلاف شعارها و ادعاهامونه. زجر آوره که احترام به والدين، به بزرگترها، به کوچکترها، به افراد ناتوان، به همنوع، به ارزشها (که قرنهاست ادعاشو داريم)، به طبيعت و... و... و...، همه و همه رو به فراموشيه. بيائيد دست به دست هم بديم تا اين واژههای قشنگ رو عملی کنيم. با تشکر
نظرات قبلی
نظر شما چيه؟ (7 پيام)
|