|
افتخار ايرانی بودن
ديروز ظهر از سر کار وقتی خواستم ايميلهای شخصی ام رو بخونم اولين چيزی که تو صفحه اول web.de خودنمايی میکرد عکس يک زن با روسری مشکی بود با تيتر: «جايزه صلح نوبل برای زن وکيل ايرانی» تو خبرها خونده بودم از ايران آقای آغاجری نامزد اين جايزه شده ولی اينکه خانم عبادی حتی نامزد اين جايزه باشه هم نشنيده بودم و حالا برنده شدنش شُک عجيبی به من وارد کرد. چند لحظه که گذشت انواعِ پيامهای تبريک تلفنی يا ايميلی بهم رسيد. چقدر لذت بخش هست که من از کشوری هستم که يک زن از اونجا برنده جايزه صلح نوبل ميشه. ميخواستم ديشب اين مطلب رو بنويسم ولی متاسفانه جايی بودم که دسترسی به اينترنت مقدور نبود، ولی فقط ميتونم بگم اين افتخار رو به تمام ايرانیها با هر طرز فکری تبريک ميگم. ديشب با خودم فکر میکردم اگر مثلاً ايران اسرائيل رو با بمب اتم نابود میکرد آيا چنين بازتابی تو رسانههای دنيا داشت. هر صفحه اينترنتی (چه خبری چه خدماتی) رو که باز ميکنم می بينم انواعِ خبرها و مقالات رو در اين زمينه داره، البته بعضیها منصفانه و بعضی ديگر غير منصفانه مسائل داخل ايران رو تحليل کردند. ديشب اولين خبر تمام بخشهای خبری تلويزيون آلمان مربوط به اين خبر بزرگ بود. اخبار ساعت ده شب شبکه دوم آلمان (ZDF) حدود ۱۰ دقيقه مصاحبه مستقيمی از پاريس با خانم عبادی داشت. البته شُک و هيجان و خستگی از چهره ايشون مشخص بود، ولی با اينحال سئوالهای انحرافیِ مجری در مورد ايران و وضعيت حقوق بشر و اسلام رو به خوبی پاسخ ميداد. مثلاً يه جا گفت من به عنوان دارنده اين افتخار نبايد با حرفهام باعث اختلاف بين افراد بشم، و اين از کسی که تو ايران مدتها بازداشت بوده و به عنوان مخالف جمهوری اسلامی شناخته ميشه، ارزشمند بود و واقعاً اين جايزه حق همچين انسانیه. جالب بود که خودش هم ميگفت حتی نميدونسته برای اين جايزه نامزد شده. حتما اطلاعاتی از جايزه نوبل و تاريخچه اش میدونيد. من هم اطلاعات مختصرم رو در اين زمينه می نويسم شايد مفيد باشه. آلفرد نوبل دانشمند مخترع ديناميت بود. البته اينکه چرا اين وسيله خطرناک رو اختراع کرد؛ بخاطر اين بود که اون يک معدندار بود و چون تحصيلاتش در زمينه شيمی بود، تو آزمايشگاه کوچيکش دنبال کشف ماده يی بود که باهاش حفاری معدن رو راحت تر کُنه و بلاخره موفق شد، و چون اين ماده کاربرد و مشتريهای زيادی داشت در زمان کوتاهی ثروتمند شد و کارخونههای زيادی در اروپا و سراسرِ دنيا ساخت. ولی چندی نگذشت که ديد اين وسيله برای کُشتن و نابودی انسانها بکار ميره. در همين زمان با خانمی آشنا شد که فعاليتهای صلح طلبانه میکرد و همين جرقه و عذاب وجدان از کشفش باعث شد هر سال يک جايزه نقدی به کسی که در زمينه صلح فعاليت داره، اهداء کُنه. اگر حافظه ام درست ياری کُنه تا چند سال فقط اين جايزه به فعالان صلح داده ميشد که بعدها و پس از مرگ نوبل به دنشمندان بزرگ در زمينههای فيزيک، شيمی، رياضی، ادبيات و پزشکی اهدا ميشه. جالبه بدونيد جايزه صلح توسط گروهی از نمايندگان پارلمان نروژ مشخص ميشه و بخاطر اينکه اصلی ترين جايزه نوبل هست هميشه بازتابهای زيادی در جهان داشته. خانم عبادی اولين ايرانی هست که جايزه نوبل برنده ميشه. البته تو ذهنِ من اينطور بود که دکتر حسابی هم جايزه فيزيکِ نوبل رو برده ولی وقتی در اين زمينه تحقيق کردم ديدم فقط ايشون يک سال نامزد دريافت اين جايزه بودند که هر سال بيشتر از ۲۰ نفر نامزد اين جايزه هستند. البته اين از مقام و بزرگی ايشون چيزی رو کم نمی کنه و الحق ميشه گفت بزرگترين دانشمند ايرانی قرن بيستم بودند، ولی ای کاش کسانی که در اين زمينه اطلاع رسانی کرده بودند کمی صداقت داشتند. شيرين عبادی ديشب در انتهای صحبتهاشون اين جايزه رو به تمام فعالان واقعیِ صلح در دنيا و ايران تقديم کردند. و چه زيباست کلمه صلح.
نظر شما چيه؟ (26 پيام)
|